" یکی از دغدغه های مفهومی و ذهنی بین المللی جدید در عرصه آموزش و پرورش طی چند سال اخیر مسئله آموزش ارزش های شهروندی است. اساساً اشتیاق برای آموزش ارزش های شهروندی متناسب با فرهنگ و اعتقادات خاص هر جامعه، علاوه بر نیاز به تربیت افراد آگاه و مسئول، به دلیل ارتباط های روزافزون، گسترش فرهنگهای مختلف و ارائه الگوهای متعدد شهروندی به وجود آمده است آموزش ارزش های شهروندی در صورت عدم تناسب با فرهنگ خودی و ملی به مفهوم و عمل شهروندی صدمه زده و گاه هویت یابی و همزیستی جوانان را با مشکل مواجه می سازد. هدف این پژوهش شناخت نظام ارزش های شهروندی برای لحاظ کردن در برنامه های درسی با توجه به موازین دینی در ایران، متناسب با فرهنگ کشور و آموزش و تدریس در دوره دبستان است.
ماهیت پژوهش کاربردی و در بعد کمی و توصیفی از نوع پیمایشی است. به دلیل لزوم متخصص بودن پاسخگویان، جامعه آماری شامل متخصصان امر تعلیم و تربیت و برنامه ریزی -که احاطه کامل به موضوع داشتند- می باشد از بین پاسخگویان تعداد 31 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای سنجش به صورت پرسشنامه برای تدوین و سپس با نظرخواهی از متخصصین اعتباریابی شده است.
تجزیه و تحلیل نتایج بدست آمده حاکی از آن است که: ارزش های ارائه شده برای نظرخواهی -که در هفت مقوله یا متغیر اساسی مطرح شده بود -به صورت منسجم برای آموزش در دوره دبستان با توجه به سن و پایه تحصیلی توصیه و تایید می شود.
لحاظ کردن ارزش ها در پایه مختلف و روش های مناسب تدریس نیز متناسب با سن و ارزش مورد نظر مشخص شدند.
شهروندی- ارزشهای شهروندی- برنامه درسی و روش های تدریس
"
" تربیت شهروندی یکی از مهمترین و چالش زاترین وظایف نظام های آموزشی محسوب می شود، به نحوی که در بسیاری از کشورهای جهان، این فعالیت بخش عظیمی از دغدغه های مسئولان آموزشی را تشکیل می دهد، اما آن چه که در این زمینه در ایران شایان توجه است از یک سو توجه ناکافی به مسائل آموزش شهروندی و از سوی دیگر فقدان نگرش و رویکرد مسئله ـ محور برای تربیت شهروندی در شرایط بحران است.
مقاله حاضر با تمرکزی ویژه بر روی کودکان زلزله زده بم و مصائبی که بر آنان به واسطه فقدان مهارتهای ضروری برای مقابله با حوادث بحرانی رفته است تنظیم شده که خود برخاسته از پژوهشی ویژه برای شناسایی مهارتهای موردنیاز آنان پس از فاجعه زلزله بم است.
"
"
آیا در مدارس به تفاوت های جنسیتی دامن زده می شود؟ آیا کنش ورزی های کلاسی میان آموزگار و شاگردان، پدیدآورنده نابرابری های جنسیتی در کلاس درس و در پی آن در جامعه است؟ آموزگار به سان عضوی از جامعه، بی گمان متاثر از فرهنگ چیره جامعه ای است که در آن زندگی می کند. نگرش های موجود درباره توانایی دختران و پسران و میزان موفقیت آنها در رشته های گوناگون آموزشی و شغل های مختلف، پنداره های آموزگار را می سازد.
در این پژوهش، تاثیر جنسیت دانش آموزان بر روش کلاس داری آموزگار بررسی شده است. برای این کار، نمونه ای 88 نفری از آموزگاران زن همسردار که دست کم چهار سال پیشینه آموزش در پایه چهارم دبستان داشتند (44 نفر از مدرسه های دخترانه و 44 نفر از مدرسه های پسرانه) در شهر تهران گزیده شدند. داده های پژوهش با پرسش نامه ای پژوهش گر ساخته گردآوری شد.
یافته های پژوهش نشان داد که کنش ورزی های کلاسی میان دانش آموزان و آموزگاران، جدا از نگرش ها و انتظارهای آموزگاران نیست. 56.8 درصد از آموزگاران بازگو کردند که شیوه درس دادن خود را بر پایه جنسیت دانش آموزان تغییر می دهند و 87.5 درصد آنها بر این باور بودند که دختران و پسران باید شغلی در خور جنسیت خود برگزینند
"
"
هدف اساسی این پژوهش، مقایسه میزان بهره وری خدمات مدیران مراکز آموزشی وابسته به آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی است. جامعه آماری این پژوهش شامل همه مدیران دبیرستان های شهر تهران و مدیران اداری بخش های مختلف دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 8 است که از بین آنان، 245 نفر از مدیران دبیرستان ها و 200 نفر از مدیران دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شدند. ابزار سنجش...
"
"هدف: با توجه به اینکه دانش آموزان کم شنوا از کنش ها و توانش های کاربردی کمتری برخوردارند، لذا پژوهش حاضر به مقایسه این جنبه های کاربردشناسی زبان در دانش آموزان مدارس باغچه بان با دانش آموزان شنوای مدارس شهر تهران می پردازد.
روش بررسی: تعداد 70 دانش آموز کم شنوای دختر و پسر با افت شنوایی شدید (90-70 دسی بل) با میانگین معدل تحصیلی 18-15 در پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس این دانش آموزان، با 70 دانش آموز شنوای همگن از نظر جنس، پایه تحصیلی، نوع رشته تحصیلی و محله زندگی که براساس جور کردن انتخاب شده بودند مقایسه شدند. روش پژوهش مقایسه ای از نوع مقطعی بوده است. ابزار پژوهش عبارتند از: پرسشنامه و آزمون کنش ها و توانش های کاربردی (شامل: درک و بیان استعاره– درک و بیان ضرب المثل– درک کنش گفتارهای غیر مستقیم– درک استنباط معنی– انتخاب بهترین عنوان و درک جملات طنرآمیز). جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های کروسکال والیس، من ویتنی یو، آزمون تی و تی زوجی استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در دو گروه کم شنوا و شنوا تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0.05). همچنین بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در گروه کم شنوا بین پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی تفاوت معنی داری وجود دارد (P<0.05). در صورتی که بین میانگین نمره کل کنش ها و توانش های کاربردی زبان در گروه شنوا بین پایه های تحصیلی اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی تفاوت معنی دار نیست (P<0.05).
نتیجه گیری: دانش آموزان کم شنوا نسبت به دانش آموزان شنوا توانش های کاربردی زبان را کمتر درک می کنند. همچنین در بافت ها و موقعیت های مختلف قادر به استفاده مناسب از آن ها نیستند.
"
هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین ارزشیابی های کلاسی و جو یادگیری در کلاسهای درس دوره راهنمایی نواحی پنجگانه ی شهر اصفهان بوده است.
جامعهی آماری این پژوهش کلیه ی معلمان مدارس دوره ی راهنمایی شهر اصفهان بوده است. حجم نمونه 30 نفر بوده است که به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی متناسب با حجم و با توجه به متغیر جنسیت و ناحیه محل خدمت انتخاب گردیده اند. روش پژوهش همبستگی است و داده ها به وسیله دو چک لیست و با مشاهدهی رفتار معلمان در کلاس های درس در طول یکسال تحصیلی به دست آمده است.
نتایج این پژوهش نشان داد که معلمان دوره ی راهنمایی شهر اصفهان کارکرد ارزشیابی را پایین تر از حد متوسط (84/2= ) و فرآیند یاددهی- یادگیری را بیشتر از حد متوسط (33/3= ) ایجاد نموده اند. بین ارزشیابیهای مستمر کلاسی وجو یادگیری رابطه ی مثبت و معنی داری وجود داشته است. ضریب همبستگی 554/0 و ضریب تعیین 307/0 بوده است. به عبارت دیگر 30 درصد جو یادگیری کلاس درس را می توان بوسیله ارزشیابی تبیین نمود.
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین ابعاد ذهنیت فلسفی (جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری) و بهبود انجام وظایف مدیریتی (برنامه ریزی و ارزشیابی، سازماندهی، ارتباطات و روحیه) با توجه به ویژگی های جمعیت شناختی افراد (سن، جنس، سابقه خدمت و سطح تحصیلات) بوده است.
جامعه آماری تحقیق شامل کلیه مدیران و معاونین شاغل در 56 دبیرستان دخترانه و پسرانه شهرستان کاشان بوده است که از بین آنها، تعداد 30 مدیر و 30 معاون (60 نفر) به عنوان نمونه آماری پژوهش به روش تصادفی ساده انتخاب گردید.
روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. ابزار اندازه گیری شامل دو پرسشنامه پاسخ بسته مربوط به ابعاد ذهنیت فلسفی مدیران و نگرش معاونین نسبت به انجام وظایف مدیران بوده است. تجزیه و تحلیل آماری با روشهای همبستگی، آزمون t و تحلیل واریانس انجام گرفته است.
نتایج حاکی است که میزان ذهنیت فلسفی مدیران با هیچ یک از کارکردهای آنان رابطه ندارد. همچنین بین عملکرد مدیران و سطح ذهنیت فلسفی (پائین و بالا) تفاوت معناداری مشاهده نگردید.