فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۱۲٬۸۲۶ مورد.
بنو ناجیه و طبرستان،روایتی از یک تناقض تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهیرالدین مرعشی، (م. 892 ق.)، در کتاب «تاریخ طبرستان و رویان و مازندران»، از قوم «بنو ناحیه» یاد می کند که در طبرستان ساکن بودند؛ در دوران خلافت امیرالمومنین (ع)، به مسیحیت گرویدند و از این رو، سرکوب شدند. در تاریخ های محلی که در قرون بعد تدوین شده است، از جمله کتاب «التدوین فی احوال جبال شروین» اثر محمد حسن خان اعتماد السلطنه (م. 1313 ق.) و کتاب «مازندران و استرآباد» اثر رابینو (م. 1950 م.) نیز این داستان تکرار شده است. اگر چه در آثار مرتبط با تاریخ مسیحیت، از حضور مسیحیان در نواحی شمالی ایران یاد شده است، روایت ظهیرالدین مرعشی از «بنو ناحیه» دریافت نادرستی است از آن چه مورخان متقدم بر او نوشته اند. در این مقاله، ضمن مقایسه تطبیقی اثر مرعشی با منابع متقدم تر، دلایل موجود در نادرستی روایت ظهیرالدین مرعشی بررسی می شود.
داستان ما و شبح روسی
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ مهر شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
مطالعه تطبیقی اصلاحات آموزشی میرزا حسن رشدیه و اسماعیل گاسپرالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اواخر دوره ناصری میرزا حسن تبریزی معروف به رشدیه اولین مدرسه ی سبک جدید را در ایروان و سه سال بعد در تبریز ایجاد نمود. مدرسه سبک جدید در ایران به رشدیه معروف شد. در این مدرسه تعلیم و تعلّم بر اساس اصول جدید و یادگیری الفبا با اصول صوتی انجام می گرفت. مدارس جدید به سرعت در شهرهای مختلف ایران تأسیس یافته و به مرور جای مکتبخانه های سنتی را گرفتند.
همزمان یک جریان اصلاحی در بین مسلمانان روسیه پیدا شد که بعدها به جدیدیسم[1] معروف گردید. یکی از محورهای این نهضت، اصلاح شیوه تعلیم و تربیت در مدارس مسلمانان بود. اسماعیل گاسپرالی با این دیدگاه اولین مدرسه اصول جدید خود را در 1301 ﻫ. ق. / 1884 م. در کریمه تأسیس کرد. مدارس اصول جدید در دیگر مناطق مسلمان نشین روسیه نیز راه یافت و در عمل جای مکتب های قبلی را گرفت.
در مقاله حاضر اقدامات اصلاحی میرزا حسن رشدیه در ایران و اسماعیل گاسپرالی در روسیه به طور تطبیقی مورد مطالعه قرار می گیرد و نقاط اشتراک و افتراق آن مشخص می شود.
فهرست تعیین زوجات، اولاد و نتایج ناصرالدّین شاه قاجار، تألیفِ میرزا هدایتالله کاشانی لسانالملک سپهر
بررسی نظام پولی مسلمانان در حجاز و شام از قرن اول تا دوم هجری قمری
حوزههای تخصصی:
افزایش معاملات و خدمات تجاری، تقاضا برای پول را پدید می آورد که به عنوان رکنی ضروری در مبادلات ایفای نقش می کند. جامعه ی اسلامی در ابتدا دارای پول خاص خود نبود و از درهم و دینار ایران و روم در معاملات استفاده می کرد. در نیمه-ی دوم قرن اول هجری با اقدامات عبدالملک بن مروان خلیفه اموی سکه های اسلامی ضرب شدند. سکه های درهم و دینار دارای یک وزن مشخص و مقدار معین نقره و طلا بودند. وجود دارالضرب های فراوان در قلمرو اسلامی در قرن دوم هجری گویای استقلال مالی مسلمانان بود. سکه ها علاوه بر کاربرد اقتصادی، از مهمترین منابع اطلاعاتی مربوط به عناوین و القاب، گسترش قلمرو اسلامی و مدت خلافت و حکومت بودند. با گسترش بازرگانی، بازرگانان مسلمان علاوه بر سکه از پول اعتباری در داد و ستد استفاده می کردند که از مزایایی چون امنیت و حمل و نقل آسان برخوردار بودند. ضرب سکه و استفاده از انواع پول در معاملات تجاری موجب رشد و رونق اقتصادی در سراسر قلمرو اسلامی گردید.
شبنامه ها و اعلامیه های مشروطیت
حوزههای تخصصی:
مالیه ایران در دوره اسلامی
حوزههای تخصصی:
امیر نوروز، سردار بدفرجام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
دهکده نوفللوشاتو و انقلاب اسلامی ایران
منبع:
شهروند ۱۳۸۶ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
وزارت و وزراء سامانیان (وزارت ابوعلی بلعمی)
حوزههای تخصصی:
معین التجار بوشهری و دست اندازی به اراضی شولستان(با تکیه براسناد نویافته طایفه بَکِش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این تحقیق بررسی نقش معین التجار بوشهری در تثبیت مالکیت به اراضی شولستان یا شهرستان ممسنی است.
روش /رویکرد پژوهش: در این تحقیق به روش تحلیلی با استناد به منابع و اسناد کتابخانه ای و آرشیوی به توصیف واستنتاج موضوع پرداخته شده است.
یافته ها ونتایج: یافته ها نشان می دهد در عهد سلطنت مظفرالدین شاه تحت تاثیر عوامل متعددی همچون نیاز مالی حکومت قاجار، فقدان منابع مالی مناسب، ناسازگاری حکومت قاجارها با ایلات لُر ممسنی، فساد اداری و مالی گسترده، نفوذ افراد وابسته به بیگانگان در دربار حکومتی، باعث شد که اراضی شولستان به معین التجار بوشهری که تحت حمایت انگلیسی ها بود؛ واگذار گردد.
معین التجار بنا به دلایلی که در این پژوهش آمده در کنار تجارت به زمینداری پرداخت که قدرت و ثروت خویش را تحکیم بخشد. وی برای تثبیت مالکیت خویش بر اراضی شولستان یا شهرستان ممسنی به سه عامل: محلی، فرا محلی و خارجی احتیاج داشت. عامل اصلی تحقق اهداف معین التجار، ایجاد تفرقه بین خوانین و کدخدایان منطقه و تضعیف مقام کلانتری یا جایگاه مدیریت ایلی و جیره خوار کردن آنها بود. ایشان با تکیه بر حمایت حکومت قاجار در جهت تامین منافع انگلیس و دستیابی به نیات خویش منطقه را با بحران مواجه کرد و حکومت قاجار برای حمایت از معین التجار بارها نیروی نظامی به شولستان گسیل داشت که نتیجه ای جز شکست برای قدرت مرکزی به وجود نیاورد.
بی تردید مقاومت اهالی منطقه در برابر واگذاری اراضی به معین التجار باعث شد که وی دست به تاکتیک جدیدی برای سلطه بر این سرزمین زند و برای حمایت نظامی ترکان قشقایی مجبور می شود بخشی از اراضی را به ایلخان قشقایی، صولت الدوله، اجاره دهد. نهایتاً در اواخر حکومت قاجار و اوایل حکومت پهلوی اول، خوانین بویراحمد به طرفداری از امامقلی خان رستم -که از سران ایلات ُلر ممسنی بوده است- به صحنه کشمکش های شولستان و جنگ با نیروهای دولتی کشیده می شوند که جز قتل و غارت نتیجه ای نداشت.
انجمنهای ایالتی و ولایتی به روایت رزم آرا
منبع:
گفتگو ۱۳۷۷ شماره ۲۰
حوزههای تخصصی:
انجمنهای ایالتی و ولایتی نیز مانند پارهای از دیگر دستاوردهای انقلاب مشروطیت ایران، از جمله مواردی بود که در خلال دشواریها و مشکلاتی که بعدها برای نظام مشروطه پیشآمد به دست فراموشی سپرده شد . تنها در سالهای بعد از شهرور 1320، یعنی در پی فروپاشی استبداد رضاشاهی بود که در جریان تلاشهایی که برای اعاده پارهای از ارزشهای مشروطیت آغاز شد، بار دیگر لزوم تشکیل یک چنین نهادهایی مطرح گردید. در این بررسی طرح این موضوع در دو مقطع مختلف از این دوره – سالهای بحران آذربایجان و دوره نخست وزیری حاجعلی رزمآرا- مورد بررسی قرار گرفته است.
نقش نفت در جنگ عراق علیه ایران
حوزههای تخصصی:
دولت عراق در 17 سپتامبر 1980 (31 شهریور 1359) عهد نامه مرزی و حسن همجواری 1975 بین ایران و عراق را به طور یک جانبه لغو کرد و تجاوز خود را به خاک ایران آغاز نمود، اما تجزیه خوزستان و الحاق آن به عراق همانند سایر آرزوهای رهبران عراق هرگز تحقق نیافت. هدف این مقاله، بررسی نقش نفت در این تهاجم می باشد که با توجه به ارزش افزاینده آن مورد مطالعه قرارگرفته است. بطوری که استان خوزستان به علت دارا بودن ذخایر نفتی فراوان همواره مورد نظر دولتهای حاکم در عراق و حامیان استعماری آن بوده است.