ساختارگرایی نوعی شیوه پژوهش است که به تحلیل ساختارها می پردازد و قواعد کلّی حاکم بر آنها را مورد بررسی قرار می دهد. یکی از رویکردهای ساختارگرایانه در ادبیات، روایت شناسی (narratology) یا بررسی ساختاری روایت است. نخستین مطالعات رسمی در این زمینه، تحقیقات ولادیمیر پ راپ بر روی یک صد قصّه عامیانه روسی بود که منجر به انتشار کتاب ریخت شناسی قصّه های پریان شد. وی ساختار روایی آن قصّه ها را در هف ت حوزه عملیاتی و سی ویک خویشکاری خلاصه کرد. منظومه همای و همایون سروده کمال الدّین ابوالعطا خواجوی کرمانی، ملّقب به نخل بند شعرا، عارف و شاعر بزرگ قرن هشتم هجری از مهم ترین روایت های کهن فارسی به شمار می رود. در این مقاله ساختار افسانه یادشده برمبنای الگ وی ریخ ت شناسی پ راپ و روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج حاصله بیانگر آن است که اکثر خویشکاری های مورد نظر پراپ در این داستان موجود است و نظام پیشنهادی و مدل روایت شناسی وی درباره حوزه های عملیات و سایر اجزا و عناصر سازنده قصه نیز در تجزیه و تحلیل ساختاری همای و همایون و دیگر آثار روایی ادب کلاسیک فارسی تا حدود زیادی قابلیّت تطبیق و کاربست دارد.
شعر حافظ چه راز و رمزی را در جان مایهه خویش نهان دارد که این گونه خیل مشتاقان را به سوی خویش می کشاند و دیوان اشعارش هر سال در شمارگانی فرامیلیونی، و در شکل و شمایل گوناگون و قد و قواره های مختلف به بازار کتاب عرضه می شود. این همه شرح های نوشته شده بر بیت ها و غزل ها و بر کل دیوان، دلالت بر کدام ویژگی شعری او دارد؟ این رمزناکی که شعرش را تا این حد شرح طلب کرده، در صورت کلام او تعبیه شده و یا در معنای آن نهفته است ، یا در هر دو ؟ شعر او چه تفاوت بنیادی و ماهوی و یا صوری و عرضی با شعر دیگر شاعران ما دارد که با چنین رویکرد شرح طلبانه ای روبه رو شده است ؟
زبان تنها ابزار انسان برای بیان دقیق جهان تجربی او است. هر کس جهان را به گونه ای خاص در می یابد و آن را با زبانی ویژه گزارش می کند. با توجه به این اصل می پنداریم که زبان در سوانح، بیانگر تجربیات منحصر به فرد احمد غزالی است. در این مقاله برای تعیین دقیق جایگاه پیام زیباشناختی متن سوانح، آن را با توجه به نظریه ارتباط یاکوبسن بررسی و تحلیل می کنیم تا نشان دهیم زبان در این کتاب، اگرچه برای ایجاد ارتباط به کار رفته است، در آن معنا و دریافت آن به تأخیر می افتد. از آن روی که ابزارهای زیبایی شناختی زبان، در به تأخیر انداختن معنا و دریافت آن مؤثرند، در بررسی نقش ادبی متن به برجسته ترین ابزارهای تبدیل زبان به ادبیات، نظیر حکایت، تمثیل، تشبیه، استعاره و تشخیص به اختصار اشارت رفته است.
طبق نظریه کارل گوستاو یونگ، هر مردی در ناخودآگاه جمعی خود، تصویری ابدی از زن دارد که ته نشستِ همه تجارب از زن در میراث روانی یک مرد در طول اعصار به شمار می آید. یونگ این تصویر را آنیما می نامد. تنها صورت درک کهن الگو گونة نمادین آن است. کهن الگوی آنیما نیز به گونه ای نمادین، در خودآگاه انسان متجلّی می شود؛ این نماد جهان شمول، همانند سایر کهن الگوها، در هر آنچه با کاهش سطح خودآگاه ذهن همراه است، از جمله رؤیاها، خیال پردازی ها، اسطوره ها، ادبیات و... وارد خودآگاه می شود و نمود می یابد. آثار ادبی سرشار از تصویرهای کهن الگویی و از جمله تصویر آنیما هستند. «قاتل عشّاق»، «تخیّلات شهوانی» و «زودرنجی مردان»، که سه نمود از نمودهای منفی کهن الگوی آنیما در نظریة یونگ به شمار می روند، در ادبیّات، اسطوره ها و فرهنگ ایران به صورت های گوناگون تجلی یافته اند و ما در این مقاله، این نمودها را با نمونه هایی، تحلیل و ارزیابی می کنیم. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته و برای گردآوری اطّلاعات از روش کتابخانه ای استفاده شده است.
مقالة حاضر به منظور بررسی دقیق فن جواب، که به معنای سرودن شعری با وزن، قافیه، و محتوای کلی مشترک با شعری از شاعری دیگر است و با انگیزة همسری یا برتری جویی سروده شده است، به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شد. با توجه به این که این دو انگیزه مبنای تعارض در معنی ناسازگاری و اختلاف نظر بین دو فرد (شاعر) است، با تمرکز بر اشعار چاپی فارسی از آغاز تا قرن ششم به ارائة تعریف این فن و بیان شرایط جواب گویی و بررسی انواع جدی و غیرجدی (نقیضه) آن پرداخته شد. هم چنین پس از بررسی علل و انگیزه های تعارضی جواب و معارضه طلبی در شعر نشان داده شد که این فن همواره یکی از روش هایی بوده است که شعرا با آن نقد و نظر خود را دربارة شعر خود و اشعار دیگران ابراز می کرده اند.
این مقاله با هدف معرفی یکی از شخصیت های بزرگ ولی گمنام در عرصه تعزیه سرایی در ایران به نام میرزا محمد روحانی معروف به «میر انجم» و متخلص به «انجم» به رشته تحریر درآمده است. ابتدا زندگی میر انجم بررسی می شود. سپس با ذکر نمونه هایی از شاهکار هنری و ادبی او شیوه شاعری اش ارزیابی می شود. در ادامه ویژگی های نسخه های تعزیه های این شاعر تعزیه سرا همراه با شواهدی از مجموعه قدمگاه انجم که بخشی از اثر فاخر اوست، تبیین می شود و به دنبال آن درونمایه های مجالس تعزیه های او با استفاده از نمونه های شعری مشخص می گردد. در خاتمه نیز ویژگی های زبانی تعزیه ها تجزیه و تحلیل می شود.
در مقاله حاضر، ویژگی های گرایش معنوی در آثار بونین بررسی می شود. بیشتر محققان در آثار او تناقض های بی شمار ناشی از عقاید مذهبی متنوع را مشاهده می کنند؛ در عین حال، ضمن اذعان به وجود یک کلیت زنده و مشخص در جهان بینی ادبی- هنری نویسنده، سعی در یافتن اصلی دارند که همه این اعتقادات را در بر گیرد. اما در تعریف اصل فراگیر و جامع آثار بونین، نظریات کاملاً متفاوت و متنوعی وجود دارد. بررسی آثار کلیدی بونین، ما را به این نتیجه می رساند که در جهان بینی ادبی-هنری او بر پایه اصل عمومی وحدت وجود، عقاید مذهبی گوناگون، به طور متناقضی در کنار یک دیگر قرار می گیرند: مسیحیت، اسلام، آیین بودایی و آیین های بت پرستی نزد ملل مختلف. بنا بر عقیده بونین، در جهان طبیعت، برای هر جزء مجزایی که از کلی پدید می آید، از پیش تعیین شده که باید با مرگ به وجود خدایی واحد بپیوندد. همین وحدت وجود است که مانع از ایمان نویسنده به جاودانگی وجوه روحی و جسمی خویش می شود و نبود چنین اطمینانی، اغلب به بروز ترس از مرگ و تراژیسم جهان بینی در آثار او منجر می گردد.
آلکسئی ستیپانوویچ خامیکوف، شاعر، مورخ و متخصص الهیات که بعدها ایده پرداز اسلاوگراها شد و همکار کوچک ترش، نیکیتا پتروویچ گیلیاروف - پلاتونوف که شخصیت برجسته مذهبی و اجتماعی، فیلسوف و روزنامه نگار عصر خود به شمار می رفت، در سال ۱۸۵۳ میلادی با یکدیگر آشنا شدند و در طول هفت سال، با یکدیگر روابط دوستانه و نزدیکی داشتند؛ این امر به رشد و پیشرفت پرثمر جهان بینی هر دوی آن ها کمک شایانی کرد. ارتباط ادبی و هنری نزدیک آن دو را می توان بر اساس منابعی که در آرشیوها نگهداری می شود (خاطرات و یادداشت های روزانه و رساله ها) آشکار نمود. گفتنی است که این منابع برای نخستین بار در پژوهش حاضر به چرخه علمی وارد شده اند. خامیکوف و گیلیاروف - پلاتونوف از نویسندگان فعال مجله «گفتگوی روسی» (Русская беседа) بودند و درباره آثار خود پیش از انتشار با یکدیگر بحث و گفتگو می کردند. گیلیاروف - پلاتونوف پس از مرگ خامیکوف، آثار دینی او را از زبان فرانسه به روسی ترجمه کرد و در قالب یادداشت های روزانه و نامه ها به تبیین مسائل دینی، تاریخی و ادبی ای پرداخت که هر دو نویسنده در آن ها دیدگاه های مشترکی داشتند؛ گیلیاروف - پلاتونوف همچنین به اختلاف نظرهای موجود میان خود و خامیکوف نیز اشاره کرد.
مصراع «شب تیره و گُرزهای گران» در شاهنامه دو بار از زبان رستم تکرار شده است. بخش دومِ این مصراع در نسخه های شاهنامه «کرزهای کران» نوشته شده است و تقریباً همه چاپ کنندگان و مصحّحانِ این متن آن را «گُرزهای گران» خوانده اند که ترکیبی آشنا و پر کاربرد در سخن فردوسی است. یکی از مصحّحانِ شاهنامه در چاپ خویش این ترکیب را به «کُرزه های گران» تصحیحِ قیاسی کرده و «کُرزه» را در معنای «کشت زار» ناظر بر خوید و سبزه زارِ مذکور در هفت خانِ رستم دانسته اند. نگارنده با استفاده از دقّت و توجّهِ این مصحّح و رعایتِ نهایتِ احتیاط و احتمالِ علمی، صورتِ «کَرزهای گران» را پیش نهاد کرده و به اقتراحِ صاحب نظران گذاشته است. «کَرز» (karz) از واژه های گویشیِ خراسان (متداول در قاین) و در معنای «شکافِ بزرگ در کوه» است و «کَرزهای گران» به معنیِ «گودال ها و شکاف هایِ صعب العبورِ کوه ها» می تواند به گذشتن رستم از ناهمواری ها و مَغاک ها و کوه های مازندران در داستان هفت خان اشاره داشته باشد.
شاهنامه، حماسه بزرگ ادب فارسی، همواره توجّه بسیاری را به خود جلب کرده و درباره آن فراوان نوشته اند. شرح بیت های دشوار یا بیت هایی نیز که بر سر فهم آن اختلاف بوده است، توجّه صاحب نظران را به خود معطوف داشته است. گاهی بیتی ساده بنظر می رسد و ظاهراً بر سر آن اختلاف دیدگاهی دیده نمی شود، امّا با دقّتِ نظر می توان دریافت که از این گونه بیت ها نتیجه ای مطلوب تر و روشن تر می توان استنباط کرد که از جملة آن دو بیت زیر است:
یکی از تکنیک های اصلی در تحلیل رمان، بررسی و نقد روایت پردازی داستان با توجّه به نظریّة روایت شناسی ژرار ژنت، منتقد ساختارگرای فرانسوی است. او زمان را یکی از مؤلّفه های اصلی پیشبرد هر روایت دانسته است و زمان دستوری را بر پایة سه مؤلفة زمانیِ نظم، تداوم و بسامد بنا نهاده است. در این جستار، به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد بیشتر به مقولة تداوم زمان روایی دیدگاه ژنت، رمان های «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولت آبادی و «موسم الهجرة إلی الشّمال» اثر طیّب صالح، مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته شده است تا اهمیّت به کارگیری عنصر زمان، وابسته ها و هم بسته های آن به عنوان یکی از بنیان های روایت، بررسی و تحلیل شود. نتایج این پژوهش، بیانگر این است که رمان «جای خالی سلوچ»، در مجموع از سرعت روایتی متوسّطی برخوردار است؛ زیرا نویسنده از مؤلّفه های افزایندة سرعت (حذف یا گزینش، شتاب مثبت و زمان پریشی از نوع آینده نگر) و عوامل کاهندة آن (درنگ توصیفی، شتاب منفی، افزودن اپیزود، عمل ذهنی و زمان پریشی از نوع گذشته نگر) به شکل متوازن و متعادلی بهره برده است، امّا در رمان «موسم الهجرة إلی الشّمال» به علّت فراوانی توصیف ها، افزودن اپیزود و استفاده بیش از اندازة شخصیّت های رمان از عنصر زمان پریشی از نوع گذشته نگر، سرعت روایت کُند و در برخی جاها متوقّف شده است. با این حال، هر دو رمان پُر از جنب و جوش، هیجان، تحرّک و پویایی، دلهره، اضطراب و کشمکش های متعدّد درونی و بیرونی هستند و همین مسئله تا حدود زیادی، کُندی سرعت روایت را در آنها جبران کرده است.
مسائل اخلاقی و نقد اجتماعی- دینی از مضامین ثابت و پایه ای در آثار حکیم سنایی است که با زبان لطیف و تأثیرگذارِ سخنِ منظوم، به بیان این موارد پرداخته است. مثنوی سیرالعباد الی المعاد از جمله ی آثار سنایی است که برخی از محققان ادبی، با این تصوّر که عرفانیِ محض نامیدن این اثر، بر ارزش ادبی و جایگاه عرفانی آن می افزاید، رأی بر عرفانی و فلسفی بودنِ آن داده اند؛ امّا نتایج این تحقیق که با روش کتابخانه ای و شیوه ی تحلیل محتوایی انجام گرفته، این فرضیه را که سیرالعباد، یک منظومه ی عرفانیِ محض نیست و هر سه ساحت شخصیتی سنایی (عارف، مداح، و ناقد اجتماعی) در این اثر، بازتاب دارد، تأیید می کند؛ چرا که روند مباحث در این مثنوی به گونه ای است که مضامین عرفانی در قالب مقدمه هایی جهت بیان مباحث اخلاقی، نقد اجتماعی- دینی و مدیحه سراییِ همراه با درخواست صله ی یکصد دیناری از محمد بن منصور (قاضی سرخس) نمایان می شوند و این سیر تغییر محتوا، رابطه ی مستقیمی با ساحتهای شخصیّتی سنایی در سیرالعباد داردکه از سوی برخی صاحب نظران مورد توجه قرار نگرفته است.
کتاب « الفتنة جدلیة الدین و السیاسة فی الاسلام المبکِّر » اثر متفکر و مورخ تونسی دکتر هشام جعیط از جمله آثار در سطح جهانی است که در دسامبر 1991 به عربی ترجمه و توسط انتشارات دارالطلیعه در بیروت به چاپ رسید. در این کتاب که در قالب پنج بخش تنظیم شده است، رویدادهای مهم تاریخی که در سی سال پس از رحلت نبی مکرم(ص) بوقوع پیوست مطرح شده و با محوریت رویدادهای سال های پایانی خلافت عثمان و دوران خلافت امام علی(ع) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. وحدت دینی، بنای دولت اسلامی و جهاد، فتوحات و امپراتوری اسلامی، جنگ های جمل، صفین و نهروان از مباحث اساسی کتاب محسوب می شود. اصطلاح فتنه، پنج سال پایانی دوره ی خلافت راشدین را شامل می شود، دوره ای که، به نظر نویسنده ی کتاب، ترکیبی از نزاع داخلی و نزاع دینی است که نهایتا منجر به بروز احزاب و گسست اجتماعی در امت پیامبر(ص) شد. با وجود اهمیت این مسأله، و این که تاکنون اثر تاریخی جدی در این خصوص تألیف نشده است نویسنده تلاش داشته است با دقت، وسواس و ژرف نگری اثری تاریخی بنگارد. در این مقاله ضمن معرفی شکلی اثر به تحلیل بیرونی و درونی و نقد و ارزیابی آن پرداخته ایم.
مطالعه زبان از سده های نخستین هجری در بین پژوهشگران حوزه ادبیات و فلسفه درکانون توجه قرار گرفته و آثار چشمگیری در این حوزه به زبان فارسی و عربی تألیف شده است. از رهگذر این تحقیقات، علم مطالعه زبان دربین فارسی زبانان نهادینه و برای بیشتر شاخه های مطالعه زبان ازقبیل دستور، سبک شناسی، معانی، بیان و آواشناسی و... اصطلاحات لازم وضع شد. ازطرف دیگر، زبان پژوهان در سده جاری، از علم مطالعه زبان به روش نوین استقبال کردند و ضمن این مطالعات، انبوه کتاب ها و مقالات از زبان های غربی ترجمه شد و بدون توجه به مطالعات بومی واژه های جدیدی ساخته شد. این پژوهش به دنبال آن است تا با بررسی اصطلاحات و زیرشاخه های نوین زبان شناسی و مطالعات بومی و اصطلاحات رایج آن، مقایسه و پیوندی بین دستاوردهای کهن و نو ایجاد کند.