در 75 کیلومتری جنوب مشهد در شهر فریمان خانوادهای متدین زندگی میکرد. مرد این خانواده شیخ وارسته و زاهدی بود که محمدحسین نام داشت. همسر وی، بانوی وارستهای بود که از حافظهای قوی و نیروی بیان و نطق در خور تحسین برخوردار بود.
جریان مارکسیسم در کشور ما، ابتدا با هدف «مسخ» اسلام وارد عمل شد، اما وقتی با منطق قوی اسلام و حکیمان مسلمان روبهرو گشت، تغییر تاکتیک داد و این بار کوشید با حربه تحریف به «مسخ» این آیین آسمانی دست یازد. در این مسیر نیز ابتدا مذبوحانه کوشید با تحریف چهره الهی مردان این سرزمین همچون لسانالغیب حافظ شیرازی آنان را افرادی مادی معرفی کند و در گام بعدی گروههایی همچون فرقان و آرمان مستضعفین کوشیدند تا آیات الهی را با تاویلهای مادی به نفع این جریان، استحاله کنند. استاد مطهری که با دقت، هر جریان فکری را رصد میکرد و به شایستگی با آن برخورد مینمود از دهه 20 شمسی در مقابل شگردهای گوناگون ماتریالیسم، مردانه قد برافراشت و با اطلاعات وسیع و نگاه ژرف خویش توانست تمامی ترفندهای این جریان را یکی پس از دیگری خنثی سازد و بالاخره در برابر شبههپراکنیهای گروه فرقان در تفسیر غلط آیات قرآن نیز شجاعانه بهدفاع برخاست و به تهدیدهای آنان وقعی ننهاد و بهجرم قوت استدلال و متانت منطق و برهان در 11اردیبهشت 1358 هدف گلوله این جمع خشکسر قرار گرفت و به شهادت رسید. مقاله حاضر ما را با حال و هوای آن روزگار و شگردهای جریانات مارکسیستی در مقابله با ملت مسلمان ایران بهتر و بیشتر آشنا می کند.
در این بخش چند سند را که مربوط به جریانها و جناحهای مختلف و درگیر در جنبش مشروطیت است، با هم مرور میکنیم: سند شماره یک، خواستههای علمای متحصن در حضرت عبدالعظیم را بیان میدارد. سند شماره 2، مربوط به درخواست مجلس شورای صدر مشروطه از شیخفضلالله نوری است برای اصلاح و تکمیل متمم قانون اساسی مشروطیت. سند شماره 3، دفاعیه علمای متحصن در برابر تهمتها و دروغهایی است که جناح سکولار به آنان میبستند. سند شماره 4، اصل پیشنهادی شیخ شهید به مجلس است درباره هیات علمای طراز اول ناظر برقوانین مجلس. سند شماره 5 ، سند ذلت ابراهیم زنجانی (دادستان بدنام دادگاه شیخ شهید) را به نمایش میگذارد که به تمنای اندک احترامی از مقامات دولتی در زنجان از رضاخان درخواست یک دستخط تاییدآمیز را مینماید سند شماره 6 ، که آن را سند بردگی میخوانیم، مربوط به فتوای سراسر ذلت تقیزاده است آنجا که به ایرانیان افاضه میفرماید که باید «ظاهرا و باطن و جسما و روحا، فرنگیمآب شوند و بس.» اما همو که از افراطیترین چهرههای جریان مشروطه سکولار و غربی است (سند شماره 7:) مطابق این سند تقی زاده در اواخر عمر و در دوران پختگی نسبی ، از آن مواضع عدول میکند و در مجله یغما به خطای خویش اعتراف مینماید.
قانون اساسی مشروطیت که در دیماه 1285 خورشیدی پس از تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی به تصویب مظفرالدین شاه قاجار رسید و به مدت 72 سال رسمیت داشت، نخستین قانون اساسی ایران به شمار میآید که اگر نه در حیطه عمل، لااقل در چارچوبهای نظری دگرگونیهای شگرفی را در ایران موجب شد.
در گستره آشنایی اولیه گروهی از اندیشهگران ایرانی عصر قاجار و روشنفکران عصر مشروطه با برخی از مفاهیم فلسفه سیاسی جدید به وجود آمده در جوامع غربی، ناسیونالیسم در مفهوم جدید آن، یکی از مهمترین مفاهیمی بود که قدم به گفتمان جدید سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در ایران نهاده و گروههای مختلفی از جامعه ایرانی و بویژه روشنفکران و نخبگان فکری را با درجات مختلف و تفاوتهایی چند تحت تأثیر قرار داد.
در نیمه دوم سده هفتم هجری/ سیزدهم میلادی تاریخ سیاسی ایران، دولت مغولی ایلخانان شکل گرفت. از همان آغاز مناسبات نه چندان دوستانه ایلخانان با همسایه غربی شان، دولت ممالیک مصر، باعث نضج گرفتن گروه های فراری و پناه جویی از جانب طرفین گردید.در این میان دسته هایی که از سمت قلمروی ایلخانان به سوی مصر می گریختند در منابع عربی با عنوان وافدیه و مستامنین معرفی شدند یکی از مهم ترین امواج پناه خواهان، وافدیه اویراتیه به سال ( 695 ه/ 1296 م) هستند.نوشتار حاضر بر آن است تا موضوع وافدیه اویراتیه را با هدف بررسی چگونگی عصیان، مخالفت، علل فرار و جایگاه و موقعیت این گروه در قلمرو ممالیک با بهره گیری از روش تحقیق تاریخی و نگاهی توصیفی و تحلیلی به این مقوله مورد بررسی قرار دهد.
اسکندر مقدونی، چهره شگفت انگیز تاریخ که در نگارش سرگذشت وی دوگانگی به وجود آمده و روایت های دینی نیز به پیچیدگی داستان افسانه ای او افزوده تا او را به شخصیت نیمه اسطوره ای تغییر شکل داده است. البته تاریخ خوانان با شناختی که از دو چهرگی اسکندر دارند به خوبی می دانند آن گروه که وی را ارباب قهرمانان پیروزی های مثبت ارزیابی می کنند تنها کارشان بر اساس نادانسته ها و مفروضات است نه بر پایه حقیقت.نفوذ نماد اسکندر در تاریخ و فرهنگ پارسی، بسی مایه تعجب است، شاید یک سبب آن ایجاد قهرمان در برابر قهرمانان ایران زمین که جنبه مذهبی ندارد، باشد.تصویر مناسب و راستینی که می توان از وی با شیوه تحقیق دریافت کرد، روند این تعصبات را می کاهد در این مقاله بر آن شدیم تا پس از هزار سال، واقعیت وجودی اسکندر و پیامد ارزشی و تاریخی یورش و پیروزی های او را بازگو کنیم و دیگر این که چیرگی بر سرزمین پارسی با ورود تمدن و علوم یونانی به عرصه دانش اسلامی چه بوده است، این در حالی است که در روزگار هجوم اسکندر، دودمان فرهیختگان بزرگ ترین امپراتوری تاریخ بشر به ثبت رسیده است.
این مقاله درصدد بررسی نوع تعامل و ارتباط میرزای قمی با حکومت قاجاری، عوامل این تعامل و دیدگاه وی نسبت به حکومت وقت است. در این مقطع تاریخی(ابتدای دوره قاجار مصادف با دوره آغامحمدخان و به ویژه دوره فتحعلی شاه قاجار) بسیاری از علما با حکومت قاجار ارتباط نزدیکی داشتند، اما ارتباط و تعامل میرزا ابوالقاسم قمی - که از برجسته ترین علمای این دوره بود - با حکومت وقت، بسیار مهم و تاثیرگذار بود. با توجه به سابقه تاریخی عدم ارتباط یا تقابل علمای شیعه با پادشاهان و حکومت های آنها، اگر در موارد و مقاطعی که بین علما و حکومت های وقت، ارتباط و تعامل نزدیک برقرار شده است، این سؤال مطرح می گردد که چه علل و عواملی باعث ایجاد این ارتباط و تعامل شده است؟ این ارتباط با دیدگاه علما در خصوص عدم مشروعیت حکومت وقت چگونه سازگار است؟ در این نوشتار بیان گردیده است که رویکرد مذهبی حکومت وقت و بحرانها و مشکلات داخلی و خارجی ای که اساس کیان اسلام و دین مردم و مذهب تشیع را تهدید می کرد، باعث شده بود که عالمانی همچون میرزای قمی از راه ارتباط با حکومت وقت از ابزار قدرت در راه مقاصد شریعت اسلام و حفظ کیان اسلامی، گسترش اسلام و مذهب تشیع نهایت استفاده را بنمایند.