طنز و طنزپردازی از دیرباز در فرهنگ جامعه ما نقشی عمده در پیامرسانی و آگاهی بخشی داشته است و به دلیل استفاده از قالبهای خندهآور بیانی، رفتاری، تصویری و... ضمن ایجاد شادی و فرح درمیان مخاطبان، بیشترین تاثیر و نفوذ را در انتقال معنا و مفهوم مورد نظر خود داشته است. طنز پدیدهآی است اجتماعی که در تقابل با ساخت موجود، آن را به طور انتزاعی درهم میریزد و جذابیت و فرحبخشی آن نیز مرهون استفاده ماهرانه و ظریف از همین ویژگی است.
درکنار خصوصیت شادی بخش، طنز نشان دهنده سیمای فرهنگ و جامعهای است که درآن زاییده شده و بیانگر حدود تحمل و درک سازندگان و مخاطبان خود است. درعین حال مقولهای است که همواره در خطر لغزیدن به دامن هجو، ابتذال، سطحی نگری و تمسخر بوده و از همین روست که باید با دقت و تعمق بیشتری به آن نگریست.
"در تمام دنیا ، فقط یک مساله مطرح است .فقط یک مطلب . این که برای آدمی معنایی روحی بیابی و دردی و دلهره ای روحی .. دیگر نمی توان بی شعر و رنگ زیست و بی شور عشق.سرشت و طینت طنز دروغ ستیز است و شریف ترین و خستگی ناپذیر ترین مدافع راستی و درستی است.طنز بر نمایش دقیق وآگاهانه جانمایه درونی خود کهاز عینیت واقعیت بیرونی وتخیل نیرومند طنز پرداز و دخالت عنصر تازه مایه می گیرد، تکیه دارد اما در این نمایش هنرمندنه خود را ناگزیر می بیند که تنها به تصویر نمودهای خاصی از واقعیت بپردازد ونه بر آن است تا تجسم کننده وبیانگر خشک و بی روح رویدادها یا تضادها و پارهای آن واقعیت باشد .ما در یک اثر طنز آلود نه تنها با یک ادیب ، بلکه با یک هنرمند زبان شناس مواجهیم.
"
"انسان زبان خود را با دلیل های متعددی که از آن صحبت خواهیم کرد ، به گونه های متفاوت به کار میگیرد. گاه می خواهد در کمترین زمان ممکن اطلاعاتی را به مخاطب خود بدهد یا اطلاعاتی را از او بگیرد . در چنین موردهایی آنچه که اهمیت پیدا می کند نسبت اطلاعات مبادله شده به زمان مبادله اطلاعات است . عموم ارتباطات در زندگی انسانی از این نوعند بنابر این روش مبادله چنین اطلاعاتی طلب می کند که نویسنده با گوینده روشی را در پیش گیرد که مخاطب با کمترین مشکل ، پیام و منظور او را ادرک کند و در صورت لزوم به گونه ای قابل پیش بینی به آن پاسخ دهد.گرایس ، معتقد است هر مکالمه ای که بین دو نفر ایجاد می شود از چهار قانون یا قاعده کمیت ، کیفیت ، ارتباط و روش تبعیت می کند.
"
درپی بردن به ویژگیها و ماهیت یک جامعه،همانند یک فرد، هیچ سند، مدرک، آمار و ارقام و یا اندازهگیریهای عینی ای هرگز قابل قیاس با ملاحظه و دید اجمالی و شهود نیست(آدن 1962).
تماشای تلویزیون و مطالعه آزاد، ریشه در زندگی خانوادگی دارد. این فعالیتها با رشته محکمی به محیط خانوادگی کودکان پیوند میخورد و با آن تثبیت و ارزیابی میشود. از این رو، راههای نزدیک شدن کودک به رسانه، ارتباط ناگسستنی با پیچیدگی رابطه خانواده و رسانه دارد. بنابراین، تحقیقات درباره چگونگی استفاده از تلویزیون و فعالیتهای مطالعاتی باید در محیط طبیعی آن انجام پذیرد.
"هجو حمله ای است ادبی به کسی یا چیزی و قصد آن افشای نارسایی های گوناگون زندگی و ..و در مواردی با بی پروایی و گستاخی همراه است .در تاریخ ایران در مقابل مدح و ثنایی که شاعران درباری نثار اربابان خویش می نموده اند .. کسانی هم بوده اند که با هجو با یاری بازماندگان غارت ها رفته و پرده از حوادث تاریخ برداشته اند .
"
کودکان از بدو تولد آماده تقلیدند. تحقیقات نشان میدهند که نوزادان چندساعت پس از تولد، یعنی پیش از آنکه بدانند چهرههایشان چه ویژگیهایی دارد، میتوانند حالات چهره بزرگسالان را تقلید کنند. این غریزه برای کودکی که باید در فاصله کوتاهی رفتارهای زیادی را بیاموزد، نعمتی بزرگ محسوب میشود.
اما غریزهای ندارند که به آنها بگوید چه رفتارهایی را باید تقلید کنند. آنها همه چیز، ازجمله رفتار های مخرب و ضد اجتماعی را تقلید میکنند. درهمین جا این فکر به ذهن ما خطور میکند که کودکان چهارده ماهه نیز رفتارهایی را که در تلویزیون به نمایش درمیآیند، مشاهده میکنند و به ذهن خود میسپارند.