مقدمه: مطالعات در راستای اثرگذاری اجتماعی بر تصمیم گیری وخطاها و سوگیری های شناختیِ درگیر در آن بسیار ناچیز است. نقش اجتماع، گروه همسالان، و آگاهی از انتخاب اکثریت در اینترنت، به ندرت مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: آیا آگاهی از کم و کیف تصمیم گیریِ اکثریت افراد باعث تغییر پاسخ شرکت کننده ها می شود؟ چنین تغییری همراستا با پاسخ جمع است یاعکس آن است؟ روش: جامعه دانشجویان دانشگاه ، نمونه 180دانشجوی دانشگاه شهیدبهشتی به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. اثرِگروه از مقایسه ی تغییرِ انتخابِ شرکت کننده ها در اجرای مجدد تکلیفِ تصمیم گیریِ اقتصادی بعد از آگاهی از انتخاب اکثریت پیشین بدست آمد. گرچه فرد مختار بود که پاسخش را تغییر ندهد. عدم برقراری شرط توضیع نرمال تحلیل داده ها به روش های ناپارامتریک را پیش روی گذاشت واز آزمون های خی دو، ویلکاکسون، Uمن ویتنی و غیره استفاده شد. یافته ها: اثرگروه تصمیم گیری را به شکل معنادار تغییر داد (بیشتر درجهتِ تصمیم گیری غیرعُقلایی اقتصادی). به طور متوسط افراد در بخش همرنگی اجتماعی افزایشی پاسخ های4 مساله و برای همرنگی اجتماعب کاهشی 3مساله را تغییر دادند (تغییر معنادار 7مساله از 31 مساله). شرکت کنند ها درکل 23درصد از سوالات را به صِرف مشاهده ی یک علامت (در رایانه، بدون مشاهده یا حضور حتی یک نفراز جمعیتِ اثرگذار) درجهت همرنگی آنها را تغییر دادند (p<0.05). خانم ها گرایش شدیدتری به همرنگی نشان دادند، و درکل احتمالِ همرنگ شدن در مساله های مربوط به ”ریسک گریزی“ و ”ابهام گریزی“ بیشتر وجود بود (p<0.05). نتیجه گیری: براساس یافته های این پژوهش همرنگیِ اجتماعی در تغییر سوگیری های تصمیم گیری اقتصادی اثرگذار و البته به شکل معناداری در افزایش آنها قوی تر بود. سوگیری های تصمیم گیری (در این مورداقتصادی) در سطوح گوناگونی از گروه، جمع و همسالان به اشکال گوناگون تاثیر می پذیرد.
امروزه فن آوری های اطلاعات و ارتباطات نقش مهمی در تحولات اقتصادی و اجتماعی ایفا می کنند و این نقش روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. کامپیوترها به طور وسیعی ظرفیت دسترسی به داده ها و منابع اطلاعاتی را افزایش داده اند. این تحقیق با هدف بررسی مقایسه ای میزان بهره مندی از کامپیوتر به عنوان رکن اصلی این فن آوری ها در میان دانشجویان رشته های علوم انسانی و فنی- مهندسی صورت گرفته است و سعی کرده به برخی عوامل که این بهره گیری را تحت تاثیر قرار داده بپردازد.در این تحقیق با روش پیمایشی و تکنیک پرسشنامه 384 دانشجوی مقطع کارشناسی و سال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحد شوشتر انتخاب و مورد سوال قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که فرهنگ رشته ای دانشجویان علوم انسانی موجب بهره گیری کمتر آنان از این فن آوری می شود. همچنین تاثیرگذاری پایگاه اقتصادی- اجتماعی بر روی بهره مندی از کامپیوتر در میان دانشجویان علوم انسانی بیشتر از فنی- مهندسی است. از سوی دیگر دانشجویان علوم انسانی در مقایسه با فنی- مهندسی حمایت کمتری برای کار با کامپیوتر از اطرافیان خویش دریافت می کنند.همچنین دانشجویان علوم انسانی در مقایسه با فنی- مهندسی ها سطح دسترسی پایین تری به کامپیوتر دارند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ساختار عاملی مقیاس اجتماعی کوهن و رسمن (1972) برای کودکان سنین دبستانی با استفاده از رویکرد تحلیل عامل تاییدی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دوره ی ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی (92-1391) بود که به روش تصادفی چند مرحله ای 250 دانش آموز از بین نواحی چهارگانه آموزش و پرورش انتخاب شدند. برای ارزیابی کفایت مدل از شاخص مجذور کای (2χ)، نسبت مجذور کای به درجه ی آزادی2χ/df))، شاخص برازش تطبیقی (CFI)، ریشه ی دوم میانگین مجذورات باقیمانده ی استاندارد شده (RMSEA) و شاخص برازندگی نسبی (RFI) استفاده شده است. نتایج تحلیل عامل تاییدی نشان دهنده ی این است که الگوی دو عاملی برازش قابل قبولی با داده ها دارد. همچنین، ضرایب آلفای کرونباخ و تنصیف نشان دهنده ی این است که این مقیاس از پایایی مطلوبی برخوردار است.
شکلگیری مشارکت دانشجویان در نهادها و تشکلهای دانشجویی تحت تأثیر عوامل متعددی است. بر این اساس مقاله حاضر با هدف تعیین میزان مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان دانشگاه یزد، در نظر دارد، تأثیر اعتماد اجتماعی را بر مشارکت اجتماعی بررسی نماید. روش تحقیق پیمایشی بوده و جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه یزد است که تعداد آنها 9965 نفر بوده است که از این تـعداد، 134 نفر بر اساس فرمول کوکران و به شیوه نمونهگیری تصادفی انتخاب شدهاند. ابزار مطالعه پرسشنامه بوده و از آزمونهای آماری، تفاوت میانگین (t-test)، آزمون فیشر (F)، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.یافتهها مبین آن است که بین مشارکت اجتماعی و اعتماد اجتماعی رابطه معناداری وجود دارد. این امر نشان میدهد که اگر بر اعتماد اجتماعی دانشجویان افزوده شود، در این صورت سطح مشارکت اجتماعی آنان نیز ارتقا خواهد یافت. همچنین بین مشارکت اجتماعی و جنسیت، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، تفاوت معنیداری وجود ندارد. اما بین مشارکت اجتماعی و رشته تحصیلی تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین، متغیرهای مستقل سن، اعتماد تعمیمیافته و اعتماد به محیط مجموعا 3/21 درصد از واریانس متغیر وابسته (مشارکت اجتماعی) را تبیین مینماید. بقیه تغییرات به تأثیر سایر متغیرها مربوط بوده که در تحقیق حاضر مدنظر نبودهاند
مقدمه:نظریه ذهن یکی از مهمترین مباحث شناخت اجتماعی می باشد و از آنجا که پیش نیازی برای درک محیط اجتماعی و درگیری در رفتارهای اجتماعی رقابت آمیز است، در عرصه روان شناسی مورد توجه قرار گرفته است. در این راستاهدف اساسی پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های ارتباطی بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان بود. روش: پژوهش از نوع پژوهش های آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است که جامعه آماری شامل همه دانش آموزان دخترعادی 9-8 سال شهر کرمانشاه بوده است. برای این منظور30 دانش آموز با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گمارش شدند. آزمون 38 سؤالی نظریه ذهن به عنوان ابزار جهت به دست آوردن داده ها استفاده گردید. گروه آزمایش تحت آموزش مهارت های ارتباطی طی هفت جلسه قرار گرفتند.داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیلکوواریانس چند متغیره) تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون از لحاظ میزان نظریه ذهن تفاوت معناداری در سطح (001/0>p) وجود داشت. نتیجه گیری: آموزش مهارت های ارتباطی موجب ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان شدو از آنجا که فعالیت های آموزش داده شده براساس روش درمانی عقلانی هیجانی عاطفی آلبرت آلیس بود و بین شناخت اجتماعی و هیجان ارتباط نزدیک وجود دارد تأثیرات قابل مشاهده بر ارتقاء سطوح نظریه ذهن کودکان گروه آزمایش قابل تبیین است.