می توان تمامی فراز و فرودهای این سی ساله را در نگرشی کلی نموداری رو به رشد دید که اگرچه ریزش هایی داشته است، رویش های آن به قدری شکوفا، تناور و پربار است که می توان همه مراحل این انقلاب را مثبت و تکاملی دانست؛ از سختی های سال های اولیه انقلاب و محنت های دوران جنگ گرفته تا کم و کاستی های عصر سازندگی و اصلاحات و فشارهایی که هم اکنون بر مردم ایران انقلابی از سوی دشمنان وارد می شود. به هرحال هرچه بود گذشت و اکنون انقلاب اسلامی سرافراز است و خواهد بود
شاید بتوان گفت که سنگ بنای ادبیات مقاومت در شعر معاصر ایران در خلال جنگ های ایران و روس گذاشته شد. شعر ایران، که در دوران قاجاریه به ابتذال و تقلید کشیده شده بود، با پیش آمدن شرایط مقاومت و مبارزه و بروز جنگاوری ها و سلحشوری های مردم ایران در مقابل روسیه رمقی تازه یافت که تحولات بعدی ادبیات مانند پیدایش ادبیات آزادی خواهانه عصر مشروطیت و به دنبال آن تجدد دبی ایران معاصر از نتایج آن به شمار می رود. شاعران بلندمرتبه ای مانند قائم مقام فراهانی، فضل الله خاوری شیرازی، مجمر اصفهانی، و مرحوم صاحب دیوان با پدیداوردن ادبیات پایداری در این دوره خدمت بزرگی، هم به جامعه و سیاست و هم به فرهنگ و ادبیات ایران زمین، کردند. در مقاله زیر این موضوع براساس اشعار قائم مقام مرور شده است.
اگر بدانیم که عمده شکنندگی های اقتصاد ما در این صدسال نفتی از همین نفت بوده و بسیاری از بارهای گران را همین ماده بر دوش تاریخ معاصر ما گذاشته است دیگر با اشتیاق و علاقه به چاه های نفتی خود خیره نمی شویم. این چاه های بزرگ آنقدر از خون اقتصاد، فرهنگ و دانش ما می مکند تا به بزرگی تاریخ ما شوند و دیگر چیزی به جز نفت جلوی چشمان ما نباشد. ما نمی دانیم وقتی شمشیر نفت ساخته می شد چه کسی دسته آن را گرفت و لبه تیز آن را به دست ما داد که این چنین از دست های تهی ما خون نفتی می چکد. در نوشتار زیر بر زخم ها و مرحم های نفتی تامل شده است که امید می رود مورد توجه و استفاده شما خواننده ارجمند قرار گیرد.