فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۹۰۱ تا ۱۱٬۹۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
از خسروانی تا هایکو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد و بررسی نظریه ادبیات غنایی در ایران (با تکیه بر ادبیات پیش از اسلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر غنایی از مهم ترین انواع ادبی در تاریخ نقد ادبی است. در تاریخ ادبیات هر سرزمینی، اشعاری وجود دارد که به همراهی موسیقی و یا برای همراهی با آن سروده می شده و از سوی دیگر، اشعاری ساده، عاطفی و موسیقایی وجود دارد که از دل جامعه عوام به وجود آمده و منشأ اشعار غنایی رسمی شده است. محققان ایرانی تحت تأثیر تعریف رمانتیک شعر غنایی، اغلب این نوع شعر را اشعاری دانسته اند که بیانگر احساسات و عواطف شخصی است و «من» شخصی گوینده را بازگو می کند. در این مقاله که به شیوه سندکاوی نوشته شده است، نگارنده ضمن نقد و بررسی این دیدگاه، جلوه-های اصیل و بوطیقایی ادبیات غنایی را در ادبیات ایران پیش از اسلام بازگو می کند. گوسان ها، نوازندگان دوره گردی بودند که اشعاری را به همراهی موسیقی برای پادشاه و مردم روایت می کردند. از سوی دیگر، گونه های ادبی نظیر خسروانی ها و فهلویات اشعاری ذاتاً غنایی هستند که منشأ آن توده مردم است.
فلسفه آموزش تاگور: شانتی نیکتان یا هنر آموزش
حوزههای تخصصی:
خلاقترین شاهکار ادبی ایران
منبع:
کیان ۱۳۷۷ شماره ۴۲
حوزههای تخصصی:
بررسی خاستگاه اسطوره ای نام در گستره ادبیات حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام پوشی یا افشای نام یکی از بن مایه های برجسته در ادبیات حماسی است. هدف ما در این جستار بررسی نام از این منظر در شاهنامهفردوسی، منظومه های پهلوانی، و طومارهای نقالی است. بدین منظور این آثار با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا واکاوی شده اند. حاصل آنکه پهلوانان در رویارویی با دشمن چهار شیوه را در پیش می گیرند؛ در بیست وپنج مورد بی محابا و آشکارا نام خود را فاش می کنند، در پنج مورد با نامی جعلی با دشمن رویاروی می شوند، در یک مورد تنها به لقب یا کنیه خود اشاره می کنند، و در نُه مورد از افشای نام و کنیه خود پرهیز می کنند. با اینکه این چهار شیوه در ظاهر تناقض آمیز می نماید، همه خاستگاهی اسطوره ای و آیینی دارند و نه تنها نقیض یکدیگر نیستند، بلکه نشان دهنده جایگاه خطیر نام در باور پیشینیان هستند؛ در گذشته عده ای چنین می اندیشیدند که نام بخشی حیاتی از وجود هر فرد است و در صورت فاش شدن آن نزد دشمن، طلسم می شوند و دشمن بر آن ها چیره می شود؛ بنابراین، از افشای نام پرهیز می کردند، یا با نامی جعلی با دشمن رویارو می شدند؛ گروهی معتقد بودند که اگر نام دشمنان را بر زبان برانند، دشمنان جانی دوباره می یابند و به یورش بر آن ها برانگیخته می شوند و از این رو، گاه اگر دشمن نام پهلوان را بر زبان نمی آورد، پهلوان خود پیش دستی می کرد و با فریاد کشیدن نامش، دشمنان را مرعوب می کرد؛ وجه سوم اینکه کنیه یا لقب برخلاف نام، جزء حیاتی وجود پهلوان به شمار نمی آمد و می توانستند در مقابل دشمن، با پرهیز از افشای نام، به کنیه یا لقب خود اشاره کنند.
یادی از استاد دکتر امیر حسن یزدگردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فروردین ماه امسال مصادف است با چهاردهمین سال خاموشی استاد دکتر امیر حسن یزدگردی، استاد زبان و ادب فارسی در دانشکدة الهیات. استاد یزد گردی معلمی کم مانند و عاشق بود و سالهای از سر عشق در این دانشکده، به تدریس ادب پارسی پرداخت و صدای فردوسی و نظامی و مولوی و سعدی و حافظ را- که صدای رسای فرهنگ اسلامی ایران زمین است- عاشقانه و استادانه به گوش جان دانشجویان رساند و در انتقال ارزشهای فرهنگ گران سنگ ایران اسلامی به فرزندان این مرز و بوم، نقشی شایسته و درخور ایفا کرد. فقدان او چونان فقدان همة پیام آوران فرهنگ و ادب، ضایعه ای است جبران ناپذیر و فراق او چونان فراق دیگر معلمان عاشق- که روز به روز حکم کیمیا می یابند- سخت جانکاه است و اندوه آفرین. و در این میان «یاد» یاد او و یاد عزیزانی چون او، مرهم دلهای خستة دلدادگان فرهنگ و ادب تواند بود.... و من در این یاد و در این یاد کرد، او را به همان صورت و سان و به همان ترتیب که دیده ام و یافته ام، معرّفی می کنم: - نخست او را در مقام تعلیم و در هیأت معلمی عاشق یافتم. - سپس با پایگاه بلند او در تحقیق راه بردم... - و سرانجام به جمع دوستان و یاران او پیوستم و او را در مقام انسانی والا و دوستی کم مانند دیدم و تا دم مرگ با او بودم.... بنابراین پس از ذکر احوال استاد، نخست از حکایت تعلیم سخن می گویم، سپس از حکایت تحقیق و در پایان از انسانیت و محبت و صفا و وفای استاد سخن خواهم گفت.
این «جامه» که می بری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نقش معنایی واژة «جامه» ([y’mk']: jāmag / yāmak) در جملة «این جامه که می¬بری» [bē ēt [y’mk']: jāmag / yāmak-ē dah kē barēh] می-پردازد. این جمله خطاب به زردشت در هنگام عروج او به آسمان در کتاب هفتم دینکرد آمده¬است. این پژوهش بر بنیاد ریشه¬شناسی تاریخی و کاربرد واژة جامه در متون گورانی(سده 3-14ه) از گروه شمال غربی زبان¬های ایرانی (پارتی) انجام شده¬است. واژة جامه در این زبان به معنای تن، پیکر و کالبد انسانی کاربرد گسترده¬ای دارد. جامه محل بروز روان انسانی است و روان در هنگام عروج و مرگ از آن جدا می¬شود. بنابراین در هنگام عروج زردشت به آسمان، امشاسپند بهمن به او می¬گوید: جامة (= تن) خود را بر زمین بگذارد و در سفری روانی با مینوی بهمن همراه شود.
شعر آدم را به خاک سیاه می نشاند (گفت و گو با بنیان گذار جنبش شعر گفتار)
منبع:
رودکی۱۳۸۷ شماره۲۲
حوزههای تخصصی:
تجلی مادر سالاری در شاهنامه
منبع:
حافظ آذر ۱۳۸۴ شماره ۲۱
حوزههای تخصصی:
دردانه های خلوت اهورایی: بغدخت «آناهیتا»، آب بانوی محبوب و ملکه انهار، فغفور «آذر» گرمابخش جان ها و پاینده آتش ها
منبع:
چیستا آذر ۱۳۶۱ شماره ۱۴
حوزههای تخصصی:
ویژگی های پری در منظومه های حماسی پس از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور زن در کنار شخصیّت های اساطیری و حماسی بسیار متداول بوده است؛ چنان که اورمزد در کنار خود سپندارمذ و اهریمن در کنار خود جهی را دارد. جمشید از خواهران/دختران خود و فریدون و کیخسرو نیز از حضور مادر بهره مندند. در این موارد، قهرمان با کمک و همراهی یک عنصر زنانه به کامیابی و پیروزی می رسد و این عنصر زنانه در پیشبرد اهداف او بسیار مؤثّر است. زنان در این داستان ها می توانند بازتابی از کهن-الگوی «آنیما» باشند که در سویه مثبت خویش در نقش هایی چون مادر، معشوق وفادار یا پری و با خویشکاری باروری و زایش پدیدار می شوند. پری یکی از این نقش هاست که با ویژگی های خود چون زیبایی توصیف ناپذیر، ارتباط با چشمه و آب، ابراز عشق به پهلوانان، آگاهی از اسرار و نهانی ها و داشتن قدرت غیب گویی و پیشگویی، قدرت و توانایی پنهان شدن و کمک به پهلوانان در جهت رسیدن به اهداف والا و چیره شدن بر دشمنان، در این داستان ها ظاهر می شود. در این جستار پس از بحثی مختصر پیرامون چیستی «پری»، به بررسی ویژگی های پری در منظومه های حماسی پس از شاهنامه پرداخته شده است.
تامارا
فرهنگ شفاهی در حدیقه سنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیقه سنایی یکی از متن های پرابهام ادبیات ایران است. ابهام های این کتاب -که اولین منظومه عرفانی در زبان فارسی است- بیشتر از نظر زبان ادبی است که در آن، از امکانات زبان گفتاری و گویشی آن سال ها استفاده شده است. همچنین دامنه تغییر و جا به جایی ها، حذف ها و ایجازها در ساختمان جمله های حدیقه بسیار گسترده است و اصطلاحات، کنایات و تعبیرهای رایج در فرهنگ شفاهی نیز بر آن افزوده شده است. به همین دلیل، بیشتر مخاطبان امروزی (حتی پس از خوانش های مکرر) در برقراری ارتباط بین جمله ها و اجزای آن ها دشواری های بسیار پیدا می کنند. شاید یکی دیگر از دلایل ابهام این اثر، شتاب زدگی در هنگام نگارش و نداشتن فرصت برای ویرایش بوده؛ مطلبی که در کتاب های تاریخی و تذکره ها به آن اشاره شده است.