انتظار می رفت پس از انعقاد عهدنامه ارزروم دوم در 1263ه .ق/ 1847م میان ایران و عثمانی، اختلاف مرزی و نیز منازعه بر سر تسلط بر عتبات، فروکش کند. اما رفت و آمد کاروان های زیارتی ایرانی که گاه جنازه هایی برای دفن در عتبات همراه داشتند، مشکلات تازه ای پیش روی دو دولت ایجاد کرد. مأموران مرزی عثمانی از ورود اجساد به عتبات به بهانه ترس از شیوع بیماری هایی چون وبا، حصبه و طاعون جلوگیری و مسافران را در خانقین قرنطینه می کردند. رفتار ناپسند این مأموران با زائران ایرانی، موجب بروز مشکلاتی در مناسبات دو کشور شده بود. در این مقاله با روش تاریخی تحلیلی، مشکلات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی برآمده از حمل اجساد به عتبات عالیات، در مناسبات دو کشور، بررسی شده است. آغاز دوره جدیدی از درگیری های شیعی سنی، تحیمل هزینه های اضافی بر زائران به سبب قرنطینه و تعرفه های گمرکی و افزایش جمعیت و نفوذ شیعیان در عراق به بهانه همراهی با اجساد، بخشی از پیامدهای، منازعه جدید بود.
آخرین شاهنشاهی ایران باستان را شاید بتوان آغاز دوره شکل گیری کلنی های مسیحی در ایران دانست چرا که بر جمعیت این اقلیت دینی در دوره ساسانیان با اعمال برخی از سیاست های دربار ساسانی روز به روز افزوده تر شد و آنها در نقاط مختلف ایران ساکن شدند. تلاش مسیحیان برای اتحاد و تثبیت موقعیت شان در جامعه ایران نه تنها باعث مشارکت و نقش پذیری آنها در حوزه های مختلف مانند حوزه اقتصادی و اجتماعی شد بلکه مسیحیان در سایه تسامح و مدارای مذهبی برخی پادشاهان ساسانی موفق شدند کلیساهایی مستقل از کلیسای بیزانس در قلمرو ساسانیان برپا کنند. با مطالعه و بررسی " منابع مکتوب" و "یافته های باستانشناسی" با برخی از کلنی های مسیحی در این دوره روبرو هستیم که از جمله آنها میتوان به مراکز اسقف نشین نسطوری در صفحات شمالی و جنوبی خلیج فارس همچون ریواردشیر، میشان، جزیره خارک، سیربنی یاس و بیت مزون، بیت قطرای، مشماهیگ، دارین و هگر اشاره کرد. در این مقاله بر آن شدیم تا زمینه های شکل گیری اسقف نشین های نسطوری را در دو سوی خلیج فارس با مطالعه کتابخانه ای و روش توصیفی-تحلیلی مورد بررسی قرار دهیم. معرفی اسقف نشین های نسطوری در دو سوی خلیج فارس و واکاوی علل و زمینه های شکل گیری آنها در صفحات شمالی و جنوبی خلیج فارس از اهداف پژوهش حاضر است.
جنبش موحدون را ابن تومرت در شمال آفریقا آغاز کرد و پیروان بسیاری را از قبایل مصمودی ساکن ارتفاعات اطلس، به سوی خودش کشاند. آنان پیرو مهدی و هدایت یافته ابن تومرت بودند و می بایست در آخرالزمان، مسلمان واقعی می شدند. قبایل دور افتاده بربر پیش از این در تحولات تاریخی جهان اسلام تأثیرگذار بودند، اما به حکومت دست نیافتند. آنان در اندک زمانی حاکمان غربی مدیترانه شدند و مسیر تاریخ را تغییر دادند. مسئله اصلی این تحقیق چگونگی این تغییر کلی در شمال آفریقا و تأثیر قبایل و سنت های قبیله ای در پیدایی جنبش موحدون است. بر پایه منابع تاریخی، ساختار قبیله ای جامعه بربر، نه تنها مانع ایجاد دولت موحدی نبود که منبع اصلی این دولت به شمار می رفت. ابن تومرت و جانشینانش، جامعه قبیله ای بربرها را از میان نبردند و به آن آسیب نرساندند، اما ساختار تازه ای از جنبش پدید آوردند. آنان از آداب و آیین های قبایل سود جستند و از سنت ها و تجربه های بربری، بهره بردند. اختلاط و هم کاری قبایل بربر را با یک دیگر، از دلایل اصلی شکل گیری امپراطوری موحدون و حکومت های شمال آفریقا می توان برشمرد که به پشتوانه آنان، نظام هایی سیاسی پدید آمد.
سنت اعطای نشان از دوران قاجار به دلیل ارتباط آن ها با کشورهای اروپایی آغاز شد و به دور از ارزش معنوی به تدریج شکل تقلیدی به خود گرفت. عدم شناخت قاجارها از روند شکل گیری نشان ها در اروپا و همسان پنداری نشان و خلعت با نگاه شرقی و عدم اجرای شایسته سالاری در روابط داخلی باعث تنزل جایگاه نشان های این دوره گردید و این امر زمینه ساز شکل گیری نشان های جدید در جهت ارتقا ارزش آن ها شد. پژوهش حاضر باهدف بررسی جایگاه نشان ها در روابط خارجی و داخلی عصر قاجار و با استفاده از منابع کتابخانه ای بر آن است در صدد پاسخگویی به این سوالات است که روند ابداع و استعمال مدال ها و نشان ها در عصر قاجار به چه صورت بوده است ؟ و تأثیر جایگاه مدال و نشان در روابط داخلی و خارجی تا چه اندازه است؟روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و تحلیل منابع موجود، به ویژه سفرنامه ها و اسناد مرتبط است.
آل بویه از خاندان اصیل ایرانی و شیعی مذهب ساکن منطقه دیلمان ایران بودند که در دوره ضعف خلافت عباسی ادعای استقلال کرده و با حفظ اقتدار ظاهری، خلافت عباسی بغداد را تصرف کرده و به حکومت دست یافتند. این خاندان شیعیِ ایرانی نقش مهمی در حفظ و گسترش میراث حدیثی، فقهی و کلامی شیعه در ایران و عراق ایفا کردند و به تحکیم پایه ها و مبانی تشیع امامیه و ترویج آن پرداختند. یکی از راه های، پی بردنِ میزانِ توجه به مؤلفه های هویّت شیعیِ این دولت، بررسی محتوایی منابع اصلی تاریخی است که در آن زمان به نگارش درآمده است. درمیان منابع تاریخیِ آل بویه،کتاب«تجارب الامم»ازتألیفات ابوعلی مسکویه رازی، دارای اهمّیّت زیادی است و از منابع اصلی به شمار می رود. این مقاله قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که: انعکاس مؤلفه های هویّت شیعیِ امامیِ آل بویه درکتاب تجارب الامم(جلد پنجم و ششم) مسکویه رازی چگونه بوده است؟ کدام یک از مؤلفه های هویّت شیعه امامیه بیشترین و کمترین انعکاس را در کتاب او داشته اند؟ جلد پنجم و ششم، ازکتاب مورد نظر که مربوط به حوادث دوران آل بویه و روزگار خود مولف بود، انتخاب شد.بدین منظور با استفاده از روش تحلیل محتوا، داده ها در هر دو جلد موردنظر استخراج، ونتایج تحقیق با رویکرد تفسیری مورد تحلیل و ارزیابی قرارگرفت. براساس یافتهپژوهش، درمحتوای کتاب موردنظر به مؤلفه های هویّت شیعه امامیه به میزان زیادی توجه شده است ومؤلفه های مانند: امام علی(ع)، شهرهای شیعی، امام مهدی(عج)، فرق شیعه، سادات علوی، امام زاده ها، محرم، محله های شیعه نشین، نهج البلاغه، بیشترین و مؤلفه های مانند: وصایت، رجعت، امربه معروف و نهی ازمنکر، اربعین، مدارس شیعی، مساجد شیعی، شاعران شیعی، رجال شیعی، وکلای شیعی، سکه های شیعی، کتب اربعه، صحیفه سجادیه، مکاتب شیعی، مهرشیعی، وقف و نذور شیعی، نواب اربعه، محدثان شیعی، پرچم شیعی، اذان شیعی ... کمترین میزان تکرار و بازتاب را داشته اند.
تاریخ بیهق اثری منحصربه فرد در تاریخ محلی ایران است که پژوهش های متعددی در معرفی و تصحیح آن نوشته شده است. با وجود این، تا به امروز موضوع وجود منقولاتی از تاریخ بیهق در منابع سده های بعد و نبود این مطالب در نسخ برجای مانده از این کتاب، مورد پژوهش قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با استخراج منقولات صریح منابع از تاریخ بیهق، به صورت مستدل ملخص بودن این کتاب، میزان و موضوعات تلخیص شده و زمان تقریبی تلخیص را آشکار کرده است. افزون بر این، این پژوهش تحلیلی جدید از زمان نگارش این تألیف نیز ارائه می کند. این مقاله با هدف ارائه تصویری اجمالی از ماهیت هرمنوتیک و زبان دین به بررسی دیدگاه گادامر و هابرماس در باب این دو مبحث می پردازد.
مسأله اصلی این تحقیق بررسی موانع دیپلماتیک تحقق اهداف اصول 14 ماده ای ویلسون در اروپای پس از جنگ جهانی اول است. با پایان جنگ جهانی اول نمایندگان کشورهای پیروز جنگ در پاریس گرد هم آمدند تا برپایه اصول 14 ماده ای ویلسون صلح را در اروپا برقرارسازند. تحقق این هدف در مذاکرات صلح با موانع جدی دیپلماتیک در اروپا مواجه گردید. همین مسأله موجب شد تا مقاله پیش رو به طرح این پرسش بپردازد که اصول 14ماده ای ویلسون چه اهدافی را دنبال می کرد و در راستای تحقق این اهداف با چه موانع دیپلماتیکی در اروپای پس از جنگ جهانی اول مواجه شد؟ فرضیه تحقیق بر این ایده استوار است که تمرکز اصول 14ماده ای بر اهداف آرمانگرایانه بدون توجه به واقعیت های سیاسی موجود در عرصه دیپلماسی اروپای پس از جنگ جهانی مانع اصلی تحقق اهداف اصول 14 ماده ای گردید. دستاوردهای این پژوهش که با روش تحقیق تاریخی صورت گرفته است بر این تأکید دارد که تطابق نداشتن مفاد اصول 14ماده ای ویلسون با واقعیت های موجود در عرصه دیپلماسی اروپای پس از جنگ، تعارض آن با منافع قدرت های بزرگ اروپائی و تطابق نداشتن نحوه برگزاری و اداره جلسات مذکرات صلح با اصل اول اصول 14ماده ای مهمترین موانع دیپلماتیک بودند که تحقق اهداف اصول 14ماده ای را در اروپا با ناکامی مواجه کردند.
خاندان محلی روزافزون در پناه قلعه ها و جنگل های سوادکوه و پیوستن به حکومت سادات مرعشی و انجام خدمات نظامی به آنان، توانستند بیش از یک سده بر سوادکوه و بخش هایی از مازندران شرقی حکومت کنند. مهم ترین و معروف ترین حاکمان این خاندان، آقارستم و آقامحمد روزافزون بودند که هم زمان با شکل گیری و تثبیت صفویان در ایران، حکومت می کردند. نوشتار حاضر با توجه به جنبه های تاریخی مسئله و هدف پژوهش، با استفاده از روش تحقیق تاریخی، با تأکید بر تحلیل و بررسی داده های منابع تلاش دارد پاسخ مناسبی به این پرسش دهد که روند شکل گیری و گسترش خاندان محلی روزافزون در مازندران و علل سقوط آنان چه بوده است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد خاندان روزافزون با انجام خدمات متعدد نظامی و سیاسی، اعتماد مرعشیان را جلب کرده و حکومت نواحی سوادکوه و اطراف آن را به دست آوردند. ظهور خاندان صفوی و گسترش قلمرو سیاسی و جغرافیایی آن در نواحی شمالی ایران و از سوی دیگر سیاست غلط آقارستم روزافزون در حمایت از شیبک خان ازبک و اختلاف و درگیری مستمر آقامحمد روزافزون با سادات مرعشی و ایجاد ناامنی در مازندران موجب شد تا شاه اسماعیل و جانشین او، شاه تهماسب، به تضعیف و سپس به حذف خاندان های محلی از جمله خاندان روزافزون رضایت دهند.
محمد شفیع طهرانی که ایرانی الاصل، اما متولد هندوستان است، کتاب مرآت الصادقین را از 1142ه .ق تا 1159ه .ق، در چهار بخش با هدف ارائه تاریخ تیموریان هند به نگارش در آورده که یک بخش آن جداگانه با عنوان نادرنامه و مرآت واردات در تاریخ افشاریه ، به چاپ رسیده است. در این مقاله تلاش شد تا با روش توصیفی تحلیلی و با کمک منابع کتابخانه ای بیان شود که مرآت واردات و نادرنامه چگونه می تواند همان مرآت الصادقین باشد؛ دلایل تشابه و تفاوت شیوه تاریخ نگاری محمد شفیع با سنت تاریخ نگاری ایرانی چیست، چه مسائلی دخیل در انتخاب نوع روش تاریخ نویسی ایشان شده است. این پژوهش نشان می دهد هر دو اثر، به علت یکسان بودن روش نگارش و ارتباط موضوعی و اشاره طهرانی به نام کلی اثرش در هر دو نسخه که مصححان از آن غفلت کرده اند، همان یک بخش از اثر واحد با عنوان مرآت الصادقین است. علی رغم تداوم سنت تاریخ نگاری ایرانی در مرآت الصادقین و تا حدودی گرایش به تسامح و آزاداندیشی، دوری از ایران، آشنایی با ادب فارسی و تعامل با ادیبان ایرانی ساکن در هند، برخورداری از منابع ایرانی و تأثیرپذیری از آنها، داشتنِ منصب دبیری و در نظرگرفتن زمان و مکان خود در نقل روایات، تأثیرپذیری از فضای فکری هندوستان و داشتن باورهای صوفیانه و حاکم شدن این نوع نگرش در تفکر طهرانی، نوع جهت گیری وی را در روش تاریخ نویسی اش مشخص می کند.