جامعه شناسی از اروپا به آمریکا کوچ کرده است و در آمریکا، هویت آمریکایی به خود گرفته است؛ از جمله حوزه ملی تحقیقاتی جامعه شناسی، جامعه شناسی معرفتی است که متاخرترین حوزه جامعه شناسی را تشکیل می دهد و جامعه شناسی معرفتی آمریکایی نیز یک نوع جامعه شناسی معرفتی خاص است که سیاست گذاری خاص فرهنگی و ارتباطی را ایجاب می کند. این نوشتار به دنبال شناخت جامعه شناسی معرفتی آمریکایی است و می خواهد به شناخت سیاست گذاری میان فرهنگی مبتنی بر آن برسد. بنابراین، می توان گفت این نوشتار به شناخت علوم اجتماعی آمریکایی و سیاست گذاری مبتنی بر آن می پردازد.
در این مقاله کوشیده ایم دو رمان شازده احتجاب و بره گمشده راعی اثر هوشنگ گلشیری و نیز رمان سووشون سیمین دانشور را بر بستر گفتمانی یک دوره خاص یعنی دهه 40 بازخوانی کنیم. این گفتمان را می توان گفتمان غربزدگی نامید که شامل موتیفهای مختلفی است از قبیل حسرت بر سنت و از دست رفتن یکپارچگی آن؛ تحقیر روشنفکر طرفدار غرب و کوشش برای دادن تعریفی جدید از او، بیزاری از غرب و عامل کلیه ویرانیها و مصیبتها چه مادی و چه معنوی دانستن آن و از این قبیل. متنی که کلیه این موتینها را در خود متبلور می کند، کتاب غربزدگی جلال آل احمد است. در این کتاب آل احمد نشان می دهد که غرب از همان آغاز شکل گیری اش در صدد ضربه زدن و نابود کردن جهان اسلام بوده است؛ و در این راه از انواع حربه ها و دسایس و توطئه ها استفاده کرده است. در نهایت غرب با این ابزار کلیت اسلامی را نابود کرده است. نابودی این کلیت در سووشون به صورت نابودی خانواده زری بازنمایی می شود و در بره گمشده راعی به صورت پراکنده شدن گله و از هم پاشیدن مجموعه و بی اعتبار شدن عمل پیام آوری.
توسعه و تکامل هر مجموعه ی سیستم ـ فرد یا سازمان ـ ملت به این نکته وابسته است که آیا سیستم در پر کردن فاصله بین آنچه که سیستم می داند و آنچه که سیستم انجام می دهد موفق بوده است. ما این حالت را فاصله بین دانش و عمل یا فاصله علم- عمل می نامیم. اگر سیستم آنچه را که می داند انجام ندهد، در رقابت با سایر سیستم ها بازنده خواهد بود و عملکرد نسبی اش درهر زمینه ای کاهش خواهد یافت و ممکن است به سمت رکود رفته و با نابودی مواجه شود. هنگامی که یک سیستم، موفق به انجام آنچه می داند می شود، دانش سیستم در طول زمان افزایش می یابد و به سیستم، فرصت های جدید تری برای عمل، ارائه می دهد. بین دانش و عمل، بازخورد مثبتی وجود دارد. بسیاری از ملت ها در استفاده از ذخایر دانش جهانی ناتوان هستند و به ناچار به این گزینه تن می دهند که دچار رکود شوند. برای سیستم علمی و دانشگاهی مشاهده می کنیم که بسیاری از دانش ها و توانایی هایی که یادگرفته شده و بدست آمده اند، در اقتصاد وارد نمی شوند. همچنین می بینیم بنگاه هایی که دارای مهندسان و دانشمندان درجه یک هستند، گاهی اوقات دانش های چشمگیری تولید می کنند که حتی آنها را ثبت نیز می کنند. اما این دانش به گونه ای تلف می شود و راه خود را به سمت محصولات و تکنولوژی جدید پیدا نمی کند. به نظر می رسد که ""یک چیز"" در مفاهیم حشر و نشر دانش، مدیریت دانش و مفاهیم مشابه وجود ندارد. این""چیز"" عاملی است که فاصله ی بین دانش و عمل را پر می کند. ما این عامل را کارآفرینی و به شخصی که این فاصله را پر می کند کارآفرین می گوئیم. تمرکز ما بروی کارآفرینان دانشگاهی می باشد، کسانی که به هنگام کاربردی کردن این دانش در اقتصاد، فاصله ی بین دانش تولید شده در سیستم دانشی و مسائلی که با آنها مواجه می شوند را پر می کنند. ما مؤسسات دانشگاهی را که سعی بر پرکردن این فاصله بین دانش و عمل را دارند دانشگاه کارآفرین می خوانیم.
"سلامت شهرنشینی، بیش از هر چیز سلامت اجتماعی را در نظر دارد زیرا شهر نشینی پدیدهای اجتماعی است. از سویی، فلسفة وجودیِ رسانههای گروهی نیز در قالب زیست جمعی و زندگی اجتماعی قابل تعریف است. بنابراین میتوان گفت سلامت اجتماعی، رسانه و زندگی شهری، از اساس دارای پیوندی درونی هستند و به این ترتیب در مهندسی سلامت اجتماعی و زندگی شهری، توجه به رسانهها بسیار حایز اهمیت است. مقاله حاضر نشان میدهد که چگونه بیتوجهی مدرنیسم به زندگی شهری در غرب، موجب بروز مشکلات بسیاری در زمینة سلامت اجتماعی شده است. بدیهی است که رسانهها نیز میتوانند در این میان شمشیری دو لبه باشند؛ یعنی هم در جهت تخریب سلامت اجتماعی حرکت کنند و هم در جهت بازتولید آن زیرا مهمترین نهاد الگوساز در هر جامعه، رسانههای عمومی هستند.
" شهرنشینی، رسانه، تلویزیون، سلامت اجتماعی، تصویر، وانمودگی واقعیت، شیوة زیست.
"مقاله حاضر جستاری است دربارة چگونگی طرح و اولویت یافتن اخبار مربوط به بیماری ایدز در رسانههای امریکا.
نویسنده، ابتدا به زمینههای بروز این بیماری در سانفرانسیسکو و طرح توأم با تاخیر اخبار آن در رسانههای این ایالت اشاره میکند و سپس مراحل عبور این اخبار را از دو قطب اساسی تعیین اولویت خبر در امریکا؛ یعنی روزنامة ملی نیویورک تایمز و کاخ سفید شرح میدهد.
اخبار مربوط به ایدز در سال 1981 برای اولین بار، در رسانههای سانفرانسیسکو طرح شد اما تا سال 1985 که رسانههای سراسر امریکا، به تبعیت از روزنامة نیویورک تایمز به برجستهسازی اخبار این بیماری مبادرت کردند، توفیق طرح و برجستهسازی در رسانههای ملی امریکا را نیافت!!
" رسانههای امریکا، ایدز، برجستهسازی، کاخ سفید، نیویورک تایمز.
شادی به معنی دلبستگی به خود و دیگران و حرکت به سوی افق های خوش فرجام و سازگاری جریان حیات با نیازهای انسانی است و بدین معنی، موهبت الهی و یکی از ویژگیهای هویت ایرانی محسوب می شود و تحلیل و توصیف آن در ادوار مختلف فرهنگ و ادب ایرانی، نیازمند بررسی شرایط سیاسی- اجتماعی، نحوه زندگی و آداب و سنن مرسوم در هر دوره است. در این مقاله، تلاش شده تا با تحلیل و بررسی موارد یاد شده، چگونگی و نوع شادی از پیش از اسلام تا عصر حافظ نمایانده شود. از این رو، سه نوع شادی آفاقی، انفسی و آفاقی- انفسی، در ادوار متفاوت مورد توجه قرار گرفته و با تکیه بر شرایط سیاسی- اجتماعی، آداب و سنن و بازتاب آنها در اشعار مشهورترین شاعران هر دوره، تحلیل شده اند.
خانواده از مهم ترین نهادهای اجتماعی موثر در شکل دادن الگوی غذایی، به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی محسوب می شود. هدف مطالعه حاضر ارزیابی دریافت میوه و سبزی در بین نوجوانان دختر دبیرستانی، در سه منطقه اقتصادی - اجتماعی شهر تهران و تعیین ارتباط آن با متغیرهای جمعیتی، دسترسی به میوه و سبزی در خانه، تاثیر خانواده، الگوبرداری و خود بسندگی برگرفته از نظریه شناختی - اجتماعی است. مطالعه به صورت چند مرحله ای از 503 دختر دانش آموز (14 تا 18 ساله) 17 دبیرستان دولتی در سه منطقه و با استفاده از یک پرسشنامه خود اجرا، شامل سه بخش: 1) بسامد خوراک 78 قلمی، 2) ارزیابی عوامل خانوادگی و 3) ارزیابی ویژگی های جمعیتی نوجوانان انجام شد. بر اساس یافته ها، در بین نمونه ها %72 کمتر از 5 واحد سبزی و میوه توصیه شده را مصرف می کردند. دریافت میوه ها با ساختار خانواده، دسترسی به این مواد در خانه و تشویق والدین و مصرف سبزی با الگو برداری در خانوار، تشویق والدین و دسترسی در خانه ارتباط معنی دار داشت.