انجمن اخوت، از انجمن ها و نهادهای متعددی است، که در ایران عهد ناصری شکل گرفت و از نخستین جلوه های تحرک مدنی و بازتاب آغاز جریان بیداری اجتماعی در لایه های مختلف جامعه ایران بود. انجمن اخوت به عنوان یکی از اولین نهادهای مدنی دوره قاجار، فعالیت رسمی خود را از سال 1317ق، آغاز کرد. این انجمن بوسیله ظهیرالدوله قاجار، نخست در تهران و سپس در دیگر مناطق ساماندهی شد. انجمن اخوت به دنبال ایجاد فضایی بود تا زمینه را برای پویایی و دگرگونی در تمام عرصه های فکری، سیاسی و اجتماعی، هموار سازد. بوشهر و شهرهای آن، از جمله مناطقی بود که انجمن اخوت به عنوان یک نهاد مدنی در آن فعالیت داشت. در پژوهش حاضر سعی بر تبیین این مسئله است که انجمن اخوت چه رویکردی در این منطقه داشته است؟ این نوشتار با تکیه بر اسناد که نقش پر رنگی در روشن ساختن تاریخ محلی و منطقه ایی دارند، مشخص می سازد که انجمن اخوت به عنوان یک نهاد شکل گرفته در منطقه بوشهر کوشیده است تا از طریق ایجاد و تقویت نظام آموزشی، تلاش برای برپایی نهادهای اداری و مالی دولتی و کاهش یا حذف قدرت خوانین، نظام سنتی سیاسی اجتماعی حاکم بر جامعه ایران دوره قاجار را به چالش کشیده و سعی در ایجاد تحول در ساختار دیرپای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این دوره داشته است.
تصرف مصر در سال 1798 م/ 1177 هـ به دست نیروهای فرانسوی و تهدید شدن متصرفات بریتانیا در شرق، به ویژه هندوستان، از سوی فرانسویان، باعث آغاز دوره ای از رقابت بین این دو قدرت اروپایی در شمال آفریقا، اقیانوس هند، خلیج فارس و از جمله، در عمان شد. عمان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در اقیانوس هند و دهانه خلیج فارس، از سویی با شرق آفریقا و جزیره موریس (ایل دوفرانس)، پایگاه فرانسویان در اقیانوس هند، ارتباط داشت و از سوی دیگر، روابط تجاری با غرب هندوستان و مناطق تحت کنترل داشت . همین موقعیت استراتژیک باعث شد تا حکومت انگلیسی هند از یک سو و حاکم فرانسوی جزیره ایل دوفرانس از سوی دیگر، تلاش کنند تا با بهره وری از شرایط منطقه و ایجاد و گسترش روابط با سلاطین عمان، از نفوذ رقیب در منطقه جلوگیری کنند. از سال 1810 م/ 1189 هـ به بعد، با افول تهدیدات فرانسه و تصرف مستعمرات این کشور در اقیانوس هند و شرق آفریقا، عمان از دایره رقابت های فرانسه و بریتانیا خارج شد. در این نوشتار، چگونگی شکل گیری، توسعه و سرانجام این رقابت در منطقه، که انعکاس بخشی از رویارویی های بریتانیا و فرانسه در اروپا بود، مورد بررسی قرار گرفته است.
دوران تیموری زمانه تقابل گفتمان دو نهاد امارت و وزارت است. این دو نهاد و دیدگاه های وابسته به آن ها، رویکرد وزارت محور به نمایندگی از وزرا و طرف داران آن ها و رویکرد امارت محور با محوریت امرا و حامیان شان، هدایت گر جریان های سیاسی و اجتماعی عصر تیموری بوده اند. در این میان نقش مؤلفان دوران تیموری در توصیف، تفسیر، و تبیین دو گفتمان مذکور حائز اهمیت است. از جملة این افراد، در جبهه گفتمان امارت محور، می توان به مولانا شرف الدین علی یزدی اشاره کرد. با بررسی های انجام شده در خصوص اثر وی، ظفرنامه، و با استفاده از ابزار زبان شناختی نورمن فرکلاف در سطح توصیف، می توان خط مشی یزدی در مورد گفتمان امارت محور را دریافت. در ظفرنامه شاخص های گفتمان امارت محور نظیر نظامی گری و توجه به قوم ترک مورد تأیید قرار گرفته و در مقابل گفتمان وزارت محور با شاخص وزارت و ایرانی گری به حاشیه رانده شده است. با توجه به نتایج به دست آمده، در سطح تبیین، علت حمایت شرف الدین از گفتمان امارت محور را می بایست شرایط سیاسی عصر تیمور دانست. از جملة این عوامل می توان به حضور شخص تیمور، در قالب فردی امیر، در حوادث سیاسی و توجه وی به عرصة نظامی گری اشاره کرد که زمینه ساز تقویت گفتمان امارت محور در برابر گفتمان وزارت محور گردید.
نگارنده در این مقاله ابتدا مفهوم دولت اخلاقی را بیان کرده و به دلیل مناقشه آمیز بودن این مفهوم و اختلافات فزاینده ای که در معنا و کاربرد آن وجود دارد، ضمن بررسی رویکردهای مختلف در باب دولت اخلاقی به بازخوانی اندیشه سیاسی امام در این نوشتار پرداخته است.
در ادامه، دیرینه شناسی رویکردهای مختلف در دولت اخلاقی را در آثار و نوشته های پیشینیان حتی پیش از یونان باستان تا به امروز بررسی نموده است.
در پایان مقاله، دولت اخلاقی را با توجه به اندیشه سیاسی امام خمینی(س) بررسی و نتیجه گیری کرده است.
چکیده کتاب های تاریخی یکی از مهمترین رسانههای فرهنگی است که نقشهای مهمی چون آگاهی بخشی، هویتسازی، شکلدهی به ذهنیت، باورها و عقاید افراد جامعه را از رهگذر بازنمایی و بازآفرینی گذشته بر عهده دارد. وقتی این کتاب، کتاب تاریخ معاصر باشد، اهمیت، حساسیت و اولویت آن دوچندان میشود. این کتابها را می توان از منظرهای گوناگون ارزیابی کرد. یکی از اجزای اصلی چنین کتابهایی، طرح جلد و پوشش ظاهری آنهاست که درواقع بستهبندی و ویترین این آثار به شمار میرود و نخستین مواجهه مخاطب با این مجموعههای آموزشی از طریق جلد آنها انجام میگیرد. مساله اصلی این مقاله، بررسی طرح جلد این آثار از زوایای مختلفی چون جذابیتها و زیباییهای بصری، روانشناسی رنگها، ترکیب تصاویر و معانی آن و همچنین پیشینه طراحان جلد و طیف نویسندگان آن، متناسب با تحولات پس از انقلاب است. نگارندگان می کوشند در این مسیر از دانش نشانهشناسی و تحلیل های تاریخی استفاده کنند. آن ها سرانجام به این نتیجه می رسند که طرح جلد کتاب های درسی تاریخ دبیرستان ها به شدت تحت تأثیر فضای سیاسی و ایدئولوژیک کشور از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون قرار داشته است. کلیدواژهها: تاریخ معاصر ایران، کتابهای درسی، طرح جلد، تصاویر و نشانه ها#,
منطقه اردبیل وقره داغ که بخش شرقی شمال غربی ایرا را تشکیل می دهد به لحاظ پتانسیل های طبیعی که در طول دوران پیش از تاریخ،فرهنگهای مختلفی را در خود جای داده است ولی در گاهنگاری و طبقه بندی فرهنگ های پیش از تاریخ شمال غرب،هیچگونه جایگاهی نداشته است.حفاریهای محوطه شهریری که شامل آثار مختلفی از دوره نوسنگی تا اواخر عصر آهن است،توانست بخشی از خلا گاهنگاری این منطقه را پر نماید.محوطه قوشا تپه در سال 1383شناسایی و در طی دو فصل، مورد کاوش قرارگرفت که ضمن ارائه نتایج آن ،شباهت های آن را با سایر محوطه های همزمان ،بیان نموده و سعی در تبیین دوره های پیش از تاریخی منطقه اردبیل می نماید.
نظام های حکومتی ایران در دوره بعد از اسلام، بازتولید نظام سیاسی ایران قبل از اسلام بود که در فر آیند سیاسی چندصدساله و هم زمان با اسلامی شدن جامعه ایرانی و کسب استقلال تدریجی از خلافت صورت پذیرفت. غزنویان نخستین حکومت ترک نژاد ایرانی بودند که برعکس بسیاری از حکومت های ایرانی، قدرت یافتن آنان مبنای قبیله ای نداشت. حاکمان غزنوی نه رؤسای قبایل، بلکه غلام سپاهسالارانی بودند که رده های مختلف نظامی را با تلاش خویش به دست آورده بودند و خصلت نظامی گری و استبداد، در تمام وجود آنان ریشه داشت. در این مقاله می کوشیم براساس نظریه لیکرت و با تکیه بر آثار برجسته ادبی تاریخی این دوره، یعنی تاریخ بیهقی و دیوان سه شاعر درباری عنصری و فرخی و منوچهری نظام حکومتی غزنویان را در دو سطح میانی (ساختاری) و سطح کلان (محیطی) بررسی کنیم. در سطح میانی (ساختاری) نحوه ارتباط و تمرکز و تمرکزنیافتن، سیستم رهبری لیکرت و در سطح کلان (محیطی)، نظام ارزشی و چگونگی تأثیر آن بر شیوه رهبری غزنویان را تبیین می کنیم. غزنویان با ترویج نظام ارزشی الهی و انتساب حاکمیت خود به پیامبر(ص) از طریق خیلفه بغداد، به حکومت خویش تقدس بخشیده و جنایاتشان را توجیه می کردند. بدین وسیله، نظام دیکتاتوری پدید آوردند که به شدت متمرکز بود؛ یعنی تمام تصمیم گیری ها در رأس سازمان انجام می گرفت و سیستم شماره یک لیکرت، یعنی شیوه آمرانه، در آن حکمفرما بود.