فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۳۰۱ تا ۲٬۳۲۰ مورد از کل ۴٬۵۱۰ مورد.
رابطه حمایت مدیریت از رفتارهای اخلاقی با رضایت شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
راهبردهای راهنمایی و آموزش خانواده
حوزههای تخصصی:
کودکان وآن چه می آموزند
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بخشودگی با تعارضات زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت تعامل زوج ها در محیط خانواده، پژوهش حاضر ارتباط بین هوش هیجانی، بخشودگی و تعارضات زناشویی زوج ها را بررسی کرده است. به روش تصادفی (50 زوج) 100نفر زن و مرد از 13 منطقه شهری اصفهان انتخاب شدند، و سپس نمونه آماری، پرسشنامه ها را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از رگرسیون به روش گام به گام استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیون نشان داد که هوش هیجانی و بخشودگی زوج ها پیش بین متغیر تعارضات زناشویی بوده است.
یادگیری زدایی؛ راهکاری برای یادگیری بیشتر
حوزههای تخصصی:
مقدمه: به رغم آگاهی فزاینده در مورد اهمیت و ضرورت یادگیری، چگونگی، اشکال آن و رویه هایی که یادگیری را در افراد و سازمان ها تشویق می کند، شناخت بسیار کمی درباره یادگیری زدایی وجود دارد. چیستی یادگیری زدایی، چرایی مهم آن و شرایطی که آن را ترغیب می کنند، کمتر مورد بحث قرار گرفته اند. با توجه به اهمیت یادگیری زدایی و نقش آن در فرآیند انتقال و اکتساب دانش، این مقاله به بررسی یادگیری زدایی، ضرورت و انواع آن پرداخته است.
نتیجه گیری: یادگیری زدایی تغییری مستمر است که افراد و سازمان ها را برای انطباق با محیط و توسعه مهارت های جدید توانمند می کند. حرکت در منحنی یادگیری زدایی حرکتی عمدی، مستلزم ساختار سازی مجدد و پاک سازی رویه های قدیمی است. در این فرآیند، رهایی از آنچه که دیگر مفید نیست، توقف متفکرانه و خلق فضای پاک قبل از یادگیری جدید ضروری است. برای موفقیت فردی و سازمانی، لازم است که بین یادگیری و یادگیری زدایی تعادل ایجاد شود.
مطالعه چگونگی توزیع قدرت در خانواده؛ مدلی بر اساس نظریه مبنایی (GT)(مطالعه نمونه های شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه چگونگی توزیع قدرت در خانواده با استفاده از رهیافت کیفی نظریه مبنایی و بررسی آن از طریق اجرای کارگاه های گروه متمرکز و مصاحبه های نیمه ساختارمند با مردان متاهل، از مهم ترین اهداف این پژوهش به شمار میآید. در راستای رسیدن به این هدف، در سال 1388- 1387، کارگاه های گروه متمرکز با مشارکت مردان متاهل در چند گروه برگزار شد. ضرورت استفاده از روش تحقیق کیفی در این تحقیق، شناخت عوامل زمینه ای می باشد. تـحلیل داده های تحقیق و مدل نظری حاصل بیانگر این است که شرایط علی، هنجارهای فرهنگی و انحصار منابع مالی، منجر به ایجاد پدیده نابرابری قدرت شده است. پدیده اصلی نابرابری قدرت، تحت شرایط مداخله گر آگاهی، نگرش، خواست زنان، نوع ارتباطات عادت، نوع شغل و دیگران، منجر به توسعه دو استراتژی اصلی: الف) شیوه اعمال قدرت و ب) چگونگی تقسیم کار خانگی شد. شیوه اعمال قدرت و چگونگی تقسیم کار خانگی، استراتژیهایی بوده است که شرکتکنندگان، قدرت در خانواده را کنترل میکردند و پیامدهای این استراتژیها، عرصه های متفاوت قدرت زنان و مردان، مشارکت زنان و تبعیت برای زنان بوده است. در این مقاله مدل پارادایمی توزیع قدرت در خانواده ارائه میشود.
بررسی تاثیر آرمان گرایی توسعه ای بر شکاف بین نگرش های دختران و مادران آن ها نسبت به ازدواج و خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است ضمن شناخت نگرش دختران و مادران نسبت به ازدواج ، خانواده و شکاف بین آن ها، تاثیر آرمان گرایی توسعه ای را بر این شکاف بررسی کند. این پژوهش به شیوه پیمایشی و با کمک پرسشنامه خود ایفا بر روی400 نفر (200 نفر دختر و 200 نفر مادران آن ها) از دانشجویان دختر دانشگاه تبریز انجام گرفته است. برای گزینش نمونه ها از روش نمونه گیری طبقه ای چند مرحله ای استفاده شده است. بر اساس یافته های این پژوهش، بین نگرش مادران و دختران آن ها شکاف قابل توجهی وجود دارد.
نگرش مادران نسبت به سن مطلوب ازدواج، نحوه انتخاب همسر، جدایی و طلاق، مطلوبیت ازدواج، قدرت تصمیم گیری در خانواده، ارتباطات خانوادگی و مطلوبیت فرزند آوری، سنتی است و دختران نسبت به این شاخص ها نگرش مدرن دارند. هم چنین آرمان گرایی توسعه ای بر این شکاف نگرشی بین مادران و دختران تاثیر مستقیم و مثبت دارد و با افزایش آرمان گرایی توسعه ای، نگرش نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده در بین افراد، مدرن تر می شود.
نقد و بررسی کتاب: اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در دور ههای تحصیلی؛ مؤلف: احمد صافی
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی کتاب: نظریه های مشاوره؛ مؤلف: لوئیس شیلینگ/ مترجم: سیده خدیجه آرین
حوزههای تخصصی:
اثر بخشی آموزش مدیریت نقش های کار - خانواده مبتنی بر رویکرد بوم شناختی بر افزایش خودکارآمدی معلمان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضاد بین نقش های کار و خانواده عامل مهمی در زندگی زنان شاغل است. در رویکرد بوم شناختی رشد فرد نه محصول خود او و نه در اثر شرایط محیطی او حاصل می شود، بلکه افراد و محیط با یکدیگر تعامل همیشگی و پویا دارند و رفتار افراد نتیجه عوامل چند گانه در سطح فردی، میان فردی و در سطحی وسیع تر اجتماعی فرهنگی است .این پژوهش به منظوربررسی اثر بخشی آموزش مدیریت نقش های کار - خانواده، مبتنی بر رویکرد بوم شناختی بر افزایش خودکار آمدی معلمان زن انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش، معلمان زن شاغل در آموزش و پرورش منطقه 18 شهر تهران در سال تحصیلی 89-1388 بودند. نمونه تحقیق از میان داوطلبان شرکت در این برنامه آموزشی که به فراخوان پژوهش سرا پاسخ مثبت داده بودند انتخاب شدند. از میان 38 معلم شاغل داوطلب شرکت در جلسات، 24 نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر یک از گروه ها 12 نفر بودند. برخلاف گروه گواه که آموزشی را دریافت نکردند، گروه آزمایش راهبردها و مهارت های مدیریت نقش های کار- خانواده را طی 12 جلسه بر اساس رویکرد بوم شناختی آموزش دیدند. از هریک از اعضای دو گروه پیش آزمون و پس آزمون خودکارآمدی شرر و همکاران به عمل آمد. نتایج با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس حاکی از آن بود که آموزش مدیریت نقش های کار - خانواده مبتنی بر رویکرد بوم شناختی بر افزایش خودکار آمدی معلمان زن مؤثر بود.
پیوند دانشگاه و مدرسه، تلفیق نظر و عمل
حوزههای تخصصی:
تو همانی که می اندیشی
حوزههای تخصصی:
قانونمندی های عشق در زندگی شخصی
حوزههای تخصصی:
ارمغان عشق
حوزههای تخصصی:
چرا کودک تان به حرف شما گوش نمی دهد ؟
حوزههای تخصصی:
آگاهی ، عشق و آرامش
حوزههای تخصصی:
رابطه سبک های دلبستگی، رضایت مندی زناشویی و احساس گناه جنسی با میل جنسی در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش شناسایی رابطه سبک های دلبستگی، رضایت مندی زناشویی و احساس گناه جنسی با میل جنسی در زنان بود.
روش: آزمودنیها ۱۹۲ دانشجوی زن متاهل در رده سنی ۴۰-۱۸ ساله در دانشگاه های علوم بهزیستی و توانبخشی، تربیت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامی بودند که با تکمیل مقیاس دلبستگی بزرگسالان، پرسشنامه رضایت مندی زناشویی انریچ، مقیاس تجدید نظر شده احساس گناه جنسی موشر و شاخص میل جنسی هرلبرت، در این پژوهش شرکت کردند. روش نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای بود. برای تحلیل داده های پژوهش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به کار برده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین میل جنسی و سبک دلبستگی ایمن (01/0P<، 283/0r=)، سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی (01/0P<، 321/0- r=)، سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا (05/0P<، 144/0r=)، رضایت مندی زناشویی (01/0P<، 512/0r=) و احساس گناه جنسی (01/0P<، 422/0- r=) رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین میل جنسی و سن آزمودنیها (r=-۰/۵۵۳) و مدت زمان ازدواج (349/0- r=) رابطه منفی معناداری (P<۰/۰۱) مشاهده شد. از بین متغیرهای پژوهش، رضایت مندی زناشویی، سبک دلبستگی ناایمن دوسوگرا و احساس گناه جنسی 8/49 درصد از واریانس میل جنسی را تبیین نمودند.
نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهند که زنان دارای سبک دلبستگی ایمن، دوسوگرا و رضایت مندی زناشویی بالا، میل جنسی بالاتری دارند. از طرف دیگر زنان دارای سبک دلبستگی اجتنابی احساس گناه جنسی بیشتری می کنند، سنشان بالاتر است و مدت زمان بیشتری از ازدواجشان می گذرد، میل جنسی پایین تری را گزارش می نمایند.