دهه 1340 از جهات مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حائز اهمیت فراوان در تاریخ تحولات کشور می باشد. بررسی وضعیت سیاسی و اجتماعی این دهه، ضمن آنکه زمینه های تکوین جهت گیری های منجر به انقلاب اسلامی را نزد نیروهای فعال روشن می سازد، شناخت واقع بینانه ای از روابط این نیروها با یکدیگر و نسبت به خط اصلی نهضت پدید می آورد. مقاله حاضر بررسی این موضوع را مدنظر قرار داده است.
مروری بر ادبیات موجود در مورد استعمار نشان می دهد که بخش اعظمی از برنامه ها و چالش ها متوجه امتیازات گوناگون و دسترس پذیر کشورهای متاثر از استعمار بوده است. مطالعه رفتارهای دولت های وقت، از یک سو و شیوه های استعمارگران در تصاحب امتیازات متنوع، از سوی دیگر، عامل های کلیدی در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را آشکار می سازد. در نوشتار پیش رو، امتیاز نفت شمال و رفتار بازیگران ذینفع در آن بررسی شده است.
بررسی تاثیرگذاری مکان های مختلف در سیر حوادث سیاسی ــ اجتماعی، موضوعی در خور اعتناست که می تواند پتانسیل فعالیت سیاسی ــ اجتماعی را در هر دوره زمانی آشکار سازد. نوشتار پیش رو مشروطه استرآباد را بررسی کرده است.
خودسانسوری پدیده ای روانی محسوب می شود که اکثر انسان ها آن را در روابط اجتماعی خود بروز می دهند، اما پیامدهای این رفتار، در مورد یک شخص معمولی که رویدادهای زندگی روزمره اش را برای نزدیکان بازگو می کند با شخصی که در تاریخ سیاسی ــ اجتماعی کشور تاثیرگذار بوده، کاملاً متفاوت است.برای پیش گیری از خودسانسوری در ثبت خاطرات و تاریخ شفاهی، مصاحبه گر مسئولیت مهمی را به عهده دارد و اوست که با داشتن دانش گسترده درباره موضوع مورد گفت وگو و نیز رعایت صداقت علمی و اصول بی طرفی باید جلوی ناگفته ماندن را بگیرد. در مقاله زیر نقد کتاب «خاطرات علی امینی» از این منظر انجام شده است.
در دوران اسلامی سلجوقیان نخستین دولتی بودند که حدود قلمرو خود را همانند مرزهای ساسانی، در نواحی غرب گسترش دادند. کسب چنین اقتداری توسط سلطان سلجوقی سبب شد تا وی برای خود جایگاهی همانند پادشاهان عصر ساسانی قائل شود. آنها القاب ایران پیش از اسلام را به کار بردند و خود را دارای فره ایزدی دانستند که در نتیجه آن اطاعت از سلطان ضروری بود. اندیشمندان سیاسی عصر سلجوقی چون ماوردی و غزالی ضرورت اتحاد خلیفه و سلطان را در قالب وحدت دین و دولت مطرح نمودند و غزالی نظریه حکومت خویش را که تحت تاثیر اندیشه های سیاسی ایران باستان بود ارائه داد. خواجه نظام الملک وزیر سلاجقه بزرگ در کتاب خود سیاستنامه اقتدار پادشاهی عصر سلجوقی را با عظمت امپراطوری باستان پیوند زد. وی تلاش نمود تا پادشاهان سلجوقی را متوجه سیاست ملکان عجم در حکومتداری کند. وی در سبب نگارش کتاب خود اشاره دارد که آشنایی با رسم و آیین پیشینیان اصل بوده است. از مهم ترین مشخصات اندیشه های سیاسی نظام الملک توجه خاص وی به نظریه حکومت در دوران قبل از اسلام است به همین جهت تاثیرپذیری سیاستنامه از نگاشته های عصر ساسانی چون نامه تنسر و اندرزنامه اردشیر بابکان قابل توجه و بررسی است. بررسی نقاط مشترک و همانندی میان مطالب کتاب سیاستنامه با متون ایران باستان نشان می دهد که نظام الملک برای رهایی از مشکلات اجتماعی ـ سیاسی و نیز عقیدتی جامعه خود به نمونه های و معیارهای مطلوب عصر ساسانی تاسی می نماید.
شیخ علیخان زنگنه، وزیر شاه سلیمان صفوی، که باید او را امیرکبیر عصر صفوی دانست، چندین بار به فکر اصلاح و ممیزی تیول ها افتاد، ولی موفق نشد؛ به قول شاردن، «همه خان های بزرگ به خاطر منافع خود، در پنهانی، با این کار مخالفت می ورزیدند؛ زیرا همگی از این املاک در تیول خود داشتند و در این میان برخی بر اثر تجدید نظر، عوایدشان به ربع و حتی کمتر از آن کاهش یافت، به نظر میرسد مثل معروف شاه می بخشد، شیخ علیخان نمیبخشد، از این زمان پدید آمده باشد. شیخ علیخان زنگنه (درگذشت 1100ه.ق) از امرا و رجال عهد صفویه و وزیر معروف شاه سلیمان اول صفوی، پدرش، علیبیگ زنگنه، از جانب شاه منصب میرآخوری داشت. شیخ علیخان، بعد از پدر، منصب میرآخوری یافت و چون شاه سلیمان را از شر وزیری که در آغاز جلوسش بدو اعتنا نمیکرد خلاص نمود، منصب وزارت و عنوان اعتمادالدوله یافت (1079 هـ ق). گویند وی کارهای مملکت را منظم نمود و در تعظیم علما و فقرا میکوشید و شب ها در لباس مبدل در محلات شهر گردش میکرد. برخی، آغاز وزارت او را در سال 1086 هـ ق نوشته اند. در دوره وزارت شیخ علیخان ضعف ها و کاستیها نه تنها جبران، بلکه در بسیاری موارد اوضاع حتی (به ویژه به لحاظ کمی) بهتر از زمان عباس اول شد. لذا، اگر هم سقوط صفویه بسته به جریان زوال گونه ای در دوره پس از عباس اول بوده باشد، در دوره بیست ساله وزارت شیخ علیخان این گونه نبوده است. این تحقیق بر آن است تا اوضاع ایران را در طی بیست سال وزارت شیخ علی خان روشن کند