از نظر مسلمین، دارالحرب شامل سرزمین هایی بود که در ماورای مرزهای شناخته شده ی دنیای اسلام قرار داشت؛ اروپا و نقاطی از آسیا و آفریقا دارالحرب قرار می گرفتند.در این مقاله تلاش شده است که یادداشت ها و خاطرات مسلمین در قرن های اولیه ی اسلامی، عمدتاً نوشته های مربوط به اروپا و اروپاییان، و در موارد اندکی نیز سایر اقوام، ارزیابی و بررسی شود. یافته های تحقیق نشان داد که مسلمین، پیش ازآنکه مغولانبه دنیای اسلام یورش نظامی ببرند، به دلایل مختلف از اروپا دیدارهایی داشته اند و برخی از آن ها خاطرات، مشاهدات و مسموعات خود را به طور شفاهی یا مکتوب به اطلاع دیگر مسلمانان رسانده اند.دلایل این سفرها، هدف مسلمانان اروپا رفته از انتقال خاطرات خود به همکیشان خود در دنیای اسلام، کیفیت نگاه آن ها به اروپا و اروپاییان و تأثیرهای احتمالی متقابل حاصل از این مسافرت ها بین مسلمین و اروپاییان، موضوع هایی هستند که در این تحقیق به آن ها پرداخته شده است.
در شوشتر دوره قاجاریه بنا به اظهارات مورخان و جهانگردان اروپایی که به این شهر سفر می کردند. در دوره قاجاریه، اوضاع اجتماعی و تأمین امنیت در شوشتر، غیرقابل تحمل می شده است. شوشتر شامل دو محله بزرگ، به نام های 1. «دَستووا» که محل استقرار خان (کلانتر) و معروف به (نعمت خانه) و 2. «گرگر» که محل استقرار خان مرعشی (حیدرخانه) بوده است و همیشه میان این دو محله درگیری و خصومت وجود داشته است. فشارهای مالیاتی حاکمان قاجاریه نیز، از عوامل اختلاف و درگیری در شوشتر بوده است، همچنین بیماری های واگیردار همچون طاعون و وبا. در این دوره در شوشتر به وقوع پیوست که این عوامل بیش از هر چیز دیگر در افول وضعیت سیاسی- اقتصادی- اجتماعی شوشتر در این دوره تأثیر گذار بوده است. در این پژوهش برآنیم که اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی شوشتر در دوره قاجاریه را بررسی کنیم.
یکی از مسائل مهم تاریخ ایران، جایگاه خاندان دیوانی و محلی و چگونگی تعامل و روابط آنان با مردم و دولت مرکزی است. خاندان نایب الصدر شیرازی، از خاندان محلی و طریقت مدار شهر شیراز، در دوره ی قاجار به شمار می روند که در تحولات سیاسی و فرهنگی این دوره نقش بسزایی ایفا نموده اند. علل رسوخ این خاندان در اهالی شیراز و تأثیرات فرهنگی و سیاسی آنان مسأله غامض و قابل درنگی است که چندان به آن پرداخته نشده است. نظر به اهمیت بحث، این جستار با کاربست روش توصیفی- تحلیلی، بر آن است جایگاه فرهنگی و سیاسی خاندان نایب الصدر شیرازی در دوره ی قاجار را، مورد تبیین و بررسی قرار دهد. یافته های تحقیق نشان می دهند: مدارا، خوشنامی، مردمی بودن و اقدامات عام المنفعه ی این خاندان، شهرت مردم شیراز به درویش دوستی، در کنار جلب هیئت حاکمه ی قاجار و تصدی منصب نایب الصدری شیراز از جمله عوامل رسوخ و نفوذ آنان در اهالی شیراز بوده است. این خاندان با درآمیختن طریقت و سیاست توانستند از حمایت سیاسی و مادی حکومت در راستای اقدامات فرهنگی و سیاسی و در عین حال اشاعه ی طریقت خویش بهره مند شوند. به طوری که با شکل گیری انقلاب مشروطه شاخه ی مونس علیشاهی آن به عنوان اولین منادیان مشروطه طلبی در فارس، با اقداماتی نظیر: تشکیل انجمن اسلامی، مشارکت در تأسیس حزب دموکرات فارس، انتشار روزنامه ی احیا، مقاومت در برابر دست اندازی های انگلیسی ها در جنوب، نقش مهمی در ترویج اصول و مبانی مشروطه خواهی و تنویر افکار مردمی در این برهه ی زمانی ایفا نمودند.