درحدیث است که رسول خدا (ص)فرمودند((ان الله خلق آدم علی صورته )) یعنی خدای آدمیان را بر صورت خود آفریده است . این حدیث که مشهور به حدیث صورت است از دیرباز محل اختلاف اهل نظر گردیده و هرکس فراخور فهم و بینش و ظرفیت خود درباره آن اظهار نظر کرده است ‘ برخی با ظاهر بینی با استناد به این حدیث و مانند آن در ورطه تشبیه گرفتار آمده و به کافران پیوسته اند ‘ گروهی نیز با پای چوبین در این وادی گام نهاده اند و کمتر از ظاهربینان نبوده اند و چون درک معنی ننموده اند ریشه حدیث را به تیشه تکذیب برکنده اند آنرا برگرفته از تورات و در زمره اسرائیلیات دانسته اند ‘ و اهل تآویل را که با بال عرفان در این وادی به پرواز آمده اند به تیر کوته بینی مورد حمله قرار داده اند . این مقاله ضمن بررسی صحت صدور این حدیث از پیامبر اکرم (ص) دیدگاههای فوق را مطرح نموده و ضمن بررسی مفردات حدیث مذکور براثبات اندیشه اهل تأویل همت گماشته است و آدمی را که خلیفه خدا و وجه الله و دارای فطرت الهی و دارای صورتی الهی ویا برخوردار از صفات خداوندی می داند .
یکی از راه های کشف سیر تحول پدیده های ادبی روش تحلیل بینامتنی است که ارتباط عمودی بین متون را برجسته می سازد و از دیرباز با نام توارد، انتحال ، سلخ و المام مورد توجه محققان ادبی بوده است. براساس منطق مکالمة باختین، هیچ اثری منحصراً از قلم و فکر یک نویسندة خاص تراوش نکرده است و فقط انسان اسطوره ای توانست با اولین سخنش به دنیایی بکر و بیان ناشده نزدیک شود. اگر این دیدگاه را مبنای بحث قرار دهیم، دیگر نمی توا ن گفت تنها پرویز شاپور (78 1302) پدر کاریکلماتور در ایران و دهة چهل بوده است؛ زیرا ردّپای کاریکلماتور در طنزهای عبارتی گذشتگان، مثل برخی ضرب المثل ها، رسالة تعریفات عبید زاکانی، لطیفه ها، جملات قصار و اشعار برخی شاعران نیز دیده می شود و خود شاپور هم به همان میزان برکاریکلماتور نویسان پس از خود از قبیل سهراب گل هاشم، مهدی فرج اللهی، عباس گلکار، حوریه نیکدست و ابوالفضل لعل بهادر اثرگذار بوده است که این اثر پذیری را می توان در سه محورِ بازنویسی، تقلید از تکنیک و اندیشه و جهان بینی در آثار پیروان شاپور بررسی کرد. جستار حاضر می کوشد با رویکرد توصیفی مقایسه ای، ضمن معرّفی پیشینه و پسینة کاریکلماتورنویسی در ایران، با بررسی مجموعة « قلبم را با قلبت میزان می کنم» از پرویز شاپور و پنج تن از کاریکلماتورنویسان مذکور، به آسیب شناسی روش کار شاپور و پیروانش نیز بپردازد.
چگونگی تداوم کیش باستانی زرتشتی تا کنون، با وجود موانع و مشکلات بیشماری که در دوره های مختلف پیش روی پیروان این کیش بوده، به خصوص پس از فروپاشی حکومت ساسانیان قابل تأمل است و بررسی روابط زرتشتیان پس از ورود اسلام به ایران، می تواند در این مورد راهگشا باشد. این پژوهش می کوشد تا ضمن بررسی روابط فرهنگی و مذهبی بین پارسیان هند و زرتشتیان ایران، چگونگی روابط بین آنها را تبیین و به فواید این ارتباطات برای پیروان این کیش در هند و ایران و نیز پیامدهای آن اشاره نماید. مطالعات نشان می دهد که پارسیان هند با زرتشتیان ایران بطور پیوسته در ارتباط بوده اند. البته گاهی بنا بر اوضاع متشنج داخلی یا سیاسی حاکم بر فضای دو کشور، این دو جامعه ی دینی از حال یکدیگر بی خبر می ماندند؛ اما به محض آرامش اجتماعی و سیاسی، مراودات آنان در زمینه های مختلف آغاز می گردید. روابط فرهنگی و مذهبی این دو جامعه که در ابتدا برای کمک به پارسیان هند شکل گرفت؛ در دوره های متأخر برای کمک به زرتشتیان ایران ادامه یافت و این روند موجب گردید تا این دین کهن وش کماکان هویت و اصول مسلم خود را حفظ نماید. روش پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات تاریخی است که بر اساس آن مدارک و اطلاعات مکتوب از منابع معتبر گردآوری و آن گاه با استدلال قیاسی و تحلیل های منطقی به نتایج علمی و معتبر دست می یابد.