ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۴۱ تا ۳٬۸۶۰ مورد از کل ۴٬۵۵۶ مورد.
۳۸۴۲.

مقایسه اختلالات زبان در بیماران اسکیزوفرنیای پارانوئید و غیرپارانوئید(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹۴
"هدف: این پژوهش با هدف بررسی اختلالات زبان در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیای مزمن پارانوئید و غیر پارانوئید در مرکز روانپزشکی رازی صورت گرفته است. روش بررسی: در این پژوهش با استفاده از آزمون زبانپریشی فارسی، اختلالات زبان در 40 بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیا با نشانه های نوع مداوم (مزمن) که به دو گروه 20 تایی (پارانوئید و غیر پارانوئید) زن و مرد تقسیم شده بودند، بررسی و مقایسه شد. نمونه های مورد مطالعه در هر دو گروه از نظر متغیرهای جنس، سن، میزان تحصیلات، طول مدت بیماری، مدت اقامت در بخشهای بستری دراز مدت، همتاسازی شدند. مهارتهای زبانی مورد ارزیابی در آزمون فوق، عبارت بودند از: روانی گفتار آزاد، روانی گفتار توصیفی، کیفیت گفتار آزاد، کیفیت گفتار توصیفی، درک شنیداری، بیان شفاهی، درک زبان نوشتاری، نوشتن، تکرار و میزان واژگان. داده های بدست آمده با استفاده از برنامه آماری SPSS برای ویندوز تحلیل آماری شد. یافته ها: یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که در تمام بیماران، امتیاز کلی مربوط به مهارتهای زبانی آزمون فوق، پایین تر از افراد سالم است و بیشترین کاهش مربوط به بخشهای کیفیت گفتار توصیفی، روانی گفتار توصیفی و میزان واژگان است. نتیجه گیری: بیماران پارانوئید در قیاس با بیماران غیر پارانوئیدی در بخشهای روانی گفتار توصیفی، درک شنیداری، بیان شفاهی، میزان واژگان و امتیاز کلی آزمون، تفاوت معنی دار آماری نشان دادند. در بین متغیرهای دموگرافیک، تنها متغیر میزان تحصیلات با برخی از بخشهای آزمون ارتباط معنی داری را نشان داد. "
۳۸۴۴.

فراوانی اختلالات خلقی یک قطبی و دو قطبی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴۲ تعداد دانلود : ۱۳۶۲
هدف: هدف این مطالعه تعیین فراوانی مادام العمر اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (MS) بود. روش: 85 45) زن و 40 مرد( بیمار 18-65 ساله مبتلا به MS، به روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب و با استفاده از مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته، بر اساس ملاک های DSM-IV ارزیابی شدند. برای تحلیل داده ها به تناسب، از آزمون های آماری خی دو و من- ویتنی استفاده شد. یافته ها: فراوانی مادام العمر اختلالات خلقی در بیماران مبتلا به MS، 34.5 درصد بود که از این میزان، 15.6 درصد به اختلال افسردگی طبقه بندی نشده، 8.2 درصد به اختلال دوقطبی نوع اول، 5.9 درصد به اختلال افسردگی عمده، 2.4 درصد به اختلال دو قطبی طبقه بندی نشده، 1.2 درصد به اختلال دیس تایمیک و 1.2 درصد به اختلال دو قطبی نوع دوم مبتلا بودند. نتیجه گیری: مجموع فراوانی اختلالات خلقی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس قابل توجه و سهم اختلالات دو قطبی بیش از انتظار است. از آنجا که بسیاری از این اختلالات قابل درمان می باشند، پزشکان می باید در تشخیص، درمان و پیگیری به موقع اختلالات روانپزشکی بیماران MS از آگاهی و حساسیت کافی برخوردار باشند.
۳۸۴۵.

بررسی فراوانی الگوی علائم اختلال وسواسی - جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۲۴
مقدمه: با توجه به اینکه علایم وسواسی - جبری وابسته به فرهنگ هستند، شناخت و اطلاع از فراوانی و تنوع آنها در جامعه ما می تواند به تشخیص دقیق تر این اختلال کمک کند و اهداف درمانی را مشخص تر سازد. روش: در قالب یک طرح پژوهشی مقطعی، 61 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی - جبری (23 مرد و 38 زن) به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند و تنوع و شدت علایم با مقیاس ییل - براون اندازه گیری شد. این بیماران به طور سرپایی به واحد روانپزشکی مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی توحید و یک مطب خصوصی مراجعه کرده بودند و به وسیله یک روانپزشک )بر مبنای (DSM-IV-TR تشخیص داده شدند. یافته ها: این بررسی نشان داد که بیشترین وسواس های فکری، آلودگی و پرخاشگری است و تفاوت زنان و مردان در وسواس آلودگی معنادار می باشد. بیشترین وسواس های عملی، وارسی کردن، شست و شو و نظافت و تفاوت دو جنس معنادار بود. بین میزان تحصیل بیماران و علایم وسواسی - جبری در زمینه وسواس های فکری آلودگی و جسمی یک رابطه معنادار به دست آمد و دو گروه مجرد و متاهل فقط در وسواس های آلودگی و شمارش تفاوت معنادار داشتند. نتیجه گیری: بیماران مبتلا به اختلال وسواسی - جبری خصوصیات علامت شناسی و جمعیت شناختی متمایزی را نشان می دهند که یکی از توجیهات آن می تواند تنوع فرهنگی باشد. این مسئله خود مفاهیم ضمنی مهمی برای تشخیص و درمان این اختلال دارد.
۳۸۵۲.

بررسی میزان افسردگی اساسی در کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال تورت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات دوران شیر خوارگی، کودکی و نوجوانی اختلالات تیک
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلال خلقی افسردگی
تعداد بازدید : ۲۹۲۹
"هدف: اختلال تورت عبارت است از اختلالی که در آن سابقه تیکهای حرکتی متعدد در بیمار وجود دارد و حداقل یک تیک صوتی در مقطعی از اختلال در بیمار ایجاد می شود. گزارشات فراوانی در مورد همراهی افسردگی اساسی بطور همزمان با این اختلال منتشر شده است و مطالعات بیانگر این است که تشخیص و درمان به موقع این اختلال از اهمیت بسیار زیادی در سیر درمان بیماران مبتلا به اختلال تورت برخوردار است. بنابراین بررسی افسردگی اساسی همزمان با اختلال تورت در جامعه اهمیت فراوانی دارد. روش بررسی: در طی یک دوره زمانی یکساله، 30 مورد بیمار مبتلا به اختلال تورت مراجعه کننده به یک مرکز روانپزشکی اطفال مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعه بصورت توصیفی و cross sectional طراحی شد. همچنین 30 نفر از افراد گروه کنترل مطابق با گروه بیماران از لحاظ سن و جنس از مدارس شهر تهران انتخاب شدند. 25 پسر و 5 دختر حدود سنی 18-8 سال در هر گروه وجود داشتند. پرسشنامه K-SADS جهت یافتن افسردگی اساسی در این بیماران و همچنین در گروه کنترل تکمیل گردید. نتایج به دست آمده در این تحقیق بر اساس آزمونهای آماری از جمله MC-Nemar exact test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: 23.3% از بیماران مبتلا به اختلال تورت به اختلال افسردگی اساسی مبتلا بودند و 3.3% از گروه کنترل مبتلا به اختلال افسردگی اساسی بودند. نتیجه گیری همراهی قابل ملاحظه بین اختلال تورت و اختلال افسردگی اساسی در این تحقیق ایجاب می نماید که هر بیمار مبتلا به اختلال تورت بطور جدی از نظر افسردگی اساسی بررسی شود زیرا می تواند روی برنامه درمان و اداره بیماری تاثیر گذار شود."
۳۸۵۳.

کارکردهای اجرایی در کودکان با و بدون اختلال هماهنگی رشدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۳۸
هدف: پژوهش حاضر کارکردهای اجرایی شامل سازمان دهی، تصمیم گیری - برنامه ریزی و بازداری را در کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی بررسی می کند. روش: در این پژوهش مقطعی - تحلیلی، 60 دانش آموز مقطع ابتدایی در دو گروه 30 نفره با اختلال هماهنگی رشدی )براساس (DSM-IV و میانگین سنی 8.2 سال و گروه عادی با میانگین سنی 8.5 سال بر اساس نمونه گیری تصادفی انتخاب و مقایسه شدند. برای به دست آوردن داده ها، از آزمون های توانایی حرکتی پایه، آزمون عصبی روان شناختی و شخصیتی کولیج و همین طور آزمون هوش ماتریس های رنگی ریون استفاده شد. داده ها با آزمون t مستقل تحلیل شدند. یافته ها: این کودکان در کارکردهای اجرایی سازمان دهی و تصمیم گیری - برنامه ریزی با گروه عادی تفاوت داشتند، ولی در زمینه کارکرد بازداری هیچ تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های فوق می توان برای کاهش نارسایی کارکردهای اجرایی، راهبردهای زیر را پیشنهاد نمود: تاکید بر کار شخصی و اضافی خارج از مدرسه؛ استفاده از ابزارهای برنامه ریزی مثل ساعت، تقویم و رایانه؛ تاکید بر آموزش مهارت های تفکر و حل مساله؛ و استفاده از داروهای محرک روانی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان