" آینده، به موضوعی جدی برای مطالعه و پژوهش، بویژه از دهه آخر قرن بیستم به بعد، تبدیل شده است. در کنار مسائل متعددی که در آینده پژوهشی مورد بررسی قرار می گیرد، تربیت آینده، شهروند آینده و خصوصیات شهروند آینده، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. چه، تصور می شود، آینده را با هر رویکردی که بنگریم، توسط شهروندان رقم زده می شود. این مقاله به روشن سازی این مفاهیم پرداخته است. نظر به اینکه شهروند آینده، خصوصیات وی و نحوه پرورش آن از روندهای عمومی تری اثر می پذیرد. در بادی امر، آینده، روندهای آن، پیش فرض ها، اهداف، گرایش ها، تصویر پردازیهای آینده، پیشرفتها و مشکلات آینده و مجموعه اقدامات در برابر گزینه های آینده مورد بررسی قرار گرفته است. سپس بستگی شهروندی و تربیت و مفهوم شهروندی توضیح داده شده است. به منظور احصاء دیدگاه های مختلف درباره شهروندی و خصوصیات شهروند آینده مجموعه پژوهشهای انجام شده مدنظر قرار گرفته است. مجموعه بررسی ها نشان می دهد تربیت شهروند آینده از سه پدیده جهانی شدن، روندهای دموکراتیک و فناوری اطلاعات متاثر است، به همین لحاظ می توان گفت شهروند آینده باید حداقل دارای سه خصوصیت جهانی، دموکراتیک و فناوری باشد.
"
در این پژوهش میزان استفاده از استراتژی های شناختی بین دانشجویان و ارتباط بین استراتژی های شناختی (استراتژی های آگاهانه) و استقلال دانشجویان زبان زبان آموزان فرانسه مورد بررسی قرار گرفته است.
برای اندازه گیری میزان استفاده از استراتژی های شناختی و درک بهتر ارتباط موجود بین استراتژی های شناختی و استقلال، از پرسشنامة دوازه سؤالی تلفیقی خود ساخته بر اساس تعاریف استراتژی های شناختی بر اساس دسته بندی پل سیر (1988) و اُمالی و شامو (1983) و پرسشنامة کیفی ژیلداس نِژِر در مقاله ای تحت عنوان «رویکرد جامعه شناختی 2006» استفاده شد.
در این مقاله به کارگیریِ استراتژی های شناختی از قبیل خلاصه نویسی، به خاطرسپاری، حدس زدن، سازماندهی، تکرار، تمرین خارج از کلاس، استدلال و قیاس، ارتباط و تداعی کلمات، دسته بندی مطالب، یادداشت بردای، مرور و پژوهش نزد دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد مورد بررسی قرار گرفته است.
تجزیه و تحلیل آماری داده های جمع آوری شده نشان داد که از میان استراتژی های شناختی، استراتژی های یادداشت برداری 30/76 درصد، استراتژی های مربوط به حدس معنی لغات 71/75 درصد و استراتژی ارتباط و تداعی کلمات 71/71 درصد بیشترین استفاده را داشتند.
همچنین چنین نتیجه حاصل شد که در میان استراتژی های شناختی دو عامل جست وجوی منبع و ارتباط و تداعی کلمات با 58 درصد بیشترین تأثیر را در استقلال زبان آموز داشتند.
بررسی دانش مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی، از موضوع های جدی پژوهشی در حوزه آموزش معلمان ریاضی است، زیرا همة درس های دورة ابتدایی را تدریس می کنند و علاوه بر دانش ها و مهارت های ضروری برای یک معلم عمومی، نیارمند آموزش های تخصصی برای تدریس ریاضی نیز هستند. بدین سبب، آموزش های حرفه ای و ضمن خدمت آموزگاران، با معلمان موضوعی، تفاوت بسیاری دارد، زیرا این آموزش ها در حالی که شامل دانش ها و مهارت های زیربنایی و عمومیِ مربوط به معلمی است، به نوع خاصی از دانش ها و مهارت های موضوعی هم که بتواند به گونه ای کارآمد، با دانش ها و مهارت های عمومی آن ها تلفیق شود، نیازمندند. این مقاله، مطالعه ای را ارائه می دهد که به قصد شناخت دانش های مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی به منظور بهبود دانش حرفه ای و تدریسی ریاضی آنان، تدوین شد که در آن، 30 آموزگار از شهر تهران، در آن شرکت کردند. هم زمانی این مطالعه با تعییرات همه جانبه در دوره ابتدایی، زمینه مناسبی ایجاد نمود تا از منظرهایی واقع-بینانه و ملموس، به انواع دانش های مورد نیاز شرکت کنندگان، پرداخته شود، زیرا مسأله بازآموزیِ محتوای کتاب های تازه تألیف و روش های ارائه آن، چالشی واقعی برای آموزگاران بود. به همین منظور، ابتدا بر اساس مؤلفه های مدل ارایه شده توسط کرینر(2011)، پنج پرسش نامه طراحی، آزمایش و اجرای نهایی شد. هدف از این پرسش نامه ها و ضرورت پرداختن به آن ها در واقع، بررسی میزان اهمیت هر یک از این مؤلفه ها در برنامه های ارتقای حرفه ای آموزگاران برای تدریس ریاضی بود. سپس، از طریق برگزاری یک جلسه هم اندیشی، بدون در نظر گرفتن هیچ مؤلفه ای برای ارتقای حرفه ای آموزگاران برای تدریس ریاضی، نظرات آنان نسبت به انواع دانش های ضروری برای چنین ارتقایی به بحث گذاشته شد و در آخر، مدل پیشنهادی برای دانش مورد نیاز آموزگاران برای تدریس ریاضی تبیین شد.
طی سالهای گذشته چند عنوان کتاب به زبان فارسی برای نوسوادان نوشته و پخش شده است ‘اما معیارهایی که این کتابها براساس آنها نوشته شده مشخص نیست. در نوشته های فارسی به گونه کیفی به اهمیت نقش طول کلمه‘طول جمله و تعداد پیامهای موجود در هر جمله در خواناتر کردن نوشته ها اشاره شده است ولی معیار کمی برای تشخیص سطح خوانایی نوشته ها ارائه نشده است. این بررسی در پی آن بوده است که دریابد آیا میتوان از سه فرمول موجود برای تشخیص سطح خوانایی نوشته های کتابهای انگلیسی زبان در مورد تشخیص سطح خوانایی نوشته های فارسی بهره برد. بررسی نشان داد که چنانچه در هر یک از فرمولها تغییراتی داده شود هر سه فرمول قادرند به گونه ای ساده و سریع سطح سادگی یا سطح خوانایی نوشته های فارسی را مشخص سازند.
هدف پژوهش حاضر شناسایی و تبیین تجارب معلمان در تدریس برنامهدرسی هنر دوره ابتدایی است. رویکرد پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی است. جامعه پژوهش معلمان دوره ابتدایی شهرستان مهدیشهر استان سمنان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند، تعداد 10 نفر از معلمان با رعایت اصل اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در پژوهش شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش کدگذاری تحلیل شدند و روایی و پایایی آن ها از طریق سه معیار قابل قبول بودن، قابلیت اطمینان و تأیید پذیری به دست آمد. بر اساس یافته ها، تجربه معلمان در تدریس هنر دوره ابتدایی در دو مقوله دستاوردهای مثبت (توسعه شایستگی های حرفه ای) و چالش های منفی (ضعف ارج گذاری به هنر) مشخص شد. معلمان در تدریس برنامهدرسی هنر نتوانسته اند از پتانسیل محتوایی این درس برای آموزش بهره مند شوند و بی اهمیت بودن برنامهدرسی هنر بین سایر دروس در تدریس عملی معلمان تأثیرگذار است. به دلیل مسائلی نظیر ضعف تخصص در آموزش هنر، کمبود وقت، کمبود بودجه، ناآگاهی والدین از اهمیت هنر، عموماً به برنامهدرسی هنر توجه کافی نمی شود. ارائه آموزش های ضمن خدمت تخصصی در درس هنر ویژه معلمان، ایجاد بستر مناسب برای تبادل تجارب بین معلمان، بالا بردن سطح آگاهی والدین نسبت به اهمیت درس هنر از توصیه های این پژوهش است.
اهداف. از مهمترین وظیفه امدادگران، ارایه کمکهای اولیه و انتقال بهموقع مجروحین و مصدومین به مراکز درمانی است. نظر به اهمیت تربیت امدادگران و آشنایی نیروهای نظامی با دورههای امدادگری، مطالعه حاضر با هدف تعیین نیازهای آموزشی امدادگران نیروی زمینی و بهدنبال آن پیشنهاد الگو و برنامه آموزشی مناسب انجام شد.
روشها. در مطالعهای میدانی، برنامههای آموزشی امدادگران در آموزشگاههای نیروهای نظامی داخل کشور، هلال احمر و چند کشور منتخب مورد بررسی قرار گرفت. این برنامهها در غالب چکلیست برای نظرخواهی در اختیار 60 نفر از اعضای هیئت علمی، مربیان و مدیران مراکز آموزشی مرتبط و سایر افراد صاحبنظر قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS 11 و آمارههای توصیفی و استنباطی (آزمون t تکنمونهای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها. میزان ساعات ارایهشده بین بعضی از دروس در داخل و خارج کشور اختلاف زیادی داشت. همچنین تعدادی از دروس در داخل کشور تدریس میشد که در خارج کشور در سرفصل دروس برنامههای آموزشی قرار نداشت. با عنایت به وضعیت موجود و در نظر گرفتن کلیه شرایط و با استفاده از نظرات افراد با تجربه، برنامهای آموزشی بهمنظور تربیت امدادگر برای دورهای سهماهه طراحی شد.
نتیجهگیری. با توجه به شرایط ژئوپلیتیک و حساسیت فوقالعاده منطقه خاورمیانه، باید نهایت تلاش در آمادگی همهجانبه نیروهای مسلح و تربیت افراد زبده یگان بهداری در رزم صورت گیرد تا بههنگام نیاز، مجروحین در اسرع وقت با استفاده از آخرین آموزههای علمی و عملی مداوا شوند.
هدف از این پژوهش بررسی کیفیت آموزش بزرگسالان مقطع راهنمایی شهر اصفهان و روش پژوهش توصیفی است. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در این تحقیق مقیاس اصول یادگیری بزرگسالان گالبریت برای معلمان دانش آموزان بزرگسال و پرسشنامه نظرخواهی از دانش آموزان بزرگسال بود. جامعه آماری تمامی معلمان بزرگسال شهر اصفهان بودند که به عنوان نمونه انتخاب شدند، از 55 نفر نمونه 45 نفر به پرسشهای مقیاس پاسخ دادند. همچنین در این سال480 دانش آموز بزرگسال مشغول به تحصیل بودند که از120 نفر آنان درباره آموزش بزرگسالان نظرخواهی شد. نمره های به دست آمده از پرسشنامه ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی (میانگین، فراوانی، نمودار) تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که معلمان بزرگسال شاغل به آموزش در مدارس بزرگسالان شهر اصفهان در میانگین برخی از متغیرهای مقیاس اصول یادگیری مانند فعالیتهای دانش آموزمحور، ارزیابی نیازهای دانش آموزان در حین تدریس، توجه به جو کلاس و انعطاف در آموزش، نمرات کمتری را نسبت به هنجار مقیاس گرفتند. نظرخواهی از دانش آموزان نیز نشان دهنده تفاوت آموزش بزرگسالان با آموزش کودکان بود. نتایج تحقیق نشان می دهد که آموزش بزرگسالان در ایران نیاز به تخصصی شدن و توجه بیشتر به اصول آموزشی دارد.
اهداف: یکی از دغدغه های امروز سازمآن ها در بحث آموزش های ضمن خدمت و توسعه کارکنان، اثربخشی دوره های آموزشی است. هدف این مطالعه، به کارگیری و سنجش اثر بخشی مدل طراحی آموزشی دیک و کری در برنامه های آموزش ضمن خدمت کارکنان بود.
روش: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی بود که از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش کارکنان شرکت کننده در برنامه آموزشی منتخب در دانشگاه فردوسی مشهد بود که 60 نفر انتخاب شدند و به گروههای آزمایش و کنترل انتساب تصادفی یافتند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل دو پرسش نامه جهت سنجش رضایت، نگرش و آزمون پیشرفت تحصیلی جهت ارزیابی اثربخشی یادگیری فراگیران بود. روایی ابزارها از طریق روایی محتوایی و پایایی آن ها از آلفای کرونباخ و کودر- ریچاردسون احراز گردید.
یافته ها: در خصوص مولفه های تشکیل دهنده اثربخشی نتایج نشان داد که فراگیران در گروه آزمایش رضایت بیشتر، نگرش مثبت تر، و یادگیری بهتردر قیاس با دوره های آموزشی موجود داشتند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق می توان نتیجه گیری نمود به کارگیری مدل طراحی آموزشی دیک و کری در آموزش های ضمن خدمت دانشگاهی موجب افزایش اثربخشی دوره های آموزشی می شود.
هدف: مصرف مواد مخدر پدیده ای جهانی است که آسیب های فراوان جسمی، روانی، خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی به دنبال دارد به طوری که میتواند شخص درگیر را دچار افت جدی در کنش های فردی و اجتماعی نماید. فعالیت های پیشگیرانه میتواند نقش مهمی در مصونیت این قشر از آسیب های ذکر شده، داشته باشد. این فعالیتهای پیشگیرانه میتواند متمرکز بر آموزش و آگاه سازی باشد. روش: پژوهش حاضر در سال 1388و در بین جوانان 25-15 ساله محلات حاشیه شهر ایلام انجام گرفته است. نمونه انتخابی به صورت فراخوان برای شرکت در کلاس های آموزشی دعوت شدند و هر کلاس آموزشی شامل 60 الی 70 نفر بود که هر گروه در دو جلسه دو ساعته توسط مدرس مربوط در زمینه آشنایی با مواد مخدر و زیان های آن آموزش دیدند. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش بر افزایش آگاهی جوانان موثربود. نتیجه گیری: آموزش میتواند در بالا بردن آگاهی و تغییر نگرش جوانان نسبت به مضرات مصرف مواد مخدر و مقاوم سازی آن ها موثر باشد.