اقتصاد و سیاست اگر چه بر همدیگر تأثیر می گذارند، اما آهنگ تغییرات و تحولات سیاسی لزوماً با تغییرات اقتصادی هم آهنگ نیست. مرو بعد از فتح اسلام تا حمله مغول به واسطه جایگاه خاص آن در جاده خراسان و وضعیت مناسبش برای کشاورزی، به رغم تغییرات و تحولات سیاسی نمونه ای از این رشد و ثبات اقتصادی است. جاده خراسان به عنوان مشهورترین و اصلی ترین راه منتهی به چین از یک طرف و از طرف دیگر منتهی به بغداد پایتخت عباسیان، پس از ظهور و گسترش اسلام نقش مهمی در بازرگانی و تجارت شرق و غرب بر عهده گرفت به طوری که هر ساله چندین کاروان، هر یک مرکب از صدها تاجر از طریق این راه برای آوردن کالاهایی چون ابریشم، مشک، کافور، دارچین و ... به چین می رفتند. یکی از مهمترین شهرهایی که در مسیر این جاده و در سر راه بازرگانی آن قرار داشت شهر مرو بود. اگرچه خاندان های حکومتگر مختلفی بر مرو استیلا یافتند، اما وضع اقتصادی آن تقریباً از ثبات نسبی برخوردار بود و جز حمله مغول آسیب جدی ندید. حمله مغول هم در وضع اقتصادی و هم در بافت جمعیتی این شهر تغییر جدی ایجاد کرد.
مشکلات مزمن مالی و افزایش کسری بودجه دولت قاجاریه موضوعی پنهان یا قابل انکار نبود، زیرا بار آن به شیوه های مختلف متوجه ملت می شد. برای حل این مشکل، مجلس شورای ملی قوانینی اصلاحی را وضع کرد که مالیات ارضی و لغو تیول را شامل می شد (صفر1325هـ ق./مارس1907م). پژوهشگران با تمرکز بر نحوه قانون گذاری و خود این قوانین، به گونه ای گذرا به مخالفت مسلحانه برخی از تیول داران با قانون اساسی به بهانه حمایت از سلطنت پرداخته اند. پژوهش حاضر به اجرای قوانین ذکر شده اختصاص دارد که وجه ناشناخته این اصلاحات است؛ بدین منظور با مطالعه اجرای این قوانین مجلس در مورد مازندران، می کوشد موانع اجرایی اصلاحات و دستاورد مجلس اول را ارزیابی کند.
در دوره صفوی به ویژه زمان شاه عباس اوّل،اقتصادکشاورزی به خصوص ابریشم از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.ابریشم یکی از محصولات مهم وتأثیر گذاردر اقتصاد تجاری عصر صفوی بوده و منطقه گیلان در در این زمینه سهم به سزایی داشته است.هدف و مسأله اصلی این پژوهش بررسی و تبیین نقش ابریشم گیلان در اقتصاد تجاری و تحولات اقتصادی و سیاسی داخلی عصر صفوی تا پایان شاه عباس اول است.
این پژوهش در پی پاسخ به این فرضیه است که،ابریشم به عنوان یک کالای استراتژیک اقتصادی،در عصر صفویه دارای اهمیت به سزایی بوده و گیلان در این راستا نقش تعیین کننده داشته است.
یافته های پژوهش بیانگر این است،علیرغم کاربرد صنعتی و تجاری ابریشم ،بیشتر در قالب تجاری مورد بهره برداری قرار می گرفت و گیلان به خاطر تولید انبوه و مرغوب ابریشم نقش غیر قابل انکاری در جلب بازارهای اروپایی و تجارتخانه های آن داشته است.همین امر سبب سوق دادن ایران و منطقه گیلان به مدار سرمایه داری تجاری جهانی شد. اما تولید ابریشم نتوانست تحول عمده ای دراقتصاد و رشد گیلان بخصوص زمان شاه عباس اول بگذارد زیرا بیشتر بعنوان یک کالای اقتصادی کنترل شده در خدمت استبداد شاهی و دستگاه مرکزی بود
تحولات اقتصاد ایران در نیمه ی دومِ حکومت قاجاریه، حوزه های مختلف کشور را دستخوش تغییر کرد. کشاورزی نیز مانند دیگر عرصه های اقتصادی و اجتماعی، از این تغییرات متأثر شد. بررسی تأثیر تحولات اقتصادیِ قاینات در نیمه ی دوم حکومت قاجاریه بر کشاورزیِ این ولایت و پیامد های آن، مسئله پژوهش حاضر است. بنا بر یافته های این پژوهش، به دنبالِ توسعه ی دادوستد های خارجی و داخلی که ولایت دورافتاده و مرزیِ قاینات را به حلقه ای مهم در تجارت روسیه، هند بریتانیا و ایران در شرق کشور در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تبدیل کرد، کشاورزیِ این ولایت نیز به سوی تجاری شدن سوق یافت. افزایش تولید محصولات صادراتی مانند تریاک، زعفران و ابریشم و کاهش تولید اقلام ضروری مانند گندم و جو از مشخصه های این روند جدید بود.
بیماری و مرگ و میر بر اثر بیماری های واگیردار و ناشناخته یکی از واقعیت های اجتماعی دوره قاجار محسوب می شود. ادراک ابتدایی انسان پیشامدرن از بدن و زمینه های زیستی ابتلا به بیماری ها ریشه در باورهای عامیانه مردمان و منعکس کننده بخشی ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه آن روز بود. مقاله حاضر به بررسی باورهای عامیانه و کنش های متعاقب آن در مواجهه با بیماری ها بعنوان واقعیت اجتماعی پرداخته و درصدد پاسخ گویی به این دو پرسش است: باورهای عامیانه دربارة علل وقوع بیماری ها در این دوره چه بودند؟ چه راهکارهایی جهت بهبود و درمان بر حسب باورهای عامیانه تجویز می شد ؟ مطالعه اسنادی منابع تاریخی و تحلیل نظری یافته های مستخرج از منابع نشان می دهد باورهای عامیانه نقش مهمی در حفظ سلامت چه از باب بروز بیماری و چه درمان داشته است. در نزد عموم طرق تامین درمان و سلامت در اشکالی چون رجوع به طب سنتی و بهره گیری از شیوه های درمانی معمول بود. انتساب بیماری به امور ماور الطبیعه راه های حمل اوراد و طلسم ها را بعنوان روش های درمان دیده می شد و همچنین برخورداری از انرژی های افراد و اشیا مقدس به نیت شفابخشی این امور گویای نبود امکانات، عدم شناخت ساختار بدن در مواجهه با بیماری های عفونی پیچیدگی های بیماری در اعضای درگیر از یکسو و تلاش برای جلوگیری از وخامت احوال و حفظ بقا بود.