چکیده: گچساران یکی از بزرگترین حوزه های نفتی جنوب غربی ایران می باشد. این منطقه بعد از مسجد سلیمان و هفتکل در سال 1307/ 1928 با کشف نفت به سومین میدان نفتی کشور تبدیل شد. شروع بهره برداری تجاری از این میدان نفتی در سال1319/ 1940 و پیوند با صنعت نفت، این منطقه را به شهرکی نفتی مبدل ساخت. مساله پژوهشی حاضر بررسی و تبیین تاثیر صنعت نفت بر روند توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه گچساران می باشد. به نظر می رسد با توسعه صنعت نفت در گچساران از سال 1335/ 1956 به بعد، دگرگونی های متنوعی در ابعاد اجتماعی و اقتصادی در این منطقه بوجود آمده باشد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و تبیین داده های آماری نشان داده که کشف و شکل گیری صنعت نفت تاثیر آشکاری بر تغییرات اقتصادی و اجتماعی شهر گچساران مانند؛ توسعه زیرساخت ها، تغییر بافت جمعیتی، ظهور طبقات جدید، دگرگونی وضعیت معیشتی و مهاجرت داشته است. با پیشرفت صنعت نفت در این دوره و روند تحولات اجتماعی، اقتصادی حاصله از آن ، گچساران به یکی از مهمترین و تاثرگذارترین شهرهای شمالی خلیج فارس و مناطق نفتی جنوب تبدیل شد.
سفرنامه ها از جمله منابع مهم در بررسی وضعیت فرهنگی و اجتماعی دوره های تاریخی به شمار می روند. سفرنامة ابن جبیر در زمرة این منابع مهم است. سفر ابن جبیر، عالم سنی مذهب اهل اندلس، در نیمه دوم قرن ششم هجری، به قصد انجام مناسک حج، از غربی ترین منطقة جهان اسلام در آن تاریخ، یعنی اندلس، به مرکز جهان اسلام، گام مهمی در جهت معرفی وضعیت فرهنگی و اجتماعی مسلمانان در قرن ششم قمری به حساب می آید. وی در مسیر خود، ابتدا به سرزمین مصر رفت، سپس به حجاز رسید. او پس از اعمال حج، از سرزمین عراق و شام دیدن کرد. بازدید وی از جزیرة سیسیل و شرح ماوقع آن از جملة قدیمی ترین گزارش ها از آن منقطه است که تحت حکومت مسیحیان اروپا اداره می شد. مسئلة مهم این است که با توجه به سفرنامة ابن جبیر، آیا می توان وضیعت فرهنگی و اجتماعی مسلمانان آن دوره را به دست آورد؟ همچنین وضعیت شیعیان و شرایط زندگی آنان، اوضاع مسلمانانی که در آن مناطق مسیحی نشین سکونت داشتند و میزان تأثیر دیدگاه مذهبی ابن جبیر در نقل مطالب کتاب چگونه است؟ متن پیش رو با هدف پاسخ گویی به سؤالات مذکور سامان یافته است. وضعیت فرهنگی و اجتماعی مسلمانان به صورت عموم و شیعیان به طور خاص در سفرنامة ابن جبیر منعکس شده است. همچنین دربارة شیعیان نیز گزارش های جالب توجه – هرچند گاهی همراه با تعصب - در کتاب آمده است.