دولت های ایران و هند از قدیم الایام به مبادلات فرهنگی توجه داشته اند، تاکنون بیشتر پژوهش های انجام شده به تاثیر ایرانیان بر فرهنگ و تمدن و معماری هند تاکید داشته است و به تاثیرگذاری هندیان بر فرهنگ و تمدن ایرانی کمتر پرداخته شده است. با توجه به اینکه نادرشاه افشار پس از حمله به هند و تصرف شهر دهلی علاوه بر غنایم بسیاری که بدست آورد گروهی نیز در حدود 40 هزار اسیر با خود به همراه آورد که در میان آنان عده ای از هنرمندان، حجاران، نجاران و صاحبان حرف و مشاغل وجود داشتند. بر همین اساس، این پژوهش درصدد است به این سئوال پاسخ گوید که نقش اسرای هندی در رونق فرهنگی دوره نادری چگونه بوده است؟ در مبحث تأثیر هندیان بر فرهنگ و تمدن ایرانی به این نتیجه می رسیم که در دوره نادری اسرای هندی نقش ویژه ای ایفا کرده و باعث تغییرات مهمی در عرصه معماری و به ثمر رسیدن پروژه های بزرگ و صنایع دستی مانند جواهر سازی و برخی شاخه های هنری مانند رقص و آواز و خنیاگری و همچنین برخی رشته های علمی مانند رونق علم پزشکی شده اند. این پژوهش، کاری تحلیلی- توصیفی بر اساس شیوه پژوهش تاریخی مبتنی بر اسناد، منابع کتابخانه ای و مشاهدات عینی و میدانی خصوصا در رابطه با تحولاتی که در دوره نادری در کلات نادری واقع در ناحیه شمال خراسان صورت پذیرفته می باشد.
در سال 1336ق/1296ش به علت کاهش ریزش های جوی و خشکسالی، کاهش محصولات کشاورزی، به ویژه گندم و برنج، عرضه محصولات کم شد. از طرف دیگر به علت حضور نیروهای روسیه، عثمانی و انگلستان در ایران، تقاضا برای آذوقه و غله زیاد شد. کمبود عرضه و افزایش تقاضا موجب گرانی، کمبود و گاه نایابی مایحتاج اصلی مردم شد. تا جایی که بنا بر گزارش های تاریخی در اثر قحطی یک سوم از مردم ایران جان خود را از دست دادند. در این مقاله با مراجعه به منابع تاریخی، زندگی و معیشت سه قشر مرفه، تهیدست و متوسط جامعه ایران در قحطی سال 1336ق/1296ش، و آسیب-های وارده بر هر قشر بررسی شد.
شرح حال نگاری که با نام های تراجم، سرگذشتنامه نویسی، زندگی نامه نویسی، موالید و وفیات و... شناخته می شود، در میان علوم اسلامی از جمله علومی است که دارای پیشینه ای دیرین است. شرح حال نگاری اسلامی را می توان دنباله فن سیره نویسی پیامبر (ص)، صحابه و تابعین دانست که بعدها به شکل علم مستقلی درآمد. در این علم به ثبت و نگارش خصوصیات زندگی افراد برجسته جامعه از اقشار و طبقات مختلف می پردازند. سال تولد و وفات افراد، مشاغل، محل زندگی، آثار مهم، اشعار و ... از جمله مواردی است که در این گونه کتب به آن پرداخته می شود. در این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی به بررسی تطبیقی این علم در دو دوره عباسی و ممالیک پرداخته می شود و به این منظور دو اثر مهم در زمینه شرح حال نگاری، در هر کدام از این دوره های تاریخی مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. این بررسی نشان داد که در شرح حال نگاری عصر عباسی غالباً به نام، نسب، کنیه، اشعار و آثار علمی و برخی از مشخصات ظاهری صاحب شرح حال پرداخته می شد و معمولاً به صورت حوزه ای، منطقه ای یا طبقاتی نگاشته می شد؛ اما این علم در عصر ممالیک سیر تکاملی خود را به اوج رساند و علاوه بر نام و نسب، کنیه، اشعار و آثار علمی، به سیمای زندگی شخصیت صاحب شرح حال پرداخته و ضمن وارد نمودن سیاست به این عرصه، نگارش آن معمولاً به شکل ترتیب حروف الفبایی و بر اساس معجم نگاری صورت می پذیرفت.
اتحاد اسلام یا پان اسلامیسم مهمترین اصل سیاست داخلی و خارجی امپراطوری عثمانی در قرن نوزدهم مصادف با عصر عبدالحمید دوم را تشکیل می داد. پس از ناکامی نظریه عثمانیت یا ایجاد ملت واحد عثمانی که اساس حرکت های اصلاح طلبانه از تنظیمات تا مشروطه اول را به خود اختصاص می داد، نگاه دولتمردان و روشنفکران عثمانی معطوف به سیاست پان اسلامیسم شد. از نظر دولتمردان عثمانی، اتحاد شیعه و سنی در تحقق این سیاست و به عنوان بخشی از آن، از جایگاه مهمی برخوردار بود. بسیاری از ایرانیان، چه روشنفکران و علمای ساکن سرزمینهای امپراطوری نظیر استانبول و عتبات عالیات، چه آن دسته از علمای داخل ایران، به دلایل مختلف سیاسی اجتماعی و گاه مذهبی از اندیشه و دیپلماسی پان اسلامیسم به محوریت خلافت عثمانی پشتیبانی می کردند. تمایلات و فعالیت های نخبگان ایرانی در جهت رهایی از سیطره استعمار خارجی و مبارزه علیه استبداد داخلی دو عامل مهمی بود که نخبگان ایرانی را به همسویی با اندیشه اتحاد اسلام و تأیید خلافت سلطان عثمانی بر می انگیخت. هدف این مقاله بررسی اهمیت و جایگاه نخبگان ایرانی اعم از روشنفکران و علمای مذهبی در برنامه پان اسلامیسم عثمانی از منظر منابع و اسناد عثمانی می باشد.
شبه قاره هند در قرن نوزدهم میلادی کانون تحولاتی بود که سرنوشت مناطق شرقی فلات ایران را دگرگون کرد. هدف این مقاله بازشناسی مناسبات انگلستان و روسیه با ایران در عصر فتحعلی شاه قاجار است و بر جنبه های مختلف این مناسبات با حکومت بریتانیا و فرمانداری کل هند تأکید گردیده است. پژوهشگران کوشیده اند با مراجعه به منابع اصلی دوره قاجار به روش مطالعه روندی، نقش استعمار را در فلات شرقی ایران توصیف تاریخی نمایند. این بررسی نشان داد که هدف اصلی روس و انگلیس تضعیف دولت ایران بوده است و در این خصوص فرقی با هم نداشته اند. آنان هرجا که منافعشان ایجاب میکرده است؛ به راحتی تعهداتشان را نادیده گرفته، از دست یازیدن به روش های ناسالم دیپلماسی و حتی استفاده از نیروی نظامی خودداری نکرده اند.
خاندان صفوی بنا بر نظر مورخان، طلایه دار ایدئولوژی شیعی در برابر آئین رسمی امپراطوری عثمانی در ممالک شرقی گردید. شکل گیری صفویان در ایران، از طریق همیاری نیروهای قزلباش برخاسته از جغرافیای سیاسی آسیای صغیر فراهم شد. ولی آنچه حائز اهمیت است نگرش و باورهای این نیروهای هوادار طریقت صفوی است. یافته های پژوهش حاکی از این است که آسیای صغیر بنا به دلایل سیاسی و اقتصادی همواره به عنوان یک مرکز مهم برای نشر عقاید مکاتب و فرق شناخته می شد. از همین رو مردم مقیم این منطقه در طی چندین سده مدام در معرض تبلیغات و جنبش های وابسته به مکاتبی همچون بابائیه، بکتاشیه، حروفیه و ... قرار داشتند. نیروهای هودار گفتمان صفوی (قزلباشان) در مرکز تبلیغات این جریان ها قرار داشتند؛ و سرانجام با رویکرد شیعی پس از به حاشیه رانی حکومت آق قویونلو در ایران، به تأسیس حکومت دست زدند. این جستار با تکیه به پراکندگی جغرافیای قبایل قزلباش به واکاوی لایه های فکری آسیای صغیر می پردازد، تا تاثیر اندیشه ها، مکاتب و فرق مختلف را در ذهنیت مردم آسیای صغیر و بخصوص قزلباشان نشان دهد.
فرارودان سرزمینی چند فرهنگی متشکل از اقوام متعدد و ادیان و آیین های زرتشتی، مانوی، بودایی، مسیحیت (نستوری)، یهودی، و باورهای کهن و آیین شمنی بود. در این تحقیق، مسئلة اصلی این است که فرارودان از نظر تنوع فرهنگی ـ آیینی چگونه بود که پیش از اسلام پیروان ادیان و باورهای گوناگون در طول چند سده با تساهل و تسامح در کنار یکدیگر زیستند؟ همزیستی فرهنگی ـ آیینی چه ویژگی های منحصر به فردی برای فرارودان به وجود آورد؟ این پژوهش با بهره گیری از روش تحقیق تاریخی و مبتنی بر اسناد و مدارک تاریخی و یافته های باستان شناسی انجام گرفته است. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که در فرارودان پیش از اسلام تنوع فرهنگی ـ آیینی ویژه ای وجود داشت و بر اثر همزیستی این فرهنگ ها و ادیان در کنار یکدیگر آمیختگی های فرهنگی ـ آیینی پدید آمد. این آمیختگی به حدی است که تمایز عناصر دینی ادیان گوناگون را در آثار هنری و تاریخی برای تاریخ پژوهان و باستان شناسان دشوار کرده است.
در جریان مبارزات مردم در سالهای 41 تا 43 که از شورش بر تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی آغاز شد و با تبعید امام در 13 آبان 1343 به ظاهر خاتمه یافت، شخصیتهای متعددی به ایفای نقشهای مثبت و منفی پرداختند.
سبک شناسی معماری ایرانی کاستی ها و ناگفته های بسیار داشته است. شیروان یکی از شیوه های معماری اسلامی ایران در شمال آذربایجان است که تا کنون در ایران به کفایت معرفی نشده است. همچنین در جمهوری آذربایجان، به دلیل تأثیر نظام فکری- سیاسی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق، سبک شناسی معماری اسلامی گسسته از تاریخ و هنر ایرانی و فرهنگ اسلامی تحلیل و بررسی شده است.بررسی آثار معماری به جای مانده از شیوه شیروان در شمال آذربایجان، که بدان عنوان زیبای «معماری عصر نظامی گنجوی» را داده اند، نشان می دهد که اسلوب معماری شیوه شیروان برآیند سرمشق های معماری عهد ساسانی و نیز تاثیر آموزه های معماری اسلامی خراسان بوده است. نگارنده در نوشتار حاضر کوشیده است که شیوه معماری شیروان را با سه شناسه اصلی تحلیل و معرفی کند :1. ایجاد وحدت نمای درون و برون بنا با کاربرد عنصر سنگ؛ که میراث معماری عهد ساسانی است.2. پلان چهار گوشه ساده و بدون ایوان برای مساجد؛ که برگرفته از پلان آتشکده های چهارطاقی است.3. تک مناره بلند و جدا از کالبد اصلی مسجد؛ که تاثیر معماری عهد سلجوقی خراسان است.