ابن عباد ملقب به کافی الکفاه، ادیب و سیاست مدار سده چهارم هجری، توانمند در کشورداری و نظم و نثر عربی بوده است. گزارش هایی از مخالفت وی با پزشکان و دانش پزشکی وجود دارد، اما در عین حال نامه ای در دیوان رسائل الصاحب مشتمل بر مطالب طبی است و نشان دهنده آشنایی نه چندان اندک صاحب بن عباد با مبانی طب و اسباب و علامات بیماری ها. این مقاله با بررسی محتوای رساله یاد شده و تطبیق با منابع پزشکی سده های میانه، دانسته های طبی صاحب بن عباد را می سنجد و دلیل مخالفت های وی با پزشکان و دانش پزشکی را نیز جستجو می نماید. یافته ها نشان می دهد نویسنده این رساله آگاه از مبانی طب در عصر خویش بوده و نظرات خویش را مبتنی بر منابع پزشکی موجود در آن عصر ارائه کرده است. به نظر می رسد مخالفت وی با پزشکان و دانش پزشکی نیز ریشه در گرایش ها و مطالب فلسفی پزشکان و دانش پزشکی داشته است.
سخن از دبیق و پارچه های اعلای آن (دبیقی) در بسیاری از متون تاریخی، جغرافیایی و ادبی کهن دیده می شود. علل ویرانی دبیق در سده های متأخر و برخی ابهامات موجود درباره ی مکان دقیق آن، از مسائل پیش روی پژوهشگران در حوزه ی تمدن اسلامی است. از این رو، در این نوشتار مختصر کوشش شده است با استقصا در منابع و رویکردی تحلیلی به گزارش های موجود، ضمن پاسخ به این دو پرسش، جایگاه تمدنی دبیق و اهمیت اقتصادی و فرهنگی پارچه های دبیقی تبیین گردد.
تاثیرات غلبه و حکمرانی مغول ها در ایران، از جنبه های مختلف درخور بررسی است. از جمله این تاثیرات نحوه مدیریت و شیوه راهبرد بخش های اداری است. مغول ها در هنگام ورود به ایران، روش اداری خاص خود را داشتند و به طبع، در تشکیلات موجود در ایران دگرگونی هایی ایجاد کردند. در نتیجه با حکمرانی مغول ها، تشکیلات کهن اداری ایرانی اسلامی دگرگون شد. در برابر این تشکیلات و عناصر جدید، سنت های کهن اداری ایرانی اسلامی چه دگرگونی هایی پیدا کرد؟ چنین به نظر می رسد که با وجود به کارگیری کاربدستان ایرانی در نظام اداری مغول ها در ایران که امری ناگزیر بود، اصطکاک و تناقض و تباین میان این عناصر محتمل بود. این عامل موجب شد که در روزگار نخستین سلطه مغول، بر پیچیدگی رویدادهای دیوانی و نحوه تلفیق تشکیلات اداری مغول ها با تشکیلات ایرانی اسلامی افزوده شود. گزارش این تحول به قلم دیوانسالاران ایرانی که بی تردید، ذهنیت ایرانی را در متن وارد کرده اند نیز به ابهامات موجود افزون خواهد شد. ازاین رو، این مقاله درصدد است تا با بازخوانی ویژگی تشکیلات مغول ها و تشکیلات اداری ایرانی اسلامی از یک سو و بررسی گزارش مورخان ایرانی از رویدادهای اداری و سیاسی در روزگار نخستینِ ایجاد تشکیلات مغول ها در ایران از سوی دیگر، روند تحولات و دگرگونی هایی را که در تشکیلات اداری ایران در مواجه با مغول ها به وجود آمد، تبیین کند.