یکی از متمایزترین چهره های اسماعیلیه، در دوران نزاری به جهانیان معرفی گردید؛ دورانی که رهبران از درون دژهای دست نیافتنی و بر فراز کوه های ایران جوامع خود را هدایت می کردند؛ دورانی که دکترین (آموزه ی) جنجالی قیامت را عرضه کرد و دورانی که اطلاعات اندکی از آن باقی ماند. مغولان، دژهای آنان را ویران کردند، امام اسماعیلی و بسیاری از افراد خاندانش را کشتند، پیروان او را قتل عام نمودند؛ اما کتابخانه های شان به دست دشمنان داخلی در آتش سوزانده شد. در نبود منابع درونی، روایت های جسته گریخته، یک سویه و گاه دشمنانه ی بیرونیان باقی ماند، و بدین گونه، تاریخ این دوران بر اساس همین منابع نوشته شد.
اینک متنی نویافته از دست نوشته های درون دژهای نزاری برای نخستین بار در این جا ارائه می شود، تا بر تاریخ و عقاید نزاریه ی ایران در واپسین دهه های حیات آن، و به ویژه بر روابط ایشان با ملوک نیمروز، روشنی افکند. این متن، پس از معرفی کامل، به شیوه ی تک نسخه، تصحیح و همراه یک مقدمه و روشنگری ها و افزودگی ها، در این جا ارائه می شود. در این جا کوشش شده است تا با استفاده از نقد درونی و بیرونی، آگاهی های به دست آمده از متن، با منابع دیگر سنجیده شود. نتیجه ی کار، علاوه بر به دست دادن اطلاعات جدیدی درباره ی اسماعیلیان ایران در این دوران، روشن کردن این نکته نیز هست که ظاهراً نویسنده ی این متن و کتاب روضه تسلیم، منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی، یکی است و او هم گویا از اهالی قومس و دامغان، و یا شمیران، باشد.
طی سال های اخیر روابط ایران و روسیه توسعه چشمگیری را تجربه کرده است به نحوی که در برخی تحلیل ها از حرکت روابط دو کشور به سمت اتحاد استراتژیک سخن به میان آمده است. سؤال اصلی که این پژوهش به آن می پردازد این است که دلیل عدم ارتقای این روابط به سطح اتحاد استراتژیک با وجود توسعه در ابعاد نظامی و امنیتی چیست؟ برای این منظور از روش توصیفی تحلیلی و نظریه واقع گرایی با تکیه بر بحث اتحادها بهره گرفته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روابط ایران و روسیه بیش تر متأثّر از نیازهای اقتصادی، نظامی و سیاسی ایران بوده و عزم جدی در طرف مقابل برای ارتقاء این روابط به سطح اتحاد استراتژیک وجود نداشته است. افزون بر این، ایران هیچ گاه در اولویت امنیتی سیاست خارجی روسیه قرار نداشته و روابط نهادینه بین دو دولت و ملت که لازمه چنین اتحادی است شکل نگرفته است. بالعکس روند روابط سیاسی دو طرف شکاف بین دو ملت و ایجاد حس بی اعتمادی در میان ایرانیان نسبت به روس ها را دامن زده است.
ابن تیمیه که آرا و آثار او پشتوانة اصلی وهابیت است، در گزارهای مدعی شده است که دو خلیفه نخست، در سریههای متعددی سمت فرماندهی داشتهاند و امیرالمؤمنین علی(ع) جز در یک مورد، هیچگاه چنین نقشی را عهدهدار نبوده است. البته واکاوی منابع اهل سنت نشان میدهد که تمام سریه های منسوب به ابوبکر، نام های مختلف برای تنها یک سریه است، علاوه بر اینکه فرماندهی او در این سریه نیز مورد تردید و انکار پژوهشگران قرار گرفته است. همچنین تنها سریه عمر نیز در بردارنده تضادها و همراه با پرسش های گوناگونی است که تاکنون بدون پاسخ مانده است. منابع اهل سنت هیچ سریه ای را به عثمان نسبت نداده اند، در حالی که همین منابع، فرماندهی سرایای متعددی را برای امیرالمؤمنین علی(ع) ثبت کرده اند. بنابراین، مدعای ابن تیمیه در تعارض آشکار با منابع اهل سنت است و هیچ پشتوانة تاریخی ندارد. گزارش واکاوی منابع اهل سنت برای سنجش مدعای ابن تیمیه در این نوشتار آمده است.