فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۹۵۴ مورد.
عوامل خطر کودک آزاری: مطالعه ای در واحد حمایت های روانی و اجتماعی کودک و خانواده در بیمارستان کودکان شهر بندرعباس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودک آزاری و مسامحه از جمله پدیده هایی هستند که آسیب های جبران ناپذیری را بر سلامت جسمی و روانی کودکان تحمیل می کنند. این مطالعه، به بررسی تعدادی از عوامل جمعیت شناختی و عوامل خطر در کودک و والدین و هم چنین رابطه ی آن ها با سوءرفتار با کودک پرداخته است.
روش کار: جامعه ی آماری این پژوهش توصیفی-همبستگی تمام مردان دارای سوءمصرف مواد بودند که در آذر 1390 به مراکز ترک اعتیاد در شهر اردبیل مراجعه می کردند. نمونه ای به حجم 100 نفر (80 نفر معتاد به تریاک، 20 نفرمعتاد به هروئین) با روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. آزمودنی ها، پرسش نامه های ناگویی خلقی تورنتو و هوش معنوی کینگ را تکمیل کردند. سپس داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و روش رگرسیون هم زمان و گام به گام، تحلیل شدند.
یافته ها: دختران (01/0P<)، کودکان زیر 4 سال (01/0P<)، فرزندان دوم و سوم (01/0P<)، کودکان سالم (01/0P<)، فرزندان مادران خانه دار (05/0P<)، کودکان والدین کم سواد (001/0P<)، فرزندان پدران جوان (01/0P<)، فرزندان خانواده های کم درآمد (001/0P<) و سوءمصرف کنندگان مواد (001/0P<) بیشتر مورد غفلت قرار گرفتند. در حالی که پسران (05/0P<)، کودکان بالای 4 سال (05/0P<)، فرزندان مادران شاغل (01/0P<) و فرزندان خانواده های با درآمد متوسط (05/0P<) بیشتر در خطر کودک آزاری عاطفی و جسمانی بودند.
نتیجه گیری: دست یابی به یافته هایی که مشخص می کند عوامل خطر متفاوت، انواع متفاوتی از سوء رفتار با کودک را در پی دارند، باعث ارتقاء اثربخشی و کارآیی مداخلات و برنامه های پیشگیرانه از سوء رفتار با کودکان می گردد.
رابطه ی بین تجربه ی آزاردیدگی در کودکی با شیوه های مقابله با تنش و طرح واره های ناسازگار اولیه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کودک آزاری علاوه بر پیامدهای کوتاه مدت مخربی که بر کودک به جای می گذارد پیامدهای بلندمدتی هم به دنبال خواهد داشت. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی تجربه آزاردیدگی در کودکی با شیوه های مقابله با تنش و طرح واره های ناسازگار اولیه بود.
روش کار: در این پژوهش مقطعی-تحلیلی، جهت انتخاب نمونه ها، از بین مراکز مشاوره ی غرب تهران به صورت نمونه گیری خوشه ای 6 مرکز مشاوره انتخاب و سپس از مراکز مشاوره به صورت در دسترس نمونه ای به حجم 318 نفر (192 نفر زن و 126 نفر مرد) انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس های خودگزارشی کودک آزاری (CASRS)، طرح واره ی یانگ (YSQ) و شیوه های مقابله ی بلینگز و موس بوده و داده ها با نرم افزار SPSS نسخه ی 19 و آزمون تی، ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.
یافته ها: شیوه های حل مسئله و جلب حمایت اجتماعی با هر چهار خرده مقیاس آزاردیدگی، رابطه ی منفی (01/0= P) و با شیوه های ارزیابی شناختی و مهار هیجانی، رابطه ی مثبت معنی داری دارند (01/0=P). نمره ی کل طرح واره های ناسازگار اولیه نیز با هر چهار خرده مقیاس آزاردیدگی، رابطه ی مثبت معنی داری دارد (01/0=P). خرده مقیاس آزار جسمی و آزار عاطفی و خرده مقیاس شیوه های حل مسئله و مهار هیجانی و طرح واره های ناسازگار در زنان و مردان تفاوت معنی داری نشان می دهد. هم چنین خرده مقیاس های آزار عاطفی و غفلت، توانستند طرح واره های ناسازگار اولیه و شیوه های مقابله با تنش را پیش بینی کنند.
نتیجه گیری: تجربه ی آزاردیدگی در کودکی می تواند در شکل گیری طرح واره های ناسازگار اولیه و پاسخ های هیجان مدارانه نقش اساسی داشته باشد.
تأثیر عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی بر گرایش ها و باورهای پیش از ازدواج: پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عضویت در شبکه های اجتماعی مجازی بر گرایش ها و باورهای پیش از ازدواج انجام شد. پژوهش با روش کیفی و با رویکرد زمینه ای صورت گرفت. 25 نفر از دخترانی که برای زمانی برابر شش ماه عضو شبکه های اجتماعی بودند و در گروه های جنس ناهمسان عضو بودند با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و داده ها با به کارگیری مصاحبه نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع اطلاعات گرداوری شد. بر اساس مصاحبه های به عمل آمده 11 طبقه اصلی از پاسخ ها به دست آمد که این 11 طبقه در چهار خوشه عوامل شناختی (نگرش به عضویت، ملاک های همسرگزینی)، ارزش ها (هنجارهای فرهنگی و باورهای دینی)، عوامل زمینه ساز روان شناختی (ارضای نیاز، اضطراب از ازدواج و احساس تنهایی) و سبک زندگی (نفوذ اجتماعی رسانه و روابط میان فردی) که دارای بیشترین تکرارپذیری بود گنجانده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که حضور در شبکه های اجتماعی بر باورها و گرایش های پیش از ازدواج دختران تأثیر گذاشته و به نحو قابل توجهی گرایش و تمایل به ازدواج را میان آنان کاهش داده است.
ویژگی های معلم: محبت ها را بین همه مومنان تقسیم کنیم: رسالتی سنگین (18)
منبع:
پیوند ۱۳۶۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
مقایسه سبک حل مسأله و سازگاری زناشویی در مادران کودک استثنایی و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی و مقایسه سبک حل مسئله و سازگاری زناشویی مادران کودکان استثنایی و کودکان عادی انجام شد. این پژوهش یک طرح توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه مورد مطالعه را تمامی مادران کودکان استثنایی (نابینا، ناشنوا، کم توان ذهنی و معلول جسمی) و عادی شهر مشهد تشکیل می داد که از میان آنها 63 نفر از مادران کودکان استثنایی و 67 نفر از مادران کودکان عادی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های سبک حل مسئله کسیدی و لانگ و مقیاس سازگاری زناشویی اسپینر(DAS) جمع آوری و با آزمونt مستقل و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد سازگاری زناشویی مادران کودکان استثنایی به طور معناداری کمتر از مادران کودکان عادی است (t=8/8 ,p<0/001). همچنین مادران کودکان استثنایی نسبت به مادران کودکان عادی در هنگام روبه رو شدن با یک مسئله از سبک های کارآمد حل مسئله کمتر (001/0 ,p=<02/7t)، در حالی که از سبک های ناکارآمد بیشتر (001/0 ,p=<08/8t) استفاده می کنند. برطبق یافته های پژوهش حاضر؛ سازگاری زناشویی و ابعاد آن مانند توافق، همبستگی، ابراز محبت و رضایت زناشویی در مادران کودکان استثنایی کمتر از مادران کودکان عادی است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که استفاده از سبکهای ناکارآمد حلمسئله در خانواده زمینه اختلاف بین اعضاء را فراهم میکند و براین اساس سازگاری زناشویی نیز کاهش می یابد. لذا برگزاری دوره های ویژه آموزش خانواده و مشاوره فردی و گروهی برای والدین کودکان استثنایی در زمینه مهارت حل مسئله و راهبردهای مقابله با موضوعات فشارزای زندگی ضروری است تا بتوان موجبات بهبودی روابط خانوادگی و زناشویی را فراهم کرد.
ارتباط ساختار اجتماعی آموزش، وضعیت اقتصادی–اجتماعی و سرمایه فرهنگی خانواده با درگیری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان آموزش از دور و حضوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی سهم وضعیت اقتصادی- اجتماعی، سرمایه فرهنگی خانوده و ساختار اجتماعی آموزش در پیش بینی درگیری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان آموزش از دور و حضوری و تفاوت های موجود در این زمینه بود. روش پژوهش همبستگی بود. آزمودنی ها نیز شامل 700 دانشجوی کارشناسی در سال تحصیلی 93-92 بودندکه بر اساس جدول مورگان و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها فرم اعلام معدل تحصیلی و پرسشنامه بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که وضعیت اقتصادی - اجتماعی و سرمایه فرهنگی خانواده علیرغم اینکه در پیش بینی درگیری تحصیلی و پیشرفت تحصیلی هر دوگروه از دانشجویان مؤثر بود با این حال بخش اعظم نتایج تربیتی دانشجویان آموزش از دور بیشتر با این متغیرها تبیین می شود. درارتباط با دانشجویان حضوری نیز علاوه بر نقش سرمایه فرهنگی، نویسندگان این مقاله شاهد حضور برجسته برخی ابعاد ساختار اجتماعی آموزش از جمله حمایت های تحصیلی اساتید و دانشجویان برروی نتایج تحصیلی بودند. یافته دیگر این تحقیق وجود تفاوت های معنادار در بین دانشجویان آموزش از دور و حضوری دراغلب متغیرهای مورد بررسی و برتری دانشجویان اخیر بردانشجویان آموزش از دور به جزء درگیری شناختی بود.
تاثیر پیشرفت تحصیلی دانش آموز کم شنوا به یاری دبیر رابط در تغییر نگرش منفی اولیای مدرسه نسبت به آموزش فراگیر
حوزههای تخصصی:
معلم رهرو راه انبیا و مامور مبارزه با دو آفت نادانی و بی تقوائی
منبع:
تربیت ۱۳۷۶ شماره ۱۱۸
حوزههای تخصصی:
مدیریت مالی خانواده و کیفیت رابطه زوجین (مقاله کوتاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدیریت مالی خانواده یکی از مهمترین عامل های تعیین کننده پویایی و کیفیت رابطه زناشویی و همچنین یکی از ابعاد عملکرد خانواده است که می تواند نقش مهمی در ثبات و تداوم رابطه زناشویی ایفاء نماید. روش: طرح تحقیق توصیفی و کیفی بود که در آن رویه های مدیریت مالی 25 زوج سنندجی که معتقد بودند دارای ازدواج موفق و پایدار هستند به شیوه هدفمند انتخاب شدند و به روش کیفی و کدگذاری باز و مقوله ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها:یافته های این پژوهش عبارت بودند از: الف- در بیشتر موارد یکی از زوجین عهده دار مدیریت امور مالی خانواده بود که این مقوله نیازمند اعتماد و تعامل سازنده بین طرفین می باشد. ب- زوجین شرکت کننده در این پژوهش دارای بدهی حداقلی بودند و در ضمن تلاش داشتند تا بدهی هایشان را در اسرع وقت تسویه نمایند. ج- مخارج مشارکت کنندگان در پژوهش در چارچوب درآمدهایشان بوده و همچنین آنان افرادی صرفه جو بودند. د: نحوه عمل زوجین در داشتن حساب بانکی مشترک و یا مستقل از جمله موضوعات مهم مورد توجه زوجین بود. ه: نحوه تعامل زوجین در حل مشکلات مالی بخشی از پویایی های رابطه زوجی بود و ی: دیدگاه شان نسبت به مشکلات مالی سایر زوجین بخشی از پویایی های شناختی آنها بود. نتیجه گیری:یافته های پژوهش نشان می دهد مسائل مالی نقش تعیین کننده ای در کیفیت روابط زوجی دارد و بخش عمده ای از پویایی های رابطه زناشویی را به خود اختصاص می دهد. زوجینی که دارای یک زندگی موفق و پایدار هستند، به راحتی می توانند با همفکری و همکاری یکدیگر مشکلات مالی به وجود آمده را حل نمایند.
پیش بینی ابعاد خودکارآمدی بر اساس الگوی ارتباطات خانوادگی و ساختار کلاس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر میزان پیش بینی ابعاد خودکارآمدی (تحصیلی، اجتماعی و هیجانی) توسط جهت گیری های ارتباطات خانواده (گفت و شنود و همنوایی) و ابعاد ساختار کلاس (تکلیف، سخت گیری در ارزشیابی، تأکید در ارزشیابی و مرجعیت) مورد بررسی قرا گرفت. شرکت کنندگان پژوهش شامل 657 دانش آموز پسر (331) و دختر (326) بودند که به روش خوشه ای چند مرحله ای تصادفی از مدارس متوسطه ی شهر شیراز انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از مقیاس ابعاد خودکارآمدی موریس، مقیاس تجدیدنظر شده الگوی ارتباطات خانواده کوئرنر و فیتزپاتریک، زیر مقیاس های ساختار کلاس الیوت و چرچ و همچنین زیر مقیاس مرجعیت از پرسشنامه ی آیمز استفاده شد. روایی پرسش نامه ها با استفاده از روش تحلیل عامل و پایایی آنها به روش آلفای کرونباخ احراز گردید. جهت پاسخگویی به سؤالات پژوهش از روش آماری رگرسیون به شیوه ی همزمان استفاده شد. نتایج نشان داد: جهت گیری گفت و شنود به صورت مثبت ابعاد خودکارآمدی را پیش بینی می کند. بعد تکلیف پیش بینی کننده ی مثبت خودکارآمدی تحصیلی، بعد سخت گیری در ارزشیابی پیش بینی کننده ی منفی خودکارآمدی تحصیلی و هیجانی و بعد مرجعیت پیش بینی کننده ی مثبت خودکارآمدی اجتماعی بودند. یافته در مجموع بیانگر آن بود که جهت گیری های ارتباطی خانواده نقش مهمتری در خودکارآمدی در مقایسه با ابعاد ساختارکلاس دارند.
رابطه سبک های فرزندپروری ادراک شده با اهمال کاری و خودناتوان سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و تعیین رابطه ی سبک های فرزندپروری ادراک شده با اهمال کاری و خود ناتوان سازی بود. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است.بدین منظور از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای150 دانش آموز پایه ی سوم دبیرستان های شهر کرج انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های فرزندپروری، سهل انگاری و خودناتوان سازی را تکمیل کردند. داده ها به وسیله ی تحلیل رگرسیون گام به گام و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج نشان داد، سبک فرزندپروری مستبدانه با اهمال کاری و خود ناتوان سازی رابطه مثبت و معنادار دارد و سبک های فرزندپروری مقتدرانه و سهل گیرانه با خودناتوان سازی رابطه منفی و معنادار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد، از میان سبک های فرزندپروری ادراک شده، سبک فرزندپروری مستبدانه پیش بین مثبت و معنادار اهمال کاری و سبک مقتدرانه پیش بین منفی و معنادار خودناتوان سازی است. در مجموع، یافته ها بیانگر آن بود که می توان از طریق محبت و مشارکت بیشتر والدین در امر فرزندپروری، از آثار زیانبار رفتار اهمال کاری و خودناتوان سازی جلوگیری بهعمل آورد.
ویژگی های معلم: معجونی از عاطفه و تربیت: رسالتی سنگین
منبع:
پیوند ۱۳۶۱ شماره ۳۶
حوزههای تخصصی:
رفتارهای نامطلوب دانش آموزان و شیوه های مدیریت آنها (14): دانش
حوزههای تخصصی:
نقش خوددلسوزی و ذهن آگاهی در پیش بینی استرس تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطة بین خوددلسوزی و ذهن آگاهی با استرس تحصیلی در دانش آموزان دختر بود. روش پژوهش این مطالعه همبستگی است. جامعة آماری شامل دانش آموزان دختر دورة دوم متوسطه است که مشتمل بر 2900 نفر دانش آموز بود. روش نمونه گیری مطالعة حاضر، نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای و دربرگیرندة 341 نفر از دانش آموزان دختر بود. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسش نامة مقیاس خوددلسوزی نف، ذهن آگاهی بائر و پرسش نامة استرس تحصیلیزاژاکووا است. یافته ها نشان داد که بین ذهن آگاهی با استرس تحصیلی در سطح (01/0P<) و بین خوددلسوزی با استرس تحصیلی در سطح (01/0P<)، رابطة معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 32 درصد از واریانس استرس تحصیلی توسط ذهن آگاهی و خوددلسوزی قابل پیش بینی است؛ در نتیجه، ذهن آگاهی و خوددلسوزی به عنوان سازه های مثبت، نقش بسزایی در کاهش استرس تحصیلی دانش آموزان دختر دارد.