پژوهندگان امر ارتباطات اغلب تمایل دارند نتایج به دست آمده از پژوهش را به کل جمعیت جامعه، ناحیه یا حتی یک ملت تعمیم دهند. البته کاملا بدیهی است که نمیتوان عده بسیار زیادی از جمعیت را مورد بررسی و مطالعه قرارداد؛ زیرا این کار به حضور خیل عظیمی از پرسشگران و وجود منابع مالی عظیم نیاز دارد. با این همه، درقرن نوزدهم، پژوهشگرانی که درباره حیوانات (نظیر گونه های دریایی) پژوهش میکردند، متوجه شدند که اگر گروه کوچک و کم شماری از حیوانات را به عنوان نمونه درنظر بگیرند، به نحوی که ویژگیهای آنها به طور میانگین همان ویژگیهایی باشد که جامعه اصلی واجد آنهاست، دراین صورت نتایج به دست آمده از این نمونه کوچک به جمعیت اصلی و بزرگ قابل تعمیم خواهد بود. در ضمن به زودی پی بردند که این اصل را میتوان درباره جوامع انسانی نیز به کاربرد، بنابراین پژوهشگران، نمونهگیری را از آنها اقتباس کردند و به رعایت گرفتند. با استفاده از این روش میتوان برامری ناممکن، یعنی مطالعه کل یک جمعیت، فایق آمد و اگر نمونهگیری، درست اجرا شود، پژوهشگران میتوانند به نتایجی دست یابند که اگر کل جامعه را بررسی میکردند، به آنها میرسیدند.
فعالیت پژوهشی یکی از وظایف اصلی هیأت علمی دانشگاههاست. در این تحقیق قصد این است که به این سؤال پاسخ داده شود که‘ چه عواملی بر فعالیتهای پژوهشی اعضای هیأت علمی دانشگاه (مازنداران) تأثیر می گذارند. برای پاسخ به این سؤال‘ نظریه ها و رویکردهای عمده در جامعه شناسی علم مورد استفاده قرار گرفته اند. از نظر روش شناسی‘ تحقیق حاضر به صورت پیمایشی انجام پذیرفته و واحد تحلیل آن‘ فرد (عضو هیأت علمی) بوده است. جامعه آماری تحقیق را تمامی اعضای هیأت علمی چهاردانشگاه مازندران در سال 1376 تشکیل می دهند. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه‘ از کلیه اعضای جامعه آماری جمع آوری شده است. نتایج تحقیق در دو بخش نسبتاً مستقل ارائه شده است. بخش اول مربوط به ویژگیهای فردی – اجتماعی و پژوهشی پاسخگویان و بخش دوم شامل نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیری است که سهم عوامل عینی‘ عوامل ذهنی و عوامل ترکیبی را بر متغیر وابسته نشان می دهد. قسمت پایانی مقاله‘ به نتیجه گیری و پیشنهادهای کاربردی اختصاص یافته است.