اهل بیت: حدود دو قرن و نیم در مدینه حضور داشتند. این زمان را می توان به چهار دوره نبوی، چهار خلیفة نخست، امویان و عصر اول عباسی تقسیم کرد. مدینه وطن ائمه اهل بیت: بود و مردمانش شاهد فضل و کمال ایشان بودند و سفارش های پیامبر6 درباره ایشان را به یاد داشتند. از این رو انتظار می رود گرایش مردم مدینه به اهل بیت: در مقایسه با دیگر شهرها بیشتر باشد. اما این گرایش یکنواخت نیست و در دوران مختلف، فراز و فرود دارد. این مقاله بر آن است که با استفاده از گزارش های تاریخی به بررسی گرایش مدنیان به اهل بیت: در دوره اموی بپردازد و نشان دهد در دوران اموی به دلایل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این گرایش رو به افول بوده است.
جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم شاهد تغییرات اجتماعی گسترده ای به ویژه در زمینة ارزشها بود که در عصر معاویه (41 60 ق.) به نقطه اوج خود رسید. این رویداد را از منظرهای مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد. نوشتار حاضر کوشیده است از منظر جامعه شناختی و مستند به داده های تاریخی که با روش اسنادی کتابخانه ای گردآوری شده است به بررسی این موضوع بپردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که معاویه به عنوان نخستین حاکم اموی با بهره گیری از غفلت توده مردم از یک سو و استفاده از استراتژی زور وتزویر از دیگر سو توانست ابتدا قداست ارزشهای الهی را خدشه دار نماید و سپس از طریق باورهای ابداعی فرقه هایی مانند مرجئه و جبریّه، ارزشهای جاهلی و نژادپرستانه پیش از اسلام را زنده و مسیر حاکمیت دو باره آنها را هموار سازد. مقاله با حفظ نگاه تاریخی و رویکرد جامعه شناختی خود با این جمع بندی به پایان می رسد که حادثة جانسوز عاشورای سال 61 ق. مهمترین پیامد این تغییرات اجتماعی بود.
اصفهان به عنوان منطقه برخوردار و دارای جایگاه راهبردی در حاشیه رودخانه زاینده رود، در تاریخ ایران موقعیت ویژه ای دارد. در دوران اسلامی، اصفهان از رونق شهری درخور توجهی برخوردار بود و این مهم در التفات اقوام و جهانگشایان مختلف به این شهر مؤثر بود و البته در جای خود، یکی از عوامل رونق مذکور قلمداد می شد. با این همه، اختلافات سیاسی و مذهبی و نفاق اجتماعی حاکم بر شهر در قرن ششم قمری/دوازدهم میلادی، موجب شد تا این شهر رونق مطلوب خود را از دست بدهد. رونق نسبی مذکور نیز با ایلغار مغول در محاق فرو رفت و تا دوران صفویه رونق لازم را حاصل نکرد. نوشتار حاضر در پرتو تبیین وضع حاکم بر اصفهان و با طرح این سؤال که ایلغار مغول بر حیات اقتصادی و اجتماعی این شهر چه تأثیری گذاشت؟ زمینه های اقتصادی اجتماعی غلبه مغول بر اصفهان را بررسی می کند، تا پیامدهای هجوم و حاکمیت مغول بر این شهر را تبیین کند. نتایج پژوهش نشان می دهد ایلغار مغول گسست حیات اجتماعی و رکود معیشت شهری و کشاورزی اصفهان را درپی داشت و در فضای کالبدی و ساختاری شهری اصفهان تغییراتی ایجاد کرد.
منطقه انبوران یا شهرستان ممسنی امروزی به عنوان حلقه ارتباطی سه مرکز مهم سیاسی، تجاری، اقتصادی پاسارگاد، شوش، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر (ریشهر) از موقعیت ویژه ای برخوردار بوده است. این سرزمین به دلیل قرار گرفتن بر جاده شاهی استخر به شوش و زمانی به دلیل واقع شدن بر جاده تجاری جنابه (گناوه) دیلم به توَّج و همچنین شاخه ای از جاده تجاری ادویه، همواره نقش حیاتی ایفا کرده که بسیار حائز اهمیت بوده است. این موقعیت استثنایی، وضعیت ممتازی را ایجاد کرده بود که نقش ویژه ای در اوضاع اجتماعی و اقتصادی آن زمان جنوب ایران داشته است. با توجه به چنین وضعیتی این پژوهش بر آن است تا به جغرافیای تاریخی ممسنی و تبیین نقش راه های ارتباطی و تجاری این منطقه بپردازد.