ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۴۴۱ تا ۱۴٬۴۶۰ مورد از کل ۲۸٬۸۳۲ مورد.
۱۴۴۴۵.

جَبَرتی، تاریخ نگاری و بینش تاریخی ویر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه شخصیت ها
تعداد بازدید : ۱۲۰۲ تعداد دانلود : ۵۴۱
عبدالرحمن جَبَرتی در دوره ای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آن ها ویژگی های سنتی جامعه مصر به تدریج دستخوش دگرگونی می شد. منشأ جریان های دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشه های جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخ نگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آن که جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دست اندازی های سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، به طوری که می شود اثر تاریخی او را به مثابه معبری بین تاریخ نگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخ نگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایع نویسی جبرتی را مهم تر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و به طور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطن دوستی اش مانع واقع نگری او نشده است. همچنین محور گزارش های جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخ نگاری جبرتی و بینش تاریخی او می پردازدعبدالرحمن جَبَرتی در دوره ای به نگارش رویدادهای مصر پرداخت که این سرزمین در آستانه تحولاتی بود که به سبب آن ها ویژگی های سنتی جامعه مصر به تدریج دستخوش دگرگونی می شد. منشأ جریان های دگرگون ساز از آنجا بود که از سده نوزدهم میلادی اندیشه های جدید اروپایی در بسیاری از موارد، از جمله در زمینه تاریخ نگاری به مصر سرایت کرد که جبرتی در مدت بیش از دو دهه نخست این سده، شاهد آن بود. با آن که جبرتی شاهد این جریان جدید بوده و نخستین مورخ مسلمانی است که دست اندازی های سیاسی و اقتصادی اروپاییان را به جهان اسلام گزارش داده، ولی به شیوه سنتی دست به نگارش وقایع مصر زده است. با وجود این، گاه با اِعمال نگرش انتقادی و تمجید از رفتارهای عقلانی غیر مسلمانان و غیره از این شیوه عدول کرده، به طوری که می شود اثر تاریخی او را به مثابه معبری بین تاریخ نگاری سنتی اسلامی و تولد تاریخ نگاری جدید تلقی کرد. آنچه وقایع نویسی جبرتی را مهم تر ساخته، آن است که وی در نوشتن، تحت تأثیر صاحبان قدرت نبوده و به طور مستقل و به سبب حبّ وطن به نگارش تاریخ اقدام کرده، با این حال وطن دوستی اش مانع واقع نگری او نشده است. همچنین محور گزارش های جبرتی حکمرانان نیستند، بلکه وی عمدتاً اوضاع و احوال مردم را مورد توجه قرار داده است. مقاله حاضر به بررسی روش تاریخ نگاری جبرتی و بینش تاریخی او می پردازد.
۱۴۴۴۹.

مدارس دیوبندیه نظام آموزشی و پیامدهای اجتماعی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰۲ تعداد دانلود : ۵۵۵
مسلمانان شبه قاره هند از سده هجدهم میلادی به سبب آغاز دوره استعمار و با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، در مواجهه با مسائل جدید جامعه، بیشتر بر انجام فعالیت های فرهنگی متمرکز شدند. بدین منظور با تأسیس مدارس دینی به سبک جدید، موجب ایجاد تحولی چشمگیر در میان مسلمانان شدند. از مجموعه مدارس اسلامی هند، مدرسه دارالعلوم دیوبند که از نیمه سده نوزدهم میلادی فعالیت خود را آغاز کرد، ویژگی های برجسته ای دارد. بنیانگذاران  این مدرسه در طراحی نظام آموزشی، برنامه درسی، شیوه های تدریس، ارائه آموزش به زبان اردو و نیز ساختار اداری و مالی مستقل مدرسه، به مدارس جدید انگلیسی نظر داشتند. با این حال، محتوای آموزشی و کتاب های درسی تماماً همان متون کلاسیک اسلامی بود و علما از تدریس دروس جدید و نیز آموزش زبان انگلیسی خودداری کردند. مدارس دیوبندیه در طی چند دهه گستره جغرافیایی وسیعی را در هند فراگرفت و شمار زیادی از فارغ التحصیلان آن، به عنوان علمای دینی در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی، فعالانه حضور یافتند. از جمله کارکرد های این طبقه اجتماعیِ جدید، تعریف نوینی بود که برای هویت فردی و جمعی مسلمانان هند - جامعه ای در حال گذار از سنت به تجدد- ارائه دادند. علمای مدارس دیوبندیه با مراجعه به کتاب و سنت از یک سو با لحاظ شرایط جدید از سوی دیگر، هویت فردی و اجتماعی خویش را باز تعریف کردند و بر رغم پایبندی به سنت، اصلاح و تحول در آن را نیز پذیرفتند.
۱۴۴۵۱.

بررسی تحلیلی تأثیر پیوند ایلخانان و دربار مرکزی مغول در مسئله جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی مغول روابط خارجی
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ ایران اسلامی حکومت های ایرانی- اسلامی ایلخانان روابط خارجی
تعداد بازدید : ۱۲۰۲ تعداد دانلود : ۸۵۳
پس از تصمیم قوریلتای دربار مرکزی مغول و اعزام هلاکو به غرب، حکومت ایلخانی در ایران طی فرایندی تاریخی و تابع تحولات دربار مرکزی و اقدامات نظامی و سیاسی هلاکوخان شکل گرفت. هدف لشکرکشی هلاکو به غرب، تثبیت حاکمیت مغولان بر سرزمین های فتح شده و نیز فتح مناطق جدید بود و تشکیل حکومت ایلخانی در ایران جزو اهداف مأموریت هلاکوخان در غرب تعیین نشده بود. تحولات امپراتوری مغول پس از مرگ منگوقاآن و رقابت های جانشینی که به نشستن قوبیلای قاآن بر تخت خانی انجامید، بین دو برادر فاتح خاندان تولوی یعنی قوبیلای و هلاکو روابطی مبتنی بر مصالح و منافع دوجانبه برقرار کرد؛ روابطی که قوبیلای را در برابر رقیبان از حمایت هلاکو برخوردار کرد و هلاکوخان، یکی از مقتدرترین خان زادگان خاندان چنگیزی، را به اندیشه تبدیل مناطق فتح شده معادل ایران و قلمرو پادشاهان باستانی آن به حصه خاندانی راهنمایی و تأیید قوبیلای زمینه تشکیل حکومتی دودمانی را در این قلمرو فراهم کرد. اگرچه این مناسبات به علت تحولات درونی امپراتوری مغول و ساختار جغرافیایی آن نمود چندان فعالی در معادلات محلی و منطقه ای نداشتند، تأیید دربار مرکزی به علت پاره ای ویژگی ها و ماهیت سیاسی و اجتماعی حکومت ایلخانی، در مشروعیت بخشی به فرمانروایان ایلخانی و چالش های جانشینی ایشان حداقل تا برآمدن پادشاهان مسلمان مغول نقش مهمی داشتند. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای، نقش و تأثیر مناسبات ایلخانان و دربار مرکزی را در مسئله جانشینی بررسی می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان