بدون تردید واقعه عاشورا حماسه ای بزرگ و بی بدیل در تاریخ بشر است؛ و بدین سبب است که همواره شاعرانی از ملّت ها و اقوام مختلف به تبیین جنبه های گوناگون آن پرداخته و احساسات درونی خود را بیان کرده اند؛ از زمرة این شاعران در ادبیات عربی می توان شریف رضی را نام برد؛ از بین شاعران فارسی زبان نیز می توان به ادیب الممالک فراهانی اشاره کرد که با ترجیع بند غرّای عاشورایی خود به هنرنمایی پرداخته است؛ و از جمله شاعران ترک زبانی که به سرودن اشعار عاشورایی همّت گماشته اند، فضولی بغدادی است که با تحریر کتاب حدیقة السعداء همواره کانون بیشترین توجهات در بین شاعران ترک زبان بوده است. مقاله حاضر می کوشد نکات مشترک نهفته در مراثی حسینی شریف رضی، ادیب الممالک و فضولی را با روشی توصیفی تحلیلی مورد بحث و بررسی قرار دهد. شاعران مورد نظر با توجّه به موقعیت و زندگی شان در فرهنگ ها و دوره های مجزا از هم، هر کدام با انگیزه های متفاوت به بیان مظلومیت آن امام بزرگوار در واقعه عاشورا پرداخته اند؛ بدین سان با وجود انگیزه های متفاوت برای بیان این سوز، وجود تشابهاتی هم در مضامین شان ملموس است؛ مضامین مشترکی چون: پرداختن هر سه شاعر به قضیه کربلا، ذکر شهادت امام حسن(ع) در کنار پرداختن به واقعه عاشورا، تشنگی، گریه، شهادت و آزردگی خاطر پیامبر(ص) به خاطر واقعه کربلا از جمله این موارد است.
این پژوهش در پی آن است تا با بررسی ساختاری روایت های نخستین نبرد سه جهان پهلوان نام آور ایرانی یعنی گرشاسب، سام و رستم، الگوی ساختاری واحد آنها را نمایان سازد و هم سویی این الگو را با اسطوره نبرد «ایندره»، ایزد جنگ هندوایرانی با «وریتره»، اهریمن خشک سالی نشان دهد. در این راستا ابتدا به کمک روش تحلیل ساختاری اسطوره به قطعه بندی روایت های نخستین نبرد این پهلوانان و سنجش اسطوره بن های آنها با یکدیگر پرداخته می شود و سپس هم خوانی الگوی ساختاری که از نخستین نبرد جهان پهلوان ایرانی یافته شده است، با نبرد آغازین و مشهور ایندره نمایان می شود. نبردهای یادشده هم راستا با واقعه ای صورت می گیرند که طیّ آن پهلوان/ ایزد جوان با حذف اقتدار پدر، خود جانشین او می شود. بنابراین نتیجه مقاله حاکی از آن است که میان نبرد قهرمان هندوایرانی با اژدها و حذف جایگاه ارجمند پدر قهرمان، رابطه ای درهم تنیده برقرار است و گویی که این دو واقعه صورت تغییرشکل یافته یکدیگرند و هر یک جایگزین روایی دیگری است. در این میان تنها یک عنصر واسط هست که این دو سوی معادله را همچون زنجیری به یکدیگر متصل نگاه می دارد و آن وجود سلاح پدری برای نابودی اژدهاست؛ یعنی سمبل نیروی پدر برای از میان بردن اژدها و به تبع آن، برچیدن اعتبار خود پدر.