پژوهش حاضر تحت عنوان « ژئوپلیتیک خلیج فارس: تهدیدها و فرصت های فراروی جمهوری اسلامی ایران» می باشد که به بررسی تهدید ها و فرصت های پیش روی ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک خلیج فارس می پردازد. چرا که موقعیت حساس و استراتژیک ایران در منطقه خاورمیانه و وجود بحران ها و عدم ثبات سیاسی در کشورهای مجاور و وجود چالش های سیاسی با همسایگان استراتژیک باعث به وجود آمدن تهدیدهایی برای امنیت جمهوری اسلامی ایران می شود. از بزرگ ترین تهدیدات فرامنطقه ای که حوزه نفوذ آن به این منطقه حساس و استراتژیک وارد شده است، ایالات متحده آمریکا میباشد. به همین دلیل و بنابر اهمیت استراتژیک ایران و سیاستی که در قبال این دولت ها سر لوحه سیاست خارجی خود قلمداد کرده است، باعث مقابله شدید آمریکا با این کشور در فضای بین المللی شده است.
هدف مقاله حاضر بررسی تهدید ها و فرصت های فراروی ایران با توجه به موقعیت خلیج فارس می باشد و سوال مقاله حاضر این است که با توجه به موقعیت ویژه خلیج فارس چه تهدید ها و فرصت هایی پیش روی جمهوری اسلامی ایران میباشد؟ که به روش توصیفی – تحلیلی به بررسی این فرضیه می پردازد که جمهوری اسلامی ایران به دلیل داشتن موقعیت ممتاز خلیج فارس از جانب آمریکا و سایر متحدان غربی اش مورد تهدید قرار گرفته و خواهد گرفت.
این پژوهش با بهره گیری از اسناد معتبر بر این نتیجه است که منطقه خلیج فارس با پشت سر گذاردن یک صد سال از اهمیت یافتن تاریخی به علت وجود ذخایر گسترده انرژی و هم چنین تحولات در نظام های سیاسی، اقتصادی و بالطبع امنیتی در منطقه، در کانون توجه بسیاری از قدرت ها بوده است. به طوری که می توان ادعا کرد که به صورت مهمترین کانون توجه نگرشها و محاسبات استراتژیک درآید و به تعبیر کلاسیک ژئوپلیتیک، هارتلند یا قلب زمین نام گیرد.
جشن های 2500 ساله شاهنشاهی، در مهرماه 1350ش برگزار شد. یکی از اصلی ترین اهداف محمّدرضا شاه از برگزاری این جشن ها، کسب مشروعیت برای حکومت خود بود؛ اما حکومت پهلوی در تحریک حس ناسیونالیستی مردم جهت شرکت گسترده در این جشن ها، با وجود تمام تبلیغات خود، تا حدود بسیاری ناکام و عاجز ماند و مردم حضور گسترده ای در جشن ها نداشتند. علاوه بر این، گروه های مختلفی با برگزاری این جشن ها به مخالفت علنی پرداختند. اینکه مخالفان برگزاری این جشن ها در داخل کشور شامل چه گروه هایی بودند و چرا به مخالفت علنی اقدام ورزیدند، مسئله ای است که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد. باید گفت که «روحانیون» و در رأس آن ها امام خمینیv، «دانشجویان» و در رأس آنان دانشجویان دانشگاه تهران، «گروه های چریکی» و «عدّه ای از مردم مبارز»، از جمله گروه هایی بودند که به صورت علنی با جشن ها به مخالفت پرداختند. چهار علّت اصلی این مخالفت ها را می توان این گونه بیان کرد: علت اوّل: اسلام زدایی، از علل اصلی مخالفت روحانیون مذهبی با جشن ها بود. علت دوم: وجود خفقان سیاسی و نبود آزادی های دموکراتیک در نظام شاهنشاهی. این در حالی است که محمدرضا شاه به عنوان رأس هرم قدرت در حکومت پهلوی، پیش از برگزاری جشن ها و نیز در سخنرانی خود به مناسبت افتتاح جشن های 2500 ساله، بارها به رعایت حقوق بشر از سوی کورش هخامنشی اشاره و تأکید کرده بود. علت سوم: خارجی بودن تدارکات این جشن ها؛ تدارکاتی که در صد بسیار بالایی از آن توسط کشور فرانسه فراهم آمده بود. علّت چهارم: وضعیت نامطلوب مردم و جامعه ایران از لحاظ اقتصادی در مقایسه با هزینه های بسیار گزاف جشن ها.
جستجوی تاریخی درباره ""پیامبر(ص)"" در تحقیقات معاصر غرب، از اواسط قرن نوزدهم میلادی و با نوشته های میور، اشپرنگر و گلدتسیهر آغاز شد. این عده بسیاری از روایات اسلامی مربوط به زندگی پیامبر(ص) را ساختگی دانستند. این راه را ونزبرو ادامه داد، او معتقد بود فرایند پیدایش اسلام همچون ""تاریخ نجاتِ"" اتفاق افتاده در یهودیت است و از میانه قرن دوم به بعد رخ داده است. کِرونه و کوک نیز در هاجَریسم اظهار کردند که به منظور تشخیص صحت تاریخی وقایع اسلام، باید در منابع خارج از حوزه اسلام (شواهد خارجی) کنکاش کرد. برخی ""شکاکان نوین"" همچون نِوو و اُهلیش بسیار افراط کرده و وجود تاریخی پیامبر(ص) را به کلی مجعول می دانند. هدف این مقاله، معرفی بخشی از شواهد غیراسلامی درباره ظهور اسلام در منطقه خاورمیانه است که برخی محققان غربی؛ همچون هویلَند گرد آورده اند و به یونانی، سریانی، قبطی، ارمنی، لاتین، یهودی، فارسی و چینی تألیف شده است. دستاورد این مقاله از تصویر اسلام در منابع غیراسلامی، غالباً با منابع اسلامی موافق است. در مقاله حاضر، برخی از کهن ترین مکتوبات غیراسلامی، که از سال 634 تا حدود 700م تاریخ گذاری شده و درباره ظهور اسلام، پیامبر اکرم(ص)، عقاید اسلامی یا قرآن نکته ای در بر دارند، معرفی شده اند.
بررسی بهائیت در چارچوب تحلیل رشد جریانات انحرافی قرار می گیرد که عوامل متنوع داخلی و خارجی زمینه ساز و مؤید آن هستند. فقر فرهنگی، بی ثباتی سیاسی و فشار شدید اقتصادی از جمله عوامل مؤثر داخلی بودند که رسوخ نیروهای استعماری را باعث شدند. حمایت استعمارگران از بهائیت نیز در همین چارچوب توجیه و تبیین می شود. پشتیبانی از بهائیت با هدف مقابله با نیروی مولد و مؤید مقاومت دینی در برابر سلطه استعمارگران انجام می شد. سوءاستفاده از عوامل و منابع داخلی نیز این حمایت را کم هزینه تر و نامحسوس تر می نمود؛ امری که استعمارگران بدان نیاز مبرم داشتند. در این گفت وگو جناب آقای دکتر سید سعید زاهد زاهدانی، عضو هیات علمی دانشگاه شیراز و دارای دکترای جامعه شناسی از انگلستان، زمینه های شکل گیری بهائیت، اهداف و ابعاد آن را با تاکید بر آسیب پذیری داخلی توضیح داده اند.
در تلقی عمومی، طریق عارفان و منش سیاست مداران جمع ناشدنی مینماید؛ آن یکی تحنّث و عزلت و دیگری رندی و زیرکی میطلبد. نه عارفان با خلوص خود، سیاست مداری موفق توانند بود و نه سیاست مداران به پاکی و زلالی، حکومت داری توانند کرد. این مقاله بر آن است تا با توصیف ویژگیهای مشی حکومتی عارفی واصل نشان دهد میتوان عادلانه حکومت کرد و بر معادلات جهان اثر گذاشت و درعین حال جز خدا را ندید و همه چیز را از او دانست. ضرورت کاوش در این موضوع به لحاظ معرفی مدل آسمانی حکومت روشن است. مسئله مقاله حاضر به لحاظ گونه شناسی (Typology)، توصیفی (Descriptive) است و در آن نسبت طریق عارفان و جایگاه حاکمیت دینی از منظر امام خمینی(ره) واکاوی میشود.
همان گونه که ظهور دولت آل سامان، سبب ساز خیرات و برکات عدیده ای در
تاریخ فرهنگ و تمدن ایران و اسلام شد، زوال این خاندان نیز موجب تأثیرات جدی منفی
بر پهنه تاریخ سرزمین ایران گشت. از میان عوامل اضمحلال این دولت، نقش عوامل
سیاسی جدی تر و مهم تر بود. ضعف نظام دیوان سالاری، خردسالی امیران پایانی، ظهور
مدعیان داخلی، برخورد با دول خارجی، ناامنی در ولایات، تشدید روحیه تملق در دربار،
تفوق سپاهیان ترک، فقدان وحدت سیاسی و عدم تعامل با خلافت، عصیان سرداران،
کاهش رفاه عمومی، از هم پاشیدگی ساختار اجتماعی، عدم حمایت فقیهان و رکود فضای
فکری مقارن با اغراض غزنویان و هجوم آل افراسیاب از جمله مواردی است که در مقاله
حاضر بدان پرداخته شده است.
بر اساس منابع تاریخی، آذربایجان از اوایل دوره ساسانی به سبب همجواری با مسیحیان ارمنی در (شمال) و رومی در (غرب)، به صورت پایگاه عمده نظامی، و به سبب وجود آتشکده آذرگ ُشنسپ در تخت سلیمان ( شیز باستانی ) به صورت جایگاه دینی مهمی برای ساسانیان به شمار می آمد. تخت سلیمان در شمال شرقی تکاب و در جنوب دریاچه اورمیه با بقایای معماری دو دوره (هخامنشیان و ساسانیان) از محوطه های باستانی مهم و مورد علاقه باستان شناسان جهان است. در واقع تخت سلیمان وسیع ترین تاسیسات دینی ، سیاسی و اداری اواخر دوره ساسانی است که تا کنون شناسایی و بخشی از آن از زیر خاک بیرون آورده شده است. بقایای مجموعه تاریخی آتشکده آذرگُشنَسپ در درون حصاری بیضی شکل و با دروازه های بزرگ مربوط به دوره ساسانی و آثاری از دوران اسلامی باقی مانده است.
در کاوش های باستان شناسان آلمانی و سوئدی در تخت سلیمان، شمار فراوانی مُهر و اثر مُهر(نقشی که توسط مُهرها بر روی گِل ایجاد شده است) از اواخر دوره ساسانیان کشف شده است که به روشن شدن اوضاع اداری آن دوره، به ویژه نام کارکنان و بلندپایگان این ناحیه و حتی نوع مقــام و سِمَت آن ها کمک بسیاری می کنند و سبب فزونی دانش ما از مجموعه نام های خاص از آن دوران گشته اند. هم چنین، از طریق تصاویر ایدئوگرام های موجود بر اثر مُهرها به باورها و اعتقادات مردم در آن دوران می توان پی برد. کشف مُهری که نام آذرگُشنَسپ بر روی آن آمده، سبب اثبات این نام ( آذرگُشنَسپ) برای تخت سلیمان امروزی شده است. روشن شدن نام برخی ضرابخانه ها را که به صورت اختصار بر روی سکه های آن دوران آمده، نیز مدیون این کشف بزرگ هستیم.
گسترش شیخیه در کرمان، متأثر از عوامل متعددی بود که این پژوهش در پی بررسی آن عوامل و عملکرد شیخیه در این شهر است. بررسی داده های تاریخی بر اساس روش تحلیلی در تحقیق تاریخی نشان می دهد که عوامل چندی با دامنه تأثیرگذاری متفاوت در این جریان تأثیر داشته اند: آشفتگی اوضاع اجتماعی ـ فرهنگی و از آن جمله وضعیت عقیدتی و فکری در کرمان، نبود حوزه علمی و فقاهتی قوی در این شهر، همسایگی ولایت کرمان به یزد که اقامتگاه شیخ احمد احسایی بود، دلبستگی حکمران کرمان، ابراهیم خان ظهیرالدوله به علمایی چون به شیخ احسایی، گروش پسر او حاج محمد کریم خان به شیخ تا آنجا که از سید کاظم رشتی، دومین رهبر شیخیه، اجازه نامه دریافت کرد، و... از عوامل مهم گسترش شیخیه در کرمان است. استفاده حاج محمد کریم خان از پشتوانه های مادی و معنوی در کرمان و کوشش وی و جانشینانش در برگزاری مجالس وعظ، سخنرانی در مسجد و تدریس در مدرسه ابراهیمیه و تألیف کتب و رسائل مستقل درباره فقه و کلام شیخی به انسجام عقیدتی و اجتماعیِ این فرقه مذهبی کمک فراوانی کردند.
از زمان ورود دوربین به ایران در دوره محمدشاه و به خصوص در عصر ناصری، عکاسی به صورت فنی شاهانه در خدمت سلاطین قاجاری قرار گرفت تا این که در دوره مشروطه، صنعت عکاسی از انحصار دربار خارج گردید و به میان مردم رفت، البته شواهد متعدد حاکی از آن هستند که روند عمومی شدن عکاسی از دوره پیشامشروطه آغاز شده بود اما انقلاب مشروطه در این روند جهش بزرگی ایجاد نمود. به رغم عمومی شدن عکاسی، تا اوایل قرن چهاردهم شمسی، عکاسی کاربرد تخصصی نداشت و بیشترین حجم تصاویر به عکس های یادگاری اختصاص داشت تا اینکه با اجباری شدن الصاق عکس به برگه های احراز هویت مجرمین، گذرنامه، شناسنامه و مدارک تحصیلی در دوره پهلوی اول، پرتره پرسنلی که گونه جدیدی در صنعت عکاسی به شمار می آمد، جای خود را در فرهنگ جامعه ایرانی باز نمود.
این نوشتار تلاش می کند تا با بررسی اسناد و مدارک و کتب تاریخی، به این پرسش پاسخ گوید که از چه زمانی عکاسی در ایران، کارکردی ویژه در احراز و تشخیص هویت پیدا نمود؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که عمومیت یافتن عکس های پرسنلی، در اواخر قرن سیزدهم، در دوره احمدشاه و در زمان حضور سوئدی ها در نظمیه و ژاندارمری ایران صورت پذیرفت و در اوایل قرن چهاردهم و دوره پهلوی اول ادامه یافت زیرا در دوره پهلوی اول، اخذ مدارک رسمی و اسناد هویتی و به ویژه دریافت شناسنامه و مدارک نظام وظیفه، اجباری گردید که در نهایت موجب رواج عکس پرسنلی در ایران شد.
پس از آنکه سلطنت ترک نژاد غزنوی بوسیله سلطان محمود در شرق ایران تأسیس شد، وی می بایست به عنوان تابع خلیفه عباسی ضمن در نظر داشتن پایگاه خلافت، برای خود اعتبار ویژه کسب می کرد. سلطان محمود به همین منظور و به عنوان غازی بت شکن راهی هندوستان شد و در ایران نیز براساس سیاست مذهبی خاص خود عمل می کرد که مبتنی بر حمایت از اهل سنت و تعقیب روافض، قرامطه و باطنیان بود. این سیاست مورد تایید خلیفه عباسی، علت بسیاری از تصمیم گیری ها و سیاست های دولت غزنوی عنوان محسوب می شود. در این مقاله به دنبال یافتن پاسخ این سوال هستیم که کیفیت رابطه سلطان محمود غزنوی با مذاهب، جریان ها و محافل مذهبی عصر خود چگونه بوده و او چه اهدافی را دنبال می کرده است؟ به نظر می رسد سلطان محمود غزنوی به عنوان تابع خلافت عباسی به صورت نمادی تأیید کننده و تثبیت کننده مذهب اهل سنت درآمده و همچنین منشور و لوای خود را از خلافت عباسی می گرفت.
سلطنت ناصرالدین شاه با ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران همراه بود. ازجمله این اصلاحات تغییر در ساختار پستی کشور را باید نام برد. ورود تمبر به کشور تغییرات بنیادینی در زﻣیﻨﮥ ارتقاء نظام پستی به وجود آورد و عاملی برای تسریع روند اداری پست شد. در ابتدا تمبر نشان دهندﮤ کرایﮥ پستی بود و کارکردی اقتصادی داشت. در اواخر دورﮤ ناصرالدین شاه، کارکردهای دیگری برای تمبر در نظر گرفته شد و کارکردهای سیاسی و اجتماعی در کنار کارکرد فرهنگی نقش آفرینی کردند. این پژوهش در پی پاسخ به پرسش های زیر است: در نظام پستی دوره های قاجار و پهلوی، تمبر چه کارکردهایی داشته است. در این دوره، قالب شکلی و مفهومی تمبر چه فرآیندی را پشت سر گذاشته است. داده های پژوهش نشان می دهد که در مسیر تحول نظام پستی کشور، تمبر محورها و ابعاد مختلفی را دربرگرفت و باوجود مشکلات و موانع و کم شدن اعتبار جهانی آن، در زﻣیﻨﮥ چاپ و انتشار روند روبه رشدی را در پیش گرفت.