روایت در رویکرد امروزین عبارت است از پیوستگی زنجیروار رخدادها چه در مقام واقعیت و چه در مقام بیان، آنچنان که این پیوستگی خود معنایی فراگیر نسبت به تک تک رخدادها بیافریند و روایت شناسی دانشی است که ابعاد مختلف روایت را تحلیل می کند و درک عمیق تری نسبت به ساختار و زوایای نهفته آن فراهم می آورد. روایت کاربرد زیادی در ژانرهای مختلف از جمله دانش تاریخ دارد، چنین رویکردهای جدید به متن تاریخی می تواند راه گشای نظرات بدیعی در این حیطه باشد. در این مقاله پس از تفصیل ماهیت روایت و جنبه های مختلف آن، زاویه دید و کانون مشاهده در روایت تبیین می شود. کانون مشاهده بر اساس نظریه ژارژ ژنه شامل سه بعد: پنداری، روانشناختی و ایدئولوژیک است که توجه به این ها درک دقیق تری از روایت بدست می دهد و نکات نهفته در آن را باز می نماید. در ادامه دو گزارش متفاوت تاریخی درباره رخداد سقیفه در صدر اسلام مورد تحلیل و بررسی روایت شناسانه قرار می گیرد.
«آموزش نوین تاریخ با دارالفنون آغاز می شود»؛ این از مفروضات پژوهشگران و مورخان حوزه تاریخ آموزش تاریخ است که دست کم در نیم قرن گذشته بر آن تکیه و تاکید داشته اند. مسئله «سرآغاز» همواره یکی از پربحث ترین مسائل در بررسی پدیدارهای تاریخی است اما مورخان در این باره بر مبنای همین پیش فرض خطا، نتایج یکسانی گرفته اند و در تکرار آن تردید نکرده اند. پژوهش پیش رو، کوشیده با تکیه بر اسناد نویافته از جمله روزنامه وقایع اتفاقیه مدرسه مبارکه دراالفنون، صورت بودجه و مخارج مدرسه، نظام نامه مدرسه، گزارش های رسمی، مکاتبات اداری مدرسه، روزنامه ها، خاطرات، سفرنامه ها و متون تاریخ نگارانه این مفروض را به چالش بکشد و خطای آن را آشکار کند. مسئله اصلی که این پژوهش از آن مستخرج شده به تاثیر نهادها و رخدادهایی پرداخته که «پارادایم تاریخ نویسی سنتی» در دوره قاجار را با بحران مواجه کرده بود و مدرسه دارالفنون به عنوان نخستین نهاد آموزشی نوین رسمی از این حیث مورد بررسی قرار گرفت که برنامه درسی این مدرسه در نسبت با آموزش تاریخ می توانست در ایجاد بحران در تاریخ نویسی سنتی اثربخش باشد. بنابراین به دنبال آغاز تدریس تاریخ در این مدرسه به عنوان «درس عمومی» یا «رشته تحصیلی» در منابع تاریخی و پژوهش های معاصر نتایج متناقضی یافت شد؛ در پاسخ به این پرسش که «آیا در دارالفنون عصر ناصری و مظفری - از آغاز تاسیس 1268 تا 1324ق - دانش تاریخ به مثابه یک رشته تحصیلی یا یک درس عمومی مستقل تدریس می شد؟» مورخان و پژوهشگران معاصر بر مبنای پیش فرضی نادرست با اطمینان به این پرسش پاسخ مثبت داده اند، اما منابع اصلی خلاف این نتیجه را هویدا می کند. بنابراین در این نوشتار با بررسی این پژوهش ها و نقد آنها از طریق متون و منابع تاریخی از جمله اسناد نویافته به این پرسش پاسخ دادیم که آغاز تدریس تاریخ در دارالفنون چه زمان و چگونه رخ داد؟ و سرگردانی مورخان و پژوهشگران معاصر در یافتن مسئله سرآغاز به چه سبب است؟
عمده دانش ما در مورد دوران پارینه سنگی در فلات ایران از کوهستان زاگرس به دست آمده است؛ اما در سال های اخیر، مطالعات پارینه سنگی در نقاط مختلف ایران ازجمله جنوب کوهستان البرز و مرکز فلات ایران نیز انجام شده که داده های ارزشمند فراوانی از دوران پارینه سنگی به دست داده اند. نوشتار حاضر به معرفی پناهگاه صخره ای سُرهه در دامنه های جنوبی کوهستان البرز در دهستان برغان شهرستان ساوجبلاغ می پردازد. مجموعه ی سُرهه شامل هشت غار و پناهگاه صخره ای است که از نخستین پناهگاه از ضلع غربی در جنوب رودخانه سِنج، دست افزارهای سنگی که بر اثر کاوش غیرمجاز در سطح پناهگاه پراکنده شده بود، به دست آمد. با مطالعه دقیق فناوری و گونه شناسی دست افزارهای سنگی مشخص گردید که فناوری لوالوا به وفور در ساخت آن ها به کار رفته است و در نتیجه، مجموعه را به دوره پارینه سنگی مربوط می سازد. فناوری دست افزارها بیشتر مبتنی بر ساخت تیغه ها و تراشه های کشیده و بلند است که بسیاری از آن ها از روش لوالوا به دست آمده اند. سنگ خام به کاررفته در ساخت این دست افزارها عمدتاً از توف سبزرنگ محلی است که در اطراف پناهگاه صخره ای سرهه و همین طور بر دامنه مقابل این پناهگاه به وفور دیده می شود. با مقایسه داده های به دست آمده از سرهه با محوطه های کوهستان زاگرس و مرکز فلات ایران، مشخص گردید که دست افزارهای سرهه منحصربه فرد بوده و شباهت اندکی با محوطه های مرکز فلات ایران و تفاوت های آشکاری با محوطه های زاگرس از خود به نمایش می گذارند. هدف اصلی پژوهش حاضر معرفی محوطه پارینه سنگی سرهه و داده های به دست آمده از آن است؛ زیرا تاکنون محوطه ای مربوط به دوران پارینه سنگی در این منطقه شناسایی نشده است. با مطالعه جغرافیای منطقه، ویژگی های زیستی محوطه و تحلیل گونه شناسی و فناوری دست افزار های پراکنده بر سطح آن، این پژوهش به داده هایی از دوره پارینه سنگی دست یافته و در نتیجه مقدمه ای بر بازسازی استقرار و رفتارهای انسانی در دوره پارینه سنگی در این منطقه را فراهم می سازد.
شناخت تحلیلی مجموعه تاریخ نگاری روایی امامیه در گرو توجه به ضوابط، معیارها و قواعد تاریخ شناسی است. این مقاله می کوشد، کتاب عیون الاخبار عن الرضا علیه السلام اثر شیخ صدوق(د. 381ق) را که از مهم ترین آثار در زمینه تاریخ و زندگانی امام رضا(ع) است از این منظر واکاوی کند و با تحلیل گزاره های تاریخی این کتاب، راهی برای دست یافتن به بینش و روش تاریخ نگاری شیخ صدوق بجوید. یافته های این مقاله نشان می دهد که شخصیت حدیثی و کلامی شیخ صدوق، تأثیر مهمی در روش تاریخ نگاری وی داشته است.