"این بررسی کوششی در جهت ارزیابی رابطه توزیع جغرافیایی مسکن گروه های کم درآمد و فراوانی اعتیاد در مناطق مختلف شهر بابل است. در این پژوهش، 73 حوزه آماری شهر بابل بر اساس دو شاخص درصد اعتیاد و درصد خانوارهای چهار نفره و بیشتر ساکن در یک اتاق مورد بررسی قرار گرفته و با نرم افزار GIS نقشه های آن ترسیم گردیده است. نویسنده در این مقاله با بررسی درصد خانوارهای چهار نفره و بیشتر ساکن در یک اتاق و تراکم معتادان نشان می دهد که در مناطق جنوب و حاشیه شهر درصد بیشتری از مساکن نامناسب و اعتیاد وجود دارد. همچنین با استفاده از آنالیز رگرسیون و فرضیه HO رابطه مثبت معنادار میان دو متغیر افزایش مسکن نامناسب و فراوانی اعتیاد تایید می شود. نتایج تحقیق نشان می دهد در مناطقی که درصد خانوارهای چهارنفره و بیشتر ساکن در یک اتاق افزایش می یابد، درصد اعتیاد آن منطقه نیز رو به فزونی می گذارد. به عبارت دیگر، با تراکم جغرافیایی فقر مسکن، میزان اعتیاد، در جنوب و حاشیه شهر بابل افزایش می یابد.
"
" طرح مساله: هدف مقاله حاضر سنجش میزان سرمایه اجتماعی در بیست شهرستان استان اصفهان و رتبه بندی آن ها می باشد.
روش تحقیق: مطالعه به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسش نامه استاندارد شده صورت گرفته است، حجم نمونه مورد بررسی 4739 نفر شهروندانی هستند که به صورت سهمیه ای متناسب با سن و جنس انتخاب شده اند.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد در میان شهرهای استان اصفهان شهر اصفهان به عنوان مرکز استان همراه با خمینی شهر از پایین ترین سطح اجتماعی برخوردار بوده اند.
نتایج: شاخص های سرمایه اجتماعی که از وضعیت مناسب تری برخوردارند آن هایی هستند که بیشتر با وجوه سنتی جامعه در ارتباط اند (اعتماد به خانواده، مشارکت در امور مذهبی و سایر اشکال مشارکت اجتماعی) و شاخص هایی که با زندگی مدرن رابطه بیشتری دارند در وضعیت نامطلوب تری قرار دارند (اعتماد به غریبه ها، الگوهای مختلف مشارکت مدنی).
"
"طرح مساله: اعضای تعاونی تولید نسبت به دیگر کشاورزان برنامه های توسعه روستایی و کشاورزی را به نحو بهتری به کار گرفته اند. بر اساس تعریف پاتنام (1380) از سرمایه اجتماعی، منشا این همکاری ها به وجود شکل های مختلفی از سرمایه اجتماعی در جامعه مورد مطالعه مرتبط است. برای اثبات این فرضیه، مولفه های سرمایه اجتماعی کشاورزان عضو و غیرعضو تعاونی های تولید مقایسه شده است.
روش: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی می باشد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق 5746 بهره بردار کشاورز بودند. با استفاده از فرمول کریسی و مورگان (1970) حجم نمونه 362 نفر تعیین شد و برای دستیابی دقیق به افراد مورد مطالعه، از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تناسبی استفاده شد.
یافته ها: چهار عامل مبادله اطلاعات با خارج از نظام اجتماعی، اعتماد به نهادها، و شبکه روابط رسمی و میزان آگاهی، به ترتیب به عنوان مهم ترین فاکتورهای متمایز کننده دو گروه (عضو و غیرعضو تعاونی تولید) شناسایی شدند؛ به طوری که اعضای تعاونی تولید نسبت به غیر اعضا از نظر دارا بودن این مولفه ها در سطح بالاتری قرار داشتند.
نتایج: چهار مولفه سرمایه اجتماعی، مبادله اطلاعات با خارج از نظام اجتماعی، اعتماد به نهادها، و شبکه روابط رسمی و میزان آگاهی، باعث تشدید و تسهیل همکاری ها در بین اعضای تعاونی تولید برای اجرای برنامه های توسعه ای شده اند.
کلیدواژگان: تعاونی تولید روستایی، توسعه روستایی، سرمایه اجتماعی
"
تحقیق حاضر به بررسی نگرش اعضای هیات علمی درباره دلایل مهاجرت نخبگان علمی به خارج از کشور می پردازد و در توجه به دو دسته از عوامل رانش (دافعه های داخلی) و عوامل کششی (جاذبه های خارجی) طراحی گردیده است. نوع تحقیق توصیفی بوده و جمعیت مورد مطالعه آن را کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه مازندران تشکیل می دهد. نتایج حاصل از این نظر سنجی نشان می دهد که عواملی نظیر « عدم توجه اجتماعی به ارزش فعالیت های علمی؛ نبود تسهیلات لازم برای پژوهش، پایین بودن حقوق و دستمزد و احساس وجود تبعیض و نابرابری» به طور «خیلی زیاد» و «زیاد» به عنوان عوامل رانشی در مهاجرت نخبگان علمی به خارج از کشور موثر هستند. عوامل سیاسی مانند «وجود فشارهای سیاسی و نبود آزادی در ابراز عقیده» اهمیت چندانی در نظر اعضای هیات علمی نداشته است. نتایج این تحقیق همچنین نشان می دهد «امکانات مادی و رفاهی بهتر برای زندگی، ارتقای رشد علمی و حرفه ای، وجود فرصت های شغلی بهتر، دسترسی به دستمزد بیشتر، آسایش روانی و اجتماعی بهتر برای خود و خانواده، علاقه به زندگی در یک جامعه بدون احساس تبعیض و نهایتا ارتباط بهتر با نیازهای جامعه خارجی» به ترتیب در دیدگاه اعضای هیات علمی به عنوان عوامل کششی قلمداد شدند.