"حضور زنان در رسانه از دیرباز در بسیاری از کشورها موضوع مورد بحث مجمعهای علمی ـ اجتماعی بوده است. به خصوص زمانی که این حضور از لحاظ کیفی مورد نظر قرار میگیرد حساسیت و اهمیت آن مشخصتر میشود.
ضرورت پرداختن به چنین موضوعی زمانی آشکارتر میشود که میبینیم مشارکت زنان در رادیو و تلویزیون رو به افزایش است.
مقاله حاضر گزارشی است برگرفته از یک تحقیق میدانی با عنوان مشارکت زنان در رادیو و تلویزیون در سال 1382 که توسط خانم اعظم راوردراد (استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران) انجام شده است. روش پژوهش در این تحقیق، مشاهده اسنادی و مصاحبه بوده است. در مشاهدة اسنادی اطلاعات لازم در مورد ویژگیهای جمعیتشناختی و شغلی زنان شاغل در صدا و سیما از گزارشهای پژوهشی موجود در سازمان به دست آمده است. در این پژوهش با بررسی حضور کمّی و کیفی زنان در موقعیتهای مختلف شغلی در دو رسانه رادیو و تلویزیون ایران نشان داده شده است که زنان در اغلب مشاغل تولیدی حضور دارند، اگر چه این حضور در برخی از قسمتها کمرنگتر است. در این پژوهش با تحلیل چگونگی مشارکت زنان در رسانهها دربارة کیفیت این مشارکت بحث شده و عوامل مؤثر بر کارایی شغلی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافتههای این پژوهش میزان و چگونگی مشارکت زنان در تولید برنامههای رادیو و تلویزیون نشاندهندة توانایی آنان در انجام مشاغلی است که کمتر زنانه تصور میشوند.
"
"پیدایش و گسترش رسانههای جدید، افقهای تازهای را بر روی انسان گشود، به گونهای که سخن از عصر رسانهها و ارتباطات و انفجار اطلاعات به میان آمد و انسان عصر ارتباطات، در حوزه ملی و یا در عرصه جهانی، ساکن دهکدهای تلقی شد که خبرهای این سو و آن سو دور از دسترسش نیستند و در کوتاهترین زمان میتواند با سرعتی روزافزون، مکان را درنوردد و از رویدادها باخبر شود و بلکه شاهد و ناظر آنها باشد.
روزنامهها، مجلات، رادیو، تلویزیون، اینترنت و … ارمغانهای فناورانهای هستند که یکی پس از دیگری، جامعه انسانی را دچار تحولاتی شگرف کردند و زمینههای لازم را برای تعامل فکری و مشارکت سیاسی ـ اجتماعی انسانها و تعاطی اندیشهها و تعامل فرهنگها فراهم آوردند. اما شاید سرسختترین طرفداران فناوری و افراطیترین دوستداران رسانهها نیز نتوانند آسیبهایی را که در نتیجه فعالیتهای رسانهها به جامعه انسانی وارد میشود، یکسره نادیده بگیرند و گمان برند که این حوزه نیاز به مراقبت و ایمنسازی ندارد. هرچند ممکن است در شیوهها و راهکارها اختلاف نظر جدی وجود داشته باشد.
مباحثی مانند اخلاق حرفهای دستاندرکاران و نقشآفرینان رسانهها و نیز سواد رسانهای مخاطبان، هدفی جز ایجاد بسترهای مناسب برای استفاده بهینه از رسانهها و نیز به حداقل رساندن آسیبهای ناشی از فعالیتهای گوناگون و گسترده وسایل ارتباط جمعی ندارند. توجه بیشتر به این گونه بحثهای مهم، به جامعه انسانی کمک میکند که با اطمینان افزونتری به سوی آینده گام بردارد.
اما رسانهها با کارکردهای گوناگون خود ناگزیر به حوزههایی وارد میشوند که امکان لغزش در آنها وجود دارد زیرا از یک سو، مسئله آزادی بیان و افکار و تعاطی اندیشهها مطرح است و از سوی دیگر، پاسداشت منافع فردی و جمعی؛ و حفظ توازن میان دو راه را هموار میکند تا جامعه از دستاوردهای اساسی رسانهها استفاده کند و از آسیبهای احتمالی ایمن باشد.
حوزه حقوق رسانهها میکوشد با استفاده از منابع گوناگون به ایجاد این توازن کمک کند. هر چند این مطالعات به ویژه در حوزه رسانههای الکترونیک، از تازگی و پیچیدگی برخوردار است، زیرا سرعت پیشرفت فناوری در این شاخهها با مطالعات حقوقی انجام شده هماهنگ نیست. در کشور ما، با توجه به پیشینه مطبوعات، مطالعات به نسبت گستردهای در این زمینه انجام شده است، هر چند پژوهشهای بیشتر میتواند زمینهساز پر شدن خلأهای قانونی و نیز بهرهمندی بیشتر جامعه از مطبوعات باشد.
در حوزه رسانههای الکترونیک، به ویژه رادیو و تلویزیون، مطالعات اندکی انجام شده و به رغم سابقه طولانی رادیو و بیش از سه دهه فعالیت تلویزیون، به دلایل مختلف، این بخش از حقوق رسانهها مغفول مانده است، هر چند در سالهای اخیر، با گسترش اینترنت و نیز نفوذ تدریجی ماهوارهها توجه بیشتری به این حوزه معطوف شده است.
موضوع حقوق رسانهها در بخشهای: مبانی نظری حقوق رسانههای جمعی؛ تاریخچه و سیر تحول حقوق رسانهها؛ چالشها و تنگناهای حقوق رسانهها؛ مسئولیت و جرایم رسانهای؛ رسانهها و اطلاعات محرمانه یا حریم خصوصی افراد و حق مالکیت معنوی آثار رسانهای مورد توجه قرار گرفته و مقالاتی از استادان و پژوهشگران این حوزه ارائه شده است. میزگرد این شماره، به موضوع مهم پخش برنامه از طریق ماهواره اختصاص دارد که طی آن شرکتکنندگان موضوع قطع پخش برنامههای شبکه سحر را از ماهواره اروپا مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده و به مسئله ادعای جریان آزاد اطلاعات در جهان کنونی و نقش کشورهایی که کنترل این جریان را بر عهده دارند توجه کردهاند.
کوشش شده است که مقالات ارائه شده بخشهای مورد نیاز را پوشش دهد. هر چند ضرورت برداشتن گامهای بلندتری وجود دارد که اهتمام محققان حقوق رسانهها را میطلبد و فصلنامه پژوهش و سنجش نیز با توجه به نیازهای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران این مجموعه را گام اول تلقی میکند.
"
"موضوع جامعه شناسی سیاسی بطور کلی عبارت است از بررسی شکاف های جامعه، گروه بندی های اجتماعی ناشی از آن و تاثیر نیروی این گروه بندی های اجتماعی بر عرصه های سیاسی. به این لحاظ هدف از مطالعه حاضر نیز تامل در نقش نیروهای ناشی از گروه بندی های برآمده از شکاف های اجتماعی است، چرا که در جامعه شناسی، غرض اساسی از بررسی جامعه همانا تبیین عرصه سیاسی است.
در این میان یکی از مباحث عمده ی جامعه شناسی بر آن تعلق دارد که نشان دهد پویایی جامعه و دولت تا چه حد محصول فعال شدن شکاف های اجتماعی در طی زمان است. یکی از این شکاف های اجتماعی، شکاف جنسی است. شکاف جنسی به عنوان یک شکاف ساختی از تقسیم جمعیت جامعه بر دو گروه مردان و زنان به وجود می آید. به علاوه حالت فعالی و انفعالی شکاف مزبور بر حسب نوع جامعه به سه نوع تقسیم می شود :
اولا در جامعه سنتی که زنان تابع شوهرانند و نقش سیاسی ندارند این شکاف فعال نیست،
ثانیا در جامعه نوین تحولات گسترده اجتماعی موجب فعال شدن این شکاف در قالب درخواست حق رای و نمایندگی در نهادهای پارلمانی و مواردی از این قبیل می شود،
ثالثا در جوامع در حال گذار این شکاف نیمه فعال است، بدین معنی که گاه بر حسب حضور وتلاش های سایر شکاف ها، همچون جناح بندی های سیاسی فعال شده، به تراکم و زمانی از فعالیت بازمی ایستد، که از این حیث بررسی اثرات آن برای پژوهندگان اجتماعی از اهمیتی تام برخوردار است .
در این راستا به نظر می رسد جامعه سیاسی فعلی ایران به عنوان یک جامعه در حال گذار با وضعیت اخیر شکاف جنسی مواجه باشد. در این حیطه، اندیشه سنتی سیاسی که در برابر آرای سیاسی صف آرایی کرده، در موارد بسیار، از جمله تدوین قواعد تبعیت زنان از شوهران خصوصا در عرصه سیاسی و ناگزیر غیر فعال داشتن آن است. این عملکرد البته در قالب تصمیم گیری پنهانی، ایجاد منافع کاذب و نظام انضباطی تامین منافع مردسالارانه و بر پایه بازتولید روابط اجتماعی، چنان وارد صحنه شده که به کنترل و غیرفعال نگه داشتن شکاف جنسی منتهی شود. با این همه در مواردی چون حضور زنان در صحنه انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد 1376، مشاهده می شود که چگونه جناح های سیاسی اصلاح گرا توانستند فعالیت این شکاف را به شکل متراکم بر شکاف جناحی خود باز کنند و از اثرات آن در صحنه سیاست سود بگیرند .
تحقیق حاضر می کوشد بخشی از موانع مشارکت سیاسی زنان را در جامعه فعلی ایران بررسی کند و نشان دهد از چه وضعیتی برخوردار است.
"
مقاله ی حاضر به بررسی نسبت جامعه شناسی و تاریخ می پردازد و بر آشتی مجدد و پیوند بین آن دو پای می فشارد . مفهوم روایت در این جا حلقه ی مفقوده ای است که می تواند به بازنگری در تلقی از جامعه شناسی و تاریخ کمک کند . ابتدا بر مبنای هرمونوتیک روایت ریکور به رابطه ی داستان و تاریخ می پردازیم . سپس با تاکید بر نقش روایت ها در جامعه شناسی نشان می دهیم که گزاره های جامعه شناسی و تاریخی به لحاظ عینیت و قطعیت تفاوتی ندارند . برای استدلال این نکته از واسازی دریدا و بر سازنده گرایی جرجن استفاده می کنیم ...