علم نجوم و ستاره شناسی به دلیل کاربردهای مختلفی که در زندگی انسان ها داشته، یکی از مهم ترین علوم بشری می باشد که در ادوار تاریخی گذشته مورد توجه مردم و صاحبان حکومت قرار گرفته است. و به تبع آن، باعث توجه و اهمیت دادن به منجمان و تربیت آن ها شده است. در دوره صفویه نیز پادشاهان به ستاره شناسی و اطلاع از اوضاع و احوال و سرنوشت افلاک که توسط منجمان و اخترشناسان صورت می گرفت، بیش از آنچه که مهم بود و صحت داشت اهمیت می دادند. پژوهش پیش رو در چارچوب وظایف و جایگاه منجمان در جامعه و حکومت عصر صفوی و با روش توصیفی – تحلیلی و بر مبنای منابع دست اول تاریخی به ویژه سفرنامه های سیاحان اروپایی و به روش کتابخانه ای به بررسی و تحلیل موضوع مورد نظر می پردازد. و با استفاده از منابع دست اول تاریخی و تحقیقاتی به دنبال پاسخ این پرسش است که، منجمان در جامعه و حکومت عصر صفوی در چه جایگاهی بوده اند و به چه میزان در حکومت مورد نظر نفوذ و تأثیر داشته اند؟ بر اساس گزارش صریح منابع این دوره به ویژه سفرنامه نویسان اروپایی، منجم باشی یکی از مهم ترین مناصب درباری در تشکیلات حکومتی صفویه بوده است که، همیشه در کنار شاه حضور داشت و شاه هرگز بدون مشورت و اجازه ی او دست به کاری نمی زد و در ضمن تمام منجمان زیر نظر او کار می کردند. این امر نشان دهنده اعتبار و اهمیت این مقام نزد پادشاهان است.
در این مقاله تحولات حاصل از فروپاشی اتحاد شوروی و برآمدن مجموعهای از کشورهای مستقل به جای آن ... و بویژه جمهوری آذربایجان، موضوع بررسی قرار دارد . یکی از ویژگیهای اصلی واکنش جمهوری اسلامی در مقابل این پدیده نادیده گرفتن ابعاد ناسیونالیستی هویت این واحد جدید سیاسی و تصویر ماهیتی اسلامی برای آن بود . بررسی جوابی چند از رویکرد و طرز تلقی بعدی جمهوری اسلامی از تحولات جاری در آن حدود براساس چنین پیشفرض نادرستی، موضوع اصلی این مقاله است .
یکی از موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی ایران عصر ناصری، که تابه حال چندان مورد توجه قرار نگرفته است، نقش و جایگاه طب عامیانه در نظام درمانی می باشد. نظام طب و درمان در این دوره به نوعی آمیخته با تقدیرگرایی و در شرایط فقدان و کمبود هر نوع خدمات طبی دولتی و نیز کم توجهی خود مردم نسبت به امور بهداشتی بود. در چنین شرایطی، باورهای عامیانه در ارائه نوع خدمت درمانگران مختلف در شاکله سه گروه عمده حکیمان و دلاکان، گروه های مرتبط با اوراد و ادعیه خوانان و نیز زنان و پیرزنان، تأثیرگذار بود. منابع اطلاعاتی این درمانگران، اغلب برگرفته از دانش پیشینیان در قالب طب سنتی و طب عامیانه ی مرسوم بود که مورد اخیر در ارائه راه های شناخت بیماری و شیوه های درمانی، نقشی مهم بر عهده داشت. طب دوره ناصری به جهتی دیگر نیز مطمح نظر می باشد و آن ورود طب نوین فرنگی با راه کارهای جدید درمانی بود که این موضوع مخالفت هایی را به دنبال داشت. تدریس طب جدید در دارالفنون نقطه عطفی در تاریخ طب ایران بود، اما این امر از سطح گرایش مردم نسبت به طب عامیانه نکاست؛ بلکه در پایان این دوره، پزشکی نوین هم ردیف با طب عامیانه در کنار هم به کار گرفته می شدند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی علل تأثیرگذار در گرایش مردم به طب عامیانه و تداوم آن در دوره ناصری علیرغم ورود طب نوین فرنگی خواهد پرداخت.
قیام امام حسین (ع) یکی از وقایع بسیار مهم در تاریخ اسلام است. این واقعه که یکی از حوادث محوری تاریخ تشیع می باشد تأثیرات عمیقی بر فرهنگ ایران داشته است؛ از جمله ادبیات و هنر که نشانه های آن به ویژه درهنر نقاشی قهوه خانه ای ظهور کرده است. هدف این پژوهش یافتن تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم حماسه عاشورا در خلق نقاشی های قهوه خانه ای است. امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل (ع) و همراهان آنها بعنوان نماد انسان های مؤمن حقیقی و شهادت طلب در این تابلو ها به تصویر کشیده شده اند و در مقابل، لشکریان اعداء به عنوان عناصر ضد اخلاق و اسلام معرفی شده اند. چنین نقاشی هایی از قداست مذهبی و معنوی برخوردار بوده و بر اساس فرهنگ عاشورایی تولید شده اند. روش تحقیق توصیفی-تفسیری است و بر اساس مطالعه کتابخانه ای و مشاهدات مستقیم و غیر مستقیم آثار نقاشی صورت گرفته است.
واژه استان و استان بندی در ایران پیشینه ای کهن دارد و همین پیشینه باعث شده است که واژه ها و مفاهیم در ارتباط با آن، در تاریخ و فرهنگ ایران، گوناگون و گسترده باشد: ساتراپ (خشثرپاون)، کوست، استان، ایالت، ولایت، مملکت، بلد و دیگر واژگان در این معنای مکانی. پژوهش در انواع، معنا، و گستردگی این واژگان برای شناخت بنیادی و سیر تحولات استان در ایران ضروری است. ازاین رو مسألة اصلی این پژوهش آن است که چه واژگانی با چه پیشینه ای به معنی استان در ایران به کار رفته اند؟ تعدد این واژگان و کاربرد برخی از آن ها نشان می دهد که از طریق واژه شناسی تاریخی استان می توان اهمیت استان بندی در تاریخ اداری ایران و عوامل تأثیرگذار بر کاربرد اصطلاحات اداری را در سطح کلان بررسی کرد. این پژوهش با بهره گرفتن از روش توصیفی در تحقیق تاریخی و واژه شناسی تاریخی، انجام گرفته است.
فعالیت راهزنان به دلیل ماهیت این گروه همواره در سایه ابهام باقی مانده است. در صورتی که ماهیت راهزنان هر چه بوده باشد، به عنوان یکی از گروه هایی که با فعالیت های خود بخش های تمدنی و اقتصادی و به طورکلی امنیت جامعه و اقتدار حکمرانان را تحت تأثیر قرار می دادند، قابل بررسی و ملاحظه است. علاوه بر این روزگار حکمرانی مغول ها به ویژه در اواخر دوره ایلخانی در ایران دوره ویژه ای از جهت رشد و افزایش شمار گروه های راهزنی و شیوع مسأله راهزنی محسوب می شود.
از طرفی نیز مطالب اطلاعات متون تاریخ نگاری تاریخ میانه ایران و اسلام از جهت توجه به این گروه بسیار اندک بوده و هرگونه تحقیق درباره راهزنان و سایر مباحث اجتماعی مرتبط با آنان مستلزم توجه به متون دیگری نظیر متون ادبی، عرفانی است. در این میان صفوه الصفا عنوان یکی از تألیفات مهم تذکره ای در دنیای تصوّف در اواخر عهد ایلخانی، در لابلای مطالب خود اطلاعاتی در مورد وضعیت و تشکیلات درونی راهزنان در دسترس قرار می دهد که تاکنون مورد توجه شایسته محققان قرار نگرفته است. هدف این مقاله بررسی روایات متعدد صفوه الصفا درباره پدیده راهزنی و تحلیل آن ها به منظور شناخت حیات و فعالیت های تشکیلات راهزنان است.