ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷٬۳۲۱ تا ۷٬۳۴۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
۷۳۲۱.

چگونه در فلسفه کانت پرداخت به زیبایی هنری منجر به اخلاقی عمل کردن فرد می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۸۳
این مقاله رابطه میان زیبایی شناسی و اخلاق در فلسفه ایمانوئل کانت را بررسی می کند و می پرسد آیا تجربه زیبایی، به ویژه در هنر، می تواند به عمل اخلاقی منجر شود. در نقد قوه حکم (1790)، کانت قلمرو زیبایی را مستقل از حوزه اخلاق می داند و تأکید می کند حکم ذوقی باید «بی علقه» باشد و از هر گونه میل، سود، یا الزام اخلاقی جدا بماند. با این حال، او میان تجربه زیباشناختی و قوه اخلاقی پیوندی غیرمستقیم برقرار می کند که به واسطه مفهوم «غایت مندی بدون غایت» قابل تبیین است. پرسش محوری مقاله این است که چگونه می توان این استقلال و در عین حال، همبستگی را در اندیشه کانت فهم کرد. در این راستا، با بررسی تمایز میان «زیبایی آزاد» و «زیبایی مقید» و تحلیل دیدگاه هایی همچون تفسیر ونزل (2005)، نشان داده می شود زیبایی هنری، به ویژه در شکل مقید خود، می تواند نمادی از قانون اخلاقی باشد و ذهن انسان را برای پذیرش ایده های اخلاقی آماده کند. با وجود این، از دیدگاه کانت، این تجربه هرچند انگیزش اخلاقی را تسهیل می کند، شرط کافی برای تحقق عمل اخلاقی نیست؛ زیرا اخلاق بر خودآیینی اراده و التزام آگاهانه به قانون عقلانی استوار است. نتیجه آن است که تجربه زیبایی هنری در فلسفه کانت نقشی واسطه گر دارد: نه منشأ مستقیم عمل اخلاقی، بلکه بستری برای پرورش حساسیت و آمادگی ذهنی نسبت به اخلاق.
۷۳۲۲.

تبیین پدیدار شناسانه دگردیسی وجود اشیای روزمره در هنر مدرن با ابتنا بر اندیشه های هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۶
به نظر می رسد با ظهور اشیای روزمره در برخی از انواع هنر مدرن، ما با نوعی دگردیسی شیء روزمره به کار هنری مواجه هستیم. این پژوهش می کوشد با تبیین دلالت های هستی شناسانه این دگردیسی، نشان دهد چگونه هنر مدرن با دگردیسی شیء روزمره به کار هنری از قلمرو فهم طبیعی از موجودات فرا می رود و آن را متحول می کند. برای رسیدن به این هدف، تلاش شده است با رویکردی پدیدارشناسانه مبتنی بر دیدگاه هایدگر، دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در پرتو تقابل فهم طبیعی و فهم پدیدارشناسانه از موجودات مورد تأمل قرار گیرد. با پی گیری این مسیر، به نظر می رسد دگردیسی شیء روزمره به کار هنری در چارچوب فهم طبیعی از موجودات جای نمی گیرد، زیرا برای فهم طبیعی، موجود امری فی نفسه و فارغ از نسبت است. این در حالی است که آنچه در دگردیسی رخ می دهد دقیقاً همین برقراری نسبت و مواجهه ای تازه میان ما و شیء است که هنرمند به واسطه پرتاب شیء درون بافت و جهانی تازه آن را رقم می زند. در مقابل، با توجه به اینکه پدیدارشناسی وجودِ موجود را فقط با نظر به مسئله مواجهه و روی آورندگی و از دریچه ظهور موجود برای ما فهم می کند، ظهور شیء روزمره به منزله هنر در این رویکرد تبیین پذیر است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت هنرمند مدرن مانند یک پدیدارشناس، فهمِ طبیعی از موجودات را به حال تعلیق درمی آورد و ما را به ساحت پدیدارشناسانه فهم وجود وارد می کند.
۷۳۲۳.

زادگی و درهم گستردگی زوئه و بایوس؛ تبیین زیست سیاست در اندیشه هانا آرنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۱
زیست سیاست منظومه ای از راهبردهاست که برای تنظیم جمعیت های انسانی، شیوه زیست افراد و مدیریت تنانگیشان انجام می گیرد. زیست سیاست، درحقیقت، پیکره ای از دانش/قدرت است که با استفاده از سازوکارهای علوم زیست شناختی، در جهت پرورش یا پژمردن زندگی انسان ها در جامعه گام برمی دارد. این میان رشته در مفهوم امروزی آن توسط اندیشمندانی نظیر فوکو، آگامبن و اسپوزیتو مطرح شد. بااین حال، هانا آرنت، پیش ازاین مفاهیم بنیادین آن را در اندیشه های سیاسی خود، بدون ذکر این اصطلاح، طرح اندازی کرده بود. او نه تنها با کالبدشکافی تمامیت خواهی سویه مرگ باور زیست سیاست را تشریح کرد بلکه با تدوین گونه های فعالیت انسانی و بازتعریف مفهوم زادگی، استعداد انسان در حرکت به سوی زیست سیاست زندگی باور را نیز سنجید؛ ازاین رو، اخیراً به رویکرد آرنت درباره مفاهیم بنیادین زیست سیاست توجه بسیار شده است؛ به همین دلیل، در این مقاله دوسویه مرگ باور و زندگی باور زیست سیاست آرنتی با تمرکز بر سه مفهوم زوئه، بایوس و زادگی و تناظر آن ها با سه گونه فعالیت انسان، «زحمت»، «کار» و «کنش» تبیین می گردد. همچنین، دیدگاه های نظریه پردازان درباره مفهوم زادگی، به عنوان هسته مرکزی زیست سیاست زندگی باور آرنت بررسی و رویکرد هستی شناختی او به مفهوم زادگی، به خصوص در ارتباط با فلسفه وجودی مارتین هایدگر و سنت آگوستین تشریح می شود؛ درحقیقت، در این مقاله تلاش می شود صورت بندی جدیدی از هستی شناسی آرنت درباره زیست سیاست ارائه گردد.
۷۳۲۴.

بازتفسیر تحلیل علّیت ماکس وبر در علوم فرهنگی: نقش قواعد تجربی و شرطی های خلاف واقع در حفظ تمایز نوکانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۱
روش شناسی ماکس وبر تحتِ تأثیر اندیشمندان مکتب نوکانتیِ بادن، به تمایز میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی تأکید دارد. این رویکرد علوم انسانی را با فهم معنای کنش های انسانی، و علوم طبیعی را با تبیین از طریق قانون های علّی تشخیص می دهد. امّا، وبر برای تحلیل خود از واژه «علیت» و «تحلیل های علّی» استفاده کرده و از آنجا که تبیین (در عامیانه ترین تعریف) به معنای بیانِ علّت است، این تصوّر ایجاد شده که روش وبر در علوم فرهنگی به واسطه علاقه او به تحلیل علّی، به علوم طبیعی نزدیکتر شده که این نیز معنایی ندارد به جز پذیرش نوعی از تحصل گرایی. در این مقاله استدلال می کنیم که تحلیل علّی وبر، همچنان به تمایز میان علوم فرهنگی و علوم طبیعی (موردنظر نوکانتی های بادن) متعهد باقی می ماند. برای این منظور بعد از شرح روش شناسی و رویکرد علّی وبر، با مقایسه شرح وبر با فلاسفه دیگری که درخصوص علیت منفرد قرائت هایی ارایه داده اند (به طور مشخص دیوید لوئیس) نشان خواهیم داد که تحلیل علیّت منفرد، دارای ویژگی هایی است که به کار رفتن آن در دیدگاه وبر، مرز میان علوم طبیعی و علوم فرهنگی همچنان حفظ خواهد شد. در این مقاله، ملاکی برای تمایز میان این دو نوع علم ارایه می شود.
۷۳۲۵.

نسبت زبان-قدرت-رخداد در اندیشه نیچه و هایدگر و پیامدهای فلسفی-سیاسی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۳
نیچه و هایدگر مواجهه ای فلسفی انتقادی با مدرنیته داشته اند.از منظر هستی شناسی و معرفت شناسی آنها خود را پست مدرن معرفی نمی کنند،اما اندیشه های آنان قالب های ساختارشکنانه ای برای پست مدرنیسم و پساساختارگرایی به وجود آورد. مقاله حاضر نشان می دهد چگونه نیچه و هایدگر با واسازی مفهوم زمان بنیانهای فکری و فلسفی رایج را دگرگون می کنند و نسبت درهم تنیده میان قدرت-زبان-رخداد ایجاد می کنند.آنها با ایجاد شک و تردید در بنیان های اندیشه متافیزیکی، یعنی جوهرگرایی و سوژه مدرن تلاش کردند تا فلسفه را در پیوند با زندگی تفسیر و تحلیل کنند.آنها با بهره گیری از مفهوم حرکت (شدن) چرخشی فهم و تفسیر ما از جهان را تغییر می دهند. بدین معنا که زندگی را به مثابه رخدادی در حال نو شدن می بینند. نتیجه این که از منظر آنان رخدادها نه امری بیرونی نسبت به زبان-قدرت بلکه درونی آن هستند و بدین سان نقش بنیادین در تثبیت و یا تغییر معرفت تاریخی دارند؛ یعنی در درون زبان-قدرت رخدادها به مثابه امکان صورتبندی جدیدی از حقیقت ممکن می شود. بر همین اساس می توان ضدمتافیزیک گرایی تاریخی را یکی از مهمترین پیامد چنین نسبتی دانست که در اندیشه های متفکران پساساختارگرایانه و پسامدرن از جمله، فوکو، دریدا و رورتی خود را پدیدار می سازد.
۷۳۲۶.

بازآفرینی مناقشه اراده آزاد: از قرن هجدهم تا علوم شناختی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۵
بحث درباره اراده آزاد از کهن ترین و بنیادی ترین چالش ها در فلسفه است که اوج خود را در قرن هجدهم، به ویژه در آثار دیوید هیوم، یافته است. این مقاله با عنوان «بازآفرینی مناقشه اراده آزاد: از قرن هجدهم تا علوم شناختی معاصر» می کوشد این تقابل کلاسیک میان آزادی و ضرورت را در پرتو داده ها و مباحث جدید در علوم شناختی و عصب پژوهی بازخوانی کند. پرسش اصلی این است که آیا یافته های تجربی اخیر همچون پژوهش ها درباره فرایند تصمیم گیری، پیش بینی کنش ها و علیت ذهنی می توانند امکان «آزادی اراده» را تأیید یا به چالش بکشند؟ فرضیه مرکزی مقاله این است که چارچوب همخوان گرایانه هیوم، که بر هماهنگی میان ضرورت علّی و توانایی انسان برای عمل بر اساس دلایل تأکید دارد، همچنان منبعی مهم برای فهم و هدایت مناقشات علمی امروز فراهم می آورد. روش تحقیق، تحلیلی تطبیقی است: از یک سو مفاهیم و استدلال های هیوم و دیگر متفکران قرن هجدهم بررسی می شوند، و از سوی دیگر، این مفاهیم در پرتو یافته های علوم شناختی و عصب پژوهی بازخوانی می گردند. نتایج نشان می دهد که خوانش همخوان گرایانه از آزادی اراده نه تنها در برابر چالش های علوم شناختی مقاوم است، بلکه می تواند در بازتعریف مفاهیمی چون ضرورت، کنترل و مسئولیت اخلاقی در گفت وگوی میان فلسفه و علم نقش آفرین باشد. ازاین رو، مناقشه دیرپای آزادی و ضرورت پایان نمی یابد، بلکه در بستر علوم معاصر افق های تازه ای می یابد.
۷۳۲۷.

بررسی انتقادی نسبت حرکت جوهری با ثابت و سیال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۴
برخی باور دارند صدرا بر اثبات حرکت جوهری از راه چگونگی ارتباط ثابت و سیال بیش از هر برهان دیگرى پا می فشرد: اگر جوهرِ متحرک رابط این دو نباشد، هیچ چیز دیگرى نمی تواند رابط شود. پس حرکت جوهرى وجود دارد. در همین راستا، در تحلیل معنای حرکت جوهری گاه ثبات گذشته و حال – به صورت لبس پس از لبس – و ثبات گذشته و حال و آینده – به صورت سرمدگروی – نیز مطرح می شود. در این مقاله ادعاهای بالا به طور جامع نقد و بررسی می شوند: به روش تاریخی نقدهای پراکنده در طول تاریخ را یک جا گردآوری و به روش عقلی و با ابزارهای منطقی آنها را تحلیل و ارزیابی می کنیم و سپس نقدهای خاص خود را نیز پیش می نهیم. نتیجه و یافته پژوهش ما این است که با ادله گوناگون نشان می دهیم هیچ یک از ادعاهای بالا در نهایت پذیرفتنی نیست. برای نمونه، اگر اثبات یادشده حرکت جوهری پذیرفته شود، دشواره ثابت و سیال در جایی دیگر – به ویژه در رابط بودن حرکت عرضی میان ثابت و سیال – خود را دوباره نشان می دهد و دفاع های موجود مدافعان نیز در نهایت ره به جایی نمی برد. در نقد لبس پس از لبس مطهری و سرمدگروی جوادی آملی نیز نشان می دهیم گذشته از دیگر اشکال های مهم، چنین ادعاهایی با سایر سخنان خود آنها تعارض دارند؛ چه، آنها امر ثابت در جهان مادی متحرک و اجتماع در وجود بین اجزای زمانی را گاه به تصریح منکر شده اند.
۷۳۲۸.

مطالعه تطبیقی رابطه جنگ با مفهوم از خودگذشتگی در اندیشه ماکس شلر و کارل اشمیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۷
هدف این نوشتار تحلیل و تطبیق نسبت مفهوم «از خودگذشتگی» با جنگ در آرای ماکس شلر و کارل اشمیت است. در اندیشه سیاسی اشمیت جنگ به عنوان افراطی ترین ابزار سیاسی، امکانی را آشکار می کند که زیربنای هر ایده سیاسی است یعنی تمایز دوست و دشمن. در حالی که در دیدگاه شلر جنگ بزرگ ترین رویدادی اخلاقی است که حقیقت روحانی انسان را نمایان می-کند. در فلسفه شلر ایثار برای در آغوش گرفتن جنگ، در حقیقت پذیرفتن زندگی به مثابه یک نیروی پویا و سازنده است. اگر این گونه به موضوع جنگ نگاه کنیم فداکاری در جنگ به گشایش راهی به سوی امر متعالی بدل می شود. در واقع برای هر دو متفکر آن چیزی که جنگ را از دیگر رقابت ها در زندگی متمایز می کند «از خودگذشتگی» در میدان نبرد است. لذا تفاوتی ندارد که این فداکاری در میدان نبرد براساس ارزش های والای اخلاقی باشد و یا دفاع از هویت سرزمینی. براساس همین تشابهات و تمایزات، در این نوشتار تلاش می کنیم با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین آرای این دو متفکر در این زمینه بپردازیم و در نهایت این دو دیدگاه را با یکدیگر تطبیق دهیم.
۷۳۲۹.

دلالت های تجربه گرایی اجتماعی سولومون درباره شبه علم: بررسی مورد لیسنکوئیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۸۱
بررسی نمونه های شبه علم نشان می دهد در بسیاری از موارد، افرادی که مبدع شبه علم بوده و آن را توسعه می دهند، خود دارای اعتبار علمی هستند. به همین سبب، در مباحث اخیر به تمایز شبه علم از اموری مثل علم نابالغ و علم بد توجه شده است. در این مقاله با لحاظ کردن این تفاوت به این پرسش می پردازیم که چه چیز شبه علم را از اختلاف ِنظرهای علمی معمول یا ثمربخش متمایز می کند؟ برای پاسخ به این پرسش از نظریه تجربه گرایی اجتماعی سولومون و مدل بردارهای تصمیم استفاده می کنیم. در مدل پیشنهادی سولومون، بردارهای تصمیم شامل اموری اجتماعی، سیاسی، نظری، و تجربی می شوند که در مقیاس اجتماعی، شرایط را برای پذیرش یک نظریه مساعد یا نامساعد می کنند. سولومون با استفاده از این بردارها اختلاف نظر علمی را تحلیل کرده و چارچوبی هنجاری برای آن ارائه می دهد. طبق این چارچوب، اختلاف نظر علمی در شرایطی سودمند است که تلاش های پژوهشی دانشمندان بین نظریه های بدیل، در تناسب با میزان موفقیت های تجربی این نظریه ها توزیع شده باشد. با به کار بستن این مدل بر روی مورد لیسنکوئیسم (مناقشه میان ژنتیک دانان و لیسنکوئیست های حامی وراثت صفات اکتسابی در شوروی سابق)، دلالت های این مدل در تحلیل نسبت شبه علم با اختلاف نظر علمی ثمربخش تشریح شده و نقاط قوت و امتیاز آن مورد بررسی قرار می گیرد.
۷۳۳۰.

مشاوره روانی به مثابه تکنولوژی: تحلیل انتقادی و بازسازی از منظر برگمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۶
در جوامع معاصر، تنوع روزافزون نیازها و چالش های زندگی روزمره، مراجعه به مشاوران روان شناس را به پدیده ای فراگیر بدل کرده است. در این مقاله، درمان شناختی-رفتاری (CBT) به عنوان رایج ترین شیوه در جلسات مشاوره و روان درمانی، به مثابه نوعی تکنولوژی روانشناختی و با رویکردی فلسفی تحلیل و نقد می شود. مطابق تحلیلِ صورت گرفته، این چارچوب نظری جدید افق هایی برای فهم بهتر CBT فراهم می آورد و رهیافت هایی برای اصلاح و ارتقای آن پیش می نهد. با اتکا به چارچوب نظری آلبرت برگمان، فیلسوف تکنولوژی، نشان داده می شود که CBT با الگوی «پارادایم دستگاه» همسوست؛ رویکردی استانداردشده که علیرغم کارایی ساختاریافته، به کاهش عمق تجربه انسانی، بی توجهی به زمینه های اجتماعی-فرهنگی و تقلیل رابطه درمانی به تعاملی مکانیکی می انجامد. سپس با بهره گیری از مفهوم «اشیاء و فعالیت های کانونیِ» برگمان، راهکارهایی برای اصلاح CBT در این پژوهش پیشنهاد می شود، از جمله تقویت رابطه درمانی اصیل از طریق همدلی و مشارکت فعال، تلفیق تمرینات ذهن آگاهی برای غنای تجربه زیسته، به کارگیری CBT گروهی برای احیای پیوندهای اجتماعی و طراحی ابزارهای دیجیتال مبتنی بر تعامل معنادار. این تحولات CBT را از ابزاری صرفاً فنی و مبتنی بر عقلانیت ابزاری به فعالیتی کانونی تبدیل می کند که همزمان با کاهش علائم، به غنای روابط انسانی در خانواده و جامعه یاری می رساند. در نهایت، مقاله با اشاره به محدودیت های رویکرد برگمان، ضرورت تلفیق آن با نظریه های پساپدیدارشناسی دان آید و نظریه انتقادی تکنولوژی اندرو فینبرگ را برای پوشش ابعاد فرهنگی و زمینه ای در روان درمانی معاصر مورد تأکید قرار می دهد.
۷۳۳۱.

واکنشی صدرایی به ایده بازگشت الهیاتی با تأکید بر مسئله فعل خاص الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۷۲
از آنجا که تلاش اندیشمندان حوزه الهیات طبیعت در مساله فاعلیت خاص خداوند، همچنان به ارائه تبیین رضایت بخش توفیق نیافته است، برخی خواستار توجه به عناصر فلسفی الهیات طبیعی شده اند و ایده بازگشت از الهیات طبیعت به الهیات طبیعی را مد نظر قرار داده اند. پذیرش نوعی عدم تعین ریشه ای در بنیان همه تغییرات طبیعی، اساس اندیشه سیلوا یکی از مدافعان ایده بازگشت الهیاتی، در مقابل تبیینات مبتنی بر نظریات علمی (نظریات الهیات طبیعت همچون تئوری کوانتوم و نظریه آشوب) در پاسخ به مساله فعل خاص الهی است. او با بهره گیری از مفهوم علت مادی و پذیرش ماده به عنوان یکی از اجزاء هستی شناسانه ی اشیاء طبیعی، معتقد است این امکان، برای شیء وجود دارد که نسبت به پذیرش صور از مبادی گوناگون، منفعل باشد. وجود فاعل های طبیعی هیچ گاه مانع از آن نیستند که فاعل فراطبیعی، صورتی جدید در طبیعت، محقق کند. این امر که به فعل ابداعی و بی قاعده خداوند در عالم طبیعت، منجر می شود، در اندیشه صدرایی، با توجه به مسائلی چون، رابطه اتحادی ماده و صورت و نفی کون و فساد و نیز حرکت جوهری، جایگاهی ندارد. علاوه بر آن، با نفی فاعلیت خاص از خداوند و مجردات تام، فاعلیت نفس کلیه در عالم طبیعت، مبنای اندیشه صدرا و واکنشی در پاسخ به این مسئله می شود. علی رغم برخی وجوه مثبت، همچون رفع مشکل ارتباط زمانی فراطبیعت با طبیعت و رفع شکاف متافیزیکی میان آن دو و نیز بی نیازی از نظریه افلاک در توجیه تغییرات طبیعی، ابهام در ساز و کار فاعلیت نفس کلیه، روشن نبودن رابطه فعل این نفس با ماده پیشین حوادث، و تعارض آن با بحث صفات الهی، دلایل عدم ارائه تبیینی رضایت بخش در این خصوص می باشد.
۷۳۳۲.

سوژه و فناوری از منظر فوکو و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۰
این پژوهش به بررسی تحول مفهوم سوژه در تاریخ فلسفه و مقایسه دیدگاه های مارتین هایدگر و میشل فوکو می پردازد. در ابتدا، سوژه به عنوان امری مستقل و خودبنیاد در تقابل با ابژه در نظر گرفته می شد، اما این برداشت در آثار متفکرانی مانند مارکس، فروید، نیچه، هایدگر و فوکو دستخوش تغییر شده است. این تحقیق نشان می دهد که با از دست رفتن تصور سوژه به عنوان یک ذهنیت خلاق و مختار، چگونه این مفهوم در اندیشه متفکران بازتعریف شده است. هایدگر با مفهوم «دازاین» و نقد متافیزیک سنتی، بر فهم هستی شناختی سوژه تأکید دارد و نقش تکنولوژی را در تبدیل موجودات به ابزارهای قابل کنترل بررسی می کند. در مقابل، فوکو بر تأثیر قدرت و نهادهای اجتماعی در شکل دهی به سوژه تأکید کرده و آن را محصول مناسبات تاریخی و تکنیک های نظارتی می داند. او همچنین اخلاق یونانیان باستان را الگویی برای خودسازی در برابر سلطه قدرت معرفی می کند. در نهایت، هر دو متفکر به مسأله شکل گیری هویت انسانی پرداخته اند؛ هایدگر از منظر هستی شناسی و فوکو از منظر قدرت و ساختارهای اجتماعی. این دو دیدگاه، درک جامعی از تحولات مفهوم سوژه و جایگاه آن در جهان معاصر ارائه می دهند.
۷۳۳۳.

هندسه ایمان و قدرت: بررسی تاریخی تأثیر مسلمانان بر ایجاد و تداوم اسلام هراسی در روابط اسلام و مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۱
روابط میان مسلمانان و مسیحیان، به عنوان پیروان دو آیین توحیدی، از تعاملات فرهنگی و دوستانه تا تقابلات سیاسی و خصمانه، بازتاب دهنده پیچیدگی های تاریخی و اجتماعی این دو جامعه است. پدیده اسلام هراسی، با ویژگی هایی چون «تبعیض، طرد، ارعاب و خشونت»، حاصل عوامل تاریخی، دینی، سیاسی و اجتماعی متعددی است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر متقابل این عوامل، مکانیزمی به نام «هندسه ایمان و قدرت» را بررسی می کند که در آن، تعاملات مذهبی و سیاسی مسلمانان و مسیحیان، نقش مهمی در شکل گیری کلیشه های منفی ایفا کرده است. این مقاله نشان می دهد که اسلام هراسی نه صرفاً پیامد اقدامات غرب مسیحی، بلکه نتیجه تعاملات مشترک مسیحیت شرقی و غربی و رفتارهای درونی جوامع اسلامی است. علاوه بر این، پژوهش تلاش دارد نشان دهد که هندسه ایمان و قدرت، که زمانی در مرزهای بیرونی جهان اسلام اسلام هراسی را ایجاد کرد، اکنون در مرزهای داخلی نیز فعال است. این پژوهش با بررسی عوامل تاریخی مؤثر، بر ضرورت بازنگری انتقادی در رویکردهای تاریخی و معاصر تأکید دارد تا به فهمی جامع تر از این پدیده دست یابد و راه حل هایی برای کاهش این معضل ارائه کند.
۷۳۳۴.

تربیت عادلانه؛ امتداد نظریه عدالت شهید مطهری در تربیت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۱
بشر همواره به دنبال عدالت بوده و در طول تاریخ شاهد تجربه های موفق و ناموفق فراوانی در طلب آن بوده ایم. یکی از علل مهم ناکامی ها در رسیدن جوامع بشری به عدالت عدم تعریف صحیح آن و ناتوانی از امتداد آن در حوزه های گوناگون بوده است. مسأله ای که در این مقاله دنبال می کنیم آن است که نظریه عدالت شهید مطهری چه امتدادی در اندیشه تربیتی ایشان دارد. بدین منظور کلیه منابع و مراجع موجود و مرتبط با آراء تربیتی ایشان مورد بررسی توصیفی قرار گرفته و داده های حاصل طبقه بندی و تحلیل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که باتوجه به تعریف عدالت – مواجهه به تناسب شایستگی – و تربیت – شکوفایی استعدادهای فطری انسان – از نظر ایشان، لازمه تربیت عادلانه این است که ساحات وجودی انسان به صورت متعادل رشد کند و مربی متناسب با استعدادهای گوناگون متربی و همچنین سن و جنسیت او تعامل سازنده داشته باشد. شکوفایی استعدادهای فطری انسان – از نظر ایشان، لازمه تربیت عادلانه این است که ساحات وجودی انسان به صورت متعادل رشد کند و مربی متناسب با استعدادهای گوناگون متربی و همچنین سن و جنسیت او تعامل سازنده داشته باشد.
۷۳۳۵.

شانس کور و هدایت شدگی الهی: بازسازی دیدگاهی سازگاری گرایانه با الهام از رویکرد پوکینگهورن در خصوص ساز و کار فعل الهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
سازگاری گرایی موضعی است که نظریه تکامل و خداباوری مداخله گرا را قابل جمع می داند. سازگاری گرایان هدایت شده بودن اجزاء یا ویژگی های زیست کره را با شانسی بودن فرایند تکاملی قابل جمع می دانند. یکی از پرسش های مهم پیش روی سازگارگرا آن است که: چگونه ممکن است رویدادهای شانسی که کور و بی جهت هستند زیست کره ای هدف مند و هدایت شده را شکل دهند؟ برای پاسخ، سازگاری گرا باید مدلی از رویدادهایی شانسی ارائه دهد که مجموعه آن ها را می توان هدایت شده تلقی کرد. در این مقاله، به دو مدل نامزد برای چنین منظوری می پردازیم. مدل نخست که آن را «مدل پوکینگهورن» نامیده ایم، دربردارنده این عناصر است: نابسندگی فروکاست گرایی، علّیت بالابه پایین، شکاف های هستی شناختی، کل گرایی و وابستگی به زمینه، وجود شانس در جهان، عاملیّت الهی و اطلاعات فعال، یگانه گوهرانگاری دووجهی و صیرورت عینی. سپس استدلال می کنیم سه مؤلفه اخیر برای منظور ما ضروری نیستند و مدل مناسب تر، که آن را «مدل پوکینگهورن تعدیل یافته» نامیده ایم، از مدل پوکینگهورن نحیف تر است. بدین ترتیب، نشان می دهیم که نظریه تکامل به لحاظ منطقی یا مفهومی سازگار است با این ادعا که علی رغم شانسی بودن رویدادهای سازنده زیست کره، دست کم برخی از جنبه های زیست کره هدایت شده هستند.
۷۳۳۶.

بررسی دگردیسی گشتالتی امر مدرن در بستر تمدن نوپدید غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۲
«امر مدرن» مفهومی بسیط و در عین حال بنیادین است که شناخت تحول و تکوین آن میتواند امکان شناخت عمیق از ماهیت تمدن نوپدید غربی را فراهم کند. بنا بر رهیافت نظری این نوشتار امر مدرن را باید به مثابه پدیده ای گشتالتی در نظر گرفت. از این جهت نوشتار حاضر میکوشد تا با بهره گیری از رهیافت گشتالتی فرایند دگردیسی در «امر مدرن» را توضیح دهد و نشان دهد که چگونه امر مدرن در بستر تمدن نوپدید غربی دستخوش نوعی دگردیسی ریختاری شده و به تبع آن سوژه مدرن ادراک متفاوتی از مدرنیته پیدا کرده است. بدین منظور به ارائه سنخ شناسی و دوره شناسی از امر مدرن خواهیم پرداخت که بر پایه سنخ شناسی میتوان امر مدرن را مشتمل بر سه گانه مدرنیته، مدرنیسم و مدرنیزاسیون و بر پایه دوره شناسی مشتمل بر سه دوره متقدم، میانی و متاخر دانست. در این مقاله نشان خواهیم داد که چگونه امر مدرن در دوره متاخر خود به پیدایش شکلی جدیدی از تمدن غربی انجامیده است که در آن شاهد تولد جامعه خطر و اهمیت فزاینده بازاندیشگی اجتماعی هستیم.
۷۳۳۷.

جایگاه نماد و اسطوره در انسان شناسی فلسفی پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۱
پرسش درباره چیستی و اهمیت نماد و اسطوره همواره از بنیادی ترین و در عین حال چالش برانگیزترین مباحث در تاریخ فلسفه بوده است. از روزگار یونان باستان تا دوران معاصر، فیلسوفان رویکردهای گوناگونی را در تبیین کارکرد و معنای این دو مقوله عرضه کرده اند. در این میان، پل ریکور از برجسته ترین متفکرانی است که در نخستین دوره اندیشه خود با رویکردی هرمنوتیکی به تحلیل نسبت میان نماد، اسطوره و انسان شناسی فلسفی پرداخت. ریکور در این مرحله، طرحی از یک انسان شناسی فلسفی را بنا نهاد و در آن، ضمن دفاع از معناداری نظام های نمادین، نمادها و اسطوره ها را به منزله بستری مناسب برای انسان شناسی تلقی کرد. از دید او، تجربه بشر در مواجهه با شرّ، تجربه ای بنیادین و آشکارکننده مخمصه ای وجودی است؛ تجربه ای که در قالب نمادهای اعتراف تجلی یافته است. بنابراین، با بازیابی و تفسیر معانی نهفته در نمادهای اعتراف می توان به اهداف انسان شناسانه دست یافت. ریکور در تحلیل خود از سه نماد اعترافِ آلودگی، گناه شرعی و گناه اخلاقی نوعی سیر سوبژکتیو را بازمی شناسد که طی آن، شر به تدریج درونی می شود و انسان سنگینی آن را بر وجدان خویش احساس می کند. افزون بر این، به باور وی، چون اسطوره بُعدی روایی به نماد می بخشد، این سه نماد اعتراف در چهار نوع اسطوره «آفرینش بابلی»، «نگاه تراژیک به وجود»، «روح تبعیدی» و «اسطوره آدم» روایت شده اند.
۷۳۳۸.

علل روان شناختی مخالفت های عمومی با محصولات تغییریافته ژنتیکی به رغم موافقت نسبی دانشمندان مبنی بر بی خطر بودن GMO(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۸
این مقاله به بررسی فاصله میان «درک علمی» و «پذیرش عمومی» محصولات تغییریافته ژنتیکی می پردازد تا مشخص شود چرا با وجود تأیید بی خطر بودن این محصولات توسط دانشمندان و مراکز علمی معتبر، اکثریت مردم نسبت به مصرف آنها تمایلی نشان نمی دهند. مقاله ضمن بررسی اختلاف میان «یافته های علمی» و «باورهای ذهنی»، با مرور اجماع نسبی بر بی ضرر بودن محصولات تغییریافته ژنتیکی و نبود شواهد تجربی مبنی بر آسیب های آنها به سلامت انسان و محیط زیست، دیدگاه های عمومی درباره این محصولات را بر اساس معیارهایی مانند جنسیت، میزان تحصیلات، گروه های سنی، باورهای ایدئولوژیک و حتی وابستگی های سیاسی تحلیل می کند. ابتدایی ترین فرضیه ناظر بر عدم پذیرش این محصولات، ممکن است «عدم اعتماد به علم» به نظر برسد. اما آنچه از نظرات مردم برجسته می شود نشان می دهد که میزان موافقت یا مخالفت آنان با موضوعات علمی مختلف به طرز معناداری بر حسب زمینه تغییر می کند. با در نظر گرفتن سوگیری های شناختی، از جمله «سوگیری تأیید»، فرضیه عدم اعتماد به علم به عنوان توضیحی کامل رد می شود. در ادامه مقاله، تلاش می شود با بررسی نقش «تفکر سریع» در فرایند تصمیم گیری و ترجیح «درک شهودی» بر «درک علمی»، ضمن تبیین مفهوم عقلانیت محدود، پاسخی مناسب برای این مسئله ارائه شود.
۷۳۳۹.

مرزهای دانش بومی و علم مدرن: تحلیل مناقشه دانشگاهی میان فارماکوگنوزی و داروسازی سنتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۴
داروسازی سنتی و فارماکوگنوزی دو رشته دانشگاهی مستقل و از دوره های تخصصی رشته داروسازی در ایران هستند. داروسازی سنتی حیطه بررسی متون سنتی داروسازی و ساخت و ارزیابی عملکرد فراورده های سنتی است. علم فارماکوگنوزی علم استخراج، شناسایی، بررسی اثرات درمانی ترکیبات موثره موجود در فراورده های طبیعی و طراحی و تولید فرمولاسیون داروهای گیاهی است. وجه شباهت دو رشته در استفاده آنها از فراورده های طبیعی و تمایز آنها در روش شناسی پژوهش بر روی اثرات درمانی این ترکیبات و رویکرد آنها نسبت به تولید فراورده نهایی است. به علت شباهت در موضوع مطالعه و تفاوت در روش مطالعه، دو رشته در سطح دانشگاهی مناقشات مهمی دارند که بررسی آنها ابعاد مهمی از نسبت داروسازی و فراورده های طبیعی را آشکار می کند. مطالعه حاضر با استفاده از روش تحلیل مناقشاتی به عنوان یک روش در زمینه مطالعات علم، 9 مناقشه روبنایی و 3 مناقشه زیربنایی را شناسایی و تحلیل کرده است. مناقشات روبنایی شامل شیمیایی/گیاهی، سنتزی/طبیعی، فرموله شده/ فرموله نشده، استاندارد جهانی/ استاندارد بومی، خالص سازی/ حفظ تمام ترکیبات، مکانیسم/ شواهد تجربی، مادی/ معنوی، رشته/ حوزه، و تخصص گرایی/ تخصص زدایی می باشند. مناقشات زیربنایی که ریشه در مفروضات فلسفی هر کدام از حیطه ها دارد شامل مناقشه مداخله در طبیعت/ بازگشت به طبیعت، تقلیل گرایی/ کل گرایی، و علم دانشگاهی/ دانش عمومی-تاریخی است. بررسی و تحلیل مناقشات این دو حیطه دانشگاهی موقعیت هر دو رشته را از منظر مطالعات علم ترسیم می کند و از خلط رسالت و حیطه فعالیت دو رشته جلوگیری می کند.
۷۳۴۰.

تبیین پارادایمِ پژوهشی «حیات طیبه» با تأکید بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۰
حیات طیبه احیا حیاتی حقیقى، جدید، بالا و والاتر از حیات عمومى است که آثار تکوینی به همراه دارد. این مفهوم قرآنی می تواند بر انگاره های پیشرفت، بهروزی و خوشبختی دلالت کند. این انگاره ها در دنیای مدرن امروز، سامان بخش ساحت های متنوّع فعالیّت فردی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی هستند. به کارگیری گسترده حیات طیبه با دلالت های مختلف، موجب آشفتگی مفهومی و سرگردانی پژوهشگران در کاربست اصولی آن می شود. پارادایم پژوهشی به مثابه یک رویکرد با ایجاد بستری برای درک ماهیت دانش و روش های تولید آن، به محققان کمک می کند تا مفروضات و باورهای اساسی که به پژوهش آنها شکل می دهد را شناسایی کنند. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش، تبیین چیستی پارادایم پژوهشی حیات طیبه مبتنی بر آرای علامه طباطبایی از طریق روش تفسیر متن محور و جمع آوری داده اسنادی است. پارادایم پژوهشی حیات طیبه با توجه به چهار عنصرِ هستی شناسی، ارزش شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی مبتنی بر آرای علامه طباطبایی پی ریزی شد و نمایان گشت که حیات طیبه در ساحت هستی شناسی از طریق سیر تدریجی در عوالم سه گانه (از ماده تا مثال و عقل) در قوس صعود محقق می شود. از منظر ارزش شناسی، ارزش نهایی این حیات در تحقق مقام خلیفه الهی نهفته است که با ایمان و عمل صالح و با درنظرگیری اصل تاروپودگی در حوزه روش شناسی به دست می آید. از نگاه معرفت شناسی نیز، درک و تحصیل این حیات، مشروط به سیر وجودی نفس و اعتباریات عملی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان