دانشنامه ها از مهم ترین منابع و مراجع به شمار می آیند. تدوین دانشنامه های تخصصی در شاخه های گوناگون دانش، پاسخ به یکی از نیازهای اساسی حوزه ی تحقیق و تألیف است. از این نظر، تهیه ی دانشنامه هایی در پیوند با شخصیت و آثار شاعران نامدار ضرورت و اهمیت ویژه دارد که کمتر به آن توجه شده است. در سال 1397، دانشنامه ی حافظ و حافظ پژوهی با همتی بلند و ستایش انگیز منتشر شده است تا جای خالی اثری جامع و گره گشا را در حافظ پژوهی و حافظ شناسی پر کند. بیش از 1800 مقاله با همکاری 14 نفر از اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، 60 نفر از استادان دانشگاه های ایران و بیشتر حافظ پژوهان و ادب پژوهان معاصر در این دانشنامه ی چهارجلدی گردآوری شده است. این مقاله ها درباره ی بسیاری از موضوع های مربوط به شعر، اندیشه و زمانه ی حافظ، حافظ پژوهان و آثار حافظ پژوهانه نوشته شده است. در این نوشتار، دانشنامه ی حافظ و حافظ پژوهی معرفی و با توجه به بعضی اصول دانشنامه نگاری بررسی می شود. گستردگی و تنوع موضوعی مدخل ها، وجود مقاله های سودمند و تازگی بعضی مدخل ها از امتیازهای این اثر است که می تواند بسیاری از پرسش های حافظ پژوهان را پاسخ دهد. پیشنهادهایی نیز برای چاپ بعدی این دانشنامه ارائه می شود که می تواند برخی کاستی ها را برطرف و این اثر ارزشمند را کاربردی تر کند، ازجمله افزودن نمایه ی مدخل ها، بازنگری بعضی مقالات و... .
یکی از مشترکات بین ادبیات و روان شناسی بحث «رؤیا و خواب گزاری» است که مهم ترین یک سانی این دو در زبان نمادین شان است. در آثار متعدد ادبی و تاریخی ملل و اقوام مختلف، روایت رؤیاهایی را می بینیم که توسط خواب گزارانی تفسیر و تعبیر شده و به وقوع پیوسته اند. شاهنامه نیز به عنوان یک اثر ادبی، خالی از این مقوله نیست و امر خواب گزاری، یکی از موارد تکرار شونده در این کتاب است. تا جایی که می توان از آن به عنوان یک بن مایه یاد کرد. این رؤیاها گاهی عیناً به وقوع می پیوندد، گاهی نیمی نمادین و نیمی حقیقی و گاه تماماً نمادین است. در این جستار، تعبیر رؤیای سیاوش در شاهنامه، از دو منظر خواب گزاری سنتی و مباحث ناخوداگاه فردی و جمعی یونگ مورد بررسی قرار گرفته و با تعبیر مد نظر روایت داستانی مقایسه شده است. روش تحقیق در این مقاله، تحلیل و مقایسه است یعنی در بخش خواب گزاری سنتی، تعبیر تک تک نمادهای آمده در رؤیا براساس کتاب های تعبیر خواب ایرانی و اسلامی گزارش می شود، اما در بخش تحلیل روان شناسی رؤیا، ابتدا با در نظر گرفتن زندگی، شخصیت و روحیات سیاوش و با نگاهی به روش تداعی آزاد یونگ، نمادهای رؤیای او تحلیل و در بخش پایانی نیز شباهت های ساختاری این رؤیا با اسطوره ای کهن بررسی شده است. نتیجه این که نمادها در این رؤیا به گونه ای کامل و بسامان پرداخته شده و کنار هم قرار گرفته اند که در هر دو روی کرد تعبیر سنتی و کاوش روان شناختی، به پاسخی منطبق با روند طبیعی این داستان در شاهنامه می رسیم.
شاهنامه فردوسی، یکی از آثار بزرگ ادب پارسی است که با اجتماع، حکومت و سیاست زمان خود ارتباطی تنگاتنگ دارد. نوع حکومت در شاهنامه پادشاهی و بنیاد و اصول آن بر گرفته از اندیشه ایران شهری است. پایه و اساس حاکمیّت درشاهنامه، پادشاه است و تزلزل او، ویرانی کل حکومت و قلمرو آن محسوب می شود. ایران شهر آرمانی فردوسی نیز نمود حکومتی با پادشاهی دادگر، خردمند و فره مند است. فردوسی در شاهنامه علاوه بر داشتن نگاه جهانی و آرمانی، با نگاهی آسیب شناسانه، آفت های قدرت و ناخویش کاری شاهان را همانند فروگذاشتن خردورزی، دادگ ری و شکیبایی که در نهایت ب ه خروج از قانون اشه می انجامد، تبیین کرده است. نویسندگان در این مقاله که به شیوهتوصیفی و تحلیل محتوا و با بهره گیری ازمتن شاهنامه فردوسی به انجام رسیده است، علاوه بر خویش کاری شاهان و حکومت در شاهنامه، با نگاه آسیب شناسی قدرت، به نقد و تحلیل داستان جمشید- به عنوان نخستین الگوی یک پادشاه خویش کار و ناخویش کار- پرداخته اند و به نتایجی چند دست یافته اند، از جمله این که هسته اصلی خویش کاری را فره مندی تشکیل می دهد و شاه فره مند شاهی خردمند و دادگراست. خویش کاری شاهان باید برگرفته از پادشاه و نظام آفرینش باشد و ن اخویش ک اری شاه ن ه ت نها موجب آسیب رساندن به اساس شاهی و حاکمیت و ملت؛ بل که نوعی بی احترامی به آفرینش و در نهایت موجب آشفتگی و ویرانی کشور می گردد.
شاهنامه متنی منحصر به فرد است که به خاطر کهنگی زبان و فضای سرایش و دایره وسیع واژگانی به خصوص واژگان نادر و خاص گاه کاتبان و مصححان را به چالش کشیده و لغزشگاه آنان گردیده است. در یکی از ابیات شاهنامه در داستان هنرنمایی زال نزد منوچهر بیت زیر آمده است:<br /> بینداخت و بگذاشت بر نرد شیر<br /> هم اندر تگ اسپ یک چوبه تیر<br /> <br /> البته این بیت در طبع های دیگر عموماً به جای وجه نردشیر یا نرد شیر، وجه مانوس«نره شیر» را مضبوط داشته اند. سوای این بحث که وجه اصح کدام یک از وجوه مسطور در نسخه هاست، گزارش و شرح شاهنامه پژوهان از این وجوه و به تبع آن از این بیت نیز ناصواب نمودار گردیده است. تمام ناسخان و مصححانی که وجه نره شیر را برای متن و شرح خود اختیار کرده اند، از یک نکته زبانی مهم مغفول مانده اند و آن اینکه «شیر» در معنای حیوان درنده با یاء مجهول قرائت می شده و شعرای متقدم آن را با «تیر» که با یاء معلوم بوده است، قافیه نمی کردند. حتی کسانی که نرد شیر را اختیار کرده و شیر را در معنای بزرگ یا نشانه ای از شمایل شیر در میدان سوار پنداشته اند، نیز همین خطا را کرده اند، زیرا به هر روی واژه قافیه را شیر مفروض داشته اند. نردشیر همان شیردار یعنی درختی (دار) که شیر (صمغ و شیره) دارد که نمونه هایی چون شجر الملحب، لبنی و حلیب در ذیل آن می گنجد. این درخت در داستان سیاوش نیز آمده و به غلط به سبزنرد گشتگی یافته-است.
نوشتن مقالات علمی و طرح مباحث میان رشته ای در رابطه با آن ها، از علائق پژوهشگران در سال های اخیر است. یکی از این مباحث، انعکاس علم روانشناسی در آثار ادبی و انطباق آن با تئوری های نوین روانشناسی می باشد. در این مقاله، هوش هیجانی و مهارت طنز و شوخ طبعی در بوستان، بررسی و با علم امروزی روانشناسی تطبیق داده شده است. در بوستان، سعدی روند زندگی را به سمت تکامل اخلاقی و انسانی دنبال می کند و از قالب حکایت برای بیان بهترین روش های زندگی بهره می گیرد و با استفاده از سبک تصویرپردازی، سعی دارد برای بهبود روابط و رفتارهای انسانی، راهکارهایی را ارائه کند. هدف سعدی در بوستان، آموزش بهتر زیستن به تمام افراد جامعه، در هر سن ، مقام و با هر طبقه اجتماعی ، برای دستیابی به شادکامی و زندگی سالم است. روش هایی که امروزه با گذشت قریب به هشت صد سال از تألیف بوستان، با اصطلاح هوش هیجانی(Emotional Intelligence)شناخته شده است؛ روش هایی شامل مهارت های کنارآمدن با پیچیدگی های اجتماعی و تصمیم گیری های شخصی که به نتیجه مثبت می انجامد و وضعیت مطلوب را به وجود می آورد. این پژوهش بیان می کند که سعدی از این مهارت آگاهی داشته و آن ها را با تصویرپردازی عاطفی به مخاطب خود ارائه کرده که امروزه با نظریه ها و مهارت های ارائه شده از جانب روان شناسان عصر حاضر مطابقت دارد.
بسیاری بر این باورند که ترجمه آثار ادبی کودک و نوجوان، کاری بس سهل است که تنها با جایگزین کردن کلمات و رعایت نسبی ساختار جمله بندی ها می توان ترجمه ا ی خوب از آثار کودک و نوجوان ارائه کرد. اما این امر درست نیست چرا که ترجمه فرآیندی بسیار پیچیده و متاثر از عوامل بسیاری از قبیل نوع و شیوه بیان متن اصلی، قابلیت مترجم در انتقال مفهوم و از همه مهم تر لحن است. از اینرو، در پژوهش حاضر سعی شده است تا با مقایسه ترجمه های کتاب «شازده کوچولو» با قلم محمد قاضی و احمد شاملو، مسأله لحن در ترجمه آثار کودک و نوجوان بررسی شود. نتایج نشان می دهد که مترجمان در انتخابِ لحنِ مناسب برای مخاطبِ کودک و نوجوان، دچار ضعف بوده اند. چرا که در اکثر جمله ها قاضی از جملات بسیار رسمی و مناسب رده سنی بزرگسال استفاده کرده است. از طرف دیگر، شاملو از جملات شکسته و زبان محاوره استفاده کرده است که مناسب رده سنی کودک و نوجوان نیست.
La Salle de bain, le premier roman de J.P Toussaint, qui était encore très jeune en 1985, et L’Automne est la dernière saison, le premier roman du jeune écrivaine iranienne, Nassim Mar’achi, publié en 2014, constituent tous les deux des œuvres littéraires de l’extrême contemporain qui nous séduisent par des caractéristiques particulières de leur syntaxe, leur vocabulaire, leur langage mais aussi celles de leur contenu narratif. Participant d’un dynamisme de ‘renouvellement’ du roman, ces œuvres proposent de nouvelles formes et contenus et trouvent ainsi des points de jonction dans un langage précis, court et clair, qui se limite parfois à se déclarer par un seul mot. Certes, ces points de jonction facilitent le regroupement de ces deux écrivains sous la bannière de ‘minimalisme’, mais, le traitement de l’esthétique minimaliste peut aussi présenter ses nuances chez Toussaint et Mar’achi. Ce n’est donc pas forcément des ressemblances que nous cherchons ici entre les deux romanciers, mais aussi des traits qui peuvent contribuer à la construction d’un minimalisme iranien ou français. Nous nous intéressons ainsi au désir commun de ces écrivains de représenter le rapport au monde, aux autres, et à soi de l’homme de l’extrême-contemporain à travers un texte-collage qui économise le style et la péripétie. Cela ne nous empêchera pourtant pas de repérer les traits qui marquent la distance du minimalisme iranien et français.
گردآوری متن آموزشی مناسب از شعر معاصر عرب کار طاقت فرسائی است، زیرا باید گرایش های گوناگون شعری، گستردگی جغرافیایی و تاریخی، کثرت رخدادهای شعری و فراوانی شاعران بزرگ را در شعر معاصر عرب نشان دهد. همچنین، باتوجه به نقش تربیتی رشته های ادبیات، لازم است که جنبه تربیتی این متون هم مد نظر باشد. کتاب «موسوعه الشعراء العرب المعاصرین(دراسات و مختارات)» نوشته «نجیب بعینی» پژوهشگرلبنانی، یکی ازاین مجموعه گزیده های شعر معاصر عرب است که گاهی آن را به عنوان یکی منابع درسی متون نظم معاصر، معرفی می نمایند. برای شناخت ویژگی های خوب وبد این کتاب، می توان با روش توصیفی وتحلیلی نقد محتوای کمی وکیفی آن، دریافت که ویژگی بارز این کتاب، گزینش نمونه شعرهایی از شعر معاصر عرب است که واکنشی به مسائل سیاسی روز به شمار می رود ونوعی تعهد ادبی را در حوزه سیاست واخلاق نشان می دهد. ضمن اینکه به شعر شاعرانی از حوزه کشورهای خلیج فارس توجه کرده است که معمولا دیگر گزیده های شعر معاصر عرب، آنان را نادیده انگاشته اند. این امر نشان دهنده پوشش گستره جغرافیایی بیشتری است، اما با این وجود فاقد شیوه علمی نگارش متن آموزشی است، نه اخلاق علمی را در استناد دهی رعایت نموده ونه ازتحلیل هنری ونقد ادبی، بهره برده است. معیار موضوعی هم ندارد، لذا نمی توان آن را شایسته یک متن آموزشی دانشگاهی در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانست. اگرچه تدریس آن در دوره کارشناسی تا حدودی قابل قبول می نماید.
مهارت نگارش به منزله آخرین مهارت زبانی با وجود اهمیت بسزایی که در آموزش زبان عربی دارد، تاکنون در ایران نویسندگان کتاب های دانشگاهی و پژوهشگران کم تر بدان توجه کرده اند. چنانچه شواهد نشان می دهد بیشتر دانشجویان و دانش آموختگان رشته زبان و ادبیات عربی با مشکلات فراوانی در زمینه نگارش به زبان عربی روبه رو هستند. یکی از عوامل مؤثر در این امر، عدم دسترسی به منبع آموزشی کامل است که راهکارهای عربی نویسی براساس اصول آموزش زبان در آن ارائه شده باشد. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی و تحلیل کیفی و انتقادی، مجموعه الرائد فی تعلیم اللغه العربیه کتاب الإنشاء تألیف مسعود فکری را از دو جنبه شکلی و محتوایی ارزیابی کرده است. نتایج تحلیل نشان می دهد که توجه به افزایش توانش زبانی زبان آموز پس از مطالعه این کتاب و یادگیری و به کار بردن نکته های آموزشی آن، همچنین استفاده دقیق و مناسب از رنگ ها در طراحی جلد و صفحه آرایی آن و نگارش متن با قلم واضح و خوانا ازجمله موارد قوت این کتاب است، در حالی که گزینش متون ادبی فراوان و درج برخی از تمرین ها که به دلیل عدم بسترسازی آموزشی لازم، با سطح علمی و شناختی زبان آموزان غیرگویش ور به زبان عربی همخوانی ندارد، از موارد ضعف آن به شمار می رود.
در رابطه با شعر و ادبیات عصر عباسی، نقدها و تحلیل های متعددی به رشته تحریر درآمده است. کتاب فی الشعر العباسی، تحلیل وتذوق ، اثر ابراهیم عوض، ناقد و ادیب مصری است که می کوشد با زبانی ساده و به دور از تکلف و اصطلاحات پیچیده نقدی، برجسته ترین قصاید ادب عباسی را برای مخاطب قابل فهم سازد و با رویکرد فرمالیستی، جنبه های زیبایی شناسی آن را تبیین کند. پژوهش حاضر با معرفی جایگاه و هدف این کتاب، آن را در شکل و محتوا، مورد نقد و ارزیابی قرار می دهد. از مزایای کتاب می توان به جنبه کاربردی آن، تناسب طرح جلد با موضوع، انتخاب شاهکارهای دوره عباسی، و غلبه تحلیل و تحقیق بر تقلید و جمع آوری اشاره کرد. نداشتن مقدمه مناسب و کافی، نداشتن نتیجه، نداشتن فهرست منابع و عدم توجه به همه مبانی نقد زیباشناسی و تطبیق آن ها بر قصاید، از مهم ترین اشکالات کتاب است. درمجموع اثر حاضر به دلیل ویژگی کاربردی خود می تواند به عنوان دو واحد درسی برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات عربی در مقطع کارشناسی ارشد به عنوان درس «نقد و تحلیل زیبایی شناسی شعر عباسی» تدریس شود.
دیدگاه ها و سخنان اخلاقی عطار نیشابوری در نظم و نثر فارسی، ارزشمند و درخور تأمل و پژوهش بیشتر است. به دلیل توجه به دیدگاه ها عرفانی و زبانی عطار، بررسی مباحث اخلاقی و تعلیمی آثار وی، به خصوص مصیبت نامه، کمتر پژوهش شده است. این پژوهش به روش تحلیل محتوایی و آماری، مصیبت نامه را بررسی کرده و در پی پاسخ گویی به این سؤال هاست که «کدام مضامین و محتواهای اخلاقی و اندرزی در نگاه عرفانی عطار در مصیبت نامه برجسته تر است؟» و «آیا عرفان عطار به حکمت عملی نزدیک است؟ عطار در توجه دادن به اخلاق حسنه و انذار و نهی از رذیله ها دغدغه مند بوده است. مباحث اخلاقی و انسان ساز موجود در ادبیات تعلیمی و عرفانی در سرتاسر سفر سالک فکرت (شخصیت اصلی مصیبت نامه) مکرر در این اثر عطار بازگو می شود. عطار به خوبی، ضمن روایت تمثیل عرفانی سفر برای خودشناسی، از حکایت های تعلیمی و اندرزی و اخلاقی غفلت نورزیده و تا حد ممکن در بخش حکایات کوتاه این منظومه عرفانی، جانب اخلاق و نکوداشت محاسن اخلاقی و دعوت بدان ها و نکوهش رذیله های اخلاقی و پرهیز و انذار از آن ها را پیش چشم داشته است. نتیجه دیگر پژوهش این است که بیان اندرزها و مباحث تعلیمی بخش حکایت های کوتاه در این چهل مقاله (منزل) معمولاً با آن بخش همسوست؛ برای مثال، حین روایت سفر سالک به نزد خاک، از خاکساری و تواضع سخن گفته است و در حین سفر نزد ابراهیم خلیل از مودت و خلّت و دوستی ورزیدن؛ نتیجه مهم دیگر این پژوهش این است که اکثر ابیات تعلیمی و اندرزی عطار در حکایات کوتاه بیان شده است و سخنان پیر به سالک فکرت، بیشتر جنبه عرفانی دارد.
بینامتنیت گویای این امر است که هر متنی در برهه ای از زمان، تحت تأثیر آثار قبل از خود بوده و با تغییر و تحول آثار پیشین به خود هویتی متنی بخشیده است. در سایه سار این نوع نگرش، هر متنی زاییده آرا و اندیشه های متون پیش از خود است. یکی از انواع بینامتنیت را بینامتنی ذاتی می نامند؛ بینامتنی ذاتی، روابط متنی یک اثر با دیگر آثار همان نویسنده یا شاعر است که در متن دیگری نیز ظهور یافته، اما نه به مثابه تکرار. سعدی، شیخ المتکلمین و شاعر ذولسانین، مضامین و مفاهیمی در اشعار عربی خود به کار برده که این مضامین در اشعار فارسی او نیز به کار رفته است. پژوهش حاضر، به شیوه تحلیل محتوا و با رویکردی زیباشناختی، اشعار عربی و فارسی سعدی را از دیدگاه بینامتنی ذاتی کاویده و شباهت های مضمونی و ظرافت های لفظی و معنوی سخن سعدی را بیش از پیش نشان داده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شیخ اجل با هنرمندی خویش در تکرار مضامین، هرگز دچار دوباره گویی نشده و ذوق و قریحه سرشار او با استفاده از تکنیک ها و آرایه های ادبی و بلاغی، هر بار جامه ای نو به سخنش پوشانده و مخاطب را مسحور هنرنمایی خویش کرده است. نکته مهم اینکه کلام سعدی در بینامتنی ذاتی سخنانش نه تنها به تکرار نینجامیده، بلکه منجر به خلق تصاویر جدید و ممتاز شده و این همان ویژگی است که سعدی را از دیگران متمایز کرده است.
خاطره نویسی، یکی از انواع ادبی و شکلی از نوشتار است که در آن نویسنده، خاطرات خود را یعنی صحنه ها یا وقایعی که در زندگی اش روی داده، در آنها نقش داشته یا بیننده آنها بوده، بازگو می کند. با وقوع جنگ تحمیلی علیه ایران بسیاری از رزمندگان به ثبت خاطرات خود از دوران دفاع مقدس پرداختند. کتاب آن بیست وسه نفر خاطرات خودنوشت احمد یوسف زاده یکی از آزادگان جنگ تحمیلی است. نویسنده در این کتاب خاطرات خود در زمانی که به همراه همرزمانش به اسارت درآمده اند را نوشته است. این نوشتارضمن بیان وجوه مشترک داستان و خاطره، به بررسی میزان مطابقت خاطرات این کتاب با عناصر داستان می پردازد. نگارنده پس از تطبیق خاطرات این کتاب با عناصر داستان به این نتایج رسیده است: درونمایه این کتاب بیان مشکلات و شکنجه هایی است که برای اسرای جنگی اتفاق می افتد. زاویه دید اول شخص مفرد است که از زبان نویسنده بیان می شود. پیرنگ کتاب حکایت چگونگی اسیر شدن و تشکیل گروه بیست و سه نفره و اتفاقاتی که برای آنها می افتد است. شخصیّت ها کاملاً واقعی هستند و ساخته و پرداخته ذهن نویسنده نیستند. لحن کتاب با توجه به این که خاطراتش را بیان می کند و موضوع کتاب واقعی است، جدی می باشد.
هدف این پژوهش، بررسی شیوه های بازنمایی شخصیت زنان در ده داستان برگزیده از محمدرضا یوسفی است. بر این اساس داستان هایی از قبیل قالیچه ی بته گلی، قصه ی گل رو و گل بو، سبز، آبی و زرد و... ویژه ی مخاطبان گروه سنی «ب» و «ج» بر مبنای فرانقش اندیشگانی تحلیل شده اند. یوسفی برای معرفی زنان در متن روایت از کنش، گفتار و صفات نسبت داده شده به شخصیت های داستانی بهره می گیرد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که زنان در داستان های مدّنظر، شخصیت هایی فعال، کنشگر، تأثیرگذار، تعلیم دهنده و صاحب تفکر هستند. «فرایندهای مادی» ابزار اصلی یوسفی در بازنمایی فعال و بدون تبعیض زنان در ساختار روایت ها است؛ این فرایندها کارکرد ترغیبی چشمگیری دارند و مخاطب را با شخصیت داستان و کنش های وی همراه می کنند و بر جنبه ی حقیقت نمایی داستان می افزایند. شخصیت های زن در بیشتر این فرایندها نقش کنشگر داشته و حضور کم بسامد این شرکت کنندگان در «فرایندهای ذهنی» نیز در «واقع نمایی» و «تقویت باورپذیری مخاطبان» مؤثر است.