نظریه جهانیِ جهانی شدن معضلات بی شماری دارد که با وجود تلاش های نظری گسترده و تقریبا بی سابقه برای حل و فصل آن ها همچنان گشوده ناشده باقی مانده است. اما تاکنون کمتر به این اندیشیده شده که این معضلات از چه ناحیه ای به وجود آمده است. این مقاله اساسا بر این نکته مغفول تمرکز داشته و می کوشد بعدی مهم از آن را روشن سازد. مقاله می کوشد نشان دهد که ریشه تمامی مشکلات این نظریه، به تلاش آن برای ترکیب دو دسته روایت های متضاد یا متناقض از غرب معاصر بر می گردد. اما از آن جهت که از این دو روایت اولی یعنی نظریه پسامدرنیسم روایت بحران غرب و دیگری یعنی نظریه جامعه بعد صنعت گرایی روایت پیشرفت غرب می باشد، مشکل موجود در این ترکیب صرفا جنبه روش شناسانه و معرفت شناسانه ندارد بلکه به ابهام و تناقض های تاریخی موجود در غرب کنونی یا تجدد خالص برمی گردد
در قالب نگرشی جامع و نظاموار و مبتنی بر واقعیات منطقه به منظور رسیدن به چارچوبی علمی و کاربردی برای مطالعه و تحلیل محور مطالعاتی سطح بندی فضایی ضروری می نماید. براین اساس سامانه بندی گردشگری بخش سامان در سه سطح (ماکروسامانه مزوسامانه، میکروسامانه که در این مقاله به عنوان سطح برنامه ریزی محسوب می شوند و بر اساس حوضه آبریز، سرشاخه های اصلی و فرعی رودخانه زاینده رود تقسیم بندی گردیده اند) قابل سطح بندی و مطالعه است. به این ترتیب کل محدوده (بخش سامان) تشکیل یک ماگرو سامانه توریستی را می دهد و کل حوزه مطالعاتی را شامل می شود. این محدوده به لحاظ طبیعی و انسانی تشکیل حوزه ای همگن را می دهد، ماکرو سامانه گردشگری سامان در سطح میانی به چند مزو سامانه گردشگری تبدیل می گردد که همپوشی کاملی را در سطح محدوده مطالعاتی ارایه می دهد. این مزو سامانه ها که منطبق بر مرز حوضه های آبخیز و عوامل ترپوگرافیک به عنوان شاخص ترین عناصر طبیعی و بهترین محدوده برای برنامه ریزی صنعت گردشگری می باشند، مبنای علمی و اجرایی برای سامانه بندی گردشگری ارایه می دهند و در صورت برخورداری از کانون های جذاب و نقطه ای امکان برنامه ریزی و توسعه گردشگری را در سطح محدوده مطالعاتی فراهم می نمایند. برای شناسایی جایگاه و نقش هر یک از مزوسامانه می بایست روشی به کار گرفته شود که ضمن معرفی توانمندی های هر مزو سامانه جایگاه آن را نیز، در نظام اولویت بندی مشخص سازد. براین اساس اقدام به طراحی 25 شاخص در زمینه قابلیت های طبیعی - اکولوژیک، اجتماعی فرهنگی و قابلیت های خدماتی گردید. و برای اینکه نحوه ارتباط میان سطح دو (مزو سامانه ها) و سطح سه (میکروسامانه ها) یا کانونهای جاذب برقرار گردد می بایست با یکی از روش های ممکن به استانداردسازی امتیازها در هر شاخص اقدام شود. به این ترتیب پس از انجام بررسی های لازم روش Z.Scour برای استانداردسازی شاخص ها انتخاب و اعمال می شود. به این ترتیب با کمک نرم افزار Spss/ps، Exell در توزیع Z انحراف معیار هر یک از مقادیر مربوطه به شاخص طبیعی – فرهنگی - اجتماعی و خدماتی نسبت به میانگین بدست آمده و پس از حصول نمره Z اقدام به تشخیص و تبیین سطح زیر منحنی برای هر یک از نمرات بدست آمده، Z می شود تا نمره نهایی برای بدست آوردن نمره (S) که جمع نمرات آن بیانگر رتبه هر مزو سامانه می باشد و در نهایت خدمات قابل پیش بینی را لازم دارد، بدست آید
جامعه شناسان و اندیشمندان هر یک بسته به گرایشات فکری خود و با رویکردهای گوناگون به ارایه تیپ های مختلف دینداری پرداخته و رابطه آنها را با متغیرهای فردی و اجتماعی بررسی نموده اند. این عده بر این باورند که در عصر جدید برای مطالعه وضعیت دینداری باید از دو شقی معمول دینداری و بی دینی گذر کرده و به جای آن از انواع متنوع گرایشات دینی صحبت کرد. اما شکل گیری انواع گوناگون دینداری مستلزم مقدماتی است که بررسی ویژگی های ساختاری تنها یکی از آن مقدمات می باشد. عناصر رابطه ای وجه دیگری در تعیین انواع دینداری است که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر بر آن است که به منظور شناخت شرایط و زمینه های تعیین کننده این تنوع، به بررسی رابطه ویژگی های ساختاری و عناصر رابطه ای با انواع گرایشات دینی پرداخته و در این رابطه به توضیح نقش هر یک در کنار دیگری بپردازد. جمعیت آماری تحقیق حاضر را دانشجویان شاغل به تحصیل (به دلیل مواجهه بیشتر با محیط علمی و مدون) در نیمسال اول 1385-86 در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تهران تشکیل داده اند. جمعیت نمونه 313 نفر بوده که به روش طبقه بندی متناسب توزیع شده است. تحلیل یافته ها نشان داد که هر دو عامل ویژگی های ساختاری و عناصر رابطه ای بر گرایش افراد به انواع دینداری موثرند اما نقش عوامل شبکه ای یا عناصر رابطه ای به مراتب چشمگیرتر می باشد
"ین مقاله، تعامل بین تصوف و فرهنگ ایران را توصیف می کند. علیرغم تحولات فرهنگی و زبانی در طی 150 سال اخیر و تاثیر پذیرفتن از فرهنگ جهانی و سبک های جدید زندگی که تحت تاثیر شبکه ارتباطات جهانی شکل گرفته، هنوز بسیاری از ارزش ها و اصطلاحات و واژگان صوفیان، رایج است. پس عجیب نیست که حضور صوفی و درویش بر قصه های عامیانه ما سایه افکنده باشد. صوفی (درویش) اغلب نماد اعتماد و توکل بر خدا و رهایی از بندگی قدرت، منزلت، ثروت، قومیت و حتی زمان و مکان است. این مقاله به بعضی جنبه های قصه های عامیانه صوفیان نظر دارد که راه تربیت و ریاضت نفس، خودسازی و تحول نفس را نشان می دهد.
یک داستان کامل عامیانه طرح زندگی نامه واقعی تلقی می شود. بعضی دیدگاه های صوفیان حاکی است که ماجراها و شکست عشقی اساس و انگیزه تحول عمیق نفس است که روانشناسان آن را با اصطلاحاتی چون تصعید توصیف می کنند. اساس عملی و نظری حرکت صوفیانه به ویژه در حکایات عبارتند از: ریاضت، رویا و «واقعه»، آوارگی، تحمل و صبر و همزیستی با دیگر مذاهب، نخل وثلایق و خلایق، تسلا و رضا. صوفی (درویش) می تواند در قوانین طبیعت تصرف کند، حتی بر جن و پری و مرگ غلبه می کند. آرزوهای دیرینه پس از صبر برآورده می گردد. در داستان ها با تخیلات عجیب و گاه انحرافی روبرو می شویم که می تواند، از زوایای گوناگون بررسی شود، تعارضات فرهنگی، مسایل قومی، ارتباط بین انسان و خدا، انسان و جهان، انسان و خودش، انسان و طبیعت، انسان و انسان های دیگر"
در چند قرن اخیر، ایده های مرتبط با توسعه، پیشرفت و مدرنیته در سراسر جهان مقبولیت گسترده ای یافته و عناصر گوناگون زندگی اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی را در جوامع مختلف تحت تاثیر قرار داده اند. مقاله حاضر، اشاعه ایده ها و آرمان های توسعه و آگاهی و اعتقاد عمومی نسبت به آن را در ایران، با تاکید بر ابعاد مرتبط با نگرش ها و رفتارهای خانواده، بررسی می کند. داده های مورد استفاده در این مقاله، حاصل پیمایشی است که در شهر یزد و با هدف بررسی تغییرات نگرشی و رفتاری خانواده در ایران به اجرا درآمده است. نتایج، موید این فرضیه است که مدل ها و ایدئال های توسعه در سطحی گسترده اشاعه یافته و بر عقاید و تفکر مردم تاثیرگذار بوده است. یافته های مطالعه نشان می دهد که در بین اکثریت پاسخگویان، سطح بالایی از اطلاع و آگاهی نسبت به ایده ها و مدل های توسعه وجود دارد. به علاوه، مردم در ارزیابی نگرش ها و رفتارهای جمعیتی و خانوادگی، به طور گسترده ای از این ایده ها و مدل ها استفاده می کنند. بررسی های بیشتری ضروری است تا نشان دهد که چگونه در تعامل ایدئال های اساسا غرب محور توسعه با عناصر ریشه دار فرهنگی- مذهبی و تاریخی جامعه ایران، گزینه های تغییر خانواده باز تعریف می شوند.
این مقاله به دنبال نشان دادن لزوم عطف توجه به نقش و جایگاه دین در الگوی توسعه جمهوری اسلامی است و آن را از مسیر تامل در اغراض تشکیل حکومت اسلامی دنبال می کند. این کار در گام نخست با تفکیک میان جنبه های مختلف بحث «دین و توسعه» و در گام دوم با طرح و رفع تردیدهای واردشده به نقش آفرینی دین در توسعه انجام می گیرد.
«نگرش دین به توسعه»، «تاثیر توسعه بر دین» و «نقش دین در توسعه» عناوین جداکننده بحثهای فراوانی است که از اوان تاسیس جمهوری اسلامی در ایران مطرح بوده است. بحث و مدعای این مقال ناظر به «نقش دین در توسعه» است که پس از سپری شدن سه دهه و پشتِ سر گذاردن مباحث قبلی، اینک به نحو جدی تری مورد پرسش قرار گرفته است.
فرض این نقش برای دین با سه تردید «سکولار»، «روشنفکرانه» و «عمل گرایانه» مواجه است. مقاله با مروری بر مدعای رویکردهای فوق در این باره، از نقش تاثیرگذار دین در توسعه رفع تردید خواهد کرد و آن را بر مبانی اتخاذ شده هر یک از آنها، یعنی «اقتضائات توسعه»، «اقتضائات روشنفکری» و «غرض از تشکیل حکومت دینی» استوار خواهد ساخت. روش این مقاله در مراجعه به آرا، استنادی و در اثبات مدعا، برهانی ـ منطقی است.
"سرزمین ماوراءالنهر، یکی از بزرگ ترین و درخشان ترین مناطق فرهنگی جهان ایرانی و اسلامی، در درازنای تاریخ حیات خود، حوادث تلخ و شیرین فراوانی را پشت سر گذاشته است. از مسایل مشترک ادبیات این منطقه با ایران در مقام مادرشهر فرهنگی جهان ایرانی، سرنوشت تقریبا مشابه شاعران و نویسندگان آن در مواجهه با تحولات و ناپایداری های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و جابه جایی های جغرافیایی است که در مقاطعی از تاریخ این دو منطقه دیده می شود. یکی از این مسایل مشترک، شعر مهاجرت و سرگذشت شاعران مهاجر آن با ایران است. در این مقاله سعی شده است با روش تحلیل محتوا (کیفی)، برای نخستین بار، با نگاهی به پیشینه شعر مهاجرت در ماورءالنهر در عصر مغول، عناصر معنوی این میراث در شعر شاعران مهاجر ماوراءالنهر در قرن بیستم میلادی به خارج از کشور و شاعران مهاجر دو دهه پایانی قرن بیستم میلادی ازبکستان با تکیه بر توجه ژرف آنان به زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در مقام هویت مشترک فارسی زبانان جهان تا به امروز بررسی شود. این مقاله در دو بخش تنظیم شده است:
1- شعر مهاجرت در عصر استیلای روسیه و سلطه کمونیسم (1924-1991 م)؛
2- شعر مهاجرت در عصر استقلال (1991 م به بعد)."
هدف از این تحقیق بررسی سرمایه ی اجتماعی و عوامل مؤثّر بر آن در شهرستان (مغان) گرمی می باشد. روش تحقیق اسنادی و پیمایشی است، جامعه آماری گروه سنّی 59 20 ساله شهرستان گرمی می باشند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 375 نفر به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای انتخاب و مورد پرسش قرار گرفته اند. با توجه به تجزیه و تحلیل آماری داده ها مشخص گردید که بین تعهد دینی در این تحقیق و سرمایه ی اجتماعی رابطه ی معنی دار وجود دارد و لذا تنها یک فرضیه (تعهد دینی) تایید می گردد. نتایج حاصله نشان می دهد که بین جنس، سنّ، پایگاه اقتصادی اجتماعی، میزان استفاده از رسانه با سرمایه اجتماعی همبستگی وجود نداشته است.
"با توجه به تحقیقات انجام شده، می توان گفت که ترس از جرم در میان زنان، یک مساله اجتماعی مهم در اکثر جوامع جهانی به شمار می رود. این تحقیق به منظور تعیین ماهیت و میزان ترس از جرم و پی آمدهای آن برای زنان 15 سال به بالا در وضعیت های متفاوت صورت گرفته است. با بررسی نظریه های مربوط به ترس از جرم متغیرهای زیر به عنوان عوامل موثر بر ترس از جرم در نظر گرفته شدند: «تجربه فردی از ناامنی»، «ادراک فردی از وابستگی به ارزش های مذهبی و اخلاقی در جامعه»، «خانواده، دوستان، تجربه های دیگران از ترس از جرم»، «اطاعت از قوانین در جامعه»، «عملکرد پلیس»، «عملکرد نظام قضایی»، «شناخت فرد از شهر»، «اتکا و اعتماد به نفس»، «توانایی اثبات و دفاع از خویش»، «آرا فرد در مورد جنایت و نظر او درمورد فراوانی و میزان آن در شهر خودش و یا مجاورت آن»، «میزان رابطه با همسایگان»، «اعتقادات مذهبی»، «تصور فرد از تبعیض»، «طبقه اجتماعی»، «سن»، «وضعیت تاهل»، «علایق پوششی»، «رویکرد پلیس در مورد شهروندان»، «روشنی کوچه ها و گذرگاه ها»، «حضور پلیس، وابستگی و مسوولیت او» و «وسایل حمل و نقل عمومی».
نتایج نهایی که از این تحقیق به دست آمده این است که تمام متغیرهای وابسته به جز «طبقه اجتماعی»، «علایق پوششی»، «وضعیت تاهل»، «اعتقادات مذهبی»، «اتکا و اعتماد به نفس»، رابطه معناداری با ترس از جرم دارند. هر چند که همچنان که آزمون رگرسیون چند متغیره نشان می دهد در بین دیگر متغیرها فقط دو متغیر تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند: «آرای فرد درباره اطلاعت از قانون با بتای 0.54 و «تجربه ناامنی از سوی فرد، خانواده اش و دوستانش با بتای 0.36 به علاوه روشنی کوچه ها و گذرگاه ها و «حضور پلیس» نقش مهمی در ادراک فرد (دختران و زنان بالای 15 سال) از ترس از جرم دارند.
"
یکی از چالش برانگیزترین رویکرد های معاصر در خلال یک دهه اخیر، رویکرد پست مدرنیسم بوده است. برخی متفکرین بر این باورند که این رویکرد را می توان بعد از پارادایم های اثباتی، تفسیری و انتقادی، به عنوان پارادایم چهارم علوم اجتماعی تعریف کرد. ظهور و گسترش این رویکرد در خلال چند دهه اخیر حتی بر مفاهیم و اصول اولیه علوم اجتماعی و انسانی مؤثر واقع شده است. قسمت عمده گسترش این رویکرد به درون علوم اجتماعی، مرهون تلاش های نظری ژان فرانسوا لیوتار فیلسوف فرانسوی به عنوان بنیان گذار و پیشگام علوم اجتماعی پست مدرن است. در این مقاله سعی شده است نخست به مبانی کلاسیک اندیشمندی لیوتار پرداخته شود. سهم نظری وی در پیدایش علوم اجتماعی پست مدرن، و نیز ابعاد مختلف دستگاه فلسفی - جامعه شناختی وی مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، مبانی پارادایمی رویکرد لیوتار شامل معرفت شناسی، هستی شناسی و روش شناسی وی نیز واکاوی و بررسی شده است. مقاله حاضر با نقد و ارزیابی پروژه نظری لیوتار به پایان رسیده است.