مجری از یک سو خواهان موفقیت حرفه ای و کسب رضایت مدیران و جذب مخاطب است و از سوی دیگر موفقیت حرفه ای او، مرهون چگونگی رفتار ارتباطی و تعامل اخلاق مدار او با محیط درونی و بیرونی رسانه خواهد بود. موضوع اخلاق حرفه ای مجری از همین تعامل های ارتباطی سرچشمه گرفته و بایدها و بایستگی های اخلاقی این حرفه، به چگونگی مدیریت رفتار ارتباطی او با صاحبان حق این حرفه بر می گردد. مجری رادیو و تلویزیون با کسب دانش اخلاق حرفه ای و شناخت مسئولیت های اخلاقی خود، می تواند در مسیری متعالی گام بردارد. لازمه شناخت این مسئولیت های اخلاقی شناخت صاحبان حق در هر حرفه است. صاحبان حق حرفه مجری گری درواقع فرد، گروه یا هر عنصری است که از او اثر می پذیرد و مجری می بایست در قبال نحوه رفتار خود با او پاسخگو و ملزم به رعایت حقوق اش گردد. مهمترین دغدغه پژوهش پیش روی، شناخت و تبیین اصول اخلاقی حرفه مجری گری با رویکرد دینی مبتنی بر آیات و روایات است. این پژوهش به مفهوم شناسی اخلاق حرفه ای مجری گری ذیل تعریف اخلاقی منتخب (مسئولیت های اخلاقی فرد و سازمان در قبال ذی حقان) پرداخته و در گام بعد، با احصاء و شناسایی گروه ها و عوامل مرتبط با حرفه مجری گری (صاحبان حق) و حقوق آنها، با رویکرد استقرایی، منشور اخلاق حرفه ای مجری گری در قالب الگویی هشت ضلعی را ارائه می دهد. براساس این الگو مجری در برنامه های رادیو و تلویزیونی در قبال حقوق جامعه و منافع ملی، مخاطبان، مهمانان، عوامل تولید و همکاران، مالکان فکر، رقبا، کارفرما و خود حرفه مجری گری، مسئولیت اخلاقی دارد.
اگر میشد سری به خانواده های دهه 1940 امریکا بزنیم، میدیدیم که تنها تعداد محدودی از خانواده های مرفه(ثروتمند)، دارای تلویزیون بودند، اما امروزه پیش از 90 درصد خانواده های امریکایی حداقل یک دستگاه و بسیاری هم بیش از یک دستگاه تلویزیون دارند. در سالنهای نشیمن و جمعی موسسات دانشجویی نیز تلویزیون وجود دارد، در اتاقهای بیمارستانها برای بیماران تلویزیون تعبیه کردهاند و همچنین در مسافرخانه های بین راهی و هتلها نیز تلویزیونهایی وجود دارد که با پرداخت مقدار وجهی، ازطریق کانالهای ویژه،فیلم سینمایی پخش میکنند.
مطالعات در مورد زمان تماشای برنامه های تلویزیونی توسط افراد سنین مختلف نشان میدهد که حتی نوزادان هم روزانه حدود نیم ساعت در معرض تماشای تلویزیون قرار میگیرند. کودکان سنین چهار تا شش سال به طور متوسط حدود دو ساعت و نیم تلویزیون تماشا میکنند.
Purpose: This study was carried out with the aim of strategic tourism planning in Semnan with emphasis on MICE tourism using Meta SWOT and SOAR techniques.
Methodology: The descriptive-analytical method is used in order to conduct this research. The statistical population of the study is divided into three parts. The first part were local residents of Semnan, the second part includes tourists who have considered Semnan as a tourist destination from 2019 to 2020, and third part includes academic elites, managers, staff of tourism part working in different management levels of province. Three-hundred seventy people (three parts) were determined as the statistical sample size using Cochran formula. The method of data collection and analysis of required information is documentary and survey. Meta SWOT and SOAR analytical techniques have been used to formulate the development strategy and explain the goals, resources, capabilities and macro-environmental factors.
Findings: According to the obtained results, the most important factors in line with strategic tourism planning in Semnan are government policies, non-responsiveness of infrastructure, increased natural dangers and inflation and economic recession at the macro level.
Conclusion: Meta SWOT model is implemented in a program consisting of title window and seven interconnected windows. This tool enables unlimited reviews of inputs, because decision makers change their assessment during a planning activity.
به نظر می رسد ما باید یک تجدید نظری درباره اشاعه طنز بکنیم.پیامبر اکرم ص به حسان بن ثابت فرموده که هجو کن آنها را ، آنها ما را هجو کردند ، مشرکین را هیچ مانعی نیست.ما به طور طبیعی می خواهیم که هنر ما ، طنز های ما ، ادبیات ما یک مقدار دستمان را بگیرد و ببرد بالا تا بتوانیم جواب گوی نسل های بعدی باشیم .قدم دوم و مهم یک طنز پرداز فهم مسائل اساسی جامعه ونقادی است . لذا عرصه طنز هیچ انحصاری ندارد یعنی در سیاست ، در اجتماع ، در اقتصاد و در فرهنگ طنز معنا پیدا می کند.
انسان موجودی اجتماعی است که در سایه ارتباط با دیگران می تواند به استعدادهای خویش واقف شده و نیازهایش را برطرف کند. این تعامل از خانواده شروع و سپس به خویشاوندی و بعد از آن به دیگر افراد جامعه سرایت می کند. از آن جایی که پیش گیری از رفتارهای مجرمانه در فهرست وظایف انبیاء و پیشوایان دینی قرار می گیرد، همواره پیش گیری از وقوع جرائم و انحرافات در نظام اجتماعی اسلام مقدم بر اصلاح مجرم بوده است؛ در قرآن کریم و روایات معصومین بهترین شیوه ها برای پیش گیری از جرائم و مفاسد اجتماعی معرفی شده است.مقاله حاضر با روش توصیفی - تحلیلی با تأکید بر شیوه اجتهاد به دنبال بررسی این سؤال است که با محوریت آیات و روایات، خانواده چگونه بر اساس الگوی رفع نیاز از ارتکاب جرائم و انحرافات جلوگیری می کند؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که در آموزه های دین اسلام، مجموعه ای از لایه های کنترلی در پیش گیری از جرائم و انحرافات وجود دارد که قبل از لایه حکومت و مقدم بر آن است. این لایه ها عبارتند از: لایه فرد، خانواده، خویشاوندی، همسایگی، اخوت و برادری ایمانی که از طریق دو رویکرد مهم حمایتی (رفع نیاز از طریق مشروع) و حفاظتی (جلوگیری از ارضای نیازها به صورت نامشروع) نقش مهمی در پیش گیری از جرائم و انحرافات ایفا می کنند.
هر فضایی حیات فرهنگی خاص خود را می سازد، بنابرین مطالعه ی نحوه ی تولید و مصرف فضاهای مدرن شهری در دو دهه ی اخیر، اهمیت ویژه ا ی یافته است. کافی شاپ نیز به عنوان یکی از همین فضاهای جدید، فرهنگ خاص خود را خلق کرده است. پژوهش حاضر با به کارگیری رویکردی اتنوگرافیک در پی آن ست که به توصیف کافی شاپ و کافه نشینی به مثاب ه ی یک میدان فرهنگی بپردازد. میدان مطالعه، 18 کافی شاپ شناخته شده در شهر بندرعباس بوده و فرایندهای داده یابی مطالع ه ی حاضر، ترکیبی از مشاهده ی مشارکتی و مصاحبه های رسمی و غیررسمی است. شی وه ی دسترسی به نمونه ها با حضور محقق در کافی شاپ ها و انجام فرایندهای اعتمادساز به صورت مستقیم و همچنین به شیوه ی معرفی توسط کافه من ها، بوده است. فرایندهای داده کاوی و مثلث سازی (چندوجهی کردن) فعالیت های میدانی حاکی از آن ست که می توان کافی شاپ در بندرعباس را به شکل زنجی ره ای از خرده فرهنگ تا ضد فرهنگ توص یف کرد. انتزاع داده های حاص ل از مصاحبه های رسمی و غیررسمی با مشارکت کنندگان میدان پژوهش نیز هشت مقوله ی تعاملی بودن، فراغتی بودن ، سبک مند بودن ، دموکراتیک بودن، جهانی بودن، امن بودن، منزلت بخش بودن و مدگرا بودن را در توصیف کافی شاپ به مثابه ی فضای فرهنگی، نشان می دهد.
"سازمان علمی ـ فرهنگی ملل متحد (یونسکو) در تعریف آموزش آورده است: «تمام کنشها و اثرات، راهها و روشهایی را که برای رشد و تکامل تواناییهای مغزی و معرفتی و همچنین مهارتها، نگرشها و رفتار انسان به کار میرود (البته به طریقی که شخصیت انسان را تا حد ممکن به تعالی برساند) تعلیم و تربیت و یا آموزش و پرورش میگویند».
بر این اساس میتوان گفت آموزش یک فرایند متوالی و پیگیر است که تداوم آن تمامی ابعاد حیات انسانها را در بر میگیرد. آموزش از جمله اجزای جداییناپذیر زندگی انسان است.
در قرن حاضر وسایل ارتباط جمعی همانند مطبوعات، رادیو و تلویزیون، ماهواره و اینترنت جانشین ارتباطات رو در رو و چهره به چهره شدهاند و تأثیر بسزایی بر تکتک افراد یک جامعه به جا گذاشتهاند. این تأثیرات منجر به آموزش مستقیم و غیرمستقیم تمامی افراد میشوند.
این وسایل ارتباط جمعی با انتشار اطلاعات و آگاهیها، افزون بر نقش تکمیلی آموزش مؤسسات آموزشی و دانشگاهی بدون هیچ محدودیت زمانی، مکانی، سنی و جنسی، آموزش افراد جامعه را بر عهده دارند.
مقاله حاضر با بررسی یکی از وظایف مهم وسایل ارتباط جمعی، یعنی نقش آموزشی و تأکید بر تأثیر شدید آنها در عصر کنونی، مزایای آموزش از طریق این گونه وسایل را بیان میکند. این نوشتار به بررسی عناصر تأثیرگذار بر روند آموزشی رسانهها در فرایند جهانی شدن و همچنین نقش حواس در فرایندهای یادگیری و استفاده از فناوریهای نوین پرداخته شده است.
"
پژوهش حاضر تلاش می کند تا به عنوان یکی از نخستین گام ها در این مسیر، به آینده شناسی نسبت دولت و رسانه در بستر تحولات تکنولوژیک و فرهنگی پیش رو بپردازد. با توجه به تغییراتی که طلیعة آن از هم اکنون به وضوح آشکار است، سرشت و سرنوشت رسانه به طور کلی، در حال دگردیسی است. این پژوهش با رویکرد و روش شناسی آینده پژوهانه احتمالات ممکن در باب آیندة رسانه را بررسی کرده و توضیح می دهد در هر یک از سناریوهای پیش رو دولت چه نسبتی با رسانه خواهد داشت و از چه میزان توان کنترل رسانه برخوردار خواهد بود. برای انجام این مهم پژوهشگران حاضر ابتدا چارچوب مفهومی و روش شناسی انتخابی خود (روش سناریو نویسی ) را تشریح کرده و سپس به تدوین سه سناریو از آیندة دولت و رسانه خواهند پرداخت. این سه سناریو عبارت اند از: 1. رقابت بین بازیگران دولتی و غیردولتی برای تسلط بر رسانه، 2. جامعة شبکه ای سلسله مراتبی؛ ورود به دوران تاریک کنترل اطلاعات و 3. جامعة شبکه ای باز؛ شروع دوران برابری اطلاعاتی و عصر روشنگری. در پایان نیز این سه سناریو بر اساس آینده های ممکن، محتمل و مطلوب بررسی می شوند.