با توجه به سرعت فزاینده تولید دانش جدید و توسعه فن آوری های ارتباطی نظیر تلفن همراه که منابع و داده های مرتبط با هر موضوع را بدون محدودیت زمانی و مکانی در اختیار فراگیران قرار می دهد و با عنایت به جنبه های مثبت فراوان کاربرد آن در مدارس و ضرورت سازگاری با تغییرات و بهره گیری صحیح از این فن آوری جدید، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیرآموزش از طریق تلفن همراه بر میزان یادگیری هنرجویان و مقایسه آن با روش آموزش سخنرانی، در هنرستان کشاورزی خوشه های زرین شهرستان روانسر در استان کرمانشاه طراحی و در سال 1388 اجرا گردید. طی یک مطالعه نیمه تجربی،30 هنرجوی پسر به عنوان نمونه به طور تصادفی انتخاب، و با توجه به سن، وضعیت تحصیلی، معدل و وضعیت اقتصادی خانواده به دو گروه همتا (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) تقسیم شدند. ابتدا با استفاده از آزمون 10 سؤالی بر اساس اهداف رفتاری درس، پیش آزمون انجام شد و سپس به گروه آزمایش از طریق تلفن همراه و به گروه کنترل از طریق سخنرانی، طی دو جلسه ی دو ساعته، آموزش داده شد و با همان سؤالات، پس آزمون انجام شد و با آزمون t مورد قضاوت آماری قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد با وجود اینکه هر دو روش آموزش سخنرانی و آموزش از طریق تلفن همراه بر یادگیری هنرجویان تاثیر مثبت دارد، ولی آموزش از طریق تلفن همراه نسبت به آموزش از طریق سخنرانی تاثیر بیشتری بر میزان یادگیری هنرجویان داشت.
در این مقاله، همزیستی مسالمت آمیز به عنوان هدفی تربیتی معرفی شده که از حمایت سه مبنای علمی و یافته های پژوهشی، مبنای فلسفی-تربیتی عملگرایی، و مبنای اسلامی برخوردار است. در مقاله ی حاضر، الگویی کامل تر از همزیستی، یعنی همزیستی مسالمت آمیز عادلانه به مثابه هدفی تربیتی ارایه شده که متناسب با نظام آموزشی و فرهنگ کشورمان است. اجزاء یا چارچوب این هدف را به لحاظ مفهومی، تعلیم و تربیت در راستای همزیستی حداقلی عادلانه، سازش عادلانه میان گروه ها، همزیستی حداکثری عادلانه و تعلیم و تربیت در راستای ایجاد جامعه متعادل تشکیل می دهد که در هر چهار مرحله، بر تغییر، اصلاح، یا شکل دادن ذهنیت روانی-اجتماعی افراد و گروه ها در جهت همزیستی، و آموزش در راستای پذیرش وجود و حقوق دیگران، و نهایتاً آموزش و جلب توجه برای تلاش در جهت تحقق زیست مسالمت آمیز عادلانه تأکید شده است. در مرحله آموزش همزیستی، درونی سازی ارزش ها، مهارت ها و رفتارهای همزیستی مسالمت آمیز عادلانه فرایندی است که طراحان و مجریان برنامه ها باید در آن مسیر بکوشند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه ی جوّ مدرسه ها با گرایش به کارآفرینی در دانش آموزان پسر پایه های سوم متوسطه و پیش دانشگاهی شهر اهواز است. با توجه به ماهیت تحقیق، روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه های آماری مشتمل بر 162 کارمند مدرسه و 181 دانش آموز است که از طریق نمونه گیری طبقه بندی و خوشه یی چند مرحله یی انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ی جوّ سازمانی ( [1] OCDQ) و پرسشنامه ی محقق ساخته ی روحیه ی کارآفرینی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، و از طریق نرم افزار SPSS انجام شد. نتیجه ها نشان داد که شاخص های روحیه ی کارآفرینی (خلاقیت، عزت نفس، انگیزه ی پیشرفت، منبع کنترل درونی، آینده نگری و ریسک پذیری) در دانش آموزان از حد میانگین بالاتر است. همچنین بین برخی شاخص های جوّ سازمانی (یعنی صمیمیت، عدم جوشش، بازدارندگی) با روحیه ی کارآفرینی در سطح 05/0p< رابطه ی معناداری وجود دارد. اما بین سایر شاخص های جوّ سازمانی (یعنی روحیه ی کناره گیری، نفوذ، تأکید بر تولید، مراعات) با روحیه ی کارآفرینی رابطه ی معناداری وجود ندارد.
این پژوهش با هدف نقد و بررسی رویکرد پیشرفتگرای تربیت شهروندی[1] و مشخص کردن دلالت های مهم آن برای برنامه ی درسی انجام شد. علاوه بر این تحلیل جایگاه رویکرد پیشرفتگرای تربیت شهروندی در برنامه ی درسی دوره ی ابتدایی کشور نیز هدف این پژوهش بوده است .در این پژوهش از روش توصیفی و نیز روش تحلیل محتوا، به منظور تحلیل برنامه ی درسی علوم انسانی دوره ی ابتدایی استفاده شده است.جامعه ی آماری پژوهش در بخش تحلیل محتوا، شامل برنامه ی درسی مورد نظر در دوره ی ابتدایی کشور بوده است؛ که به روش نمونه گیری هدفمند، برنامه ی درسی علوم انسانی پایه های چهارم و پنجم ابتدایی به منظور جمع آوری و تحلیل یافته ها انتخاب و بررسی شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات ، سیاهه های تحلیل هدف ها، سیاهه ی تحلیل محتوای کتاب ها و سیاهه ی تحلیل محتوای کتاب های راهنمای معلم بود. که پس از مطالعه ی مبانی نظری و پیشینه، و نیز بر اساس طرح پیشنهادی ، تهیه و تدوین شد. روایی آن توسط استادان دانشگاه (که در حوزه ی تربیت شهروندی مطالعه داشته اند) تعیین شد. واحد تحلیل ، جمله های مندرج در متن کتاب های درسی ، متن هدف ها و کتاب های راهنمای معلم بوده است. در بخش تحلیل محتوا مهم ترین یافته ها نشان دهنده ی آن است، که در مجموع در هدف ها ، میانگین میزان همخوانی هدف های مورد بررسی با هدف های پیشنهادی تربیت شهروندی پیشرفتگرا در حد 21.93 درصد است که از توجه ناچیز نشان دارد. در تحلیل محتوای کتاب های مورد بررسی میانگین میزان همخوانی 3.87 درصد، و در کتاب های راهنمای معلم نیز میانگین میزان همخوانی 1.70 درصد بوده است؛ که در این بخش ها نیز از کم توجهی به مؤلفه های تربیت شهروندی پیشرفتگرا در برنامه ی درسی مورد بررسی نشان دارد. <br clear="all" />
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی عملکرد تحصیلی و اضطراب امتحان دانش آموزان پایه ی سوم ابتدایی تحت پوشش طرح ارزشیابی توصیفی با دانش آموزان مدرسه های ابتدایی عادی شهر اهواز در سال تحصیلی 86-1387 انجام گرفت. جامعه ی آماری تحقیق، دانش آموزان پایه ی سوم ابتدایی در سه ناحیه ی (1، 2 و 4) شهر اهواز بودند. روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله یی بود و در کل 150 دانش آموز پایه ی سوم از 6 مدرسه در این تحقیق شرکت داشتند. در این تحقیق از پرسشنامه ی اضطراب امتحان اهواز و آزمون های پیشرفت تحصیلی ریاضی و علوم برای اندازه گیری متغیرهای مورد مطالعه استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که بین پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ی سوم ابتدایی در درس ریاضی با توجه به نوع ارزشیابی (توصیفی یا ملاک نمره یی) تفاوت معنی داری وجود دارد؛ و دانش آموزان مشمول طرح ارزشیابی توصیفی، عملکرد بهتری در درس ریاضی داشته اند. این الگوی تفاوت در رابطه با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه ی سوم ابتدایی در درس علوم معنی دار نبود. یعنی ارزشیابی توصیفی بر عملکرد دانش آموزان در درس علوم اثری نداشته است. نتیجه این تحقیق نشان داد بین میزان اضطراب امتحان دانش آموزان با توجه به نوع ارزشیابی (توصیفی یا ملاک نمره یی) تفاوت معنی داری وجود دارد؛ و ارزشیابی توصیفی در کاهش میزان اضطراب امتحان دانش آموزان مشمول این طرح اثر مثبت داشته است. <br clear="all" />
این مقاله به منظور تبیین دیدگاه های انسان شناسی و معرفت شناسی فوکو و نقد دلالت های آن برای حدود وظایف و اختیارات کنشگران آموزش و پرورش رسمی (دولت، مدیران و معلمان) انجام شد. نتیجه ی پژوهش حاکی از آن است که بر اساس دیدگاه انسان شناسی و معرفت شناسی فوکو دلالت های زیر قابل استنتاج است. آموزش و پرورش در پی کشف معنا نیست، بلکه وظیفه ی آن خود آفرینی است. آموزش و پرورش فاقد بنیان های ثابت و جهانی است، چون حقیقت امری متکثر و زمانمند است؛ لذا روش های ثابت و یکسان در تعلیم و تربیت مردود است. بر اساس مفهوم کثرت گرایی فوکو همه ی فرهنگ ها در کانون توجه آموزش و پرورش قرار می گیرند. آموزش و پرورش مدنظر فوکو ضد اقتدار گرایی است؛ لذا علایق اعضای جامعه تا آنجا که ممکن است مورد توجه قرار می گیرد. آموزش و پرورش باید انتقادی باشد؛ لذا سخن معلم و متون درسی امری مقدس تلقی نمی شود. در آموزش و پرورش توجه به عنصر «دیگری» نقش اساسی دارد؛ یعنی معلم بتواند دانش آموز را از عناصر دیگر و فرهنگ های دیگر مطلع کند. آموزش و پرورش مبتنی بر گفتمان است. بر اساس دیدگاه فوکو دولت یا دستگاه حاکم نمی تواند به طور کامل آموزش و پرورش را در انحصار خود درآورد و یک نقش روبنایی دار. بنابر این آموزش و پرورش به سمت غیر متمرکز شدن پیش می رود. همچنین در زمینه ی وظایف و اختیارات مدیران در آموزش و پرورش اساساً پست مدرن ها و فوکو هم از بکار گیری اصطلاح «مدیریت» خودداری می کنند و به جای آن اصطلاح «رهبری » را به کار می برند، چون در رهبری مناسبات انسانی حاکم است. لذا از نظر فوکو رهبر بر حسب اقتضاء توسط دیگران برگزیده می شود بنابراین در مدرسه همه ی قدرت در شخصی به نام مدیر متمرکز نمی شود. وظیفه و اختیار معلم هم در آموزش و پرورش ایجاد تحول و ارتباط موضوع های مختلف درسی با مسائل وسیع تر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است و به عنوان یک روشنفکر نقش ساختار زدایی خود را از فرهنگی که در آن زندگی می کند ایفا خواهد کرد. اما نقدی که به این دیدگاه وارد است، این است که حدود وظایف و اختیارات کنشگران آموزش و پرورش کاملاً مشخص و تعریف شده نیست، بنابراین رسیدن به هدف های آموزشی و تربیتی با مشکل مواجه خواهد شد.
هدف پژوهش حاضر مقایسه ی انگیزه موفقیت طلبی و قدرت طلبی در بین مدیران زن و مرد مقطع متوسطه با سابقه کار مختلف مدیریتی در شهر اهواز بود. در این مطالعه 120 مدیر (60 مدیر دبیرستان های دولتی و 60 مدیر دبیرستان های غیرانتفاعی) از بین کلیه ی مدیران چهار ناحیه آموزش و پرورش شهر اهواز به روش نمونه گیری تصادفی طبقه یی برگزیده شدند و به مقیاس های موفقیت طلبی و قدرت طلبی اقتباس شده پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که: الف) بین مدیران مقطع متوسطه دولتی و غیرانتفاعی از نظر میزان انگیزه موفقیت طلبی و قدرت طلبی تفاوت معنادار دیده می شود، ب) بین مدیران زن و مرد با سابقه مدیریتی مختلف از نظر انگیزه های موفقیت طلبی و قدرت طلبی تفاوت دیده نمی شود. <br clear="all" />
این مطالعه، به شناسایی وضعیت ابعاد محیط فرهنگی بر اساس ابعاد چهارگانه مدل هافستد در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران پرداخته و زمینه های مشترک و متفاوت آنها را بیان کرده است. این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی بوده است و در آن برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه محققساخته استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن بود که ابعاد محیط فرهنگی در دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی (دانشگاه شهید بهشتی و تهران ) تفاوت معناداری داشت. بررسی ابعاد محیط فرهنگی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی و دانشگاه تهران، نشاندهنده تفاوت آماری معنادار بین ابعاد فاصله قدرت و جمعگرایی فردگرایی و عدم تفاوت آماری معنادار در بین ابعاد مردگرایی زنگرایی و پرهیز از عدم قطعیت بوده است.
اهداف: از روشهای رایج ارزیابی مهارتهای بالینی نگارش مهارتنامه است. مهارتنامه دانشجویان بخش داخلی دانشگاه شاهد از برگهای ثبت شرکت در فعالیتهای آموزشی بخش، گراندراند، شرححال دانشجویی و ثبت موارد سرپایی تشکیل شده است. این مطالعه به منظور بررسی علت عدم هماهنگی در تکمیل این دفترچه از طرف اساتید و دانشجویان صورت گرفت.
روشها: در این مطالعه توصیفی مقطعی در سال تحصیلی 88-1387 در دانشگاه شاهد، 6 نفر از اساتید و 28 کارآموز پزشکی بالینی به روش سرشماری انتخاب شدند و مورد مطالعه قرار گرفتند. مهارت نامه های تکمیل شده این 34 نفر طی یک سال مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS 13 بررسی شد.
یافتهها: در سئوالات کلی عدم هماهنگی در تکمیل موارد دفترچه بین اساتید و دانشجویان وجود داشت؛ درحالیکه در سئوالات جزیی، این اختلاف وجود نداشت و جواب اساتید و دانشجویان همسان بود.
نتیجهگیری: برای حفظ وحدت رویه ثبت، باید از سئوالات دقیق تری در مهارت نامه استفاده شود و نیاز به تجدیدنظر در این مهارت نامه احساس می شود.
این پژوهش با هدف بررسی میزان اثربخشی اجرای آزمایشی ارزشیابی کیفی توصیفی بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان مدارس ابتدایی استان اردبیل در سال تحصیلی
89-88 انجام شد. روش تحقیق از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه گیری از مدارسی که ارزشیابی توصیفی در آنها اجرا می شد به روش سرشماری صورت گرفت و برای هر مدرسه ای که به عنوان نمونه انتخاب شد یک مدرسه مشابه که ارزشیابی سنتی در آنها اجرا می شد برای مقایسه انتخاب گردید. در مجموع 999 نفر دانش آموز ابتدایی و 99 نفر معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه های محقق ساخته از دانش آموزان و معلمان جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده با نرم افزار Spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده نشان داد که ارزشیابی توصیفی تأثیر بیشتری نسبت به ارزشیابی نمره ای بر میزان کارگروهی و همکاری و کاهش رقابت و همچنین افزایش مشارکت آنها در بحث و گفتگوهای دانش آموزان دارد. با توجه به نتایج این تحقیق اجرای ارزشیابی کیفی توصیفی با رفع برخی کاستی ها توصیه می شود.
هدف پژوهش شناسایی عمده ترین موانع و راهکارهای استفاده از قابلیت های بانک های اطلاعاتی الکترونیکی از دیدگاه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و جامعه آماری این مطالعه کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 88-1387 بودند که تعداد آنها 4035 اعلام شد. حجم نمونه طبق جدول کرجسی و مورگان 380 نفر تعیین شد که از بین آنان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای380 نفر انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته ای با روایی 84/0 و پایایی 85/0 مشتمل بر سه قسمت بود. قسمت اول مربوط به اطلاعات فردی پاسخ دهندگان بود و در قسمت دوم به شناسایی عمده ترین موانع استفاده از قابلیت های بانک های اطلاعاتی الکترونیکی و قسمت سوم به شناسایی عمده ترین راهکارها در این خصوص پرداخته شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش های آماری فراوانی، درصد و t تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان دادکه دانشجویان تحصیلات تکمیلی عمده ترین مانع را در زمینه ی استفاده از بانک های اطلاعاتی الکترونیکی «عدم آشنایی با مهارت های جستجوی اطلاعات» با میانگین (27/4)که بیشتر از سطح متوسط (3) بود قلمداد نمودند و در خصوص راهکارها، اجرای دوره های آموزش زبان انگلیسی در جهت استفاده بهتر از شبکه جهانی وب (2/81 درصد) و برگزاری دوره های تخصصی آموزش مهارت های جستجوی بانک های اطلاعاتی الکترونیکی (7/75 درصد) را بیان نمودند.
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان تاثیر سه شیوه تدریس (حل مساله، پروژه و سخنرانی) در افزایش کیفیت دوره های آموزش ضمن خدمت دبیران شیمی دوره متوسطه استان اصفهان است. روش تحقیق شبه تجربی و از طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دبیران شیمی دوره متوسطه استان اصفهان (522 نفر) بودند که در تابستان 1387 در دوره های آموزش ضمن خدمت کوتاه مدت شرکت کردند و با روش نمونه گیری تصادفی ساده 120 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش آزمون و پرسشنامه بود. برای تجزیه و تحلیل داد ه های پژوهش از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. یافته ها نشان داد که روشهای حل مساله و پروژه بیش از سطح متوسط، ولی روش سخنرانی کمتر از سطح متوسط در افزایش کیفیت دوره های آموزش ضمن خدمت دبیران شیمی دوره متوسطه مؤثر بوده است و به کارگیری روش تدریس سخنرانی تاثیر زیادی در افزایش کیفیت این دوره ها نداشته است. مقایسه نمره پس آزمون در گروههای مورد مطالعه نشان داد که f مشاهده شده در سطح 01/0P معنا دار بوده و تفاوت مشاهده شده بین نمرات پس آزمون گروههای مورد مطالعه پس از تعدیل نمرات پیش آزمون معنا دار بوده و مطابق ضریب اِتا (58 درصد) تفاوت های فردی در گروهها، ناشی از آزمایش بوده است. بررسی میزان تاثیر این روشها در افزایش کیفیت دوره های آموزش ضمن خدمت دبیران علوم پایه با توجه به متغیرهای جمعیت شناختی نشان داد که f مشاهده شده در خصوص جنسیت و سابقه خدمت در سطح 05/0P معنا دار نبوده است، اما در خصوص مدرک تحصیلی در سطح 05/0P معنا دار بوده است. مقایسه میانگین نمره میزان تاثیر آموزش های ضمن خدمت کوتاه مدت دبیران علوم پایه در ارتباط با مؤلفه های چهارگانه کیفیت (تطابق با استاندارد، تطبیق برای کاربرد، تطبیق با هزینه، تطبیق با آخرین نیاز) با نمره ملاک 3 نشان داد که آموزش ضمن خدمت کوتاه مدت دبیران علوم پایه در سطح متوسط در تطبیق با مؤلفه های کیفیت مؤثر بوده است.