جستار حاضر می کوشد راه ها ی مواصلاتیِ شیراز به اصفهان را از سده های نخستین اسلامی تا تشکیل حکومت صفوی بررسی کند. این نوشتار در پی پاسخ گویی به این پرسش است که راه های شیراز به اصفهان، در این بازه زمانی، از چه مسیر هایی عبور می کرده و کارکرد و کارآمدی این جاده ها متاثراز چه عواملی بوده است؟ ارزیابی ما از موضوع، در یک بستر جغرافیای تاریخی، نشان می دهد که از سده های نخستین اسلامی، این دو شهر به واسطه سه جاده با یکدیگر پیوند می یافتند: راه غربی یعنی جاده سمیرم؛ راه شرقی یعنی جاده استخر؛ راه میانه یعنی جاده مایین و رون. با وجود رونق و برتری جاده شرقی در سده های میانه، خط سیر این سه راه بیانگر نوعی تداوم تا تشکیل حکومت صفوی است. عوامل بسیاری در میزان کارآیی و آمد و شد در این راه ها موثر بوده است که می توان آن ها را در دو سطح کلان و محلی بررسی کرد: در سطح کلان تمرکزگرایی سیاسی، وجود امنیت، سیاست های اقتصادی، تغییر پایتخت ها و... و در سطح محلی اقدامات اصلاحی و عمرانی حکومت های محلی، تلاش گروه های قومی و مذهبی برای کسب امتیاز سیاسی و.... .
در این مقاله نمایی از یک حادثه سیاسی در شیراز قرن هفتم به نمایش گذاشته شده و از نگاه تحلیلی مورد بازبینی قرار گرفته است.با توجه به آن که در آغازین نمونه از کارهای تاریخی معاصر، غیرتحلیلی بودن تاریخ نویسی در گذشته، مطرح شده است، نویسنده سعی در اثبات آن دارد که، درصورت روایی بودن تاریخ گذشته نیز، می توان به تحلیل دست یافت؛ به عبارتی، چرایی بسیاری از حوادث درلابه لای نوشته های تاریخی یافت می شود.متن شناسی تاریخ وصاف، برای ورود به بحث الزامی بود؛ در نتیجه، در بخشی از مقاله، طرح شناسنامه کتاب مورد توجه نگارنده قرار گرفت.هسته اصلی بحث ما، قتل سیاسی سید عمادالدین است. صف بندی نیروهای سیاسی شیراز در نیمه دوم قرن هفتم، تابعی است از صف بندی سیاسی تبریز یا اقتدار سیاسی تبریز.مقاطعه کاران دارای نفوذ در شیراز، به پشت گرمی حامیان خود در دارالملک تبریز، عمل می کردند؛ درنتیجه، ما سعی کرده ایم ابتدا پیش زمینه های قتل سید عمادالدین را در این مقاله روشن کنیم و بعد اصل گزارش را بیاوریم.حوادث پس از مرگ سید عمادالدین عبرت ها و آموزه های بسیاری را به همراه داشت. تا جایی که ممکن بود، در ضمن مقاله، بحث را دنبال کرده ایم و، در مواردی که به قصد کوتاه نویسی این امر میسر نشد، مطالب لازم در توضیحات آمده است. می توان نتیجه گرفت که تنها حسن پیرنیا یا مشیرالدوله نبود که به ” بود تاریخی گذشته ایران پرداخت“. بسیاری از آثار تاریخی – از جمله کتاب تاریخ وصاف – با نگاهی دقیق و علمی و تحلیلی به بود تاریخی گذشته پرداخته اند.
«نان» به عنوان غذای اصلی و قوت غالبِ مردم ایران در دوره قاجار و گرانی آن به ویژه طی سال های جنگ جهانی اول (1332 - 1336ق/ 1914 - 1918م) مسئله ای فراگیر در تمام نواحی ایران بود. مردمِ کردستان هم در غرب کشور، گرفتار مسئله قحطی و گرانی نان شدند. البته برخلاف دیگر نواحی که با رفتن نیروهای روسیه و انگلیس و برطرف شدن خشکسالی و رفع برخی از عوامل دیگر، اوضاع تغییر کرد و در کیفیت و قیمت گندم و نان ثبات نسبی، به وجود آمد، در کردستان این گونه نشد و با وجودِ خروج نیروهای بیگانه، بارش بارا ن های گسترده و غله فراوان، دامنه گرانی بعد از سال 1336ه.ق/ 1918م گسترده تر شد. از این رو، «مسئله گرانی نان» در کردستان دوره قاجار نیاز به تحلیل، تعلیل و واکاوی دارد. این مقاله حولِ محور این پرسش شکل گرفته که چه عواملی سبب شکل گیری مسئله گرانی نان در کردستان دوره قاجار (1332 - 1342ق/ 1914- 1924م) شدند؟ در پاسخ، مقاله این مدعا را طرح می کند، عواملی که مسئله گرانی نان در کردستان دوره قاجار را شکل دادند، هر کدام با فراهم آوردن شرایط مناسب، سعی کردند از همین مسئله برای حذف عامل های دیگر بهره ببرند. این پژوهش با تکیه بر اسناد، عرایض و منابع محلی نگاری و با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی می کوشد تا به تبیین علی و چرایی تکوین و استمرار این معضل اجتماعی بپردازد و نشان دهد که عامل های شکل دهنده مسئله گرانی، برای کسب منافع بیشتر، چگونه از مسئله ای که خود شکل داده بودند، برای حذف همدیگر هم استفاده می کردند.
هدف : این پژوهش ضمن اشاره به معضلات استفاده از چسب های سنتزی در مرمت کاغذ و لزوم احیاء چسب های سنتی در این حوزه، به معرفی چسب سریش در صنایع دستی کهن ایران و مشکلات استفاده از این چسب پرداخته است؛ سپس برای افزایش گِران رَوی (قوام) این چسب راهکاری عرضه کرده است. روش/ رویکرد پژوهش : این پژوهش با روش تحلیلی-میدانی انجام شده و اطلاعات آن از منابع کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. برای بهبود کیفیت چسب، براساس روش های متداول در استخراج ترکیبات از گیاهان، بر روی ریشه های گیاه سریش و پودر سریش، عملیاتی انجام شد و آنگاه کیفیت چسب ها با استفاده از روش های آزمایشگاهی بررسی شد. شیوه های به کاررفته شامل تثبیت آنزیم ها در اتانول 70% جوشان، و استخراج پلی ساکاریدهای چسبنده با استفاده از اتانول 96% بود که به طور جداگانه و هم زمان بر روی نمونه ها انجام شد؛ آنگاه پلی ساکاریدهای به دست آمده، با روش انجمادی خشک شدند و از آن ها محلول های 2% تهیه شد. سپس در زمان های مختلف، آزمون های گراوی متری، طیف سنجی مرئی-فرابنفش، و pHمتری روی آن ها انجام شد و نتایج حاصل از چسب های فراوری شده با داده های حاصل از چسب سنتی سریش مقایسه شد. یافته ها و نتیجه گیری : این پژوهش مشخص کرد که تثبیت آنزیمی روشی مؤثر در افزایش قوام چسب سریش است؛ ولی روش استخراج با اتانول به تنهایی در افزایش این ویژگی تأثیرگذار نیست. هم چنین تثبیت آنزیم ها در ریشه گیاه و سپس استخراج با اتانول، نه تنها مؤثرترین روش برای بهبود ویژگی های قوام چسب سریش است، بلکه باعث کاهش اسیدیته چسب و حذف رنگ از چسب سریش نیز می شود.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش ابوالحسن میرزا- شیخ الرّئیس قاجار- در انقلاب مشروطه است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانهای و با رویکرد تاریخی به بررسی فعّالیت های شیخ الرّئیس قاجار میپردازد. یافتهها و نتایج این تحقیق نشان میدهد که با وجود شاهزادگی شیخ و منتسب بودن به خانواده قاجار، در طول حیات خود همواره به مخالفت با حکومت استبدادی قاجار پرداخته است. شیخ از جمله رجال منورالفکری است که به هر دو رویه بورژوازی غرب یعنی استعمار و استفاده از علوم و فنون غربی توّجه کرده است.
شیخ الرّئیس معتقد بود که بین دین اسلام و علوم و فنون غربی منافاتی وجود ندارد و عامل انحطاط ایران را در فقدان وحدت بین مسلمانان و استبداد سلاطین و استعمار خارجی میدانست. همکاری با علمای مشروطه خواه، چون سید عبدالله بهبهانی و سخنرانیهایی که بر ضد سلاطین قاجار انجام میداد در راستای مخالفتهای وی با استبداد بود که به بازداشت و شکنجهی وی توسط عمال حکومتی در باغشاه منجر گردید. مخالفت با قرارداد 1907 و 1919 را هم میتوان به عنوان نمادهایی از مبارزات وی علیه استعمار قلمداد کرد.