هدف این پژوهش پاسخگویی به دو پرسش توصیف نگرشافراد 18 تا 65 ساله شهر مشهد به طلاق در سال 1383 و تبیین عوامل مؤثر بر این نگرش بوده است. فرضیات این تحقیق عمدتاً با استفاده از نظریات دورکیم و چشماندازهای کارکردگرایی و تعاملگرایی صورت گرفته است. این تحقیق بر آن است که عواملی نظیر تحصیلات دانشگاهی، تضاد و کشمکش در خانواده، برخورد با طلاق در میان آشنایان و بستگان، تماس با فرهنگ و جامعه غربی و افزایش انتظارات از ازدواج و زناشویی، با نگرش به طلاق رابطه مثبت دارند و با افزایش میزان پایبندی به مذهب و سنت، پیوند و معاشرت با خویشان، رضایت از زندگی زناشویی، منزلت و طبقه اجتماعی و پرهیز در روابط جنسی نگرش به طلاق منفیتر میگردد. روش تحقیق به صورت پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه بوده است که با انتخاب احتمالی از میان مناطق شهر مشهد و به شیوه نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای صورت گرفته است. در تحلیل دادهها عمدتاً از روش تحلیل رگرسیون استفاده گردیده است و روابط میان تکتک متغیرها با متغیر وابسته وارسی شدهاست. در نهایت با استفاده از روش تحلیل رگرسیون چندمتغیری و تحلیل مسیر تاثیر متغیرها با یکدیگر و با نگرش به طلاق مورد سنجش قرار گرفته است.
مساله این پژوهش سنجش میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مشهد در منطقه محل زندگی (محله) آنها و عوامل مؤثر بر میزان آن است. جامعه آماری دانشگاه علوم پزشکی مشهد با حجم 5383 بوده است. تعداد نمونه 244 نفر به دست آمد. نمونهگیری به روش طبقهبندی شده سیستماتیک انجام شد که طبقات، دانشکده محل تحصیل و جنس دانشجویان بودند. سرمایه اجتماعی کمیت و کیفیت روابط اجتماعی فرد در محل زندگی است که سه بعد مشارکت اجتماعی، اعتماد اجتماعی و انسجام اجتماعی برای آن در نظر گرفته شد. این سه بعد هر کدام در چهار نوع رابطه اجتماعی شامل روابط فرهنگی، روابط اجتماعی، روابط سیاسی و روابط اقتصادی سنجیده شد. در این پژوهش میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان در منطقه محل سکونت دائم آنها در یک طیف 5 قسمتی از یک تا پنج، 66/2 به دست آمد. همچنین میزان سرمایه اجتماعی دانشجویان در دانشگاه، در همین طیف 3 به دست آمد. در بررسی عوامل مؤثر در تحلیل چند متغیری، مهمترین عوامل مؤثر مثبت به ترتیب اهمیت عبارت بودند از میزان سرمایه فرهنگی فرد، میزان امنیت در محله، میزان شبکههای اجتماعی در محله، متاهل بودن فرد و وضعیت اقتصادی هممحلهایها. در این تحلیل خودپنداره فرد با میزان سرمایه اجتماعی وی در محله، رابطه معنیدار منفی داشت.
روش تحلیل اطلاع شناختی مجموعه عملیاتی است که تلاش دارد وضعیت کلی فضای یک شیء یا پدیده را مشخص سازد وضعیت واقعی آن را در قیاس با وضعیت هنجارین ارزیابی کند . در این روش ، مطالعه شیء و فضای آن ، چشم انداز مطلوب ، موانع نیل به مطلوبها ، و مانند آن مد نظر قرار میگیرد . هدف این روش کشف راهها و رویههایی است که نیل به وضعیت هنجارین را با موانع کمتر و در زمانی کوتاهتر تحقق بخشد . یادداشت حاضر کلیاتی را با استفاده از نمونههای شناخته شده در زمینه به کارگیری روش تحلیل اطلاع شناختی مورد اشاره قرار میدهد ...
با وجود برابر نهادههای گوناگون ، کلمه اصلی در نگرش سیستمی ، واژه «تعادل» ، یا به عبارتی ، دستیابی به تعادل میان عناصر تشکیل دهنده ورودیها و خروجیهاست . اصرار بر وجود تعادل و چشم پوشی از ستیزههای موجود میان عناصر تشکیل دهنده سیستم از پویایی نگرش سیستمی میکاهد ؛ و در نتیجه جایگاه خود سیستم هرگز مورد پرسش قرار نمیگیرد . در مقاله حاضر ، نظریه سیستمها بر فرضیهای استوار است که اطلاعات را با توجه به برخورداری از معانی چندگانه در بستر پست مدرنیسم مطرح کرده و نیز تولید و مصرف اطلاعات در چارچوب برداشتی خطی را ، آن گونه که در دوره مدرنیسم دارای ارزش و اعتبار بوده است ، مورد انتقاد قرار میدهد ...
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رابطه بین سه الگوی ارتباطی سازنده متقابل، توقع/کناره گیری و اجتنابی متقابل با رضایتمندی زناشویی در شهر اصفهان است. نمونه شامل40 زوج از کارکنان شاغل در دانشگاه اصفهان است. نمونه گیری به شیوه تصادفی ساده انجام گرفته است. ابزارهای به کار رفته عبارتند از: پرسشنامه الگوهای ارتباطی (CPQ) و پـرسشنامه رضایتمنـدی ENRICH. هـر دو ابزار از روایی و پایایی بالایی برخوردارند. لیکن پرسشنامه ها به صورت زوجی توسط هر دو زوج کامل شد. یافته نشان می دهد که: بیشترین میزان همبستگی بین رابطه سازنده متقابل و رضایتمندی زناشویی در گروه زنان است. در همین گروه الگوی ارتباطی توقع/کناره گیری تقریباً رابطه ای با رضایتمندی زناشویی نشان نداد و بالاخره همبستگی بین رضایتمندی زناشویی و ارتباط اجتنابی متقابل منفی بدست آمد. نتایج بدست آمده در گروه مردان نیز کاملاً شبیه زنان است. در این گروه نیز بیشترین همبستگی، بین ارتباط سازنده متقابل و رضایتمندی زناشویی است. بین الگوی توقع/کناره گیری و رضایتمندی زناشویی رابطه نزدیک به صفر است و بالاخره بین رابطه الگوی اجتنابی متقابل و رضایتمندی زناشویی رابطه منفی وجود دارد.
این پژوهش با هدف مقایسه بین باورهای ارتباطی زنان مراجعه کننده به مراکز قضایی و زنان مایل به ادامه زندگی مشترک شهر تهران انجام گرفته است. 50 زن مراجعه کننده به مراکز قضایی و 50 زن مایل به ادامه زندگی مشترک به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. میانگین سنی شرکت کنندگان 36 و انحراف استاندارد سن آنها 6/9 است. هر دو گروه به سیاهه باورهای ارتباطی ( (IRBو پرسشنامه ویژگی های شخصی پاسخ دادند. نتایج بدست آمده نشان داد که بین ویژگی های شخصی شرکت کنندگان اعم از آنهایی که در آستانه جدایی هستند و آنهایی که مایل به ادامه زندگی مشترک هستند رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین دو گروه از نظر نمره کل باورهای ارتباطی ( 008/0< P، 71/2=t ) و خرده مقیاس باور به تخریب کنندگی مخالفت (001/0< P، 37/3 = t) و باور به عدم تغییرپذیری همسر (002/0< P، 14/3=t ) تفاوت معنی داری وجود دارد. سه فرضیه دیگر که مربوط به توقع ذهن خوانی، باور به کمال گرایی جنسی و باور به تفاوت جنسیتی است، تایید نشد. نتایج بدست آمده تاییدکننده یافته های تحقیقات قبلی درباره نقش مهم باورهای ارتباطی در سازگاری زندگی زناشویی است.