چکیده: هدف، بررسی رابطه ی بین ویژ گی های شخصیتی با عمل به باورهای دینی بود. در قالب طرح پژوهشی از نوع همبستگی، 129 نفر (63 مرد و 66 زن) از دانشجویـان مقطع کارشناسی رشته ی روانشناسی دانشگاه های دولتی شهر تهران, با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار ها عبارت بودند از: 1) پرسشنامه شخصیتی نئو- اف اف آی (NEO-FFI). 2) مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد). تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری انجام گرفت. نتایج، حاکی از آن بود که بین توافق گرایی و وجدان گرایی با عمل به باورهای دینی، ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد (01/0P<)، اما رابطه بین برونگرایی با عمل به باورهای دینی معنی دار نبود. همچنین، بین روان رنجوری و انعطاف پذیری با عمل به باورهای دینی، ارتباط منفی و معنی دار وجود دارد (01/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از آن بود که توافق گرایی 2/24 درصد، وجدان گرایی 8/2 درصد و انعطاف پذیری 1/11 درصد نمرات عمل به باورهای دینی را پیش بینی می کردند (05/0P<). با توجه به نقش دین در اعتلای شخصیت، اهمیت دادن به آن در حیطه های آموزش و درمان، می تواند منجر به سلامت شخصیتی شود.
"چکیده: هدف اصلی این مقاله بررسی مقایسه ای هوش اخلاقی از نگاه بوربا (2005)، لنیک و کیل (2003) با دیدگاه قرآن کریم و ائمه معصومین(ع) بوده است. توجه به هوش اخلاقی که مرز بین نوع دوستی و خود پرستی است، یک ایده آسمانی است. رشد اخلاقی افراد با رفتارهایی که از خود نشان می دهند، رابطه مستقیم دارد. روش این مطالعه، بررسی مفهومی و نظری داده های متون دینی از جمله: قرآن، نهج البلاغه، تحف العقول، بحارالانوار، میزان الحکمه و غرر الحکم بود. نتایج این بررسی نشان داد که:
1- از بین اصول عمومی هوش اخلاقی بوربا، (همدردی، هوشیاری، توجه و احترام، خود کنترلی، مهربانی، انصاف و صبر)، متون دینی به اصول هوشیاری، توجه و احترام، خود کنترلی، مهربانی و انصاف اهمیت بیشتری داده است.
2- از بین چهار اصل اختصاصی هوش اخلاقی توسط لنیک وکیل (درستکاری، مسئولیت پذیری، دلسوزی وبخشش)، سه اصل درستکاری، مسئولیت پذیری و بخشش بیشتر مورد توجه متون دینی قرار گرفته است."
چکیده: هدف پژوهش حاضر، تحلیلی بر تصویرسازی ذهنی از خداوند در نوجوانان و جوانان بزهکار بود. روش، پژوهش توصیفی- پس رویدادی و جامعه آماری، شامل کلیه نوجوانان و جوانان بزهکار 15 تا 20 سال مستقر در زندان اصفهان طی سالهای 87-1386 بود که به روش نمونه گیری تصادفی ساده، تعداد 66 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه 21 سوالی محقق ساخته بود که پایایی محاسبه شده آن 86/0 بود. داده های حاصل از ابزار اندازه گیری بوسیله روش آماری t تک متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد: میانگین حاصله در خصوص سه مولفه وجود خداوند، علم خداوند و نامرئی بودن خداوند بزرگتر از میانگین فرضی یا سطح متوسط(2) در حالی که میانگین حاصله در خصوص چهار مولفه قدرت خداوند، عدالت خداوند، دلبستگی به خداوند و پاداش خداوند کوچکتر از میانگین فرضی یا سطح متوسط(2) بود.
امروزه استفاده از اینترنت، در حوزه های وسیعی، در حال افزایش است. محیط های بر خط نفوذ فزاینده ای بر گستره زندگی انسان دارد. به همین لحاظ، مساله پیامدهای استفاده از این ابزار ارتباطی توجه پژوهشگران حوزه روانشناسی و جامعه شناسی را به خود معطوف کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین احساس تنهایی و استفاده از اینترنت با پیشایندی ادراک حمایت اجتماعی بود.
شرکت کنندگان در پژوهش جمعاً 436 دانشجو شامل 225 دانشجوی دختر و 211 دانشجوی پسر از دانشگاه های شهر شیراز بودند. برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش، از فرم کوتاه شده مقیاس احساس تنهایی اجتماعی- عاطفی برای بزرگسالان(دیتوماسو و همکاران،2004)، ادراک حمایت اجتماعی (زیمت و همکاران، 1988) و پرسشنامه سرگرمیهای اینترنتی استفاده شد. روایی و پایایی این ابزارها به ترتیب با استفاده از تحلیل عوامل و ضریب آلفای کرونباخ احراز شد.
مدل فرضی با استفاده از رگرسیون متوالی همزمان و بر اساس مراحل پیشنهادی بارون و کنی تحلیل شد. یافته ها حاکی از آن بود که ادراک حمایت اجتماعی به طور مستقیم پیش بینی کننده منفی ضعیفی برای استفاده از اینترنت است. همچنین احساس تنهایی خانوادگی و اجتماعی، نقش واسطه ای بین ادراک حمایت اجتماعی و میزان استفاده از اینترنت دارند. نکته جالب توجه اینکه احساس تنهایی خانوادگی میزان استفاده از اینترنت را به گونه مثبت و احساس تنهایی اجتماعی میزان استفاده از اینترنت را به گونه منفی پیش بینی می کرد. نتایج پژوهش حاضر مؤید نقش واسطه گری احساس تنهایی خانوادگی و اجتماعی در پیوند حمایت اجتماعی و میزان استفاده از اینترنت بود. در مجموع یافته ها اهمیت نقش حمایت اجتماعی و احساس تنهایی را در میزان استفاده از اینترنت نشان داد.
"
مقدمه: مصرف مواد نیروزا در ورزش کاران از مشکلات همراه ورزش می باشد. هدف از انجام این تحقیق بررسی شیوع مصرف مواد نیروزا و سطح آگاهی ورزش کاران استان لرستان درباره ی این داروها و عوارض جانبی آن ها بود.
روش کار: در این تحقیق توصیفی- پیمایشی، 1120 ورزش کار زن و مرد در 21 رشته ی ورزشی (17 رشته ی ورزشی مردان و 15 رشته ی ورزشی زنان) در پنج شهر استان لرستان (خرم آباد، بروجرد، ازنا، الشتر و کوهدشت) به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری یک پرسش نامه ی محقق ساخته حاوی میزان شیوع، آگاهی و نگرش درباره ی دوپینگ، داروها، مواد نیروزا و عوارض جانبی آن ها بود. تعداد
878 پرسش نامه تکمیل و با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس، رگرسیون، خی دو، تحلیل عاملی و ضریب همبستگی تحلیل شدند.
یافته ها: تعداد 285 نفر (5/32%) از ورزش کاران لرستانی اعتراف به مصرف حداقل یک ماده ی نیروزا نمودند که 176 نفر (20%) از داروهای ممنوع و 231 نفر (3/26%) از مکمل های ورزشی استفاده کرده بودند. به طور متوسط این ورزش کاران از 44 ماده ی نیروزای ذکر شده در تحقیق 73/14±20/18 مورد را می شناختند. میانگین نمره ی نگرش شرکت کنندگان در این تحقیق از جمع 6 سئوال نگرش سنج 11/1± 06/4 از 6 نمره و میانگین نمره ی آگاهی از دوپینگ آن ها 72/2 ± 79/5 از 12 نمره به دست آمد. هم چنین مشخص گردید که آگاهی این ورزش کاران از عوارض جانبی مواد نیروزا بسیار کم می باشد. آگاهی از دوپینگ، نگرش به سمت دوپینگ، رشته ی قهرمانی، وزن، مدت سابقه ی ورزشی، شناخت نام مواد نیروزا و سابقه ی فعالیت در دیگر رشته های ورزشی از مهم ترین عوامل پیش بینی کننده ی مصرف مواد نیروزا شناخته شدند.
نتیجه گیری: شیوع مصرف داروها در ورزش کاران لرستانی نسبت به نتایج تحقیقات خارجی بیشتر بوده، ولی شیوع مصرف مکمل ها کمتر از تحقیقات خارجی بود. نتایج این تحقیق حاکی از آگاهی بسیار کم ورزش کاران از عوارض جانبی مصرف مواد نیروزا بود که بر لزوم تدوین برنامه های پیشگیری تاکید دارد.
"
این پژوهش با هدف انجام فراتحلیلی بر رابطه بین تعهد همانندسازی شده، تعهد پیوستگی (پیوندجویانه) و تعهد مبادله ای با مشارکت در تصمیم گیری، رفتار مدنی سازمانی (خدمت به عموم) و رفتارهای فرانقشی به مرحله اجرا درآمد. نمونه مطالعات مورد استفاده شامل 15 مطالعه انجام شده در سرتاسر ایران بوده که متشکل از 4129 نفر نمونه بوده اند. داده های حاصل از این 15 مطالعه مورد فراتحلیل قرار گرفت. با استفاده از این روش، میانگین اندازه اثر برای روابط بین سه بعد تعهد سازمانی (به اضافه تعهد سازمانی کلی که حاصل جمع سه بعد تعهد مذکور است) با مشارکت در تصمیم گیری، خدمت به عموم و رفتارهای فرانقشی محاسبه شد. یافته های فراتحلیل انجام شده حاکی از آن بود که مشارکت در تصمیم گیری نسبت به خدمت به عموم و رفتارهای فرانقشی دارای بالاترین میانگین اندازه اثر با تعهد سازمانی کلی (برابر با 54/0 نسبت به 37/0 و 19/0) است. همچنین یافته ها حاکی از آن بود که مشارکت در تصمیم گیری به ترتیب با تعهد همانندسازی شده، تعهد مبادله ای و تعهد پیوستگی دارای میانگین اندازه اثر 37/0، 32/0 و67/0 و خدمت به عموم به ترتیب با سه بعد تعهد سازمانی بالا دارای میانگین اندازه اثر 33/0، 33/0 و 25/0 است. رفتارهای فرانقشی نیز با سه بعد تعهد سازمانی میانگین اندازه اثر 19/0، 21/0 و 085/0 داشت.
"در ایـن پژوهش رگرسیـون ریـج و گـام به گـام در قلمرو روان شنـاسی صنعتی، که غالباً متغیرهای مستقل با هم همبسته هستند، مقایسه شد. از بیـن کارکنـان مرد صنایع شهر اصفهـان 329 نفر به دو پرسشنامه سبـک رهبری مدیران (گرستنر و دی، 1994) و رضایت شغلی (برایفیلد و روث، 1995) پـاسخ دادند. بر پایـه نتـایج رگرسیون گام به گام تنها عـامل بررسـی و رسیـدگی به شکـایتها، رضایت شغـلی را پیـش بیـنی کرد (84/0 =β و 05/0P<). اما نتایج رگرسیون ریج نشان داد که علاوه بر بررسـی و رسیدگی شکایتها، اهمیت یادگیری و عدالت ادراک شده در رفتار سرپرسـت نیز می تواند رضایت شغلی را پیش بینی کند (به ترتیـب 6/0=β، 05/0P<؛ 2/0=β، 05/0P<؛ 2/0=β، 01/0 P<). بـا آنکـه واریـانس تبیین شده براساس رگرسیون گام به گام (7/0=2R) بیشتر از رگرسیون ریـج (6/0=2R) بود، امـا به نظر می رسـد در این روش بـه دلیل غلبه بر هـم خطی چندگانه، نتایج واقع بینانه تر است.
"
به منظور بررسی روابط بین جهت گیری مذهبی و شخصیت براساس نظریه ی آیزنک، 80 آزمودنی که 40 نـفر آنان زن و 40 نفر دیگر مرد بودنـد، به صورت تصادفی انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه ی شخصیت آیزنک پاسخ دادند. هم چنین به منظور ارزیابی جهت-گیری مذهبی، مقیاس جهت گیری مذهبی بهرامی احسان، اجرا شد. این مقیاس چهار بُعد جهت گیری مذهبی، سازمان نایافتگی مذهبی، بیش ارزنده سازی و کامجویی را ارزیابی می کند.
نتـایج این پژوهش نشان داد که بین زنان و مردان در زیرمـقیاس های نـوروزگرایی، روان پریش خویی و سازمان نایافتگی مذهبی، تفاوت وجود دارد. هم چنین بین روان پریش خویی، نوروزگرایی و جهت گیری مذهبی روابط معکوسی به دست آمد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که متغیرهای جمعیت شناختی در کنار متغیرهای نوروزگرایی و روان پریش خویی قادر به پیش بینی جهت گیری مذهبی نیستند. تحلیل رگرسیون نشان داد که روان پریش خویی و نوروزگرایی با جهت گیری مذهبی رابطه ی منفی داشته و متغیرهای جمعیت شناختی سهمی در این میان ندارند.