جنگ جهانی اول از ژوییه 1914/ مرداد 1293ش، به بهانه ترور ولیعهد اتریش در سارایو مرکز بوسنی آغاز شد که منشاء آن رقابت دولتهای بزرگ بر سر مستعمره ها و رقابت بر سر مسایل نظامی بود. این جنگ هشت روز پس از تاجگذاری احمد شاه آخرین پادشاه سلسله ی قاجاریه آغاز شد. جنگ جهانی دوم نیز در اول سپتامبر 1939/ دهم شهریور 1318ش، با حمله آلمان به لهستان آغاز شد. در هر دو جنگ، ایران اعلام بی طرفی کرد، ولی دولت های درگیر جنگ جهانی از توانایی نظامی خود استفاده کرده و برای دست یابی به منافع خود در جهت بهره برداری از امکانات و هم چنین موقعیت ژئوپولتیکی کشور ایران، بی طرفی آن را نقض کردند. بر این اساس، این پژوهش به دنبال بررسی نقش استراتژیکی ایران در دو جنگ جهانی می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در این دو جنگ جهانی، ایران به دلیل موقعیت استراتژیکی مورد حمله دول غرب قرار گرفت. این جنگها آثار و پیامدهای زیادی در ایران به بار آورد که در طی آن صرف نظر از هزینه ها، ویرانی ها و دشواری های دیگر از جمله قحطی و برآوردن نیاز متفقین که بردوش مردم ایران، موجب اشغال خاک ایران شد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات آن به روش کتابخانه ای جمع آوری شده است.
جابر بن عبدالله انصاری، صحابی برجسته پیامبر(ص)در حوزه فقه، تفسیر، حدیث و تاریخ بسیار تلاش می کرد. او که از پیش گامان نقل حوادث عصر نبوی بود، گزارش هایی درباره این عصر دارد که مورخان و محدثان کهن شیعه و اهل سنت آنها را ثبت کرده اند. شفاهی یا مکتوب بودن روایات او در حوزه تاریخ و سیره نبوی، پرسشی است که پاسخ به آن از ابعاد مختلفی دارای اهمیت است. نخست، آگاهی از جایگاه جابر در ثبت و مکتوب کردن سیره در طبقه صحابه و دیگری بر فرض اثبات غیرشفاهی بودن آن، پاسخی به منکران سنت مکتوب حدیث در سده نخست هجری است و مهم تر از آن، یافتن روشی برای بازسازی منابع مکتوب و مفقود آن دوره است. این مقاله با تکیه بر منابع رجالی، طبقات نگاری و تاریخی و با رویکرد توصیفی تحلیلی بر اساس اسناد تاریخی و قواعد تشخیص روایات شفاهی از مکتوب، این موضوع را بررسی می کند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که آنچه از جابر در باره سیره نبوی گزارش شده است، برخاسته از مدونات مکتوب بوده است و شاگردان او، نسخه های تازه ای از نوشته های او را ثبت و به نسل بعدی منتقل کرده اند
شهر قم، از دیرباز به دلیل جاذبه زیارتی، میعادگاه زائران شیعه مذهب بوده و از سوی دیگر به دلیل موقعیت جغرافیائی آن یعنی قرار گرفتن در مسیر شهرهای باستانی شیراز و اصفهان، گذرگاه سیاحان فرنگی نیز بوده است. شاهان قاجار بخصوص فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه، در افزایش شکوه و جلال و آبادانی آستانه حضرت معصومه اقدامات متعددی به عمل آوردند، از جمله ساخته شدن صحن جدید به دست میرزا علی اصغر امین السلطان در زمان ناصرالدین شاه در مدت هشت سال، و نیز احداث جاده های جدید در فاصله تهران - قم. ناصرالدین شاه قاجار - که پادشاهی شکارچی، عاشق سیر و سفر و گشت وگذار بوده است - در دوران پادشاهی خود هفت بار به قم سفر کرد. سفر ششم وی به قم - که موضوع این مقاله است - در روز دوشنبه 19 رجب 135ق./ اول آوریل 1888م. آغاز شد. این سفر، مختص قم بود و ناصرالدین شاه پس از زیارت و سیاحت در این شهر، به تهران برگشت. در دوره پنجاه ساله سلطنت ناصرالدین شاه، مستشرقان و سیاحان بسیاری از فرنگ به ایران آمدند و از شهر قم بازدید کردند. در این مقاله، خاطرات بعضی از آنها از جمله بروگش مستشرق آلمانی، آرمینوس وامبری خاورشناس مجاری، مادام دیولافوای فرانسوی، ادوارد براون و لرد کرزن انگلیسی، مورد بررسی قرار می گیرد.