فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۲۶۱ تا ۱۴٬۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
نقش رسانه در تولید معنا؛ تحلیل تطبیقی داستان و فیلم داش آکل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات تطبیقی اقتباس، شاخه ای از ادبیات تطبیقی است که به مناسبات بین دو رسانه نظر دارد. عمده ترین تحقیقات در این زمینه، بررسی و نقد فیلم های اقتباسی است. در نقد سنتی اقتباس، میزان وفاداری فیلم به موضوع داستان کتاب معیار اصلی قضاوت است اما در مطالعات اقتباسی نوین، خلاقیت کارگردان اقتباس کننده در خوانش متن ادبی و انتخاب معادل های سینمایی، تعیین کننده موفقیت فرایند اقتباس بینارسانه ای است. تأکید پژوهش حاضر بر این است که حتی در اقتباس های به ظاهر وفادار، بیان سینمایی ممکن است معنای دیگری به موضوع داستانی مکتوب بدهد و باید نقش رسانه را در تولید معنا در نظر گرفت. این موضوع در مورد مطالعاتی «مقایسه تطبیقی داستان و فیلم داش آکل» قابل طرح است. تحقیقاتی که درباره «داش آکل» صادق هدایت و داش آکل مسعود کیمیایی به نقد و بررسی پرداخته اند کمتر به شیوه معناسازی یا خلق درون مایه با عناصر روایی سبکی منحصر به رسانه سینما توجه کرده اند. به همین دلیل حتی اگر یافته های قبلی نکات درستی را طرح کرده باشند این یافته ها در مجموعه منسجمی از یک نوع مطالعه تطبیقی جای نمی گیرند و تفاوت معناسازی بین متن ادبی و متن سینما را در کلیت دو متن نشان نمی دهند.
بررسی تقابل زمان روایی و زمان متن در حکایت های گلستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گلستان سعدی» اثری روایی است که از تکنیک های زمان روایی به خوبی بهره برده است. هدف اصلی این پژوهش کشف تمایز زمان تقویمی و زمان متن در روایت های این کتاب است. روش مورد استفاده در این پژوهش، روش تحلیل محتواست و واحد تحلیل، مضمون در نظر گرفته شده است. بدین منظور، بر پایة نظریّة روایت شناسی ژرار ژنت، مولّفة زمان در روایت های «گلستان سعدی» بررسی شد و این نتایج به دست آمد که در بخش هایی از روایت های گلستان انحراف از سیر خطّی زمان وجود دارد؛ از جمله بر اساس معیار نظم، تعداد کُلّ حکایت های حاوی گذشته نگری، حدود 23% و تعداد کُلّ حکایت های حاوی آینده نگری، کمتر از 2% است. بر اساس معیار تداوم، تعداد کُلّ حکایت های حاوی توصیف های بلند و کوتاه، حدود 23% است. در 5/16% از حکایت های «گلستان»، تعادل زمانی بین زمان متن و زمان داستان دیده می شود و کُلّ حکایت با شتاب ثابت روایت می شود. 96% حکایت های «گلستان» به دلیل استفاده از شگرد فشرده نویسی، با شتاب مثبت روایت می شود. آغاز 91% حکایت های این کتاب به دلیل استفاده از شگرد حذف، با شتاب مثبت روایت می شود. بر اساس معیار بسامد، اغلب روایت های «گلستان» از بسامد مفرد برخوردارند و حدود 2% از روایت های آن بسامد مکرّر و 3% از روایت ها، بسامد بازگو دارد.
شخصیّت پردازی با رویکرد روانشناختی در داستان سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عنصر «شخصیّت» از عناصر مهمّ داستان پردازی است. این عنصر متناسب با موضوع و مطابق با اصول و تکنیک های داستان پردازی نوین درگستره داستان های شاهنامه حضور دارد. پردازش هر شخصیّت به گونه- ای مؤثّر، سبب ایجاد ارتباط عمیق تر میان مخاطب و داستان می گردد تا جایی که شخصیّت ها از دنیای اسطوره ای و حماسیِ اغراق آمیز خارج می شوند و با تصویری زنده، ملموس و مطابق با عالم واقع، در برابر مخاطب متصوّر می شوند. از آنجا که داستان سیاوش بستر مناسبی برای نشان دادن هنر داستان پردازی فردوسی است، این پژوهش می کوشد قدرت شخصیّت پردازی فردوسی، شیوه های معرّفی شخصیّت، کنش و واکنش شخصیّت ها را مورد تحلیل قراردهد؛ همچنین با واکاوی علل واکنش شخصیّت ها در موقعیت های مختلف ژرف ساخت عمیقی از داستان نشان دهد و از این رهگذر به برداشتی روانکاوانه دست یابد. از تنه روانکاوی شخصیّت ها به درون گرایی سیاوش، پارانویایی بودن کاووس و شخصیّت پسیکوپاتی گرسیوز پی می بریم. همچنین می توان شاهد به کارگیری انواع مکانیسم های دفاعی بود . از جمله مکانیسم جابه جایی توسط رستم و سیاوش، مکانیسم دفاعیِ رجعت و پرخاشگری توسط گرسیوز و مکانیسم تلافی و فرافکنی توسط سودابه.
الاقتراض اللغوی من اللغه الفارسیه فی اللهجه الشامیه(دراسه تقابلیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات الادب المعاصر سال هفتم پاییز ۱۳۹۴ شماره ۲۷
97 - 106
حوزههای تخصصی:
الاقتراض فی اللهجات فشأنه شأن الاقتراض فی اللغات الفصحی؛ إذ یدلّ علی حیویتها ونموّها بسبب التفاعل والأخذ والعطاء بینها وبین اللغات واللهجات الأخری، کما یدلّ علی تواصل الحضارات علی رغم المسافات التاریخیه والجغرافیه التی تبعد بعضها عن البعض. إذن، فقد تناولت هذه الدراسه ظاهره الاستعاره اللغویه من اللغه الفارسیه فی اللهجه الشامیه، وهی دراسهٌ میدانیهٌ قامت بجمع حوالی 250 مفرده وترکیباً فارسی الأصل المستعمل الیوم فی اللهجه الشامیه التی یتکلم بها حالیاً 13% من العرب علی الحد الأدنی، لیتبین لنا مدی تأثیر اللغه الفارسیه فیها، کما تناولت الدراسه التغییرات اللغویه التی طرأت عبر الزمان علی الکلمات الفارسیه الدخیله فیها.
بررسی تطبیقی «پارسا زن» عطار و «هزار و یک شب» بوکاچیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال نهم زمستان ۱۳۹۴ شماره ۳۶
81 - 97
حوزههای تخصصی:
این مقاله به روش تقابل کلی دو داستان را مقایسه کرده: «پارسا زن» در «الهی نامه» عطار داستانی در بیان اهتمام زنی در اثبات عفت و زهد خود که از رهگذار عدم تسلیم به خواهش های ناپاک متهم به خیانت شده، به اضطرار راهی سفر می شود و در مقابله با ناملایمات و بلایا، به مستجاب الدعوگی رسیده عفیف و شریف به وصال دوبارف شوی می رسد؛ و داستان «هزار و یک شب آلاتی یل» در «دکامرون» اثر بوکاچیو ، روایت شاهدختی که هنگام گسیل او به همسریِ پادشاه مغرب، در طی سفر گرفتار حوادثی می شود و برای رسیدن به مقصد، ناگزیر - به اندک مقاومتی- خواسته هایی را اجابت کند. هدف این مقاله بررسی دو داستان یکی به نظم و یکی به نثر از دو ملّیت مختلف و یافته های این تحقیق، علت شباهت کلی ساختار اصلی دو داستان و تفاوت هایی در جزئیات آن دو مانند نوع و تعداد رویدادها، هدف سفر، شخصیت های داستان، طبقات اجتماعی، زمان و مکان رویدادها، راوی، زبان قصه ها و مواردی از این گونه است.
تطبیق «لامیه العرب» و «لامیه العجم» در ترسیم هنجارهای اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال نهم تابستان ۱۳۹۴ شماره ۳۴
199 - 215
حوزههای تخصصی:
شعر به مثابه رسانه دیرین ادبی، بسیاری از هنجارهای اخلاقی را بازگو می کند. در پیشینه این رسانه دو قصیده مشهور «لامیه العرب» و «لامیه العجم» بازتاب دهنده فرهنگ؛ هنجارها و ناهنجاری های رفتاری دو نسل و دو جامعه متفاوت یعنی دوره جاهلی و عصر عباسی است. در این جستار معلوم گشته که «لامیه العرب» در پردازش هنجارها، بیش تر تصویری هنری از خلق و خوی حاکم بر جامعه جاهلی و شخصیت شنفری است، ولی «لامیه العجم» آیینه حکمت های برگرفته از آموزه های دینی و مثل های رایج عصر طغرایی است، و استدلال و برهان قراردادن حکمت ها وجه امتیاز سروده طغرایی بر قصیده شنفری را ثابت می کند.
آموزش افعال پیشوندی فارسی به ترک زبانان آذری از طریق تطبیق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نحوه آموزش افعال پیشوندی فارسی به ترک زبانان آذری از طریق تطبیق و مقابله پرداخته است. چون در ساختار زبان ترکی آذری فعل پیشوندی وجود ندارد و این می تواند برای زبان آموز سوال و اشکال ایجاد نماید، از طریق این نوشته می توان تا حدودی اشکالات را برطرف کرد. ابتدا تعریف فعل پیشوندی و تقسیمات سه گانه پیشوندهای فارسی از حیث معنی ذکر شده سپس ساختمان فعل در دو زبان فارسی و ترکی آذری بیان گردیده است. در ادامه ساختار زبان های فارسی و ترکی آذری توضیح داده شده و مختصری در مورد تطبیق و مقابله آمده و به انتقال های سه گانه در فرآیند یادگیری زبان بیگانه در زبان مادری اشاره شده است. سپس نمونه هایی از افعال پیشوندی فارسی و ترجمه و معادل آن ها در ترکی آذری آورده شده که اغلب به فعل ساده یا پیوندی در ترکی آذری تبدیل می شوند. در ادامه به بررسی زمان افعال در دو زبان فارسی و ترکی آذری و شباهت ها و تفاوت های آن ها در این دو زبان پرداخته شده و در پایان آزمونی صورت گرفته که در آن اثبات شده است که انتقال، معادل سازی و ترجمه افعال پیشوندی فارسی در ترکی آذری می تواند مفید واقع شود و اغلب این افعال پیشوندی به فعل ساده یا پیوندی در ترکی آذری تبدیل می شوند؛ غیر از زمان هایی که در آن تفاوت های ریزی وجود دارد که زبان آموز را دچار اشتباه می کند. نتیجه این آزمون نیز نشان می دهد که در 80% زبان آموزان، این انتقال مثبت و تنها در 20% انتقال منفی بوده است. سپس نمودار کلی از این آزمون و نهایتاً نتیجه مقاله ذکر شده است.
غیر تو هر چه هست سراب و نمایش است (بازنمایی وجوه همسانی و ناهمسانی نظرگاه مولوی و ابن عربی در باب وحدت وجود)
حوزههای تخصصی:
این جستار در بررسی وجوه همسانی و ناهمسانی دیدگاه های عرفانی ابن عربی و مولوی، تلاش کرده است بر مقوله بنیادی «وحدت وجودی» تأکید نماید. مسئله خدا محوری، استناد همه امور به خدا، فقر و احتیاج همه اشیا به او، سیطره او بر کل هستی و «فعال ما یشاء» بودن او و پیش کشیدن مبحث انسان کامل زمینه مناسبی برای بحث «وحدت وجود» که اساس همه مکاتب عرفانی است؛ فراهم می آورد. طبق اصول ابن عربی هر گونه تفارقی بین خدا و ارواح آدمیان از میان می-رود و مظاهر آفرینش به نوعی استمرار وجود الهی بشمار می-رود. در کل، نظام فکری ابن عربی با عنوان وحدت وجود در این جمله خلاصه شده «هستی آفریدگان عین هستی آفریدگار است». اما به موجب باورهای ایرانی در امر وحدت وجود، این وجود کل است که در ذات باری تعالی مستهلک می شود. در اشعار مولوی نیز می توان مقوله وحدت وجودی را یافت اما با رویکردی متفاوت از ابن عربی. مولانا تحت تأثیر اسلاف خویش از اینکه به وحدت وجود جنبه نظری و فنی بدهد پرهیز داشته و این مقوله را به عنوان یک "واقعیت شهودی" و فارغ از طول و تفصیل های آن نزد ابن عربی مطرح می کند.
جلوه های تمثیلی و نمادینِ «جان» در دیوان شمس تبریزی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نماد انگاری از اساسی ترین ارکان و اجزاء لاینفکِ متون صوفیانه و تعلیمی در تمام تاریخ محسوب می شود. در این میان، عارفانی که شاعرانه تر و هنرمندانه تر می اندیشیده اند، از ظرفیتِ نماد پردازی، بیشترین سهم را در القای آراء و افکار خود برده اند. مولانا از جمله عارفانِ شاعری است که به مدد ذوقِ هنری و زبانِ سخته و ادیبانه ی خود، پیام های بی شمار و جهان شمولش را در لفافه ی واژگانِ خاص، به مخاطبانش عرضه می دارد. بنابر این، یکی از جلوه های زیبای غزلیات شمس، دریافت های تازه و نمادینی است که حضرت مولانا جلال الدین بلخی از برخی واژه ها به دست می دهد. جان و مفاهیم و ترکیبات مربوط به آن را می توان از این دسته به حساب آورد. در این جستار، واژه «جان» و مترادفات آن در غزلیات شمس، از دیدگاه فوق مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد.
حسّ شاعرانه در سوگ سروده های موسوی گرمارودی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انگیزه های شاعران انقلاب اسلامی در سرودن شعر رساندن احساس شاعرانه خود به مخاطب در فقدان آشنایان و معاصران و شهادت افراد انقلابی و رزمندگان است. این شاعران کوشیده اند با انتقال حسّ شاعرانه به مخاطب، علاوه بر تسکین روحی خود، دیگران را نیز به همدردی فراخوانند. هدف از نگارش این مقاله بررسی احساسات شاعرانه و چگونگی انتقال آن ها در سوگ سروده های سیدعلی موسوی گرمارودی است. وی از جمله شاعران انقلابی است که این احساس را بارها دست مایه شعرِ خود قرار داده و به منظور انتقال آن به مخاطب از تمهیداتی چون کاربرد تصاویر متناسب با احساس اندوه و حسرت، کاربرد افعال ماضی، تناسب موسیقی و حس، فضاسازی، استمرار احساس و... بهره گرفته است؛ هرچند که گاه در برخی از اشعارِ خود به دلایلی در انتقال این احساسات موفّق نبوده است.
تحلیل گفتمان انتقادی داستان کوتاه «ناخلف» نوشته سیّدمهدی شجاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی یکی از رویکردهای تحلیل گفتمان است که در آن با ارتقا بخشیدنِ تحلیل متن از سطح توصیف به سطح تبیین و با دخالت دادن عواملی همچون ایدئولوژی، قدرت، تاریخ و... به تفسیر متون پرداخته می شود. نورمن فرکلاف یکی از صاحب نظران برجسته در حوزه تحلیل گفتمان انتقادی است. به باور تحلیلگران گفتمان انتقادی، متون ادبی نیز مانند دیگر متون در خدمت ارتباط اند. از این رو، آن ها را نیز می توان با نگرش و روش انتقادی تحلیل کرد. در این مقاله کوشش شده است داستان کوتاه «ناخلف» از مجموعه داستان سانتاماریا، نوشته سیّدمهدی شجاعی، با توجّه به رویکرد فرکلاف در سه بخش توصیف، تبیین و تفسیر بازخوانی شود.
بررسی عروضی غزل های عارف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأثیر فرهنگ عامه بر شعر رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات
رسمی، پر از ادعاهای شاعرانه در مضامین مختلف (مدح، عشق، عرفان، هجو، هزل، حماسه، توصیف،
فخر، شکواییه و...) است و هر چند شعر و ادبیات در وجه هنری خود از قیاس و استشهاد
و سایر شیوه های منطقی استدلال برای اثبات ادعاهای مبالغه آمیز ادبی، بی نیاز به
نظر می رسد، به واقع شاعران و سخنوران اغلب برای بیان مافی الضمیر خود و عینیت بخشیدن
به مفاهیم ذهنی، از بسیاری شیوه های شبیه به روش های استدلال منطقی (ادعا، پشتیبان،
زمینه)، چون تشبیه، تلمیح، تمثیل (مثل، متل، حکایت)، اسلوب معادله، مذهب کلامی، سوگند
و نظایر آن بهره جسته اند. در این میان، بهره مندی از «فرهنگ و ادبیات عامه»، نقش مهمی را در تقویت و تبیین
بیشتر مبانی فکری و ذهنی شاعر در بیان ادبی ایفا می کند و به عنوان «پشتیبان» و «زمینه »سازِ اثبات مدعا، در شیوه های تعلیلی
ادبی عمل می کند. این مقاله به بررسی نقش برجسته فرهنگ و ادبیات عامیانه در تحکیم
بنیادهای معنایی و استدلالی ادبیات رسمی می پردازد.
زبان اَلکَنان: بررسی و تحلیل مقایسه ای دو سروده انوری و قاآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های جدید ادبی با رویکردهای گوناگون زمینه را برای خوانش های متفاوت فراهم کرده است. یکی از این رویکردها ساختارگرایی است که اساس آن بر تجزیه متن به کوچکترین عناصر سازنده و دقّت نظر در چگونگی روابط این سازه هاست. این پژوهش بر آن است تا دو قطعه مشابه انوری و قاآنی را بر مبنای رویکرد ساختارگرایی تجزیه و تحلیل کند. روش تحقیق کیفی، از نوع تحلیلی توصیفی و به شیوه متن پژوهی است. قاآنی در شعر خویش در ابعاد مختلف ساختاری و مضمونی از انوری تأثیر پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد: در هر دو سروده، اجزاء ساختاری اثر، اعمّ از قالب، زبان و موسیقی، در بافتی منسجم و نظام مند، در خدمت پروراندن هر چه بهتر مضمون و درون مایه مطرح شده در آن به کار رفته اند و هر دو شاعر توانسته اند تصویری پر تحرّک، زنده و تأثیرگذار از طرز سخن گفتن الکنان بیافرینند.
سرمقاله: درگذشت ابوالحسن نجفی
حوزههای تخصصی:
ابوالحسن نجفی، مؤسسِ زبان شناسیِ ایرانی در حوزه وزن شعر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه وزن شناسی (metrics) یکی از مباحثِ عمده واج شناسی محسوب می شود و تحقیقات بسیاری در این حوزه صورت می گیرد. زبان شناسان و نظریه پردازان بزرگی چون رومان یاکوبسون، تروبتسکوی، موریس هله، بروس هیز، کیپارسکی، نایجل فب و بسیاری دیگر مقاله ها و آثار پژوهشی مهمی در این حوزه به رشته تحریر درآورده اند، اما در گروه هایِ زبان شناسی ایران معمولاً توجه چندانی به این رشته نمی شود. بحث توصیف وزن شعر در دانشگاه های ایران عمدتاً از موضوعاتِ گروه های ادبیات فارسی است که در آنجا نیز استادانِ وزن شعر فراتر از مطالب شمس قیس و خواجه نصیر نمی روند و نهایتاً چیزی جز مفهوم «هجا» به مباحث آنان نمی افزایند! در ایران نخستین جوانه های عروض علمی از بین زبان شناسان و از درون گروه های زبان شناسی سربرآورد که متأسفانه این جریان به رغم فواید و پیش رفت های بسیاری که داشت، به هردلیل، ادامه نیافت و پس از کمتر از یک دهه متوقف شد و در کمتر گروه زبان شناسی بدان پرداخته شد. نخستین بار در سال های آغازین دهه پنجاه بود که ابوالحسن نجفی (1394-1306)، به دعوتِ دکتر هرمز میلانیان، تدریس وزن شعر به شیوه جدید را به دانشجویان رشته زبان شناسی دانشگاه تهران آغاز کرد، و به دنبال همان کلاس ها بود که توانست مقاله بسیار مهم «اختیارات شاعری» (1352) را منتشر سازد (نجفی، 1390: 183-180)
«جامعه شناسی رمان خاله بازی از بلقیس سلیمانی بر مبنای نظریّه ""پی یر بوردیو""»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازخوانی آثار ادبی با رویکردهای تازه به پویایی فضای جامعه ادبی می انجامد. نقد جامعه شناسی در عرصه ادبیّات، به بررسی تأثیر متقابل ادبیّات و جامعه بر یکدیگر می پردازد و با تحلیل این تأثیر و تأثّرها، راهی نوین در برابر کسانی قرار می دهد که دغدغه اصلی ذهن آن ها شناخت انسان و جامعه جدید انسانی است. نگرش جامعه شناسانه به رمان با رویکرد جامعه شناسی زنان، منظری نسبتاً نوپدید است که از قابلیّت وگنجایی چشم گیری برای بحث های نوین و جذّاب در این زمینه برخوردار است. نگارندگان از این نظرگاه و با تکیه بر دیدگاه های «پی یر بوردیو»، نظریّه پرداز و منتقد فرانسوی، به بررسی رمان خاله بازی از بلقیس سلیمانی پرداخته اند. سلیمانی در این رمان با نگاهی واقع گرایانه و در عین حال انتقادی به مسایل اجتماعی و فرهنگی ایران، خصوصاً وضعیّت زنان در دهه شصت و قبل از آن می پردازد. روش تحقیق این مقاله، توصیفی - تحلیلی و بهره ور از دیدگاه جامعه شناسی بر پایه مکتب انتقادی پی یر بوردیو است. در رابطه دیالکتیکیِ عاملیّت و ساختارِ بوردیو در کنشِ افراد این داستان، بیشتر بازتولید ساختارهای ثابت فرهنگی وجود دارد؛ امّا در پایان رمان، شاهد تولید ساختاری جدید از سوی یکی از شخصیّت های اصلی آن هستیم. همچنین مفاهیم بازتاب یافته در رمان خاله بازی ناظر بر آن است که نویسنده آن – خواسته یا ناخواسته - با نگاهی به جامعه در بستر اسطوره ای، تاریخی، پیشامدرن، مدرن و پسامدرن و مقایسه ضمنی آن ها با یکدیگر، رابطه دیالکتیکی عاملیّت و ساختار بوردیو را تأیید می کند.