فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
تأثیر روش آموزشی نوروفیدبک بر تقویت توانایی حل مسئله و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه اول تا ششم دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر روش آموزشی نوروفیدبک بر تقویت توانایی حل مسئله و عملکرد تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی بود. بدین منظور از طرح آزمایشی پیش آزمون با گروه کنترل استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش آموزان ابتدایی شهر اصفهان بودند. به منظور انتخاب نمونه ابتدا دو دبستان (دخترانه و پسرانه) به روش تصادفی انتخاب و سپس از بین دانش آموزان این دو دبستان، تعداد 40 نفر از دانش آموزان پایه های اول تا ششم به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار این پژوهش عبارت از مقیاس عملکرد تحصیلی و آزمون حل مسئله برج لندن بود. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که در پایان آزمایش بین دو گروه از نظر نمرات حل مسئله تفاوت معناداری وجود ندارد اما گروه آزمایشی از نظر نمرات زمان طراحی و زمان اجرای حل مسئله عملکرد بهتری در مقایسه با گروه کنترل دارد.. همچنین نوروفیدبک بر ابعاد عملکرد تحصیلی مانند موفقیت تحصیلی، کنترل تکانه و تولید تحصیلی تاثیر معناداری دارد. این یافته ها نشان داد که آموزش نوروفیدبک یعنی خودتنظیمی تدریجی امواج بتا و سرکوب سایر امواج در نواحی تمپوراپاریتال چپ و راست (در نقاط C3 و C4) موجب تغییر مطلوب نمرات دانش آموزان در خرده مقیاس های عملکرد تحصیلی و کاهش زمان طراحی و زمان اجرای حل مسئله می شود اما در این پژوهش تأثیری بر مجموع نمرات پایانی حاصل از حل 12 مسئله برج لندن ایجاد نشد.
نهضت ترویج استراتژیک رهیافت معرفی شده توسط فائو برای ترویج کشاورزی
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم تربیتی برنامه ریزی آموزشی آموزش روستایی
- حوزههای تخصصی اقتصاد توسعه اقتصادی،تغییر تکنولوژیکی،رشد توسعه اقتصادی روزنه های بین المللی برای توسعه،نقش سازمان های بین المللی
- حوزههای تخصصی اقتصاد اقتصاد بخشی،اقتصاد صنعتی،کشاورزی،انرژی،منابع طبیعی،محیط زیست اقتصاد کشاورزی سیاست گذاری،سیاست های غذایی
ضرورت تربیت بدنی و پرورش توانمندی های ذهنی
حوزههای تخصصی:
نقش تفکر خلاق، تفکر تحلیلی و تفکر انتقادی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهشنامه تربیتی سال چهاردهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۵۸
140 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش تعیین سهم تفکر خلاق، تفکر تحلیلی و تفکر انتقادی در پیش بینی تغییرات پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره متوسطه بود. پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل 1681دانش آموز دوره متوسطه شاخه تحصیلی نظری در شهر سنقر در سال 1395بود. نمونه پژوهش 530 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و با استفاده از جدول تعیین حجم کرجسی و مورگان (1970) انتخاب شدند. ابزارهای بکار رفته شامل مقیاس سنجش تفکر انتقادی ریکتس (2003) و مقیاس سنجش تفکر خلاق و تفکر تحلیلی پیتر هانی ترجمه یوسفی و همکاران (1384) بودند. روایی محتوایی مقیاسها با نظر خبرگان و پایایی آنها با آلفای کرونباخ تأیید گردید. داده ها از طریق همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون t نمونه های مستقل تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها نشان داد: رابطه مثبت و معناداری بین تفکر انتقادی و تفکر خلاق با پیشرفت تحصیلی، و رابطه منفی و معناداری بین تفکر تحلیلی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد. تفکر انتقادی و تفکر خلاق به ترتیب با 531/0= و 272/0= پیش بینی کننده مثبت و معنادار پیشرفت تحصیلی بودند. بین تفکر انتقادی، تفکر خلاق و تفکر تحلیلی دانش آموزان دختر و پسر تفاوت معنادار آماری وجود داشت.
طراحی الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ششم زمستان ۱۳۹۷ شماره ۴
1 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی تربیت اخلاقی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران بود. روش: این پژوهش از نوع رویکرد پژوهش های کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد کلاسیک انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان و افراد متخصص و صاحب نظر در زمینه تربیت اخلاقی بودند که شیوه انتخاب آنها هدفمند از نوع گلوله برفی بود. در مجموع با 22 نفر که شامل 10 معلم و 12متخصص تربیت اخلاقی بودند مصاحبه شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. داده-های حاصل از مصاحبه در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و نظری تحلیل شد و الگو مفهومی بر اساس ترسیم نسبت بین مقولات اصلی شکل گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که الگوی مفهومی برنامه درسی تربیت اخلاقی در دو بعد چرایی و ضرورت تربیت اخلاقی و چگونگی برنامه درسی تربیت اخلاقی و مشتمل بر مقولاتی مانند ضرورت و نیاز، رویکرد، اهداف، محتوا، روش های یاددهی-یادگیری، نقش نیروی انسانی، ارزشیابی، مواد و منابع، مکان و زمان شکل می گیرد. مرکز ثقل یا مقوله محوری این الگو، رویکرد شایستگی محور فراگیر آن است که بر اساس دو ویژگی اصلی آن یعنی توجه سازوار به ابعاد دانشی، بینشی و مهارتی و شمولیت قلمرویی آن به تمام زیست مدرسه ای سایر عناصر برنامه درسی را تحت تاثیر قرار داده است.
کاربرد فناوری های کمکی رایانه ای برای دانش آموزان کم بینا در فرایند یاددهی - یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فن آوری اطلاعات و ارتباطات در حال ایجاد تغییرِ شکل و دگرگون سازی کل نظام آموزش و پرورش است. یکی از مظاهر قدرتمند فن آوری اطلاعات و ارتباطات، کاربرد رایانه در آموزش می باشد. این فن آوری، پتانسیل زیادی در تعلیم و تربیت دانش آموزان استثنایی به ویژه دانش آموزان کم بینا دارد. استفاده از فن آوری های رایانه و نیز فن آوری های کمکی برای این دانش آموزان، این امکان را به آنها می دهد تا مشکلاتی را که از بابت کم بینایی در یادگیری خود متحمل می شوند از میان بردارند. از جمله نرم افزارهای رایانه ای تولید شده برای افراد کم بینا، پویشگر و نرم افزار خواندن متون بر روی صفحه ی نمایش، نرم افزار بزرگ نمایی صفحه نمایش، نرم افزار خواندن متون روی صفحه نمایش، نرم افزار تشخیص نوری حروف نوشتاری و نرم افزار برنامه درسی چند رسانه ای است. همچنین از جمله فن آوری های سخت افزاری موجود برای این افراد می توان به اسکن دید، دوربین بزرگ نمایی، ذره بین های سی. سی. تی. وی ِقابل حمل، ذره بین های جیبی و ذره بین های دیجیتال اشاره کرد. در این مقاله قصد داریم به شرح ویژگی های هر یک از این نرم افزارها و سخت افزارها بپردازیم و بهره گیری از آنها را در کلاس های درس برای دانش آموزان کم بینا به منظور تسهیل آموزش به این دسته از دانش آموزان مورد بحث قرار دهیم.
بررسی رابطه بین سبکهای مدیریت با بهره وری نیروی انسانی در شرکت توزیع نیروی برق استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدفهمی های دانش آموزان در علوم تجربی دوره اول ابتدایی و نقش آموزگاران در شناسایی و اصلاح آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۴۱
125-152
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی بدفهمی های دانش آموزان در علوم تجربی دوره اول ابتدایی و نقش آموزگاران در شناسایی و اصلاح این بدفهمی ها بوده است که به روش تحقیق ترکیبی طرح اکتشافی انجام شده است. نمونه مورد مطالعه از میان مدارس ابتدایی استانهای آذربایجان شرقی، تهران، خراسان جنوبی و همدان انتخاب شده است. آموزگاران مدارس نمونه در یک دوره آموزش کوتاه مدت در مورد اصول بدفهمی شرکت کردند. اطلاعات پژوهش را آموزگاران در طول یک سال تحصیلی و با تکمیل کردن پرسشنامه مرتبط با بدفهمی در پایه های تحصیلی اول تا سوم به طور مجزا گردآوری کردند (336 گزارش). یافته های پژوهش نشان دادند که بدفهمی های واژگانی، مفهومی و پیش پنداشته شایع ترین بدفهمی های دانش آموزان دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی بوده اند و آموزگاران این بدفهمی ها را از طریق به کارگیری راهبردهای فعال یاددهی-یادگیری در کلاس علوم تجربی، همچون پرسش و پاسخ، مشاهده حین آزمایش، انجام دادن فعالیت عملی و شنیدن مکالمات درون-گروهی دانش آموزان شناسایی کردند. در حدود نیمی از راهبردهای به کارگرفته شده از سوی آموزگاران برای اصلاح بدفهمی ها راهبردهای معمولی تعاملی مانند انجام دادن فعالیتهای عملی، مقایسه و نتیجه گیری، مباحثه و نتیجه گیری و کاربرد چندرسانه ای ها بوده اند که دانش آموزان خود را به طور فعال درگیر اصلاح سازه های ناقص یا غلط ذهنی خود کرده اند. در مجموع نتایج پژوهش بیانگر توانایی قابل قبول آموزگاران مشارکت کننده در طرح برای شناسایی و اصلاح بدفهمی های دانش آموزانشان است.
نیازهای روانی
منبع:
تربیت ۱۳۶۴ شماره ۵