فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۰۱ تا ۹۲۰ مورد از کل ۱٬۹۹۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، درصدد بررسی رابطه ساختار قدرت خانواده اصلی با ساختار قدرت خانواده فعلی و عملکرد آن است. نمونه پژوهش شامل 170 نفر از معلمان مدارس شهرستان نورآباد لرستان می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. ابزار پژوهش، پرسش نامه 45 سؤالی عملکرد خانواده (FAD) و پرسش نامه 36 سؤالی ساختار قدرت در خانواده است. پژوهش کمّی از نوع همبستگی است. تحلیل داده ها بر اساس ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون صورت گرفت. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می د هد که بین مقیاس ساختار قدرت خانواده اصلی و ساختار قدرت خانواده فعلی، رابطه مثبت معنادار وجود دارد. ساختار قدرت خانواده اصلی، می تواند حدود 2/16 درصد از واریانس ساختار قدرت خانواده فعلی را تبیین کند. یافته دیگر نشان می د هد که بین مقیاس ساختار قدرت خانواده اصلی، و عملکرد خانواده رابطه مثبت معنادار وجود دارد. ساختار قدرت خانواده اصلی می تواند حدود 2/7 درصد از واریانس عملکرد خانواده را تبیین نماید. بر اساس یافته های پژوهش، اقتدار بیشتر پدر در خانواده، همسانی ساختار خانواده را موجب می شود که تعارضات زناشویی را کاهش داده، عملکرد خانواده را تقویت می کند. این پژوهش الگوی ساختار قدرت خانواده را بر اساس آموزه های اسلامی تبیین می کند.
رابطه بهزیستی معنوی با هوش اخلاقی و هدف در زندگی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش اخلاقی و هدف در زندگی با بهزیستی معنوی در دانشآموزان دبیرستانی است. این پژوهش از نوع همبستگی است و حجم نمونه پژوهش 250 نفر از دانشآموزان دبیرستانهای شهرستان دلفان هستند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامه بهزیستی معنوی، هوش اخلاقی و هدف در زندگی بودند. دادهها با نرم افزار 18 SPSS تحلیل و با آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون همزمان بررسی شد. نتایج حاصل از تحلیل دادهها نشان میدهد که متغیرهای پژوهش از ارتباط معناداری با یکدیگر برخوردارند و هوش اخلاقی و هدف در زندگی به شکلی معنادار بخشی از واریانس بهزیستی معنوی را پیشبینی میکنند. در مجموع میتوان گفت که هدفمندی در زندگی و دستیابی به هوش اخلاقی میتواند بهزیستی معنوی را به همراه داشته باشد.
بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و تصور از خدا در دانشجویان دانشگاه شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه بررسی رابطه ی بین طرحواره های ناسازگار اولیه و تصور از خدا است. بدین منظور 125نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ، فرم کوتاه (SQ-SF) و پرسشنامه تصور از خدای لارنس (GIS) (لارنس، 1997، صادقی، 1384). یافته ها نشان می دهند که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و تصور از خدا رابطه معناداری وجود ندارد. علی رغم عدم همبستگی معنادار میان نمره کلی طرحواره های ناسازگار با متغیر تصور از خدا، بین طرحواره های انزوای اجتماعی، معیارهای سرسختانه و اطاعت با متغیر تصور ازخدا رابطه منفی و معنادار وجود دارد. سایر طرحواره های ناسازگار رابطه معناداری را با تصور ازخدا نشان نمی دهند. بنابراین می توان گفت کسانی که فکر می کنند خداوند بسیار کنترل کننده است پاسخ های عاطفی منفی در مقابل خدا دارند. یعنی فردی که احساس دربند بودن و مختار نبودن می کند و احساس می کند که هیچ چیز تحت کنترل او نیست دیدگاه منفی نسبت به خدا شکل می دهد.
بررسی مؤلفه های نیازهای معنوی از دیدگاه اسلام در کتاب های درسی «دین و زندگی»(مقاله پژوهشی حوزه)
رابطه اعتقادات دینی و هوش هیجانی در دانشجویان دانشگاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: ویژگی هایی که با هوش هیجانی تعریف می شود می تواند توسط دین بارور شود. این ویژگی ها قابل آموزش و یادگیری هستند. پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه معنی داری اعتقادات دینی و هوش هیجانی در بین دانشجویان دانشگاه انجام شد.
روش ها: این پژوهش توصیفی- همبستگی در 551 دانشجوی دانشگاه های (دولتی، پیام نور و آزاد) شهر رشت در سال تحصیلی 91-1390 با روش خوشه ای چندمرحله ای انجام شد. گردآوری داده ها با استفاده از دو پرسش نامه شامل هوش هیجانی با چهار مولفه ""خوش بینی""، ""درک عواطف خود و دیگران""، ""کنترل عواطف"" و ""مهارت های اجتماعی"" و پرسش نامه رشد اعتقادات دینی شریفی انجام شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 16 و آزمون T مستقل و همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: همبستگی معنی داری بین میانگین امتیازات ""اعتقادات دینی"" (90/17±41/88) و ""هوش هیجانی"" (07/9±39/52) مشاهده نشد (063/0=r؛ 139/0=p). اما اختلاف امتیازات دانشجویان دختر و پسر در زمینه اعتقادات دینی و هوش هیجانی معنی دار و در دانشجویان دختر بیشتر بود.
نتیجه گیری: بین اعتقادات دینی و هوش هیجانی دانشجویان همبستگی مثبتی وجود ندارد.
اثربخشی الگوی کوتاه مدت «درمانگری چندبعدی معنوی(SMP)» بر «مهار نشانگان افسردگی»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر «الگوی کوتاه مدت درمانگری چندبعدی معنوی» بر «مهار نشانگان افسردگی» شکل گرفت. طرح پژوهش از نوع نیمه تجربی، با روش پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری را مبتلایان به افسردگی مراجع کننده به «مرکز مشاوره دانشگاه علوم پزشکی مشهد» و «مرکز مشاوره با رویکرد دینی» حرم مطهر تشکیل دادند. که با رعایت ملاک های ورود و خروج، 40 مراجع انتخاب و بصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای گرفتند. ابزار پژوهش «پرسشنامه افسردگی بک» و «پرسشنامه خودپنداره- خداپنداره جان بزرگی» بود. گروه آزمایش در 12 جلسه یک و نیم ساعته مداخله را دریافت کردند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد بین دو گروه در نشانگان افسردگی، کاهش معناداری وجود داشت. این مداخله با اصلاح خودپنداره (تصویر ساختگی از خود) و خداپنداره (تصویر ساختگی از خدا) زمینه تقویت و ایجاد تصویر واقعی از خود و تصویر واقعی از خدا را نیز فراهم کرده و مکانیزم درمان و پایداری نتایج را تامین می کند
بهداشت روانی بر مبنای قرآن
منبع:
پیوند ۱۳۶۴ شماره ۷۶
حوزههای تخصصی:
مقایسة تأثیر آموزش مبتنی بر درمان روایت دلبستگی و معنویت درمانی بر تعارضات زناشویی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه تأثیر آموزش مبتنی بر درمان روایت دلبستگی با معنویت درمانی بر تعارضات زناشویی است. جامعه آماری، کلیه زنان کارمند دارای تعارض زناشویی منطقه 7 و 8 تهران می باشند که 36 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه تعارضات زناشویی تجدیدنظرشده (MCQ-R) می باشد. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. پس از انتخاب تصادفی گروه های آزمایشی و کنترل، مداخلات آزمایشی برای دو گروه، به مدت 12جلسة دو ساعتی و هفته ای یکبار اجرا شد. پس از اتمام برنامه آموزشی، از هر سه گروه پس آزمون و سپس پیگیری به عمل آمد. برای تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش مبتنی بر درمان روایت دلبستگی و معنویت درمانی اثربخشی معناداری بر کاهش تعارضات زناشویی داشته است. بدین معنا که آموزش مبتنی بر معنویت درمانی، اثربخشی بیشتری نسبت به آموزش مبتنی درمان روایت دلبستگی بر کاهش تعارضات زناشویی داشته است. نتایج پیگیری نمرات دو گروه پس از سه ماه، حاکی از ماندگاری اثر مداخلات بود.
مقایسة ارتباط نگرش مذهبی و رابطة پدر فرزندی با سازگاری اجتماعی در فرزندان جانباز و عادی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش بینی کننده های معنوی رضایت زناشویی پرستاران: نقش بهزیستی معنوی و معنا در زندگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل مرتبط با رضایت زناشویی پرستاران به سبب فشارآور بودن شغل آنها دارای اهمیت است. هدف پژوهش حاضر آزمودن نقش بهزیستی معنوی و معنا زندگی در پیش بینی رضایت زناشویی پرستاران است. روش پژوهش «توصیفی- همبستگی» و جامعة آماری آن تمام پرستاران شهرستان تالش است که با روش نمونه گیری «دربستی» انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسش نامه های «معنا در زندگی»، «بهزیستی معنوی» و «رضایت زناشویی» استفاده شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آزمون های آماری «رگرسیون چندگانة استاندارد» و «رگرسیون سلسله مراتبی» تحلیل گردید. نتایج نشان داد که متغیرهای بهزیستی مذهبی، بهزیستی وجودی و معنا در زندگی به خوبی می توانند رضایت زناشویی پرستاران را پیش بینی کنند. همچنین معلوم شد با کنترل اثر متغیرهای جنسیت و سن پرستاران، هر سه متغیر مذکور با توان بالایی قادر به پیش بینی رضایت زناشویی هستند. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهاد می شود متخصصان سلامت روان و مشاوران خانواده برای بهبود رضایت زناشویی پرستاران، بر نقش بهزیستی معنوی و معنا در زندگی توجه کنند.
مدل یابی خودشکوفایی بر پایه هوش معنوی، هوش اخلاقی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان تیزهوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف مدل یابی خودشکوفایی بر پایه هوش معنوی، هوش اخلاقی و بهزیستی روان شناختی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان تیزهوش استان سمنان تشکیل می دادند. جهت تعیین حجم نمونه، ابتدا توسط نمونه گیری تصادفی ساده، دو شهر شاهرود و دامغان برگزیده شدند که از مدارس تیزهوشان این شهرستان ها چهارصد دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردبدند. برای جمع آوری اطلاعات، از مقیاس های هوش معنوی، هوش اخلاقی، بهزیستی روان شناختی و خودشکوفایی ASAI استفاده شد. داده های پژوهش به روش معادلات ساختاری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که هوش معنوی بر خودشکوفایی اثر مستقیم مثبت و معنادار دارد و همچنین بهزیستی روان شناختی نقش واسطه گری برای هوش معنوی و خودشکوفایی تیزهوشان را دارد؛ بدین معنا که افزیش هوش معنوی، بر بهزیستی روان شناختی فرد اثر مثبت می گذارد و بهزیستی روان شناختی مثبت باعث افزایش خودشکوفایی فرد می شود. هوش اخلاقی نیز به صورت غیرمستقیم و از طریق تأثیر بر بهزیستی روان شناختی، بر خودشکوفایی اثر مثبت معنادار دارد؛ اما اثر مستقیمی بر خودشکوفایی ندارد. در نتیجه، گنجاندن آموزش هایی برای بالابردن سطح هوش معنوی، هوش اخلاقی و بهزیستی روان شناختی در مدارس و کتب درسی برای پرورش دانش آموزانی خودشکوفا، از اهمیت بسزایی برخوردار است.
کارائی محبت در تربیت و تکامل
منبع:
پیوند ۱۳۶۹ شماره ۱۳۵
حوزههای تخصصی: