فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۵۴۱ تا ۱۵٬۵۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
تبیین انگیزه های برجسته سازی، حاشیه رانی و غیریت سازی در رباعیات خیام براساس تحلیل انتقادی گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به تبیین انگیزه های «غیریت سازی»، «برجسته سازی» و «به حاشیه رانی» در بعضی از رباعیات خیام، که این ویژگی ها در آنها برجسته است، پرداخته شده است. غیریت سازی یکی از روش های دست یابی به انگیزه های پنهان در ورای متون ادبی است که ازطریق تحلیل گفتمان متن با جامعه شناسی و علوم سیاسی در پیوند مستقیم است. در هر گفتمان براساس «منطق هم ارزی» و «منطق تفاوت» می توان به تبیین روابط غیریت سازانه موجود در متون ادبی پرداخت؛ بدین معنی که در هر گفتمان، یک قطب مثبت باعنوان «ما» و با هویت «خودی» برجسته می شود و دربرابر آن، قطب منفی دیگر، باعنوان «آنها» و با هویت «دیگری» به حاشیه رانده می شود. در این پژوهش از روش های تحلیل گفتمان سیاسی اجتماعی لاکلا و موفه و همچنین روش تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش به صورت توصیفی و تحلیلی است. خیام در تعدادی از رباعیات خود از این شیوه برای ابراز مقاصد خود بهره برده است. با تبیین و توصیف این موارد به این نکته پی خواهیم برد که چرا و بنابر چه دلایلی خیام درپی نوعی قطبیت سازی در رباعیات خود بوده است و نیز درخواهیم یافت که خیام، علاوه بر طرح دیدگاه های فلسفی در رباعیات، چگونه درصدد ابراز انگیزه های سیاسی و انتقادی ورای گفتمان های خود بوده است.
دانش کلمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله فصل اول الکتاب، اثر سیبویه، در مطالعة دانش زبان بررسی می شود. در این بررسی، نخست ترجمة فارسی این فصل ارائه می شود. پس از آن، برخی از مطالب این فصل، با تمرکز بر اصطلاح های به کار رفته در متن اثر و با بهره گیری از ابزارهای نظری زبان شناسی معاصر، به روش تجزیه و تحلیل مفهومی شرح داده می شود. در این پژوهش، مقایسه ای میان مفاهیم این فصل از الکتاب و مفاهیم دستور نقش گرای نظام مند هلیدی انجام می شود. همچنین مفاهیم این فصل از الکتاب با برخی از نظریات ابونصر فارابی و ابن سینا سنجیده می شود. حاصل این بررسی تطبیقی دست یابی به مؤلفه هایی است که شاید بتواند معرف سنت فکری دانشمندان ایرانی در حوزة مطالعة دانش زبان باشد.
نشست نویسندگان، شاعران و تصویرگران کتاب های کودک و نوجوان
حوزههای تخصصی:
تاثیر اشه در تجربه های تفسیری متون کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین اصل در دین ایران باستان، اصل اشه (asha) یا نظم و راستی در مقابل بی نظمی و دروغ بوده است. برخی حوادث و حکایات در فرهنگ ایرانی هست که قابل تطبیق با اسلام یا دیگر ادیان نیست بلکه متاثر از اندیشه اشه است. تجلی اشه در این موارد، حاصل نوعی تجربه دینی موسوم به تجربه تفسیری است. تجربه تفسیری در حقیقت، تبیین دینی است، و هر تبیینی بر مجموعه ای از پیش دانسته ها و پیش فرضها مبتنی است که شخص تبیین گر بر پایه آنها به کشف روابط پدیده ها و حوادث می پردازد. در این مقاله مواردی استخراج شده که پیش فرض این تجربه ها مبتنی بر اصل اشه در ایران باستان بوده است. بر اساس این پژوهش روشن می شود تجلی اشه در قالب تجربه های تفسیری بیشتر در حوزه قدرت سیاسی و نقد و مهار قدرت رخ داده است هر چند در حوزه روابط فردی و نظام طبیعی نیز اندیشه اشه به صورت تجربه تفسیری نقش مؤثری داشته است و موجب نظام جامعه و پیشرفت تمدن گشته است.
آزادی و بند در زبان
دنباله بحث کتابشناسی: تاریخ قدیم و جدید
حوزههای تخصصی:
کژتابیهای زبان
منبع:
کیان ۱۳۷۲ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
موسیقایی بودن ساختار در کلیدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آرزوهای ادبیات همواره آن بوده است که خود را به موسیقی نزدیک کند. در عرصه داستان نویسی، تلاش ها همواره معطوف بر ایجاد همانندی بین شعر و نثر در صُوَر خیال و اغراض و موضوعات، و انواع موسیقی متداول در بطن و بافت عبارت ها بوده است. در مقایسه با شعر، داستان در به کارگیری هم زمان تک نوازی ها و گروه نوازی ها و هماهنگ سازی سازها و صداها و یا تغییر مداوم در آواها و نواها و رسیدن به ساحت هماهنگ سمفونی ها بسیار توانمند است.
موسیقیِ متنِ رمان کلیدر، اثر محمود دولت آبادی، به وسیله عناصر و عوامل مختلف شکل گرفته است که شماری از آنها به اختصار چنین است: گزینش کلمات خوش ساخت، رعایت تناسب هجاها و واج ها در چینش واژه ها و جمله ها، تنوع جمله بندی ها، تاثیرپذیری از موقعیت ها در انتخاب کلمات و ساختار جملات، تغییر مداوم در لحن بیان و ریتم روایت در آغاز فصل ها، تنوع در توزیع و ترکیب شیوه های بیان، رعایت ملازمات مرتبط با نوع ادبی، همسویی نثر و روایت با جهان نگری هنری، همنوایی اطناب ها و ایجازها با آهنگ روایت، پیوند مستقیم انواع پیرنگ با آهنگ روایت، هارمونی مضاعف با تیپ ها و طبقات، و نیز هماهنگی اجزای فرعی با ارکان اصلی در شکل دهی به موسیقی متن.
زبان فارسی در جهان امروز
جلوه های آیرونی نمایشی در شعر احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه آیرونی در ادبیّات منظوم ایران، نمونه های فراوانی دارد؛ در حوزه نقد به آن توجّه کمتری شده است. این صنعت ادبی، در دو شکل آیرونی لفظی و آیرونی نمایشی قابل بررسی است. آیرونی در شعر احمد شاملو، نه به عنوان یک تشخّص سبکی، بلکه به عنوان بخشی از موارد زیباشناختی شعر قابل توجّه است. پنهان کاری های راوی در برخی اشعار روایی شاملو، منشأ پیدایش آیرونی نمایشی در شعر اوست. این رویکرد، باعث ایجاد نوعی فاصله میان آگاهی نویسنده یا راوی اشعار، با خواننده می شود؛ که با تعاریف موجود از آیرونی نمایشی تطابق دارد. در این جستار برآنیم تا با پرداختن به انواع آیرونی نمایشی ( ناگهانی و غیر ناگهانی ) ، در اشعار شاملو، برخی از زوایای پنهان آثار او را واکاوی نموده و ضمن تبیین مفهوم آیرونی در شعر و بیان تمایز میان این صنعت ادبی با ایهام و کنایه و دیگر گونه های بیان دو پهلو، به نوعی مرزبندی میان آیرونی و سایر صنایع ادبی دست یابیم.
الهام قدسی
تأثر مولانا از بهاء ولد در مقولة روح
حوزههای تخصصی:
نوشتة حاضر بازتاب اندیشه های بهاءالدین ولد در کتاب معارف را در غزلیات و رباعیات مولانا پیرامون مقوله «روح» میکاود. موضوعات گزینش شده در این مقاله هر یک بیان گر جهتی مشترک در نگرش و اتخاذ روش مشابه در بیان است. مشترکات مورد نظر اغلب به عقاید صوفیه پیشین نیز متکی است و در مواردی خلاف آن چیزی مینماید که در میان صوفیان رایج بوده و بیان شده است.
جلال الدین محمد در بحث هایی مانند منشأ و مبدأ روح، ویژگیهای متنوع روح، روح دیگر موجودات جهان برین و فرودین، و نیز غایت و منتهای روح، با پدر خود هم عقیده است. با نگاهی گذرا به هم گونیهای محتوایی ـ صوری و بدون دقیق شدن در ریشه های مباحث، میتوان تأکید کرد که جلال الدین محمد از اندیشه های پدر متأثر بوده است.
سیاوش مرد خرد و تدبیر
منبع:
فرهنگ پاییز ۱۳۶۹ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
رابعه سوخته عشق و درد
انگیزه گوینده گریان تنسیون
حوزههای تخصصی:
تاریخ دقیق آغاز و انجام نظم شاهنامه
منبع:
حافظ خرداد ۱۳۸۳ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
نقد و قرائت تاریخی اشعار حافظ
حوزههای تخصصی:
نقد یا قرائت تاریخی آثار ادبی به معنای تحلیل آثار ادبی با توجه به حوادث یا امور تاریخی است. در این نوع نقد، محقق به بحث درباره زندگی شاعران یا نویسندگان و معاصران آنها و روابط ایشان با هم می پردازد و بر آن است تا با نگاه بیرونی، برخی از ابهامات درونی آثار ادبی را پاسخ دهد. این نوع نقد که در ایران پیشینه ای طولانی دارد، غالباً وسیله تحقیق در تاریخ ادبیات است. از آنجا که این نوع نقد درباره شعر حافظ با توجه به ویژگی های خاص و منحصربه فرد شعر او، همواره با دو دیدگاه تأییدی و انکاری روبه رو بوده، نگارنده بر آن شده تا در قالب این مقاله و با روش تحلیل محتوا (رویکرد توصیفی- تحلیلی) اشعار حافظ را از منظر نقد تاریخی بررسی کند. در این بررسی مشخص شده است که شعر حافظ با توجه به تعیّن زمانی و مکانی بالایی که دارد، نقد تاریخی را برمی تابد، چنانکه از مجموع 625 قطعه شعر حافظ، 88 قطعه شعر او، جزو اشعار تاریخ دار مسلم هستند؛ یعنی حدود 14 درصد؛ و اگر بخواهیم اشارت مدحی و تاریخی را نیز به این تعداد اضافه کنیم، حافظ حدود 164 قطعه شعر تاریخ دار دارد؛ یعنی حدود 26 درصد از اشعار او؛ که این موضوع نشان می دهد شعر حافظ، پیوند نسبتاً زیادی با تاریخ عصر و زندگی او دارد و استخراج این اشعار می تواند در بررسی تطور فکری حافظ و بازسازی جزئیات زندگی او مؤثر واقع شود.