با ورود انسان به دوره نو سنگی و تغییر شیوه معیشت از جمع آوری و گرد آوری غذا به تولید غذا از طریق کشاورز ی و دامدار ی، آفرینش آثار هنر ی و نمادین در راستای تغییر شیوه معیشت تغییر می کند. شیوه معیشت کشاورز ی، وابستگی زیاد به زمین ، بارور ی و حاصلخیز ی آن را در پی داشت و انسان عصر نوسنگی به دنبال پیدا کردن راه های مختلف برای استفاده و بهره وری بیشتر و مطمئن تر از زمین و رونق بیشتر کار کشاورز ی بود. اتفاقات طبیعی ای که معیشت او را دستخوش تغییر می کردند، غیرقابل پیش بینی و پیشگیری بودند و همواره وجود داشتند. بنابراین، انسان عصر نوسنگی تلاش می کرد تابه مدد باورها و آداب آیینی از مواهب زندگی برخوردار و از مضرات آن دوری جوید. در واقع، به دلیل وابستگی انسان دوره نو سنگی به محیط و طبیعت اطرافش همواره وی سعی می کرد تا به نوعی بر این عوامل طبیعی مسلط گردد. بنابراین، آفرینش پیکرک هاو سمبل ها جهت نیل به این منظور مورد توجه او قرار گرفت. آفرینش پیکرک های مونث و مبالغه در نمایش اندام های مربوط به بارور ی و زایش حکایت از این دارد که این پیکرک ها، به عنوان سمبل های حاصلخیز ی و باروری جهت تضمین و تامین معیشت کشاورزی و در امان ماندن از مخاطرات آن مورد استفاده قرار می گرفتند.
جغرافیاى اقتصادى بخشى از جغرافیاى انسانى است که در آن دو عامل انسان و طبیعت در ارتباط با یکدیگر قرار مى گیرند و چگونگى بهره بردارى انسان از منابع بررسى مى شود. این منابع گاهی طبیعی و در مواردی نیز نشأت گرفته از نیازهای مادی انسان هستند که تجارت یا روابط بازرگانی، نمونه بارز دسته دوم است.
برقراری امنیت راه های تجاری لازمه رونق تجارت در هر منطقه است. حضور فعال نزاریان در قهستان امنیت جاده ها را با خطر جدی مواجه کرد؛ این امر در آغاز سلجوقیان و حکام مناطق هم جوار را به واکنش های نظامی و در نهایت تعامل با نزاریان واداشت. ارتباط موجود میان سیاست قلعه گزینی نزاریان در قهستان و درگیری های مکرر سلجوقیان با آنان، پرسش مطرح شده در پژوهش حاضر است. جواب فرضی به پرسش مطرح شده این است که اختلالی که نزاریان به لطف استحکامات خود در امر تجارت ایجاد می کردند، صدمات اقتصادی جبران ناپذیری را بر سلجوقیان وارد می آورد و به دنبال آن، درگیری با نزاریان را امری اجتناب ناپذیر می کرد.
شهر پر آوازه بخارا و خیوه (که در منابع قرون وسطی به طور عام خوارزم خوانده می شود) دو کانون بزرگ تمدنی و اقتصادی آسیای مرکزی به شمار می آیند که یکی در شمال و دیگری در جنوب این منطقه مهم تمدنی و ارتباطی جهان واقع شده اند. هر چند به دلیل بعد مسافت و گستردگی بیابانهایی که میان بخارا و خوارزم قرار دارد، آنها به آسانی به یکدیگر دسترسی نداشته اند با این حال در بخش اعظم تاریخ آسیای مرکزی روابط تجاری و پیوند اقتصادی مستحکمی میان آنها برقرار بوده است.شاید هیچیک از مراکز تمدنی ماورالنهر به اندازه بخارا و خوارزم از تنوع و تعدد راه ها و پیوستگی کامل مناسبات اقتصادی برخوردار نبوده اند. این امر به دلیل نقش خاص آنها در اقتصاد منطقه و نیز اقتصاد جهانی از طریق جاده معروف ابریشم بوده است.میان بخارا و خوارزم سه راه ارتباطی وجود داشته است: دو تا از طریق خشکی و یکی از طریق آبی یعنی رودخانه جیحون. نخستین راه خشکی از طریق ساحل راست جیحون، بخارا را به خوارزم متصل می کرد. این راه از یکی از دروازه های بخارا شروع می شود. این دروازه که به سمت خوارزم قرار داشته و مخصوص ارتباط با آنجا بوده اهمیت روابط تجاری میان آن دو نشان را می دهد. این راه که راه مستقیم بخارا به خوارزم محسوب می شود و کوتاه ترین راه نیز بود پس از طی یک منزل از بخارا به فرخشه می رسید و سپس با طی هشت منزل و گذر از بیابان به شهر کاث قصیه قدیم خوارزم می پیوست که در ساحل راست جیحون قرار داشت.ابن حوقل جغرافی دان قرن یازدهم میلادی درباره این راه می نویسد:«راه بخارا به خوارزم از طریق بیابان چنین است. از بخارا به فرخشه یک منزل و سراسر آباد است و از آنجا هشت منزل سراسر بیابان و فاقد منزل و رباط و سکنه است و تنها به سبب وجود چراگاهها و کوتاهی مسافت از این راه می روند و به همین جهت منزل های آن شناخته نیست و کسی که خواهد از جیحون به آمل می گذرد» (ابن حوقل، ص 243)
خلیج فارس و مناطق حاشیة آن در طول تاریخ، از اهمیت قابل ذکری برخوردار بوده است. موقعیت راهبردی نظامی، سیاسی و تجاری این منطقه همواره مورد توجه قدرت های بزرگ جهانی بوده است. قدرت های بزرگ، به ویژه در عصر استعمار، همواره در صدد تثبیت جایگاه خود در این منطقه بوده اند و برای دست یابی به این مهم، از راه کارهای متفاوتی بهره می گرفتند. منع تجارت برده طی قرن نوزدهم در خلیج فارس نیز از جمله راه کارهایی بود که از سوی استعمار انگلستان به سبب اهمیت آن در حفظ منافع این دولت در منطقة خلیج فارس صورت گرفت و در نهایت، این دولت توانست با توسّل به اجرای این اصل به ظاهر انسانی و بشر دوستانه، تجارت دریایی خلیج فارس را تحت کنترل خود درآورد.
این نوشتار برآن است تا ضمن بررسی جایگاه غلامان در فرهنگ اسلامی - ایرانی منطقة ساحلی خلیج فارس، که بیشتر در اسناد و مدارک بر جای مانده از این دوره و در لابه لای منابع انگلیسی قرار دارد، به اهمیت این قشر جامعه بپردازد و با بررسی تفاوت های اساسی میان فرهنگ برده داری غرب و جایگاه والای غلامان در فرهنگ خلیج فارس، به این مسئله بپپردازد که انگلستان در پس نقشة «لغو تجارت برده در خلیج فارس» چه اهدافی را دنبال می کرد.
با ورود نیروهای گرجی به تشکیلات صفویان که عمدتاً از اسرای گرجستان و از عناصر غیرمسلمان و نومسلمان بودند، رقابت در دربار صفویان از حالت سنتی خارج شد. دو گروه پایه گذار سلسله صفویان؛ یعنی ترکان و تاجیکان از ابتدای تشکیل این سلسله دچار تضادها و رقابت هایی بودند. رقابت ترکان و تاجیکان از جمله مشهورترین رقابت های درباری تاریخ ایران محسوب می شود. ماهیت رقابت ها از زمان شاه عباس اول به بعد شکل تازه ای به خود گرفت و ضلع سومی به نام نیروی سوم به این عرصه اضافه شد. این امر سبب اتحاد نیروهای قدیمی گردید.
اوج رقابت های میان گرجی ها و جناح ائتلافی ترکان و تاجیکان در زمان شاه صفی بود. در این مقطع هنوز قزلباش ها و تاجیکان تمام قدرت خود را به نفع گرجی ها از دست نداده بودند. با مرگ شاه عباس اول، راه برای احیای قدرت آنها فراهم گردید. آنها فرصت به دست آمده را غنیمت شمرده، تا با استفاده از آن نیروهای گرجی را به طور کامل از تشکیلات صفوی خارج کنند. این مسأله سبب ائتلافی بی سابقه بین ترکان و تاجیکان شد، که این ائتلاف باعث توطئه های وسیعی از سوی آنها برای براندازی گرجیان گردید. در این میان شاه نیز به دلیل آنکه گرجی ها وابستگان به شخص شاه بودند، از آنها حمایت می کرد. این امر سبب شد تا دامنة توطئه های جناح ترک و تاجیک، خطر را متوجه شاه نیز بنماید. پایان این رقابت ها با پیروزی قاطع جناح گرجیان همراه است. در این پژوهش سعی برآن است تا با تکیه برمنابع تاریخی، به بررسی رقابت های میان جناح گرجیان با جناح ترک و تاجیک پرداخته شود.
در این بررسی، نظرات سیاسی محقق حلی، متوفای 678 ﻫ . ق، علامه حلی متوفای 726 ﻫ . ق، شهید اول متوفای 786 ﻫ . ق، محقق کرکی متوفای 940 ﻫ . ق، شهید ثانی متوفای 966 ﻫ . ق، مقدس اردبیلی متوفای 988 ﻫ . ق، و فیض کاشانی متوفای 1091 ﻫ . ق، مورد بحث قرار گرفته که البته از مشکل ترین بخش های اندیشه سیاسی شیعه است، چرا که فقهای شیعه، که به توسعه فقه اجتهادی می پرداختند، در این دوره با نوعی حکومت مواجه بودند که حاکم و سلطان شیعه بود و این شرایطی جدید را برای آنان به وجود می آورد و بر آراءِ سیاسی ایشان اثر قابل ملاحظه ای می گذاشت. معاصر بودن فقهای شیعی (در این دوران حدوداً 600 ساله، یعنی از اواسط قرن هفتم تا اوائل قرن دوازدهم ﻫ . ق) با حکومت هایی مثل اسماعیلیه، حروفیه، اهل حق، سربداران، علویان و صفویه، ایشان را در ارائه نظرات سیاسی با شرایطی جدید مواجه ساخته بود. شرایطی که در نظرات سیاسی آنان قابل مشاهده است و انعطاف و جامعیت، دو رکن اصلی آن به شمار می آید.