فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۷۸۱ تا ۱۶٬۸۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
بررسی ارتباط بین سبکهای مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس راهنمایی دخترانه ناحیه 4 مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بیشک مدیران نقش تعیین کننده ای را در افزایش اثربخشی سازمان های آموزشی بر عهده دارند و در این میان مدیریت تعارض در مدارس از اهمیت بسزایی برخوردار است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس راهنمایی دخترانه ناحیه 4 مشهد در سال تحصیلی 85-84 بوده است. این پژوهش از نوع تحقیقات زمینهیابی – همبستگی میباشد. جامعه مورد مطالعه کلیه مدیران مدارس که از دیدگاه دبیران شان مورد پژوهش قرار گرفته اند. بنابراین جهت سنجش سبک های مدیریت تعارض و سنجش اثربخشی مدارس، دیدگاه دبیران مدارس راهنمایی دخترانه ناحیه 4 مشهد مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. ابزار گردآوری داده ها شامل دو پرسشنامه است که پرسشنامه اول برای سنجش سبک های مدیریت تعارض دارای سی سؤال و هفت گزینه که توسط استیفن رابینز طراحی گردیده است و پرسشنامه دوم برای سنجش اثربخشی مدارس دارای سی و دو سؤال چهار گزینه ای که توسط آقای علی قلی جمشیدی طراحی گردیده و در پایان نامه کارشناسی ارشد خود استفاده نموده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است و روش های آمای جهت تحلیل داده ها و آزمون فرضیات عبارتند از آزمون اسپیرمن و کت مود (فرضیه اصلی) آزمون کت مود و کیدو (X2) (فرضیه های فرعی) و تحلیل واریانس و آزمون t (یافته های جانبی) که نتایج زیر از این پژوهش به دست آمده است: 1. بین سبک های مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس رابطه وجود دارد. 2. بین سبک همکاری در مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس رابطه وجود دارد. 3. بین سبک سازش در مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس رابطه وجود ندارد. 4. بین سبک رقابت در مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس رابطه وجود دارد. 5. بین سبک مصالحه در مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس رابطه وجود دارد. 6. بین سبک اجتناب در مدیریت تعارض و اثربخشی مدارس رابطه وجود ندارد. بنابراین به طور کلی نتایج حاصل از این تحقیق و تحقیقات انجام شده در گذشته مؤید این مطلب میباشد که استفاده از سبک های مدیریت تعارض امری است وابسته به موقعیت ها و در موقعیت های مختلف افراد میبایست از سبک های گوناگون مدیریت تعارض استفاده نمایند. چرا که هر سبک در شرایط خاص خود دارای اثربخشی بالایی است و نمیتوان سبکی را به عنوان بهترین سبک معرفی نمود.
الگوی برنامه ی درسی مذاکره ای - ره یافتی نو برای تمرکز زدایی از آموزش متوسطه
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از نگارش این مقاله، معرفی برنامه درسی مذاکره ای و تصریح نقش آن در تمرکززدایی از آموزش متوسطه می باشد. براساس الگوی برنامه درسی مذاکره ای، مشارکت دانش آموزان در فعالیتهای مدرسه، محدود به امور اجرایی نمی شود؛ بلکه به دانش آموزان اجازه داده می شود تا در حوزه های سیاست گذاری، تصمیم گیری و قانونگذاری نیز شرکت کنند. از این رو در این الگو امکان بیشتری برای تمرکز زدایی از نظام آموزش متوسطه فراهم می آید.
سوالات اصلی این مقاله عبارتند از: چگونه می توان برنامه درسی متوسطه را به گونه ای طراحی نمود که امکان مذاکره و چالش های فکری بین دانش آموزان در خصوص عناصر برنامه درسی فراهم آید و چگونه از این طریق می توان زمینه تمرکززدایی از آموزش متوسطه را فراهم آورد؟
به منظور پاسخگویی به این سوالات، ابتدا ملاکهای مورد نیاز در طراحی عناصر برنامه درسی مذاکره ای، به منظور فراهم کردن امکان تعامل و رایزنی میان دانش آموزان و سایر عناصر ذیربط نظیر مدیران، برنامه ریزان و ... تصریح می شود، آنگاه نقش برنامه درسی مذاکره ای درتمرکززدایی از نظام آموزش و پرورش متوسطه مورد بررسی قرار می گیرد.
بررسی نگرش و تمایلات رفتاری معلمان در مورد پیشبرد برنامه های جدید درسی
حوزههای تخصصی:
مهم ترین ویژگی عدم تمرکز، مشارکت افراد و گروههای ذی نفع در سطوح و مراحل گوناگون است. مشارکت گسترده تر و سنجیده تر، حس تعلق به برنامه جدید را افزایش داده، مشروعیت و قابلیت اجرای برنامه درسی جدید را تضمین می کند. تشویق به عدم تلاش برای جلب حمایت و مشارکت گسترده تر مجریان برنامه های درسی با اندیشه اجرای سازگارانه و نیمه سازگارانه برنامه درسی، مستلزم وجود نگرشهای مثبت مجریان برنامه به خصوص معلمان است. معلمان مسوول مرحله اجرایی اصلاحات برنامه درسی هستند و آثار نهایی اصلاحات تا حد زیادی وابسته به مشارکت، فهم و دانش معلمان از تغییر بستگی دارد. با هدف فهم بیشتر این مفاهیم و رابطه آنها، دو تحقیق جداگانه انجام شد. در تحقیق نخست، 200 نفر از دبیران فیزیک دوره متوسطه استان فارس و در تحقیق دوم 540 نفر از دبیران ریاضی دوره راهنمایی استان خوزستان شرکت داشتند. در هر دو تحقیق، بین نگرش دبیران به تغییر و نگرش و تمایلات رفتاری آنان نسبت به پیشبرد برنامه درسی جدید رابطه مثبت و معناداری یافت شد. ادراک مثبت معلمان از نسبت سود – هزینه (کارآیی برنامه درسی جدید) و قابلیت اجرای برنامه درسی جدید با تمایلات رفتاری آنها در پیشبرد برنامه جدید درسی با تمایلات رفتاری آنها در پیشبرد برنامه جدید درسی رابطه مثبت و معناداری دارد. هرچه ادراک معلمان نسبت به حمایتهای مدرسه، حمایتهای اداراه های آموزش و پرورش و سایر حمایتهای اجتماعی از برنامه جدید درسی مثبت تر باشد، نگرانی آنها از اجرای برنامه درسی جدید کمتر است و تمایلات رفتاری مثبت تری نسبت به پیشبرد برنامه جدید درسی از خود نشان خواهند داد.
کودکان و انواع بازی ها
بررسی وضعیت مدارس شهر شیروان بر اساس شاخصهای رفتاری سازمان یادگیرنده (دیدگاه پیتر سنگه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زیربنای هر گونه حرکت به سوی رشد و توسعه سازمانی و بهبود فرآیند ک ار درسازمانها، شناخت دقیق وضعیت موجود، تشخیص صحیح نقاط قوت و ض عف و س پس طرح برنامه هایی سنجیده برای اصلاح جریان خواه د ب ود. ه دف ای ن پ ژوهش بررس ی میزان ی ادگیر ب ودن م دارس ش هر ش یروان ب ر اس اس شاخ صهای رفت اری س ازمان یادگیرن ده (دی دگاه پیت ر س نگه) اس ت. روش انج ام تحقی ق، توص یفی از ن وع پیمای شی میباشد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدارس ابتدائی، راهنمایی و متوس طه نظ ری دولتی شهر شیروان تشکیل میدهند و نمونه گیری ب ه روش طبق ه های متناس ب ب ا حج م انجام شده است. برای جم ع آوری داده ه ا از ی ک پرس شنام ه ب سته - پاس خ ب رای معلم ان، ی ک پرسشنامه باز – پاسخ برای مدی ران و بررس ی وضعیت و امکان ات موج ود در مدرس ه استفاده شده، روایی و پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آزم ون- آزم ون مج دد، آلف ایکرانباخ و نظر اساتید و متخصصان رشته مدیریت حاصل شده اس ت و نت ایج ب ه دس ت آمده نشان میدهد که بین وضعیت کنونی مدارس و ویژگی های سازمان یادگیرنده فاص له وجود دارد سنجش هر یک از مؤلفه های این سازمانها منجر به تأیید این اختلاف شد. مقایسه مقاطع مختلف تحصیلی نیز بیانگر آن است که بین مقاطع مختلف تحصیلی از نظر ویژگی های سازمان یادگیرنده اختلاف معناداری وجود دارد و مقطع ابتدائی ن سبت به دو مقطع دیگر به ویژگیهای رفتاری سازمان یادگیرنده نزدیکت ر اس ت.همچن ین س ایریافت ه ها نشان میده د ک ه م درک تح صیلی، ن وع مدرس ه و س ابقه ت دریس ب ر می زان یادگیرنده بودن مدارس تأثیری ندارد. لازم به ذکر است در ای ن پ ژوهش از شاخ صهای آم ار توصیفی نظیر، توزیع فراوانی، میانه درصد فراوانی نسبی و ... و همچنین شاخصه ای آم ار استنب اطی نظی ر تجزی ه و تحلی ل واری انس و آزم ون دوجمل های استفاده شده است.
بررسی رابطه سبک های اسنادی و سلامت روان در دانش آموزان تیزهوش و عادی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
" تاثیر درمان عقلانی - هیجانی رفتاری بر عزت نفس دانش آموزان دختر نابینا "(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر درمان عقلانی- هیجانی رفتاری، بر عزت نفس دانش آموزان دختر نابینا است. بدین منظور نمونه ای به حجم 12 نفر انتخاب و به دو گروه 6 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. نتایج حاکی از آن است که آموزش درمانی عقلانی- هیجانی رفتاری موجب افزایش عزت نفس کلی، خانوادگی و اجتماعی آزمودنی ها می شود، ولی بر عزت نفس جسمانی و تحصیلی آنها تاثیر ندارد.
تاملی بر هم نشینی ادبیات کودک و فلسفه در برنامه فلسفه برای کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" هر چند نهضت فلسفه برای کودکان در پیشبرد برنامه های خویش، همواره از ادبیات کودک سود برده، اما هیچ گاه تأملی نظری بر این مفهوم نداشته است. عمده بحث های صاحب نظران این نهضت، درباره مفاهیم کودک، فلسفه و نظریه تربیتی بوده است و ادبیات صرفاً ابزاری در نظرگرفته شده که مقصدی جز خودش -در این جا تربیت تفکر فلسفی- دارد. مقاله حاضر در پی آن است که در تعامل مفاهیم کودکی و فلسفه، جایی را نیز به ادبیات کودک اختصاص دهد و رابطه سه مفهوم را - به جای دو مفهوم- تحلیل کند و در نهایت در جست وجوی رویکرد باشد که هم زمان با پرورش تفکر فلسفی کودکان، بر ماهیت و هویت مستقل ادبیات نیز ارج گذارد.
"
پژوهش تربیتی : چیستی و روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"سخن گفتن از ویژگی های روش شناختی پژوهش تربیتی، به میزان قابل ملاحظه ای، در گرو تبیین چیستی این نوع پژوهش است. دو رویکرد رقیب در این زمینه مطرح شده اند، رویکرد علت جو و فناورانه و رویکرد حکمت عملی (فرونسیس). بر اساس رویکرد نخست که نمونه برجسته آن اثبات گرایی است، چیستی پژوهش تربیتی را باید در ویژگی کاربردی آن جستجو کرد. به عبارت دیگر، این نوع پژوهش، حاصل به کار بستن یافته های علوم انسانی و اجتماعی در جهت نیل به اهداف تربیتی است. ابزارانگاری در قالب رابطه وسیله–هدف در این رویکرد، جایگاه اساسی دارد. در مقابل، رویکرد دوم، به تبع دیدگاه ارسطو، ویژگی ابزارانگارانه پژوهش تربیتی را انکار می کند و با تفکیک دو قلمرو ""صناعت"" (تخنه) و ""حکمت عملی"" (فرونسیس)، ابزارانگاری را مناسب با قلمرو نخست و پژوهش تربیتی را مناسب با قلمرو دوم و از نوع حکمت عملی می داند. در حکمت عملی، ساختن مطرح نیست بلکه عمل کردن مورد نظر است و عمل کردن یا چگونه زیستن، جنبه اساساً اخلاقی دارد. طبق این دیدگاه، پژوهش تربیتی، نمی تواند با روش هایی در قالب وسیله – هدف انجام پذیرد بلکه باید معطوف به بررسی عمل آدمی از حیث خصایص اخلاقی آن و ذات گرایانه بودن این خصایص انجام شود. تدریس خود، نمونه ای محوری از این نوع عمل است و بر همین اساس قابل مطالعه و بررسی خواهد بود. با این که دیدگاه دوم، قوت هایی دارد که ناشی از توجه اساسی به جنبه عملی پژوهش تربیتی است، از جهاتی قابل نقد است زیرا به وجود جنبه های اجتناب ناپذیر ابزاری یا وسیله – هدفی در پدیده های تربیتی توجهی مبذول نمی کند. پیشنهاد مقاله حاضر که به نحوی از دو رویکرد مذکور فراتر می رود، چیستی پژوهش تربیتی را در عمل پژوهی ارزشی مضاعف جستجو می کند. پدیده های مورد مطالعه در تربیت، اعمال ارزشی مضاعف اند. مضاعف بودن با توجه به سایر قلمروهای مطالعات اجتماعی است. در حالی که پدیده های مورد مطالعه در روان شناسی و جامعه شناسی نیز آمیخته با ارزش اند، پدیده های تربیتی، علاوه بر آن، معطوف به لایه ارزشی دومی نیز هستند که در قالب اهداف تربیتی جلوه گر می شود. براین اساس، روش شناسی پژوهش تربیتی، در دو نوع فلسفی و علمی صورت بندی خواهد شد. پژوهش های فلسفی در تربیت، ناظر به بررسی عقلانی و منطقی نسبت به ارزش ها و اهداف و استلزام های آنها در روش های عملی است. پژوهش های علمی در تربیت، با توجه به این که نوعی عمل پژوهی و معطوف به بررسی اعمال ارزشی است، با روش های علّی به منزله منبع و مولد اعمال سروکار نخواهد داشت، بلکه روش های معطوف به دلایل اعمال را مورد استفاده قرار خواهد داد. البته، یافته های به دست آمده از طریق به کارگیری روش های علّی، نه به منزله منبع، بلکه به منزله مشخص کننده حدود عمل عاملان می تواند در تربیت مورد استفاده قرار گیرد.
"
تحلیل الگوی توسعه ی دانش و شیوه ی به کارگیری آن در آموزش عالی و دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی تراز تواناییهای شناختی ریاضی (فضا و عدد) و همبستگی آن با پیشرفت تحصیلی و سن عقلی و جنسیت
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف ارزیابی درک مفاهیم بنیادی ریاضی و بررسی رابطه بین تواناییهای شناختی ریاضی و عملکرد دانشآموزان دختر و پسر مقطع ابتدایی استان مازندران براساس نظریه پیاژه انجام شده است. برای پوشش دادن کامل اهداف تحقیق 16 فرضیه فرعی بررسی شد. جامعه آماری این مطالعه را کلیه دانشآموزان پسر و دختر پایههای اول تا پنجم مشغول به تحصیل در استان مازندران در سال تحصیلی 86 ـ 1385 تشکیل دادند. بهطور کلی تعداد 200 آزمودنی (100 پسر و 100 دختر) در پنج پایه تحصیلی ابتدایی مورد آزمون تشخیص تواناییهای شناختی ریاضی پیاژه قرار گرفتند. از این تعداد از هر پایه تحصیلی 20 دانشآموز انتخاب شدند. در مجموع از هر پایه تحصیلی 40 دختر و پسر آزمودنیهای این مطالعه را تشکیل دادند. ابزارهای این مطالعه را آزمون تواناییهای شناختی ریاضی پیاژه، آزمون هوشآزمای گودیناف و محاسبه میانگین نیمسال قبل تمامی دروس تشکیل دادند. یافتهها نشان داد که سطح عملکرد پایههای اول تا پنجم ابتدایی در مفاهیم دوازدهگانه ریاضی متفاوت است. بین پایههای تحصیلی در ادراک فضایی نقطه، مفهوم ضرب و مفهوم کسر تفاوت معنادار وجود دارد، ولی در مورد سایر تواناییها تفاوت معنادار نیست. بین تواناییهای شناختی ریاضی و پیشرفت تحصیلی در درس ریاضی دانشآموزان پایههای تحصیلی مختلف دوره ابتدایی همبستگی وجود دارد. بین تواناییهای شناختی ریاضی و سن عقلی دانشآموزان پایههای مختلف مقطع ابتدایی همبستگی معنادار وجود ندارد. بین میزان توانایی شناختی ریاضی پسران و دختران تفاوت معنادار وجود ندارد سطح خطاپذیری در تمامی موارد تعیین شده است (P< 0/5).