برقراری ارتباط میان اسرائیل و دستگاه سلطنت پهلوی و گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اطلاعاتی و نظامی این دو حکومت، انگیزه مهمی برای کوششها و حضور صهیونیستها در ایران بود. دولت شاهنشاهی ایران، در اسفندماه 1328 خورشیدی (1949م)؛ یعنی کمابیش یک سال و اندی پس از برپایی دولت اسرائیل، این رژیم را به صورت غیر رسمی و ناآشکار و بدون داشتن سفیر در اسرائیل (دوفاکتو)، رسمی دانست.
اسرائیل از دید جایگاه و وضع ویژه خود، بهویژه نداشتن راهبردهای ژرف و آسیبپذیری آن از تهدیدهای امنیتی و تلاش برای تحقق برتری نظامی بر دیگر کشورهای منطقه، به ارتباطهای امنیتی و اطلاعاتی با کشوری در منطقه نیاز داشت که به پشتوانه آن بتواند خواستهها و هدفهایش را برآورد. ایران از همسایههای کشورهای عربی خاورمیانه بود که شمار فراوانی از اتباع یهودی در آن میزیستند و آزادانه در آنجا به کارهای مذهبی، فرهنگی، اقتصادی خود میپرداختند و از نفوذ و حضور در دستگاه حکومت محمدرضا پهلوی برخوردار بودند و از اینرو، مناسبترین مکان برای فعالیت اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل به انگیزه تأمین امنیت آن به شمار میرفت. بنابراین، نیاز شدید ساواک به آموزشها، ساز و برگ و کارشناسان موساد برای تقویت ساختار خود، زمینهای برای حضور و فعالیتهای گوناگون موساد در ایران فراهم آورد.
پس از درگذشت آخوند خراسانی، بیشتر شیعیان جهان از آقا سیدمحمدکاظم طباطبایی تقلید کردند و مقلدان و عالمان شیعی، مرجعیت عام ایشان را پذیرفتند. کتاب ارزشمندشان، عروة الوثقی، دستگیره استواری است که مراجع بزرگ شیعه در دوران اخیر، مرجعیت خود را با نوشتن و انتشار حاشیه بر آن اعلام میکنند. صاحب عروه، از رویدادهای سیاسی ایران عصر مشروطه آگاه و دیدگاه و رویکردش درباره آنها، به آرا و نظرهای شیخ فضلالله نوری بسیار نزدیک بود. این مقاله با گزارشی کوتاه از زندگینامه علمی و سیاسی آقا سید احمد، فرزند صاحب عروه، به گزارش گزیدهای از نامههای وی درباره این رخدادها و کوششهای شیخ فضلالله میپردازد. وی این نامهها را از تهران به نجف میفرستاد و پدرش را از ماجراهای سیاسی تهران آگاه میساخت.
مذاکرات مجلس نخست که بخشی از آن، همزمان با مذاکرات نخستین مجلس بنیاد یافته صورت پذیرفت ، از مهمترین سندهای تاریخ حقوق اساسی به شمار میرود. این سند به دنبال توجه به پژوهشهای تاریخی و همزمان با صدمین سالگرد جنبش مشروطه، به کوشش غلام حسین میرزا صالح، ویراسته و به سرمایه انتشارات مازیار در 1384 چاپ شد. مذاکرات مجلس اول در همان روزگار نیز در روزنامه مجلس منتشر میشد و پس از آن نیز مجلس، آنها را در جُنگی گرد میآورد. پژوهندگان تاریخ مشروطه از دهههای پیش امیدوار بودند که «چاپ تازه و کاملتری از صورت مذاکرات مجلس مؤسَّس انتشار یابد. برخی اسناد مهم و متن طرح قوانینی که به مجلس داده شد، اما تصویب آنها مجمل ماند، باید به آن افزوده شود ».
چنانکه روشن خواهد شد، کاستیهای مذاکرات نخستین مجلس مؤسس، از دیدگاه تاریخ حقوق اساسی، بسی بیش از این است، اما بهرغم همه کمبودهای متن مذاکرات، باید پرسید که ویراستار در این چاپ تازه، کدام سندها را بر چاپ پیشین آن افزوده و تا چه اندازه آن خواسته را بر آورده؛ یعنی آیا میرزا صالح توانسته است که سندی کاملتر و متفاوت با نمونه سده پیش از خود به پژوهشگران عرضه کند؟