ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۸۱ تا ۱۶٬۹۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
۱۶۸۸۱.

رابطه بین استراتژیهای مدیریت تعارض مدیران با میزان استرس شغلی دبیران مقطع متوسطه شهرستان قوچان در سال تحصیلی 85- 84(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۳۲۲
این پژوهش به منظور بررسی رابطه بین استراتژیهای مدیریت تعارض مدیران و میزان استرس شغلی دبیران صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مدارس متوسطه (شامل دبیرستان، هنرستان و مرکز پیش دانشگاهی) فعال در سال تحصیلی 58-1384 به تعداد 60 واحد آموزشی می باشد و چون اطلاعات لازم را باید از دبیران و مدیران این مدارس کسب نماییم، لذا جوامع آماری فرعی شامل دبیران شاغل در این مدارس و مدیران آنها می باشد که تعداد 33 مدرسه به روش نمونه گیری تصادفی بدون جایگذاری به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و مدیران آنها پرسشنامه استراتژیهای مدیریت تعارض را تکمیل کردند و 78 نفر دبیر به عنوان حجم نمونه جامعه فرعی دبیران انتخاب شدند و پرسشنامه استرس شغلی را تکمیل کردند. برای انجام این پژوهش از روش توصیفی همبستگی استفاده شده است و برای گردآوری اطلاعات از دو روش عمده یعنی کتابخانه ای، اسنادی و میدانی استفاده شده است و ابزار مورد استفاده برای روش میدانی پرسشنامه استراتژیهای مدیریت تعارض و استرس شغلی مورد استفاده قرار گرفت و به منظور تحلیل داده ها از دو روش آمار توصیفی شامل: فراوانی، میانگین، واریانس و انحراف معیار و از روش آمار استنباطی شامل آزمون T استودنت، آزمون آنالیز واریانس، آزمون خی دو (2X ) تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون مان وتینی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با روشهای آماری فوق نشان داد که بین استراتژیهای مدیریت تعارض مدیران و میزان استرس شغلی دبیران رابطه معنی داری وجود ندارد و بین استراتژیهای مدیریت تعارض مدیران زن و مرد رابطه معنی دار وجود دارد و همچنین بین عوامل استرس شغلی (شامل عوامل شغلی، مدیریتی، سازمانی) و میزان استرس شغلی دبیران زن و مرد تفاوتی مشاهده نشد و استراتژی رایج مدیران مقطع متوسطه شهرستان قوچان در مدیریت تعارض استراتژی اجتناب می باشد. به نظر م یرسد با بهره گیری مدیران از استراتژیهای مختلف با توجه به شرایط موقعیتهای گوناگون، به ویژه با بهره گیری از استراتژیهای همکاری و مصالحه در حل تعارضات ،عملکرد دبیران افزایش یابد.
۱۶۸۸۲.

بررسی رابطه بین خویشتن شناسی مدیران و سلامت سازمانی در دبیرستانهای شهر بجنورد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۵ تعداد دانلود : ۳۵۳
هدف این تحقیق بررسی رابطه بین خویشتن شناسی م دیران و س لامت س ازمانی در دبیرستانهای ش هر بجن ورد در س ال تح صیلی 68-85 م یباش د. ب ه هم ین منظ ورخویشتن شناسی مدیران بعنوان متغیر پیشبین و سلامت سازمانی بعن وان متغی ر م لاک مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری مشتمل بر 29 نفر از م دیران دبیرس تان های شهر بجنورد در سال تحصیلی 68-85 می باشد نمونه آماری از طریق روش نمونه گی ری ساده به تعداد 26 نفر از آنها انتخاب شدند و تعداد دبیران که 700 نفر بودند که از طری ق نمونه گیری س اده 285 نف ر انتخ اب ش دند روش تحقی ق توص یفی، اس تنباطی و از ن وع همبستگی میباشد. برای تعیین خویشتن شناسی مدیران از پرسشنامه دیوید. وتن و ک یم. کامرون4 از کتاب رویکردهای پژوهشی محمد مقیمی ک ه ش امل ی ازده گزین ه م یش د وبرای سلامت سازمانی از پرسشنامه استاندارد سلامت س ازمانی (OHI)5 ک ه ش امل44 سؤال بسته پاسخ بر اساس مقیاس 4 درج های لیکرت استفاده شده است. جه ت تجزی ه وتحلیل دادهها از آمار توصیفی شامل شاخصهای آماری (رس م ج دول، فراوان ی، درص دفراوانی، نموداره ا) و همچنین از آم ار اس تنباطی ش امل ج دول افق ی، آزم ون خ یدو و فرمول آلفای کرونباخ استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان می ده د ک ه ب ین خوی شتن شناسی مدیران و سلامت سازمانی رابط ه وج ود دارد. بن ابراین ب ا توج ه ب ه مطالع ات محقق و نتایج حاصل از پژوهش هر اندازه میزان آگاهی مدیر و ش ناخت آنه ا ن سبت ب ه خود افزایش یابد همین شناخت باعث افزایش تفکر منطقی و استفاده مناسب از استراتژیهای مدیریت می گردد. هر اندازه مدیر رفتار خود را متناسب وضعیت خاص و ب انیازهای زیردستانش انطباق پذیر سازد به همان اندازه در سلامت س ازمان م ؤثر خواه دبود.
۱۶۸۸۴.

ارتباط دست نویسی با حس حرکت در دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱۱
هدف: هدف از این پژوهش بررسی ارتباط دست نویسی با حس حرکت در دانش آموزان کم توان ذهنی است. روش: 126 کم توان ذهنی آموزش پذیر (53 دختر و 73 پسر) در دامنه سنی 9 تا 19 سال که در سال تحصیلی 85-1384 در پایه های اول تا پنجم در مدارس استثنایی شهرری مشغول به تحصیل بودند، دراین پژوهش شرکت کردند برای همه دانش آموزان چک لیست دست نویسی محقق ساخته و نیز آزمون حس حرکت اجرا شد. یافته ها: آزمون همبستگی اسپیرمن نشان داد بین دست نویسی با حس حرکت رابطه مثبت معنی دار وجود دارد (r=0.305 و p<0.001). همچنین حس حرکت با سرعت دست نویسی رابطه منفی معنی دار دارد (r=-0.202 و p<0.024). حس حرکت با نحوه به دست گرفتن قلم، فشار وارد بر قلم و فشار وارد بر کاغذ رابطه معنی دار ندارد. نتیجه گیری: وجود ارتباط بین حس حرکت با دست نویسی و سرعت دست نویسی و نیز بعضی مقوله های دست نویسی مانند اندازه کلی نوشته نشان می دهد که به منظور بهبود خوانایی و سرعت دست نویسی دانش آموزان کم توان ذهنی باید برنامه های درمانی در زمینه بهبود حس حرکت طراحی شود.
۱۶۸۸۵.

مقایسه برخی مولفه های حافظه دانش آموزان نابینا و بینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی کودکان نابینا و ناشنوا
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری شناخت
تعداد بازدید : ۲۲۱۵
هدف: تحقیق حاضر به منظور مقایسه برخی مولفه های حافظه دانش آموزان نابینا و بینا انجام شده است. روش: جامعه آماری این پژوهش همه دانش آموزان نابینا و همچنین دانش آموزان بینای 20-16 ساله مشغول به تحصیل در دبیرستان های استان اردبیل در سال تحصیلی 86-85 بوده است. 15 نفر از دانش آموزان نابینای پسر در گروه اصلی و 15 نفر از دانش آموزان بینا نیز در گروه مقایسه قرار گرفتند و با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و چهار خرده آزمون کنترل ذهنی، حافظه منطقی، تکرار و به جلو و معکوس و تداعی کلمات مقیاس حافظه و کسلر به صورت انفرادی و در محل آموزشگاه بر روی آنها اجرا شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) نشان داد که افراد نابینا در خرده آزمون های کنترل ذهنی، حافظه منطقی و تداعی کلمات، عملکرد بهتری نسبت به گروه بینا دارند. ولی در خرده آزمون تکرار رو به جلو و معکوس هیچ تفاوت معنی داری بین این دو گروه مشاهده نشد. نتیجه گیری: در مجموع یافته ها نشان دادند که افراد نابینا در مقایسه با افراد بینا، در تکالیفی که مستلزم مهارت های گوش دادن و تمرکز توجه است و به مقدار بیشتری به مهارت های اکتسابی نیاز دارد، توانایی زیادی نشان می دهند ولی توانایی های ذاتی مانند فراخنای حافظه کوتاه مدت این افراد، همانند افراد بیناست.
۱۶۸۹۰.

بررسی کاربردی بودن رشته تکنولوژی آموزشی از نظر دانشجویان و محتوای برنامه درسی مصوب

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی برنامه ریزی درسی اصول و روشها
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی تکنولوژی آموزشی
تعداد بازدید : ۱۴۰۶ تعداد دانلود : ۸۵۸
آموزش عالی، رسالت سنگینی در تأمین نیازهای مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه دارد. از رسالتهای مهم آن، ارتباط با جامعه و رفع نیازهای آنست. متأسفانه علیرغم اهمیَت تجربه و لزوم کاربردی کردن دروس، شاهد اجرای ضعیف واحدهای عملی در نظام دانشگاهی هستیم. نبود صلاحیت لازم در خروجیهای آموزش عالی برای رفع نیازهای جامعه و ناکارآمدی دانشگاهها از جمله عواملی هستند که باعث شده تا متولیان امر آموزش عالی در بسیاری از کشورها مانند ایران، بازنگری برنامه های درسی را آغاز نمایند و با سیاست تمرکززدائی، اختیارات لازم را برای اصلاح برنامه به دانشگاهها تفویض نمایند. یکی از رشته هائی که بازنگری آن در اولویت قراردارد، رشته تکنولوژی آموزشی است، زیرا این رشته سرویس دهنده بسیاری از رشته های دیگرست. تحقیق حاضر از نوع توصیفی کاربردی است و از دو بخش مکمَل یکدیگر تشکیل شده است. در بخش اول، سرفصل مصوب رشته تکنولوژی آموزشی با روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفته و در بخش دوم از دانشجویان سال آخر در خصوص تئوری، نظری و یا تلفیقی بودن مباحث دروس تخصصی در یک تحقیق پیمایشی نظرخواهی شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد در بسیاری از دروس تخصصی بین اهداف دروس، عناوین و زیرعنوانهای نوشته شده در سرفصل دروس با واحدهای عملی همخوانی لازم وجود ندارد. براساس نظر دانشجویان، کاربردی بودن دروس بین دو حد متوسط و خوب در مقیاس لیکرت است. این درحالی است که حدود یک سوم از ساعات دروس تخصصی باید به آموزش واحدهای عملی اختصاص یابد.
۱۶۸۹۱.

جایگاه الگوی سایبرنتیک در اداره دانشگاه ها (مورد: دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۷۱
این پژوهش با اتکا به این مفروضه اصلی، ضرورت ارتقا جایگاه الگوی سایبرنتیک در اداره دانشگاهها، و برای بررسی کارکرد سازمانی دانشگاه فردوسی مشهد صورت پذیرفته است برای این منظور دیدگاههای کلیه مدیران دانشگاه فردوسی مشهد (139=N)، با استفاده از پرسشنامه ای که بر اساس نظریه سایبرنتیک تدوین شده است، مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. مولفه های مورد بررسی در الگوی سایبرنتیک عبارتند ار: نظارت و کنترل، پیوندها، تعاملات، تصمیم گیری، سلسله مراتب و رهبری. نتایج حاکی از آن است که میانگین دیدگاههای مدیرا ن دانشگاه فردوسی درباره وضعیت الگوی سایبرنتیک بطور معنی داری از میانگین نظری درجه های مورد وصف در ابزار گردآوری داده ها بیشتر است و بین نمرات مربوط به این مولفه های اصلی این الگو نیز در این دانشگاه رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد. بعلاوه، نظر به اینکه بین دیدگاههای مدیران دانشگاه فردوسی درباره میزان استفاده از این الگو تفاوت معنی داری مشاهده نشده است، می توان نتیجه گرفت که بین این مدیران درباره وضعیت مورد وصف، اتفاق نظر وجود دارد. در مجموع نتایج نشان می دهند که جایگاه الگوی سایبرنتیک در مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد، در سه مولفه تصمیم گیری، نظارت و کنترل و رهبری، از وضعیت نسبتا مطلوبی برخوردار است. در مولفه نظارت و کنترل که شامل دو نوع ساختاری و اجتماعی می شود، نظارت و کنترل ساختاری دارای وضعیت نسبتا مطلوبی است ولی نظارت و کنترل اجتماعی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست. با این وصف و بطور خاص، سه مولفه پیوندها، سلسله مراتب و تعاملات در این دانشگاه، ضعیف بوده و دانشگاه بایستی برای تقویت و بهبود این مولفه ها، تدابیری اندیشیده و تلاش ویژه ای مبذول دارد.
۱۶۸۹۳.

مقایسه اثربخشی دو روش آموزش دو نیمکره مغز و آموزش موسیقی در بهبود عملکرد حساب نارسایی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲۴
هدف: پژوهش حاضر به مقایسه دو روش آموزش دو نیمکره مغز و آموزش موسیقی با توجه به سازماندهی مجدد مدارهای عصبی مغز در کاهش علایم حساب نارسایی دانش آموزان دختر پرداخته است. روش: با استفاده از روش آزمایشی پیش آزمون - پس آزمون سه گروهی، از میان دانش آموزان حساب نارسای پایه دوم و سوم دبستان (مناطق 6 و 7) و بهره گیری از روش غربالگری با چک لیست وارسی تشخیصی حساب نارسایی DSMVI کلیه دانش آموزان مشکوک به نارسایی شناسایی شدند، سپس آزمون هوشی و کسلر کودکان، نقشه برداری مغزی با دستگاه بایومد و آزمون پیشرفت ریاضی ایران کی - مت اجرا و از میان کسانی که حساب نارسا تشخیص داده شدند، به صورت تصادفی 20 دانش آموز انتخاب و در سه گروه (آموزش موسیقی، آموزش دو نیمکره مغز و کنترل) جایگزین شدند. گروه های آزمایشی به مدت 16 جلسه آموزشی (هر جلسه 1.5 ساعت) تحت آموزش قرار گرفتند. پس از اجرای آموزش ها مجددا همه آزمون ها در سه گروه اجرا شد. نتایج با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی (مانوا، T و کروسکال والیس) تحلیل شد. یافته ها: تحلیل نتایج نشان داد که بین کاهش علایم حساب نارسایی گروه های آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین آموزش موسیقی و آموزش دو نیمکره سبب تغییرات فعالیت های بیوالکتریک و فعال شدن مناطق پیشانی، آهیانه و برخی دیگر مراکز مغزی درگیر با ریاضیات شد و آموزش دو نیمکره مغز سبب کاهش علایم حساب نارسایی دانش آموزان شد و در همه حیطه های مربوط به حساب نارسایی (مفاهیم، کاربرد و عملیات) تاثیر داشت. نتیجه گیری: گروه های آزمایشی عملکرد بالاتری نسبت به گروه کنترل در ریاضی نشان دادند و با استفاده از روش های یادشده می توان سازمان دهی مجدد مدارهای نورونی در مغز به وجود آورد و علایم مربوط به حساب نارسایی را کاهش داد.
۱۶۸۹۴.

رابطه بین شیوه های فرزندپروری مادران و عزت نفس دانش آموزان دختر ناشنوا و شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی انگیزش خود و تلاشهای آن
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی آموزش کودکان استثنایی کودکان نابینا و ناشنوا
  3. حوزه‌های تخصصی روانشناسی مناسبات انسانی در محیط خانواده
تعداد بازدید : ۴۹۱۴
هدف: این تحقیق با هدف بررسی و مقایسه رابطه بین شیوه های فرزندپروری مادران و عزت نفس دانش آموزان دختر ناشنوا و شنوا در مقطع متوسطه شهر تهران، انجام پذیرفته است. روش: روش تحقیق توصیفی با تاکید بر همبستگی است و نمونه آماری شامل 69 دانش آموز دختر ناشنوا و 82 دانش آموز دختر شنوای مقطع متوسطه و مادران هر دو گروه بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمع‌‌ آوری اطلاعات از پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت و پرسشنامه شیوه های فرزندپروری بامریند استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری t استودنت برای گروه های مستقل و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین شیوه های فرزندپروری مادران دانش آموزان ناشنوا و شنوا تفاوت معناداری وجود ندارند (P<0.01) بیشتر مادران هر دو گروه نمونه از شیوه فرزندپروری مقتدرانه بهره می گیرند. بین عزت نفس دانش آموزان ناشنوا و شنوا تفاوت معنادار وجود دارد (P<0.01)، بین شیوه فرزندپروری مقتدرانه مادران با عزت نفس فرزندان در هر دو گروه ناشنوا و شنوا رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (P<0.05). نتیجه گیری: از آنجا که یافته های پژوهش حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین شیوه های فرزندپروری و عزت نفس دانش آموزان ناشنواست، ارایه آموزش های لازم به والدین این دانش آموزان برای رابطه بهتر و موثرتر با آنها، ضرورتی موکد است.
۱۶۸۹۵.

سنجش میزان اثر بخشی توانبخشی روانی بر کودکان دارای معلولیت جسمی و ذهنی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳۴
"هدف: با توجه به اینکه بومی کردن مدل های توانبخشی از اهمیت خاصی برخوردار است؛ در این مطالعه ضمن معرفی توانبخشی روانی ژاپنی، میزان اثر بخشی آن بر کودکان دارای معلولیت جسمی و ذهنی سنجیده می شود. روش بررسی: در این پژوهش شبه تجربی از نوع قبل و بعد، با انتخاب 120 نفر کودک 5 تا 10 ساله دارای معلولیت های فلج مغزی (CP) و کم توان ذهنی (MR) بصورت نمونه های در دسترس از کلینیکهای توانبخشی تهران، با انجام تکنیک های توانبخشی روانی به روش ژاپنی (دوسا) به مدت سه ماه شامل 24 جلسه یکساعته درمانی برای هر کودک و جمعاً 2880 جلسه درمانی، وضعیت قبل و بعد از مداخله کودکان مورد مقایسه قرار گرفت. کودکان مبتلا به فلج مغزی جهت بررسی تأثیر انجام تکنیکهای دوسا بر وضعیت ستون فقرات و متغیرهای قابل سنجش قوس گردن، پشت، کمر و وضعیت لگن و کودکان کم توان ذهنی جهت بررسی تأثیر انجام تکنیکهای دوسا بر وضعیت بدن و حرکت و چکونگی تعامل اجتماعی آنها، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل کیت سنجش، پرسشنامه تعامل اجتماعی و ابزارتصویری ترسیمی بود. داده های حاصل با انجام آزمونهای آماری ویلکاکسون و آنووا مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تکنیکهای درمانی دوسا بطور معناداری بر بهبود وضعیت ستون فقرات و قوسهای گردن، پشت و کمر کود کان مبتلا به فلج مغزی مؤثر بوده است. همچنین در مورد کودکان کم توان ذهنی، وضعیت بدن و حرکت آنان بعد از مداخله با توجه به نتیجه آزمون آنووا نسبت به قبل از مداخله اختلاف معناداری نشان نداد (237/0 = P). تعامل اجتماعی آنان بخصوص تعامل با خانواده بعد از تمرینات پیشرفت چشمگیری داشت . نتیجه گیری: بطور کلی با توجه به شواهد آماری، تصویری و بالینی این تحقیق می توان نتیجه گرفت که تمرینات برنامه توانبخشی روانی دوسا بر بهبود وضعیت بدنی و روانی کودکان مبتلا به فلج مغزی و کم توان ذهنی مؤثربوده است و می توان از آن بعنوان یک روش تکمیلی در درمان استفاده کرد. "
۱۶۸۹۶.

تأثیر روش های تربیتی و خودتنظیمی تحصیلی بر پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری نظریه های یادگیری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم تربیتی روشها و فنون تدریس پیشرفته
تعداد بازدید : ۵۹۳۷ تعداد دانلود : ۳۱۲۸
هدف: پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر شیوه تربیتی والدین و راهبردهای خودتنظیمی در یادگیری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره راهنمایی انجام شد. روش: 261 دانش آموز دختر کلاس سوم راهنمایی مدارس دولتی به روش خوشه ای چند مرحله ای از نواحی 3، 7 و 19 آموزش و پرورش شهر تهران انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه های شیوه تربیتی و راهبردهای خودتنظیمی و همچنین کارنامه تحصیلی جمع آوری شد. معدل پایانی دانش آموزان در کلاس سوم راهنمایی به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی، در نظر گرفته شد. داده های پژوهش با استفاده از فراوانی، درصد، مجذور خی، تحلیل واریانس یک راهه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. یافته ها: بین روش های تربیتی والدین و راهبردهای خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه معنی داری وجود داشت. قوی ترین عامل پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، شیوه تربیتی قاطعانه بود و راهبردهای خودتنظیمی از این نظر در مرحله بعد از شیوه تربیتی قاطعانه قرار داشت. نتیجه گیری: شیوه تربیتی والدین و راهبردهای خودتنظیمی دانش آموزان در پیشرفت تحصیلی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
۱۶۸۹۷.

تحلیل محتوای کتابهای فارسی سال اول دبستان در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷۰۱
" کتاب درسی مهمترین و پر کاربردترین رسانه آموزشی در کشور ایران است. این رسانه با اهمیت در بردارنده بخشهای نوشتاری، تصویرها و تمرینهایی است که در راستای تحقق هدفهای کتاب انتخاب و سازماندهی می‌شوند. از سوی دیگر آموزش خواندن و نوشتن به عنوان کلید ورود به نظام آموزش رسمی کشور، اهمیت کتابهای درسی «بخوانیم و بنویسیم» را برای پایه اول ابتدایی دو چندان کرده است. پژوهش توصیفی حاضر درصدد بررسی چگونگی ارتباط متون نوشتاری، تصویرها و تمرینها با هدفهای کتابهای درسی «بخوانیم و بنویسیم» پایه اول بود و با روشهای متداول در آمار توصیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا، متون نوشتاری درسها، تصویرها و تمرینهای کتابهای مذکور براساس هدفهای جزیی، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده مبین آن بودند که 7/25% از هدفهای جزیی بدون متن نوشتاری و 1/43% از هدفهای جزیی بدون تصویر، 7/14% از هدفهای جزیی بدون تمرین‌اند. بنابراین نیمی از هدفهای جزیی برنامه با الگوی نظری تحقق هدفهای یادگیری خواندن و نوشتن مطابقت ندارد که می‌تواند امر آموزش را با مشکل مواجه سازد. "

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان