وضع زنان حرم سرای شاهی در دوره صفوی از موضوعات مورد توجه سفرنامه نویسان اروپایی بوده است که بیشتر در قالب هیأت های سیاسی و مذهبی به دربار ایران رفت و آمد داشتند. برخی از آنها، بانوان عصر صفوی، به ویژه بانوان حرم سرای شاهی را زنانی تنگ نظر و تن پرور دانسته اند که قادر به انجام هیچ کار مهمی نبوده و صرفاً ابزار کامجویی مردان و انجام وظیفه فرزندآوری بودند. از نظر آنها، زنان محصور در دربار به هیچ نوع آموزش و کسب مهارت دسترسی نداشتند و اوقات مرارت بار خود را به بطالت می گذراندند؛ اما در گزارش های برخی از مورخان عصر صفوی و سفرنامه نویسان اروپایی، به تلاش و تکاپوی بانوان حرم سرا برای کسب علوم و فنون عصر خویش و آموزش های نظری و عملی آنها در حوزه های گوناگون علمی اشاره شده که بیانگرحضور زنانی فرهیخته و خیّر در دربار صفوی است؛ چنان که برخی از نگاره های عصر صفوی نیز مؤیّد این دیدگاه است. در این مقاله با تکیه بر گزارش های جهانگردان و تطبیق آن ها با برخی از نگاره های عصر صفوی، به مقایسه بین دو دیدگاه پرداخته و وضع آموزشی بانوان حرم سرا بررسی شده است.
حکومت ساسانی با سیستم حکومتی قدرتمند خود نتوانست در مقابل ورود اسلام مقاومت کند و با حمایت و پذیرش ایرانیان، اسلام راه خود به این سرزمین را باز کرد و منجر به تغییرات مهمی در زمینه های گوناگون شد. این پژوهش با هدف شناخت بیشتر فرهنگ و هنر دوران اولیه اسلامی در ایران، به این پرسش پاسخ می دهد که نقش شرایط اجتماعی و تغییر فرهنگی در شکل گیری هنر ایران قبل و بعد از اسلام چیست؟ روش تحقیق تحلیلی تاریخی با رویکرد تبیینی تطبیقی و گردآوری اطلاعات کتابخانه ای، با تکیه بر آرای رابرت واثنو صورت پذیرفته است. هنر ایرانی در دوران حکومت های مستقل، با احیای زبان فارسی و آفرینش شاهنامه، دوام یافت. در دوران بعد، با توجه به حرمت تصویرگری، هنر، گرایش به سادگی پیدا کرده و هنر اسلامی به تدریج شکل گرفت. به دلیل نداشتن اختلاف ریشه ای بین دو فرهنگ اسلامی و ایرانی، دو فرهنگ در کنار یکدیگر قرار گرفته و هنر جدید ایرانی اسلامی شکل گرفت. برطبق آرای رابرت واثنو جایگاه بافت های نهادی در تغییرات اجتماعی این دوران از مهمترین عوامل بوده است.
فرایندهای ژئومورفولوژیکی در طول حیات بشر کنش های متفاوتی داشته و زندگی بشر را تحت تاثیر قرار داده اند. این تحقیق نگاهی دارد به نقش فرایندهای ژئومورفولوژیکی طی 6000 سال قبل در محوطه باستانی سنجر که در فاصله20 کیلومتری شهر شوش واقع شده است. در این تحقیق ابتدا با بکارگیری تصاویر ماهواره ای، نرم افزار ArcGIS و نقشه های زمین شناسی منطقه مذکور بررسی شد. طی این مراحل مخروطه افکنه هایی در جهت شمال محوطه باستانی از طریق تصاویر ماهواره ای مشاهده گردید. سپس عملیات میدانی و بازدید از محوطه مورد مطالعه صورت گرفت. در عملیات میدانی، ترانشه هایی تا عمق6 متر از سطح دشت ایجاد گردید و بعد از تعیین سن نسبی از طریق سفال نگاری، از هرلایه نمونه هایی برداشت شد. نمونه ها در آزمایشگاه پس از انجام مراحل جدا سازی ذرات خاک با ماده مخصوص،از طریق روش هیدرومتری مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاصله از روش هیدرومتری و همچنین بازدیدهای میدانی و تصاویر ماهواره ای مشخص نمود که دو عامل رسوبات آبی از (دو منبع مخروطه افکنه ها و کانالها) و رسوبات بادی با منشا شمال غرب نقش مهمی در انتقال رسوبات و تدفین آثار باستانی محوطه سنجر داشته اند.